RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

همفکري

+ ادامه ي بحث فراگيري و فراگيري ديني قسمت پاياني (شنبه 22/4/1387 ساعت 2:0 صبح)

 


سلام عليکم


    در پاياني بحث فراگيري و فراگيري ديني به مناسبت نام اينجا که همفکريست بحث از انديشه و انديشه ي ديني داشتيم و خلاصه اش اين شد که انديشه ي ديني هم انديشه است منتها کاملش ، البته پيش کشيدن انديشه بيشتر براي اين بود که همه ي دعوا ها و اختلاف نظرها در همينجاست ، حالا بقول تعريفي از انديشه که عرض شد گفته شده عبارت است از : " حرکتي به مبادي و از مبادي به مراد " ، چه در حرکت به مبادي و چه از مبادي به مراد ، به عبارت ديگر چه در نزول يا بقول مرحوم علامه در افتادن به چيزي مثل افتادن چشم ما به اندام جهان خارج بقول ايشان ، و چه در قيام ، بعبارت دقيقتر بقول قرآن عظيم چه در : تنزل الملائکة و روح ، و چه در : يقوم الروح و الملائکة ، و ترکي آن چه بدنيا آمدنمان و چه از دنيا رفتنمان !؟


    چراکه شاهد مثال اختلاف نظر همين که يکي از عزيزان ( موفقيت نامحدود ) هرچند فرموده اند ما دو انديشه هم نداريم ، ولي انديشه ي ديني را هم انديشه اي بحساب نياورده اند ، حالا چه به حساب بنده و حساب کتاب ديني بنده و چه بحساب مثلا انديشه ي رياضي !؟ همان که در اين چيه کلاس درسش دو ، سه ووو را لابد پذيرفته اند ؟! ولي حتي دو انديشه را بحساب نمي آورند !؟


    بگذريم ، نکته ي مهم در فرمايش ايشان چيز ديگريست که اول شما را دعوت به ديدن فرمايش ايشان مي کنم و بعد ببينيم اين نکته چيست ؟


    ايشان فرموده اند :


با سلام خدمت دوست فرهيخته ام.


    به نظر من انديشه يه چيزه. هر نوع تقسيم بندي انديشه يک خطاي محضه.


    انديشه از جنس نوره و هميشه عقلانيت بشر چنگ به ريسمان حقيقت مي زنه. بهمين واسطه است که مي گن سر هر کي بخواي مي توني کلاه بذاري ولي سر خودت نمي توني. و باز هم بدين واسطه هست که از عقل و انديشه به عنوان پيامبر دروني انسان ياد مي شه. دين و به قولي انديشه هاي ديني در واقع انديشه نيستند. در واژه ها دقت کنيم. دين و منسوبات اون در واقع علم هستند. يک آگاهي هستند. اين علوم زماني که در دستگاه عقلانيت شخص مخاطب محلول شدند به عنوان انديشه شناخته مي شوند.


    ...


    شاد و موفق باشي


    اين بود عين فرمايش ايشان ، ولي بنده با اصلي ترين نکته ي اين فرمايش کار دارم ، مقدمتا عرض کنم که يک مسئله ي تاريخي است که عقل و بشرح ايضا فکر ، ذکر ووو ي ما و از جمله همان چشممان هم که بقول مرحوم علامه گفتيم مي افتد به چيزي ، آيا فقط مدرک ( به ضم ميم ) هستند ؟ يا ( به فتح ميم ) مدرک هم هستند ؟


    مي دانيد که منابع فقه يا دين را هم عقل گفته اند و هم کتاب و سنت ، و اجماع به قول ما را ، يعني عقل ، بشرح ايضا فکر ، ذکر ووو ، فقط مدرک نيست بلکه مدرک هم هست .


    خب ، حالا در فرمايش اين عزيزمان مسئله به اين صورت پيش مي آيد که آيا دين هم فقط مدرک ( به فتح ميم ) است ؟ يعني من مسلمان يا ديندار چطور ؟ چراکه من هم مدرکم و هم مدرک ، مسلمان و ديندارم چطور مي شود که مدرک و مدرک نباشم ؟


با فرمايش ايشان در بحث فراگيري و فراگيري ديني هم همين مسئله برايمان پيش مي آيد همانطور که من فراگيرنده و فراگير شده هستم ، آيا من مسلمان يا ديندار هم همين طور است ؟


    يعني مثلا همين انديشه ي ما که هم فرامي گيرد و هم موضوع فراگيريست ، آيا بقول ايشان انديشه ي ديني ما فقط موضوع فراگيريست ؟


    يا فراگير ديني هم داريم ؟ مثلا پيامبر ؟


    چراکه طبق فرمايش ايشان پيامبر هم دين را فراگرفته ؟ مثل ما بقول ايشان ؟ حالا طبق مثلا منطق قديم يا جديدمان ؟ بماند .


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [1/6/1387- 8:19 ع] انديشه ي ديني (5)
    [28/5/1387- 12:41 ص] انديشه ي ديني (4)
    [25/5/1387- 11:52 ع] انديشه ي ديني (3)
    [18/5/1387- 9:59 ع] انديشه ي ديني (2)
    [4/5/1387- 10:27 ع] انديشه ي ديني
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 2 بازديد
    ديروز: 13 بازديد
    کل بازديدها: 22846 بازديد
  •   پيوندهاي روزانه
  •   درباره من
  •   لوگوي وبلاگ من
  • همفکري
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  همفکران

  •  لوگوي همفکران