RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

همفکري

+ ادامه ي قسمت پاياني بحث (جمعه 28/4/1387 ساعت 11:30 صبح)

 


انديشه ي ديني :


    بسم الله الرحمن الرحيم ، تبت يدا ... : قرآن عظيم


سلام عليکم


    ضمن عرض تسليت بمناسبت وفات حضرت زينب سلام الله عليها و عرض تبريک بمناسبت امروز و آرزوي جمعه و هفته اي بهتر براي شما عزيزان عرض شود عزيزاني که پيگير بحث بوده اند دستگيرشان شده است که بحث اصلي ما در اينجا انديشه است ، که مثل عضو ، حس و بقيه ي نعمت الهي براي فراگيري ماست و در نهايت گفتيم که هم مدرک و هم مدرک ، يعني فقط فراگير نيست بلکه فرا هم گرفته مي شود .


    عزيزاني هم که عنايت بيشتري داشته اند دريافته اند که انگيزه ي ما در اينجا هم فراگيري انديشه ي ديني است که مثل مثلا حکومت ديني فراگرفتني است ، خصوصا پس از انقلاب ديني يا اسلامي ما که انتظار مي رفت موضوع فراگيري ماهم باشد ، حالا در نظام آموزشي جديد و به اصطلاح دانشگاهي ما ؟ و يا در نظام قديم و به اصطلاح حوزوي اين چيه ويژيه علوم ديني ؟ و يا نه بلکه در نظام آموزشي ديني ؟! بماند .


    پس انگيزه ي مثلا انفعالي در مقابل سر ريز انديشه هاي وارداتي خصوصا پس از انقلاب نيست ، چه رسد به اينکه در مقابل نظام آموزشي جديد و قديم ما باشد که ما را وارد اين بحث کرده باشد که پيگير انديشه ي ديني باشيم ، مثل آنکه گفته شود خواستار حکومتي ديني در مقابل حکومتهاي غير ديني ، از جمله اين چيه جمهوريهايي که گفته مي شود باشيم ، که شکلش فرقي نکند و بقولي مظروف ، محتوا ووو ي آن را ديني کنيم .


    پس چنين نيست که شکل انديشه ي ما هم همان شکل قديم ارسطويي و بعد هم صفر يک جديدش باشد و موضوع بحث مثلا ماده ي استدلال ما باشد و نه شکل و صورتش که منطق قديم عهده دار آن بوده و گويا حالا هم منطق رياضي است که به انديشه ما و حتي انديشه ي ديني ما هم شکل مي دهد !؟


    خير ، بلکه ما فراگيريم و منجمله مي انديشيم ، و عرض شد که بفرمان عقل يا خرد ، همچنانکه به نقل از مرحوم آقاي مطهري ديديم که اقسام متفکران اسلامي هم بفرمان عقل و دل و يا حس خود فکر مي کردند .


    يعني اين خرد ماست که ما را مجبور به انديشيدن مي کند ، و اين هم بعرض رسيد در خلال بحث ، و اصل مطلب در اينجا همين بود ، و نه اينکه همانطور که عرض شد مثلا انديشه هاي وارداتي ما را مجبور بفکر کرده باشند .


    خب ، حالا بحث اين است که آغاز انديشه ما و بعبارت ديگر جبارش عقل يا خرد ماست ؟ که بفرمانش فکر يا انديشه ي ما هم مثل مثلا چشم ما مي افتد به چيزي ؟ مثلا به دنياي خارج بقول مرحوم علامه ؟ يا عقل و خرد ما ما هم مثل انديشه ما مجبورست ؟ جبارش کيست ؟


    آنکه به عقل و خرد ما هم فرمان داد : اقرا ... ، يا فراگير ... ، کيست ؟ حتي براي فراگيري خودش ، همان مسئله ي قديمي را عرض مي کنم که عقل و خردمان فقط مدرک ( به ضم ميم و کسر راء ) نيست ، بلکه مدرک ( به فتح ميم و فتح راء ) هم هست ، يعني موضوع فراگير و منجمله انديشه ما هم هست ، آنهم وقتي بفرمانش بينديشيم .


    خب ، اجازه مي خواهم که بيشتر از اين وقتتان را نگيرم و ادامه ي بحث را بگذاريم به فرصتي ديگر انشاءالله تعالي و اجازه بفرماييد فعلا حرف را با اين سخن پيامبر اعظم صل الله عليه و اله وسلم به پايان برسانم که در زمان ما طلبه ها همان اوايل جامع المقدمات مي خواندند :


اول العلم معرفت الجبار ... .



  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [1/6/1387- 8:19 ع] انديشه ي ديني (5)
    [28/5/1387- 12:41 ص] انديشه ي ديني (4)
    [25/5/1387- 11:52 ع] انديشه ي ديني (3)
    [18/5/1387- 9:59 ع] انديشه ي ديني (2)
    [4/5/1387- 10:27 ع] انديشه ي ديني
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 2 بازديد
    ديروز: 13 بازديد
    کل بازديدها: 22846 بازديد
  •   پيوندهاي روزانه
  •   درباره من
  •   لوگوي وبلاگ من
  • همفکري
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  همفکران

  •  لوگوي همفکران