بسم الله الرّحمن الرحیم ، ...
سلام علیکم
اول امروز جمعه را خدمت شما تبریک عرض می کنیم .
تابلوی جمعی و قرآنی :
... ، الحمدلله رب العالمین ، الرّحمن الرحیم ، مالک یوم الدّین ، ...
ماه مبارک رمضان هم افطار شد و عید فطر شد ، شب قدرش هم روز شد ، حالا چقدر ؟ به اندازه ی ظرف و کاسه ای که داشتیم ، روزهایش خوردنی هایی نبود و خوردنی هایی بود ، ولی بعد افطار و شبها هم نان و خرما بود و دیگر خوردنیها و سحری ها که هم شامل خوردنی هایی بود مثل نان و خورشتش بقدر وسع مادی ، وهم خوردنی هایی به اندازه درک دریافت ما که سفره اش به وسعت قرآن بود که میهمانش بودیم .
البته نه قرآنی که در طول بیست وسه سال پیامبری حضرت محمد صل الله علیه و اله وسلم دریافت کرد و ابلاغ نمود بی کم وکاست ، و سرآغاز در ماه رجب است و نخستین آیاتش آیاتی از سوره اقرا است و در آن حرف از ربّ است ولی :
إقرأ بسم ربّک ...
و در ماه رمضانی هم که افطار شد حرف از ربّ است ، ولی می گفتیم ربّنا ... ، ربّ ما ... ، چراکه ماه ماهِ نزول ما بود و تابلوی ما ، مای :
... ، إیّاک نعبد و ایّاک نستعین ، اهدنا الصراط المستقیم ، صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین .
صدق الله علی العظیم و صدق رسوله ...
سلام علیکم
ضمن آرزوی قبولی نماز روزه هایتان عید سعید فطر را خدمت شما تبریک عرض می کنیم .
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، وَ إِذا نادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ(مائده/58) ...
... ، لیلة القدر خیر من الف شهر ، ...
تابلوی علمی ! :
دیشب یکی از علما و دانشمندان اسلامی و شیعه دوازده امامی تابلویی از ما داشت چنین :
علوم تجربی ، نیمه تجربی و لابد سومش هم نه تجربی !
که رادیو معارف جمهوری اسلامی ایران در اختیارشان قرار گرفته بود و در دفاع از کار فقهای علوم دینی فرمود اگر طبق مثلا اصول فقه ، که مقدمه اش یعنی امامش منطق قدیم است ، چیزی تابلویی را تجربه کردند که فبها ! و اگرم نه ، یعنی نه تجربی بود تابلو ! بازم بی اجر نیستند !
حالا ما و نمایش اندیشه ی حاکم برای تماشای تابلویی حسی ، خیالی و عقلی ، یا حسی ، وهمی و عقلی ، ویا بقول ایشان شبهای قدر تجربی ، نیمه تجربی و نه تجربی !
که نه تنها در این تابلوها از ما خبری از قلب ، حفظ و ذکر نیست ، بلکه بعد ذکر فکری هم نیست ، چه رسد به اندیشه ی حاکم در تابلوی اندیشه ی حاکم ایشان برما !در اندازه گیری ما !
... ، انّه فکّرو فدّر، ...
... ، ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحیرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصیلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لکِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ(مائده/103) ...
راستی جمهوری اسلامی یعنی چه ؟ آیا یعنی جمهور یا مردم عالم و دانشمند سالاردینی !؟
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته
نمایش و تماشای تابلو :
سلام علیکم
ما هم مثل شما که یک وسیله ای در اختیار دارید ، البته بودیعه نزد شماست ، و برای خودش حکمی و فرمانی دارد ، در خانه یک وسیله ای داشتیم که از طریق آن تابلوی ارسالی سردار نقدی را دریافت کردیم ، البته پس از روشن کردن تلویزیون و زدن دکمه ی کانال شبکه ی آفتاب سیمای جمهوری اسلامی ایران که داشت سخنرانی ایشان را می فرستاد و در میان آن تابلو ارسال شد ، چراکه ما با گوش خودمان شنیدیم آنرا .
خب تا اینجا ارسالی شنیدنی بود و گوش ما هم که شنیدنش را داشته باشد تابلویی نمایش داده شده و تماشا هم شده ، حالا تابلو هرچه که باشد ، فقط شنیدنی باشد ، حالاچه بقول سردار نقدی :
"تاکتیک آمریکا "باشد وچه بقول قرآن نارل شده در این ماه که روز آخرش هم افطار شد :
بسم الله الرّحمن الرحیم → إنّا أنزَل ← نا → ه ... .
فعلا کاری هم نداریم به اینکه آیا سردار ، یا شبکه ی آفتاب سیمای جمهوری اسلامی ایران هم خودشان را نمایش داده اند ؟! یا تاکتیک آمریکا را تابلو کرده اند ؟
و کاری هم به مابعدش نداریم که بقول علما و دانشمندان و حتی اسلامی و شیعه ی دوازده امامی آنها تابلو نمایشی خیالی یا وهمی هم دارد و ما هم بقول ایشان مجهز به وسیله تماشایش هستیم ؟ یا وسایل تماشایمان فرق دارد ؟
آخه در این ماه بعد افطار وسیله ای مثل سیمای جمهوری اسلامی ایران در اختیار مثلا آیة الله نوری همدانی قرار داده شده بود و ایشان در نقدی داشتند به وسیله ای مثل آن که در اختیارشان گذاشته شده بود که در اختیار بعضی قرار داده می شود و ... .
... فی لَیلَةِ القَدر، ...
تا اینجا نمایش و تماشای تابلو را دو تایی داریم ، هم نمایش دهنده و هم تماشا کننده ، فقط می ماند حس حاکم بر تابلو ، حس شنوایی را عرض می کنیم ، که امام بر تابلوست ، منتها بقول پیامبر که چهارده قرن پیش فرموده اند : " اگر و فقط اگر دو شنوایی داشته باشیم ، آنگاه یکی از ایندو امام دیگریست " .
... ، وَ ما أدراکَ ما لَیلَةُ القَدر ؟ ...
فعلا کاری به درک ، بعبارت دیگر تماشای شیعه نداریم که همانطور که وقتی قرآن را می خوانیم ، امامش که قبلا کتاب شنوایی موسوی بود ، الان که بینایی ابراهیمی ما تماشاچیست ، وقتی هم شبکه ی آفتاب سمعی و بصری در اختیار سردار نقدی بود نیز کتب ابراهیم و موسی نیز امام عالیتری داشت و علی ایندو را قلب یا دل گویند و مثلا در تجهیزات علما و دانشمندان و خصوصا اسلامی و شیعه ، یعنی حس ، خیال و عقل ، یا حس ، توهم و عقل کدامیک از این تابلوی شبانه ی ماست ؟ چراکه مثل روز روشن است و تابلوست قلب و دل داریم ، خصوصا وقتی علما و دانشمندان و آنهم اسلامی و شیعه ی آنها بخواهد بجای خیال یا وهم عشق را میداندار کنند و جام جهان بین و تماشاگه راز ووو، و عقل را از میدان تماشا بدر کنند !
بسم الله الرّحمن الرّحیم (1) ...
سلام علیکم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ(حج/46) ...
تابلوی دوتایی :
اول ماه مبارک رمضان گفتیم در خانه بودیم که شبکه ی آفتاب سیمای جمهوری اسلامی ایران سخنرانی سردار نقدی را پخش کرد ، سردار هم تابلویی را به ما نشان داد بنام تاکتیک آمریکا ، خب کی نشان داد ؟ خب تابلوست که نشان دادن جمهوری اسلامی ایران ، سیمایش ووو ، نه اینکه نشان داد ! مثلا سردار نقدی ، یا شبکه ی آفتاب ، ویا سیمای جمهوری اسلامی ایران ، بلکه : انّا انزلناه ...
در ثانی به کی نشان دادند ؟ خب گفتیم تابلوست که بقول علما و دانشمندان به خانه ی چشم ! که هنوز هم ، که با ماه مبارک رمضان داریم خدا حافظی می کنیم ، در خانه ی چشم هستیم ، مثل چشم سردار نقدی ، چشم شبکه ی آفتاب سیمای جمهوری اسلامی ایران ، چراکه : فی لیلة القدر، ...
مگر اینکه سردار یا شبکه ی آفتاب سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز عالمانه یا دانشمندانه بخواهند در خانه ی علم یا دانش بخواهند نشان دهند تابلو را ، نه تابلو را نشان دهند به چشم بینا ، یعنی چشمی زیر سقف بینایی و اهل بیت حسسش و نمایش خانه ی تابلو حس بینایی باشد و اول ما آنجا بود که تماشا کردیم تابلو را ، که نمایشگر هم بینایی سردار باشند ، یا شبکه ی آفتاب سیمای جمهوری اسلامی ایران ، و ایشان هم مثل ما و اهل بیت خانه ی حس بینایی ، و طبق تابلوی بعضی از علما و دانشمندان ، حتی اسلامی و آنهم اسلام کامل ، تمام و مرضی خدا ! تماشا خانه ی علم یا دانش خانه ی حس باشد !؟
که گفتیم تماشاخانه ی قلب یا دل فقط خانه ی قلوب یا مراکز حسی نیست ، بعلاوه نه تنها بقول یکی از شاگردان صادق آل محمد علیه السلام "اگر و فقط اگر دو حس داشته باشیم ، مثل بینایی و شنوایی ... ، آنگاه خانه ای داریم که ایندو اهل بیت آنند " طبق تابلوی علم یا دانش ریاضیات جدید ، نه قدیمی و یونانیش که در زمان آقا امام جعفر صادق علیه السلام ، قدیمیش نیز از یونانی برگردان نشده بود !
بلکه ما اول ماه در کجا بودیم که تاکتیک آمریکا در آن تابلو شد ؟ یا قرآن در چه ماهی نازل شد ؟ اصلا این نوشته در کجا نوشته شده ؟ یا نازل شده ؟
خانه ی علم و دانش کجاست؟ خانه ی حس ؟ یا خیال !؟ و دیگر خانه ی علما و دانشمندان ؟ آنهم علما و دانشمندان (پ 1 و 2) اسلامیِ دینِ آخرین پیامبر خدا حضرت محمد بن عبد الله صل الله علیه و اله وسلم !؟
-----------------------------
پ : به نقل از تفسیر المیزان ، ذیل آیه ی 98 سوره ی انعام :
1 - مردم نمى توانند خدا را آنطور که لایق ساحت او است تعظیم کنند، چون عقل و وهم ایشان و هیچ حسى از حواسشان نمى تواند به ذات خداى تعالى احاطه پیدا کند.
2 - علمى که آدمى مجهز به وسایل تحصیل آن از حس و خیال و عقل هست ،
تابلوی زندگی :
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخیلٌ صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ یُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ(رعد/4) ...
سلام علیکم
در ادامه مطلب قبلی تحت عنوان تابلوی کامل ، که قسمت اولش تحت عنوان تابلوی روحانی بعرض رسید ، با این پرسش که تابلوی علما و دانشمندان ، خصوصا دینی یعنی اسلامی آنها ، چه نیازی به نزول روح یا جان ما دارند ؟ بعنوان مثال در تابلوی : نخستین بار که چشم ما به اندام جهان خارج افتاد و ... ؟
در این قسمت می خواهیم به تابلویی از ایشان اشاره کنیم که علاوه بر روح یا جاندار بودن ، بعنوان مثال عقل هم دارد ، و باز کاری نداریم به اینکه درتابلویشان مثل بی روحی و بی جانی ، بی عقلی یا بی خردی هم تابلوست و ...
با پرسشی مثل پرسش قسمت قبلی ؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، لا یُقاتِلُونَکُمْ جَمیعاً إِلاَّ فی قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ(حشر/14) ...
امروز ته تغاری خانواده ی ما هم در جمع خانواده است ، مدت آموزشی نظامی را بحمدالله پشت سر گذاشت ، البته یکی دو روزی مانده ولی چهل و هشت ساعت مرخصی تشویق برای تیر اندازی گرفته ، حالا کجا تقسیم بشه ؟ آموزشیش که دور بود و هزینه بر بود برای خانواده رفت و آمدش ، می گوید انتخابش کرده اند برای مرزبانی ! خب با هزینه ی کی ؟ خانواده اش ؟ یا انتخاب کننده اش ؟! به چه جرمی !؟ برتریش در تیراندازی و ... !؟ مگر این جرم است !؟
حالا بماند که با بردننش به خدمت نظام خانواده از یک کارگر که جایگزینش روزی سی چهل هزار تومان و ماهیانه بیش از یک میلیون تومان به خانواده تحمیل می کند که همین یک ماهش معادل سه ماه کرایه خانه ی عقب افتاده ی خانواده ی ماست و جمهوری اسلامی ایران هرگز متوجه این چیزها نمی شود ، هیچ یک از نهادهای دانش اجتماعی علما و دانشمندان ومنجمله تابلو پذیرشان جمهوری اسلامی ایران تابلوست که در تابلویشان این چیزها نیامده ، فقط و فقط تابلوی دانش اجتماعی دین است که مسجد محله اش بی خبر از خانواده ی خانه های تحت سرپرستی ، ولایت و امامتش نیست .
چیزی که پس از انقلاب از فرصتی که خدا داده بود استفاده نشد و بجایش دانش اجتماعی غربی و جمهوریش انتخاب شد و ...
حالا تاکی ما باید به سبک دانشمندانی زندگی کنیم ، آنهم دانشمندانی اسلامی که سبک زندگیمان را تابلوست که از فرانسه با خودشان آوردند و بعد هم به سبک آمریکایی آن تغییر دادند و جمهور ، مردم و شهروندانشان هم به اعتماد به علم و دانش دینی !؟ آن دانشمندان رای دادن !؟
چراکه مردم که بعد جمهور شدند و شهروند جمهوری که نرفتند از فرانسه جمهوریش را بیاورند و بعد رفته باشند آمریکا و آمریکایی آنرا فراگرفته باشد و تغییر داده باشند ، آنهایی که کوچ کرده بودند برای فراگیری دانش اجتماعی دانشمندان آنحا ها ارمغان آورده اند و مردم رای به علم و دانش علمایشان دادند و ...
جالا اگر دانشمندان به ما بگویند : مگر عقل و خرد نداشتید ؟ چه پاسخ بدهیم ؟
البته از ما نمی پرسد عالم و دانشمند علم و دانش اجتماعی فرانسوی ، امریگایی ووو ! چراکه خانواده ی خانه ندارد جمهوری و جمهوری اسلامی ، مردم و جمهورش شهروند است !
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، لَیْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَریضِ حَرَجٌ وَ لا عَلى أَنْفُسِکُمْ أَنْ تَأْکُلُوا مِنْ بُیُوتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ آبائِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أُمَّهاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ إِخْوانِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخَواتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَعْمامِکُمْ أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخْوالِکُمْ أَوْ بُیُوتِ خالاتِکُمْ أَوْ ما مَلَکْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَدیقِکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْکُلُوا جَمیعاً أَوْ أَشْتاتاً فَإِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَکَةً طَیِّبَةً کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ(نور/61) ...
تابلوی کامل :
بسم الله الرّحمن الرّحیم (1) ...
سلام علیکم
جونمون براتون بگه تابلوی دانشمندان فقط نیازمند رای و تنفیذ ما نیست که در نوشته ی قبلی گفتیم ، و تازه آنچه تاکنون گفتیم برپایی ما بود ، و این پس از آن بود که بعنوان مثال سردار نقدی تابلو کردند تالتیک آمریکا را ، که فرض هم براین بود که سردار سرِ داری باشند که دار برپایی باشد ، نه مثلا جمهوری که ظرف برپایی اهل داری مثل خانواده ی خانه ی ما نیست ، و پسوند اسلامیش هم تغییری در پایگاههای برپایی نمی دهد ، و تابلوست و حاجت به بیان ندارد که بنیانگذار و شارح آن نیز مدعی تفاوت محتوایی هستند نه شکلی و ظرفی ، و البته نمی توان منکر شد که نعل به نعل مثلا به شکل برگرفته اش از فرانسه و بعد هم آمریکایی آن نیست و تفاوتهایی در شکل هم دارد .
ولی حتی تفاوت اصلیش با تابلوی اصلی ، یعنی نهاد ولایتی و امامتی آنهم چنین نیست که در زبان اصلیش یافت نشود ، بعلاوه ولایت و امامت کی ؟ و کجا ؟ آیا سرداریِ خانواده ی خانه ای ؟ جماعت محلی ؟ و این نهادهای مدنی ؟ یا شبیه فرماندهی کل قوای علاوه بر قوای سه گانه ؟ و درست به شکل و شمایل تابلوی اصلی آن ؟
بله در حکومت دینی یعنی اسلامی و خاتمش حکومت دین آخرین پیام آورش حضرت محمد بن عبدالله صل الله علیه واله و سلم ، که گفتیم این هم نیازمند به بایگانی ، حافظه ، خانه و داریست که در آن برپا شود ، و همچنین در آن نازل شود که بحث مورد اشاره ی ماست در این قسمت و قسمت بعدی .
پیش از اشاره به آن نکته ای را بد نیست یادآور شویم که سرداری نامی از نامهای نیکوی ولایت و امامت است و مثل سرپرستی خانواده ی خانه که معرِّف حضور هرخانواده ی خانه ای مثل خانواده ی خانه ی ماست و در به اصطلاح جامعه هایی مثل جمهوری و حتی اسلامی نام سردار، سرپرست ووو امام معنی ندارد ، چراکه حرف از مثلا سرپرستی مثلا شهروندی است که شهرش روشن نیست ، مثل حافظه ی شهروندش .
ناگفته نماند که بله در حکومت جهانی دین ، یعنی اسلام که عرض شد ، شهر و دیاری می تواند به سبک خود باشد و تحت تابلویی با آن رفتار داشت ، و این شامل تابلوی جمهوری و منجمله اسلامیش هم می شود که فعلا موضوع بحث ما نیست ، ولی لازم بود گفته شود .
تابلوی روحانی :
در دعای امروز که افطار شد داریم : اللهم ارزقنی فیه فضل لیلة القدر ...
تابلوی این شب نزول فرشتگان و روح است ، و آنچه تا کنون گفتیم در تابلوی برپایی روح با فرشتگان ، که فرق دارد با حتی برپایی فرشتگان و روح ، چه رسد به نزول فرشتگان و روح .
گفتیم در تابلوی علما و دانشمندان یک جهان خارج است و یک جهان مابعدش ، مثلا ما بعد طبیعی ، و مانند همین را در تابلویی از ما نیز دارند که درآن یک بدن داریم و یک ذهن ، که برخی از علما و دانشمندان و خصوصا دینی آنها تابلوی مثلا جسم و روح را برای ما دارند .
ما فعلا کاری با علما و دانشمندانی که تابلویشان روح و جان ندارد کاری نداریم ، چه درقید حیات باشند و چه به عالم مابعدی که در تابلویشان است پیوسته باشند ، فعلا با تابلوهای جانداری کارداریم و فعلا کاری هم به این هم نداریم که در تابلویشان بی جان هم دارند ! حتی بی جانی مثل چشمی جان افتادن به تابلوی ایشان را ندارد ! و اگر هم می افتد بی جان می افتد ! ووو
خب ، جان تابلو اینکه تابلوی جان دار ایشان چه نیازی به جان ما دارد ؟ مثلا در همان تابلوی :
نخستین بار که چشم ما بر اندام جهان خارج افتاد و ... ؟
مگر جان ندارد که به آن جان بدهیم ؟ تا جان بگیرد ؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ(حدید/17) ...
بسم الله الرّحمن الرّحیم (1) ...
اللهم انی اسئلک بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها ...
سلام علیکم
تابلوی مورد نیاز :
سردار ، البته سردار پایگاهای برپایی نماز جماعت ، جمعه م حج ابراهیمی خانواده هایی مثل خانواده ی ما ، اجازه بفرمایید یک تابلو هم ما داشته باشیم برایتان ، تابلوی تاکتیکی هم !
دیوان حافظ در کنار قرآن شما ، حتی در ماه مبارک رمضان ، که در شبکه های سمعی و بصری جمهوری اسلامی شما تابلوست و حاجت با بیان ندارد ، یک تابلویی دارد که این هم نیاز به تابلو کردن برایتان ندارد :
آن یار کزو گشت سردار بلند – جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد
پس فقط داستان راستان علما یا دانشمندانی را یادآور شویم که تنها نیاز به مثلا چشم ما ندارند که علم یا دانش خود را برای ما تابلو کنند ، اینکه به دانشمندی در یونان باستان نسبت داده اند فاقد حس فاقد علم و دانش است ، ضمن اینکه تابلوست محسوس با معلوم فرق دارد ، که فرقی بینشان گذاشته نمی شود و مثلا دیدنی را هم دانستنی می گویند ، و اینهم بماند که نفی ماعدایش هم نمی کند ، به معنی این نیست که دارنده ی حس می تواند علم یا دانش هم داشته باشد .
بعنوان مثال بعد انقلاب صنعتی و رنسانس در اروپا ، و جایگزینی اصول چهار گانه بجای اصول دوگانه ی روش علم و دانش که از یونان باستان ، یعنی بجای بررسی ایجابی و سلبی تابلو ، با مشاهده ، آزمایش ، تجزیه و ترکیب آنرا علمی و دانستنی کردن ، کاربردی فراگیر تابلوهای علما و دانشمندان نشد .
چراکه بعنوان مثال دیدن صنعت و خصوصا ماشین تابلوست ماشینی دیدنیست و بایگانیش هم فرق دارد با انبار کارخانه ی سازنده اش ، و یا بازهم بعنوان مثال پارکش در پارکینگ خانه ی خریدارش ، و پیش از اینهم در نمایشگاهی تابلو کردنش برای مشتریان .
اللهم انی اسئلک بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها...
حالاعلاقمندی مشتری بماند که دوست داشتنش هم تابلوست ، که صنعتگرش به دلربایی مشتری هم کارداشته باشد یا بنا بر همان قول منسوب به یونان باستان بگوید هرآنچه دیده بیند دل کند یاد ، و برای بایگانی کردن صنعت و ماشین در خانه ی مشتری کاری با دوست داشتن و بقولی عشق ماشینش نداشته باشد ، که فاقد دل هم مثل فاقد حس تابلو نشده باشد .
پس نیاز به دل بماند ، ولی علاوه بر حس نیاز به بایگانی تابلوی علمی سرجای خود باقیست که علما و دانشمندان انقلاب صنعتی کارشان به خانه سازی کشیده شده وتابلویی جایگزین تابلوی قدیمی فاقد حافظه بقول متفکر انقلاب کردن که ظاهرش ! مشتری پسندترهم باشد ! چراکه فاقد حافظه که تابلو پذیر نیست ! ولی حافظه ی تهی ، صفر و خالی از تابلو نه تنها نیازمند است ، بلکه با دیجتالی بودنش همواره نیازمند است !
اللهم انی اسئلک بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها...
حالا کاری نداریم که بتازگی تابلوی خاکستری را برای از بن بست در آوردن تابلوی سیاه و سفید در معرض دید قرار داده اند و بازهم حتی علما و دانشمندان مسلمان و آنهم شیعه و دوازده امامی هم مشتری آن شده اند ، و حتی بعنوان تابلوی نمایشگر و مانیتور قرآن هم !
همانطور که بعد انقلاب علمی آنها امیر کبیرها هم مشتریش شدند ، حالا رضا خان ها ی مشتاقش بماند ، ولی در زمان تابلویی مثل عالم ال محمد علیه السلام چرا ؟ که علما و دانشمندان با دارالترجمه ی عباسیان تابلو پذیر علم و دانش یونان باستان شدند !
حالا علما و دانشمندان مسلمان بی نیاز از تابلوی امامت بعد پیامبر بماند ، ولی علما و دانشمندان شیعه چرا بی نیاز !
آنهم در حالیکه علما و دانشمندان انقلاب صنعتی اروپا برای یادآوری حافظه ی ماشینشان صفحه ی خروجی و مانیتورشان تابلوست ! که بی نیاز از یادآوری ما نیست تابلویشان !
اللهم انی اسئلک بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها...
حالا نیازشان به فکر و اندیشه ی ما و آنهم بحکم عقل و خردمان بماند ، مثل چی ؟ مثلا رای دادنمان ! تنفیذمان !
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُمْ لا یَأْلُونَکُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ(ال عمران/118) ...
بسم الله الرّحمن الرّحیم (1) ...
سلام علیکم
جمعه بود کار را تعطیل کرده بودیم و بعد از ظهر استراحتی داشتیم و گفتیم باز آخرین جمعه شب ماه مبارک رمضان را هم پذیرایتان باشیم و ببینیم تابلوی مثلا سردار نقدی را که از شبکه ی آفتاب جمهوری اسلامی ایران نشانمان دادن کجا حفظ و نگهداری کنیم ؟
حفظ و نگهداری تابلو :
مسئله مسئله ی روشنی است که علما و دانشمندان ، چه رسد به اسلامی و آنهم شیعه و دوازده امامی آنها هم ، وقتی بعنوان مثال گفتیم تابلوی :
نخستین بار که چشم ما افتاد به اندام جهان خارج و مثلا یک سیاهی دیدیم ، ...
را برای چشم ما دارند ، و بعد هم تابلوی :
... ، و با تجرید از حس ، یعنی حس بینایی چشم ما ، آنرا به بایگانی سپردیم ، ...
پس حافظ ی ما را هم مثل چشم ما ، بینایی ما و مجرد از آن ! ما را هم تابلو کرده اند برای ما !؟ حالا برای چی ما ؟ بماند ، چراکه حرف عالمانه و دانشمندانه ی و آنهم اسلامی و شیعه و دوازده امامیشان بعد این است که امانتی را گم و گور نکنیم و به فراموشی نسپاریم ، بلکه دستکم حسب الامرشان ذکر و یادی از آن داشته باشیم ، حالا فکر و اندیشه ای هم بعد ذکر و یادآوریم داشته باشیم و حکمی و فرمانی هم برایش عقل یا خردمان داشته باشد بماند !؟ چراکه بحث ما اندیشه ی حاکم است و اتاق فکر هم که در اشغال ایشان است ! و حرف از عقل و خرد حاکم و فرمانروای اتاق فرمان هم که ...
کمی پیش از این رادیو معارف جمهوری اسلامی ایران تابلویی داشت ، مداحی می گفت :
... این عشق را به هیچی نمی دهیم ! ...
خب صلاح مملکت خویش خسروان دانند ، ما بقول امام علی علیه السلام حتی با علما و دانشمندان هم کاری نداریم ، چه رسد به اسلامی و شیعه و دوازده امامی ایشان هم ، بلکه با تابلوی ایشان کار داریم ، مشکلی هم با تعبیر مثلا افتادن چشم ما در تابلوی ایشان هم نداریم ، که چشم ، گوش و دیگر اعضای خدا دادیمان می افتد به تابلوی ایشان یا مثل اعضای حسی هر انسانی برای انس گرفتن ما ، یعنی ما قبل اعضای حسی با تابلوی جهان خارج ، اندام جهان خارج و سیاهی آنست ؟
و این را پیش از افتادن چشم ، و دادن گوش و کار دیگر اعضای حسی ، در ذهن داشته ایم ؟ یا بقول متفکر انقلاب فاقد اینهم بوده ایم ، چراکه بقول ایشان فاقد ذهن هم بوده ایم و موضوع خانه ، ذهن و حافظه و یا بایگانی سازی است ! و بعد هم لابد ساخت یادآوری هم !؟ که تابلوی انس گرفته باآن را بدست فراموشی نسپاریم ، نه اینکه به آن بیندیشیم ! و ... ، حالا همانطور که بقول ایشان فاقد عقل و خرد ، فکر و اندیشه ، ووو ، و خلاصه فاقد ذهن بودیم ، آیا بعنوان مثالی که ذکر !؟ شد و یادآوری !؟ کردیم ، فاقد عشق هم بودیم ؟! یا نه تنها حافظ و نگهدارنده ی آن هم هستیم ، بلکه ذکر و یادآوری نیز دارد ؟! آنهم بدون فراموشی و گم گور شدن همه چی ؟! چراکه تابلو این بود :
... این عشق را به هیچی نمی دهیم ! ...
خب ، پس بقول امام علی علیه السلام ما با تابلوی سردار نقدی هم کار داشتیم ، البته بقول ما ترکها أرکیمیز سَردارَ یِتیشدی که ... ، بعبارت دیگر تعلق خاطری به ایشان داریم ، چراکه تعلق خاطری به پایگاه بسیج ، البته نه ادارات و سازمانها و موسسات جامعه ی مدنی جمهوری اسلامی ایران ، و حتی مسجدی تحت امر مثلا امورمساجدش ، بلکه پایگاه برپایی نماز جماعت خانواده هایی مثل خانواده ی خانه ی خود داریم ، چراکه تعلق خاطری به نماز داریم ، نمازی که در آن نعبد گو هستیم نه اعبد گو ، چراکه هریک از خانواده ی خانه ی ماهم مجموعه ای از حتی بعنوان ذهن و بدنی هستیم که چشم ، گوش و دیگرش فقط انس با جهان خارج ، اندامش و مثلا سیاهی آن ندارد ، بلکه انیس و مونس ذهنش هم بوده .
انیس و مونس همانی که علما و دانشمندان تابلوست برایش می سازند !؟ حالا عاقلانه یا عاشقانه ؟ بماند ، ولی برای تابلوی خود نیاز به بایگانیش دارند ، آنهم متخلص به حافظه و نگهدارنده ی تابلویشان که گم و گور هم نشود و "هیچ چیزی" هم به فراموشیش نسپارد ، و :
... به هیچی ندهیم ! ...
این همان چیزی است که در نوشته ی قبلی یادآوری کردیم برای سردار نقدی ، که دانشمندانی برای حفظ و نگهداری تابلوی ایشان هم ذهن سازی یعنی خانه سازی کرده اند ، و دانشمندان سردار نه تنها فکری برایش نکرده اند ، بلکه مثل جمهوری ساخته ی آنها را وارد کرده و می گویند که در آن محتوی سفارشی آخرین پیامبر صل الله علیه و اله وسلم را ، یعنی ثقلین را هم حفظ و نگهداری می کنند !
و این شامل حفظ و نگهداری بسیجیان تحت امر سردار هم می شود !؟ که البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند و ما هنر کنیم حافظ و نگهدار خود باشیم و بحث ما اینست ، حفظ و نگهداری خانواده ی خانه ی خودمان ، و حفظ و نگهداری تابلوی ارسالی ایشان از شبکه ی آفتاب جمهوری اسلامی ایران ، در کتاب حافظه ی اهل بیت خودمان ، که مثل حافظه و حتی اهل بیتش ساخته ی دیگری نیست ، مثل حافظه ی ایشان و اهل بیت بسیجی ایشان .
ساخته ی خودمان هم نیست ! بلکه همانطور که فاقد چشم ، گوش و دیگر اعضای حسی نیستیم که انس بگیرد با تابلوی ایشان ، فاقد حافظه ای هم برای نگهداری تابلوی ایشان نبوده ایم که هنوز هم یادآورش هستیم ، آنهم نه فقط بعنوان خانواده ی خانه ی دیده ی چشم ، و حتی مثل مسجد جماعت بینایی ، شنوایی ووو ، بلکه جمعه ی تابلوهای جهان خارج نیز نیازمند حج یادآوریش در آنند و ...
که حتی کتب آسمانی پیامبران هم یکی از دو ثقل در آنست ، چه رسد به تابلوهای علما و دانشمندان شما هم سردار ، که بعد تابلوی پیامبرانشان است .
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فی إِبْراهیمَ ؟ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجیلُ إِلاَّ مِنْ بَعْدِهِ ! أَ فَلا تَعْقِلُونَ(ال عمران/65) ...
بسم الله الرّحمن الرّحیم (1) ...
سلام علیکم
اول عرض تبریک امروز جمعه ، واما بحثمان که رسیدیم به تابلوی دوم علما و دانشمندان که گفتیم اسلامی و غیر اسلامی ندارد ، هرچند انسانی و اسلامی دارد ، حالا چرایش را عرض می کنیم .
چراکه یک وقت علما و دانشمندان و حتی اسلامی ایشان هم بشری مثل ما هستند ، یعنی بودند و بعد عالم و دانشمند شدن ، یعنی بقول امام علی علیه السلام یک عالم است همه برای ما و هم برای ایشان ، علما و دانشمندان و حتی اسلامی ایشان را عرض می کنیم ، و یکی مثل ماست که بعنوان مثال چشم انداخته به تابلوی علما و دانشمندان و حتی اسلامی ایشان ، و یکی هم تابلوست و بعنوان مثال بقول علما و دانشمندان و حتی اسلامیشان هم مثلا تابلوی جهان خارج و اندامش و سیاهی آن .
یک وقت نه ! یعنی علما و دانشمندان و حتی اسلامی ایشان هم مادر زاد عالم و دانشمند بوده اند و فقط نژاد ماست که :
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ(انفال/22) ...
نه تنها عقل و خردی برای حکم کردن و فرمان دادن نداریم و حکم و فرمان از آن نژاد عالم و دانشمند و خصوصا اسلامی و آنهم نابش هست ، بلکه وقتی هم بعنوان مثال گفتیم که می فرمایند :
نخستین بار که چشم ما افتاد به اندام جهان خارج و بعنوان مثال یک سیاهیش ...
چشمی برای انداختن به تابلوی ایشان نداریم !
و گفتیم که این اختصاص به خانه اول ما یعنی اعضای حسی و بعنوان مثال چشم ما در فرمایش یاد شده ی ایشان ندارد ، بلکه خانه ی دوم یعنی خانه حس و بینایی و آنهم ابراهیمی ما را هم ایشان اشغال فرموده اند ، علما و دانشمندان و خصوصا اسلامی ایشان را عرض می کنیم ، و این اشغالگری را هم گفتیم که حدّ یقف هم ندارد .
البته اگر ما خانه ای داشته باشیم حتی به قدر و اندازه ی مثلا چشم ، گوش ودیگر اعضای حسی ، که بینایی ، شنوایی و دیگر حواس پنجگانه را داشته باشد و بقول متفکر انقلاب که گفتیم ، فاقد بینایی ، شنوایی ووو نباشیم و مابعد اعضای حسی حتی بقول علما و دانتشمندان ذهنی خالی هم نداشته باشیم که تا علما و دانشمندان و خصوصا اسلامی آنها جایی برای تابلوهایشان داشته باشند !؟
تابلوی خانه :
خانه ی اول :
تابلوی سردار نقدی در شبکه ی آفتاب جمهوری اسلامی ایران نه فقط ، تابلوی جمهوری و حتی اسلامی علما و دانشمندان و خصوصا اسلامی آنها را در کدام خانه پذیرایی کنیم ؟ آنهم در ماه مبارک رمضان که شب قدرش را هم پشت سر گذاشتیم ؟! و فقط مانده روز عرفه !؟
در چشم ما بعنوان مثال ؟ یا در خانه ای مابعد طبیعیه ی این بدن خاکی خود و بنام ذهن ؟ بقول علما و دانشمندان و حتی اسلامی آنها !؟ خب در ذهن بقول ایشان خانه اول کدام است ؟ که آنهم در اشغال ایشان خصوصا اسلامی آنها نباشد !؟
خانه سازی :
علما و دانشمندان غیر اسلامی ! که چشم و گوش و دیگر اعضای حسی خود را بکار انداخته اند و در این کار کاری هم به کتب آسمانی پیامبران ، یعنی ابراهیم ، موسی ، عیسی ، نوح و آدم ابوالبشر نداشتند اینقدر عقلشان رسیده که یک خانه در ذهنشان بسازند و بعد تابلویی که بعنوان مثال چشمشان به آن افتاده را بیاورند در آن بگذارند ، ولی علما و دانشمندان اسلامی چطور ؟ آنهم اسلام محمدی صل الله علیه و اله وسلم ؟ آنهم شیعه ی آنها ؟
آیا بقول معروف چاه را نکنده ، منار را از آن دانشمندان گرفته اند ؟! تا در خانه ی ساخت آنها حفظ و نگهداری کنند ؟ و در آن محتوی اسلامی ، کتاب و سنت یا عترت را داشته باشند !؟
آیا جناب سردار نقدی تابلو نیست برایشان که خانه سازی آن علما و دانشمندان در دو سه قرن اخیر بوده ؟ وپیش از آن در مثلا قرون وسطی خانه ای برای حفظ و نگهداری تابلوهایشان نداشتند ! و اگر داشتند به شکل یونانی آن بوده ؟ که هنوز که هنوز است در حوزه علوم دینی ما حاکم است ! ولی برای حفظ و نگهدار تابلوها نیم نگاهی هم به خانه سازی آنها دارد ؟ اگر تابلو نیست هنوز برایشان ! یک نگاهی به پایگاههای بسیجشان بزنند و ببینند تابلوها در کجا ها حفظ و نگهداری می شود ، خرج چندانی ندارد و کافیست مثل ما چشمی برا افتادن به آن داشته باشند و در خانه ی بینایی تصویری از آن داشته باشند تا برسیم به خانه ی دوم .
خانه ی دوم :
خانه ی بینایی ، شنوایی و دیگر خانه های اولی را که از اشغال بدر آوردید ، سردار خانه ی بعدی خانه ی این خانه هاست ، مثل پایگاه بسیجی های شما ، یعنی مسجد که خانه دوم خانه هایی مثل خانه ی خانواده ی ما که در اشغال شماست سردار ! سردارانی مثل شما که دانش عرفان راه انداخته اند ، حتی برای بسیجی هایتان ! کافیست تابلوهای عاشقانه هایی که دارند ، مثل بسیج مدرسه ی عشق است و حتی بسیج مسجد عشق نیز نیست را ببینید ! و آیا یک تابلوی عقل و خرد ، فکر و اندیشه ، ذکر و یادآوری به حافظه سپرده اند ؟ یا :
عاقلان نقطه ی پرگار وجودند - ولی عشق دارند که در این دایره سرگردانند : حافظ قرآن آنهم با چهار ده روایت !
حالا کدام دایره ؟ بماند ! برای پیش مطالعه فقط یادآورمی شویم که بی مناسبت با تخلص ایشان نیست !
سلام علیکم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
... ، کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ(بقرة/242) ...
تابلوی حکم (2) :
گفتیم که امامت و مثلا امام چشم که حس بینایی است و امام علی علیه السلام فرموده بودند " الحواس ائمة الاعضاء ... " با خلافت فرق دارد و خلافت را می شود واگذار کرد به علما و دانشمندان ، حالا چه اسلامی و معتقد به اصل امامت و چه اعتقاد به تعیین جانشین از طرف پیامبر نداشته باشند ، و حتی دانشمند به اصطلاح غیر اسلامی !
چراکه دانشمندی یافت نمی شود که بعنوان مثال چشمی بدون حس بینایی را مطرح کرده باشد و وقتی مثلا بگوید :
نخستین بار که چشم ما افتاد به اندام جهان خارج و ...
بعدش ربط به حس بینایی چشم ما نداشته باشد و نگوید :
... و بعنوان مثال یک سیاهی دیدیم ...
بعلاوه اتفاقی که در این افتادن چشم ما می افتد امامت جهان خارج هم گفتیم تابلوست بر اندام ، و اندام نیز برسیاهی ، مثل همین صفحه که چشم ما در آن بر این نوشته می افتد ، همانند جهان خارج که در آن اندام و در اندام نیز سیاهی تابلوست برای چشم ما .
حالا ما کاری با تابلوی جهان خارج نداریم ، چراکه شاید یک مجموعه ی مسکونی بعنوان مثال مانند مسکن مهر در مقابل چشم ما تابلو شود که نه تنها این مجموعه امام نداشته باشد ، مثل مسجد در اسلام ، یا مثلا کلیسا در اسلامی که حضرت عیسی علیه السلام تابلویش را آورده باشند ، و یا معابد در دینی که پیامبران دیگر آورده باشند ، بلکه طبق دین و آیین جمهوری و حتی اسلامی هم چشم ما دراین مجموعه های مسکونی به یک ساختمانی رهبر ، یا رییس جهمورشان هم نیفتد ، و برای مدیریت آن مجموعه اهالی آن یکی را مدیر خودشان انتخاب کنند ، و ربطی هم به رهبر ، رییس جمهور نداشته باشد در مرتبه ی نازله اشان در آن مجموعه ، که پیش از این انتخاب یک مجموعه نامیده نمی شوند ، بلکه هر واحد برای خود خانواده ایست مثل خانواده ی خانه ی ما و ما چه شباهتی به جمهوری اسلامی ایران داریم ؟
مجموعه ی هریک از ما ، که اگر و فقط اگر عبارت از حس و عضوی باشیم ، نیز چه شباهتی داریم ؟
حالا در افتادن چشم ما به تابلویی که علما یا دانشمندان پیش چشم ما ، منجمله خودشان ، قرار داده اند فرض کنیم که نه تنها خلافت بلکه امامتش را هم واگذار کردیم به ایشان ، ولی آیا حدّیقف دارد ؟ تابلوی دوم ایشان ، یعنی حس بینایی هم روشن نیز از کجا نازل شده ؟ آیا بقول امام علی علیه السلام از : القلوب ائمة الحواس ؟
کدام قلوب ؟ قلوب حسی ؟ بینایی ، شنوایی ووو ؟
یا علما و دانشمندان و حتی اسلامی و شیعه هم مابعد اعضای حسی یک تابلوی "ذهن" ی برایمان دارند که عقل ، فکر ، ذکر ، حفظ ، قلب و حس در آن برای خودشان هم روشن نیست ، و علم یا دانششان را هم از حس آن برایمان می گویند و هم از دیگر محتوی ظرف ذهنشان ، حالا رو شنگری ذهن ما با نور علم یا دانش ایشان بماند .
چراکه مثلا بقول متفکر انقلاب : شاید فاقد آن باشیم ! و بعد سمع و بصر و افئده که نه ! بلکه بعنوان مثال افتادن چشم ما به تابلوی علما و دانشمندان ذهنی هم برای ما پیدا شود و مجموعه ی ادراکاتی داشته باشیم !
حالا بعد اهل بیت درک کننده کدامیک را برای امامت و خلافت که نه ! برای مدیریت مجموعه ی خود انتخاب کنند ؟ و آیا نامزد مثلا رییس جمهورشان نیز به تایید شورای نگهبان ایشان هم رسیده باشد ؟ ووو بماند! که ببینیم چه مقدّر می فرمایند برایمان !