سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

نرم افزار و سخت افزار تحریم

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/29 8:18 عصر

نرم افزار و سخت اقزار تحریم :

سلام علیکم 

... ، وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِکَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیسْتَیقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَیزْدَادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمَانًا وَلَا یرْتَابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِیقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْکَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا کَذَلِکَ یضِلُّ اللَّهُ مَنْ یشَاءُ وَیهْدِی مَنْ یشَاءُ وَمَا یعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِی إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِ ، ... . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، تَبَّتْ یدَا ... .

اول تبریک بگم تا یادم نرفته ، بعدش اونقد غصه خوردم ، اونقد غصه خوردم ، ... .

من نمی دونم چرا کرمانشاه یا باختران سابق ؟ ولی می دونم که بی فکر یا اندیشه نبوده و بی شان هم نیست اونجا ، مثلا برادرای محبّی رو داره ؟ یکیشم من از نزدیک باهاش آشنا بودم به اسم "هیچی" ، وقتی که خدمت سربازیشو میگذروند تو شهری که ما اونجا بودیم ، میومد باشگاه کشتی شهر و با ما تمرین میکرد ، البته در نرمش و گرم کردن ، یعنی تو یه وزن نیود با من که باهاش کشتیم گرفته باشم .

خب ، مثلا قمم قربانی رو داره ، یا مشدم یادم میاد تو یکی از مسابقات آموزشگاهی که تو سمنان بود ، یه گشتی گیر "قشنگ" ی رو داشت که تو وزن منم بود ، البته به فینال نرسیدم که با اونم کشتی گرفته باشم .

البته نه برا اینکه مثلا وزن کم کرده بودم ، یادم نمیاد اونوقتاییم که وزن بالاتر کشتی می گرفتم تو یه کشتیم برنده شده باشم .  

خب ، یا اینکه مثل پاسارگارد ، کرمانشاه هم مثلا طاق بستان داره ؟ خب مشد و قمم که گفتم که بارگاه آقا عالم ال محمد و خانم خواهرشونو .

خب پس چی ؟ اونم با وجود کشتی گیرای آمریکایی تو این مسابقات ؟ کشورای دیگه هم همینطور ؟ نه اینکه مسابقات جهانی فقط ، مسابقات داخلیم بدون شانیّتی که در جایی برگذار نمیشه که  ، حتی با مثلا قرعه کشیم که باشه ، نقطه به نقطه ی ایران تو قرعه کشیه !؟ یا نقاط مرکزی !؟ و مثلا مراکز استانی ؟ شهری ؟ ووو !؟ تا کجا !؟ هیچ جا !؟ یا یه همه جایی !؟ آیا مثل همه جایی مانند ایران !؟ دو تا ایران !؟ تو ایران !؟

خب ، چرا ابولهب !؟ آیا برا اینکه حتی برادرش ابوجهلم بعد شق القمرم این کاری رو که اون کرد نکرد !؟ چه رسه به برادراش ابوطالب و حمزه ، که حامی پیامبرم بودن !

همسرشم همینطور ، و مثل همسر پیامبرم ! که آیا برا اینکه همسر پیامبر بود مثلا اسپانسرش بود !؟

البته مسئله فراتر از ایناس که گفتم ! برا اینکه این سوره که گفته شده شان نزولش ایندو بوده اند ، آیا معطل این بود که مثلا نه تنها ابولهب ، بلکه یکی دستاشو  اونجوری کنه !؟ تا نازل بشه !؟ (1) و همسرشم ... .

و مسئله فقط مثلا این نیست ، اونم بعد نزول این سوره ، که پسرای ایندو هم دخترای آندو رو از خونه بیرون کرده باشن و طلاقم داده باشن ! مثل اینکه آمریکا جمهوری اسلامی ایرانو تحریم کرده باشه ، ایرانم اتباع نه تنها آمریکا ، بلکه آمریکاییم ! تحریم کنه !

حتی آمریکایی :"به تعبیر معروف " رییس جمهور جدیدشم !

حالا بمونه که چرا یاد درسهایی (2) افتادم ! که حتی مثل همسر ابولهبم هوای شوهر رو نیگر نداشته باشن ! چه رسه به اسپانسریم ! بلکه چی ؟ در خدمت به جمهوری اسلامی ایران باشن !

و نکنه مسئله این باشه که مثلا برا چه می دونم جور بودن قافیه مافیه بوده !؟

ووو !؟

خب مسئله چیه ؟

آیا یه مسئله ی جمعی و مثلا خانوادگیه و یه اقدام و عمل جمعی ؟ مثلا ؟ مثل چی ؟

مثلا یه کار هفت نفره برا کشتن یا بقول تو بورس ترور پیامبر !؟ و اونوقت هجرت ایشون به یثرب و شان نزولی برا سوره های مدنی !؟ مثلا ؟

یعنی اگه ، حالا عدم حمایت مثلا سران قریش بمونه ، البته نه همشون ! باز و مثل دو ایران که گفتم ، که نه ! بلکه مثل کشورای اسلامی آمریکایی و جمهوری اسلامیم نه ! بلکه جمهوری اسلامی ایران ! ولو اینکه شاهنشاهیم باشه ! چه در ایالات متحده ی یکی و چه در مثلا آل دومی ، شایدم اولی ! که شان نزول ترس دومی یعنی آمریکایی باشه ، خب حالا اگه اینم نه ، بلکه قصد جان پیامبرم نمی شد ، آیه ای مدنیم شان نزول پیدا نمیکرد !؟

یا مثلا مسجدی مثل مسجد النّبی موضوعیت نداشت ؟ در مکّه و با بودن مسجد الحرام ؟ که محلی ولو بنام مسجد موضوعیت در مدینه النّبیم موضوعیت پیدا نمیکرد برا تحریم !؟

و یا مثلا بعد فتح مکه ای پیش نمیومد و بازم مرکزیت مسجد النّبی بقوت خود باقی !؟ (3)

زیر نویس :

1 - ناگفته نمونه که گفته شده این سوره در قرآنی که علی بن ابیطالب پس از پیامبر جمع کرده و عرضه داشته و ... ، این سوره نیامده .

2 - درسهایی از قرآن ... .

3 -  که تا زمان خلیفه ی چهارم بقوت خود باقی بود و در زمان خلیفه ی چهارم مسجد کوفه مرکز خلافت شد .

البته اگه شام بحساب آورده نشه ، حتی مسجد شامم ، چه در زمان خلیفه ی چهارم ، و چه در زمان خلیفه ی سوم که برا خودش مرکزیتی قایل بود در مثلا کشور اسلامی ! حالا چه رودست و چه زیردست ! و چه در کنار مسجد النبی یا مسجد کوفه ، نه مثل مسجد کوفه و مسجد النبی چه در کوفه و چه در مدینه و حتی در مکه هم .

بعدالتحریر :

تقدیم به روح پدر ، منجمله پدر مرحومم . 




کلمات کلیدی : دو، ب

خوارزمی تحریم

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/29 9:26 صبح

خوارزمی تحریم :

سلام علیکم .

الان چیزی نمونده به ساعت ده (10) ، و فکر نمی کنم که دیگه بشه رفت سر کار ! چرا ؟ نه اینکه بیش از نیم ساعت میکشید که می رفتیم تا برسیم به اونجا (1) ، البته با همون ماشینی که گفتم که ترمز عقبش به کنار ، آب پاششم به کنار که اخیرا گفتم ، پلیسه چی ؟

یادم رفت ! امروز جمعه رو تبریک می گم .

یادم میاد یه روز تو مدرسه ی شهید سید مصطفی خمینی قم که مشغول تدریس بودم ، در زده شد و بازشد و یکی از عوامل دفتر مدرسه ، نمی خوام بگم رنگ و نداشت ، ولی با یه حالتی گفت : تلفن ... .

خودمو نگه داشتم و گفتم الان میام ، حالا نمی خوام بگم که گفت : زود !

بچه ها رو مشغول کردم و سپردم به مبصر و رفتم ، حالا کاری ندارم به اینکه پشت تلفن معطل شده بود ... ، گفت : شما ... هستین ؟ گفتم (2) بله ، گفت : بیان ... ، نگفتم چه جوری !؟ گفتم اونجا ؟ نمی خوام بگم مثلا با تعجب ! ولی بعد اینکه بازم گفت که اونجا کجاس ، گفتم خب اونجا کجاس !؟ یعنی نشونیش کجاس ؟ نمی خوام بازم بگم با تعجب ، ولی آخرش گفت : میدون راه آهنه .

نمی دونم چرا اینو که الان گفتم یاد ته تغاری و خدمت نظام وظیفه ی اون افتادم ! که سعی کردم و کرد که مثل داداش بزرگش تو ارتش نباشه ، و مثل وسطیم نباشه ، که نشد و مثل وسطی شد .

اینو برا این گفتم که صابکارمون دیروز زنگ زد و یه چیزی در مورد سنگکاری سرویس پله گفت و گفت که مهندس میگه ، حالا کاری ندارم که یادم نمیاد مهندسو تو تموم اونوقتی که مشغول انجام سنگکاری اونجا بودیم ندیدیم ، نظارتشو میگم ، و کاریم ندارم که میگه مثلا :

فکر می کنم حس می کنم ، زیر پامو ، پس هستم (3) .

ولی اینکه صابکار بگه بیا و قرار بشه فرداش ساعت ده که مهندس میاد اونجا رفت اونجا ؟ خب چه جوری !؟ با چی !؟ با همون پا !؟ مگه قراره از مثلا خیابون 22 بهمن شاه ابراهیم رفت به میدون راه آهن قم !؟ که نرسیده به پلم میشه انداخت از پشت خطم میونبرم رفت ، مثل وقتی که از مدرسه در میومدم جند روز در هفته ام حق التدریس میرفتم مدرسه ی میرزای شیرازی !؟

البته صبکار قبلا بارها گفته که : من نمی دونم ، کار گرفتی و رفت و اومدش به من ربطی نداره ! خب بله ، مگه گفتم به مثلا پلیسی که تو راه معاینه ی فنی بخواد ، یه وقت ، مربوطه !؟

ولی مثلا نظارت بر پله هایی که پا روش گذاشته شده (4) چی !؟ خب حالا چرا !؟ یعنی یه بارم مهندس از این پله ها بالا پایین نرفته !؟ که حالا ، که چند روز پیش زنگ زدین و گفتین (5) چند روز دیگه کاشی سرامیک طبقه سوم تموم میشه !؟ چراکه پول ندارم و کار تعطیل بشه تا ان شاءالله وقتی واحدی فروش رفت بیاین مشغول بشین !؟ (6)  

خب ، چی گفتم !؟ بعبارت دیگه چی گفته شد ؟ بعنوان مثال ؟

مثل تحریم آمریکا ، رییس جممور جدیدیشم همینه ! تحریم فیزیکی یا بدنی اونو میگم ! در حالیکه ایشون از انقلابیونی هستن که گفتن :

من ( نه فقط مثلا فرانسوی) فکر می کنم ، پس هستم !

اونوقت چطور یکی رو کره ی زمینی که پا رو اون گذاشته نگه :

فکر می کنم حی می کنم ، اونم زیر پامو !؟ همونقدم هستم !؟

مگه اینکه زیرپایی دوتا باشه و :

... ، عَلَیهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ، ... .

حالا بمونه که آیا همشم ، دوتاشم آمریکایی !؟

اونوقت جمهوری اسلامی ایران لابد بدنیا نیومده دیگه ! حتی تو شکم مادرشم نیست دیگه ! واسه اینکه زیر پای مادرش چی !؟

اصلا ، بقول طلبه ها بنابر آن که مثلا دیوار روش ایستاده ، اونوقت تحریم یعنی چی !؟ یعنی آمریکا ، رییس جمهور جدیدشم ! چی رو تحریم کرده بر فرض اینکه جمهوری اسلامی ایرانم باشه !؟

اونم تحریمی رو که قبلیاشم نکرده باشن ! و این دومی اونم نباشه ! چه رسه به یکی دیگه بنام :"دو" !

که گفتم خب آخرش چی ؟ کی ؟ و تا کجا ؟

الگوریتم :

گفته شده الگوریتم الخوارزمی بوده ، که باب معرفتشو با ال پشت سر گذاشته ی خوارزمیه .

مثلا وقتی گفته میشه : یک ، مثلا همون یه کره ی زمین .

اگه بعدش دو داشته باشه ، اولش یک بود و آخرش دوس ، چی ؟ همون که دورقمیه ، حالا اگه بعد دوشدنشم گفته بشه سه ، چهار ، پنج ، ووو ، چی ؟ تا کجا ؟ یا همین پنج رقمی بودنش ؟ یا آخرش نه ؟

چراکه صرف نظر از اینکه اگه گفته بشه :" ده (10)" ، این همون اولیه تو یکان ، تازه رقم :" صفر ()" بدنیا هم اومده باشه ! مگه چند وقتشه !؟ از اول که نبود ! بود !؟ اونوقتم که :"یک ()!" بود ؟ یه جایی یدست سفید مثلا ؟ یا یدست سیاه :

. ؟

زیرنویس :

1 - با مراجعه به حافظه ، بایگانی و مثلا آرشیو و یادآوری اونوقتی که : می رفتیم تا برسیم به اونجا .

2 - بعد سلامی که وقتی گوشی رو برداشتم .

3 - همونجا ، حالا اونجا کجاس ؟ و چقده ؟ بمونه ، فکر می کنم گفته باشم که اونجا اگه قد جایی باشه که آقا امام هفتم علیه السلام ، بعبارت دیگه آخرین امام علیه السلام ، که قبلا گفتم که بحسب ترتیب اسم ، حد و حدود یا اندازه ی اونجا رو در پاسخ به پرسش خلیفه ی همزمانشون گفته باشن ، که خلیفه هم تو اونجا ایستاده به پرسش از اونجا ؟ خب کجا رو مهندس نظارت کنه !؟ که ناظر نداشته باشه !؟

4 - زیرنویس 1 .

5 - صابکار .

6 - که من یادم نمیاد تو قرارداد ، مثل تعطیلی روز جمعه ، ووو ، منجمله پیشامدای طبیعی (7) اینم اومده باشه ، مگه مثلا تو حسن انجام کار ! و مثلا زیر پا گذاشتن پرداختی طبقه ی سه ! که فکر نمی کنم  اینم بشه ! آخه قرار داد کاشی و سیرامیک کاریه ! در ثانی همون اولش نقض شد ! یعنی زیر پا گذاشته شد ! (8) .

7 - مثل پلاسکو نه ها ! مثل قطع برق نادر مثلا اهواز !

8 – زیرنویس 3 . 




کلمات کلیدی : الخوارزمی، الگوریتم، خوارزمی، الگوریتم اقدام و عمل، الگوریتم درک یا دریافت اقدام و عمل

ادامه ی تحریم

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/28 11:59 صبح

ادامه ی تحریم :

... ... ، ثُمَّ یطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ ، کَلَّا ... .

سلام علیکم

بچه های انقلاب فرهنگی :

به من چه ربطی داره که رییس جمهور آمریکا جلوی ورود اتباع حتی جمهوری اسلامی ایرانو به آمریکا گرفته ؟ مگه اونچه نمی دونم (1) اونجاس و برا اقدام و عمل (2) م لازمه برم اونجا ؟ و مثلا : من علم عمل ... ؟

چونکه : .. و من عمل علم ؟

منکه تا حالا نرفتم آمریکا تا ببینم !؟ یا به تعبیر پدر یا پداران انقلاب غرب و منجمله آمریکا : مشاهده کنم !؟

چی !؟

رفتن دیدن و یا مشاهده کردن !؟

: (4) نه !

ببینی !؟ چقد ؟ قد آمریکا !؟

پلیس بصر و بصیرت : ... ، عَلَیهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ، ... .

اینو برا اولش که :

... ، إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ ، ... .

باشه گفتم ، هفده تای دیگه داره ، البته اگه اولش این باشه و :

... انعمت ... .

تو سبعا مثانی بحساب نیاد ! حالا بمونه قبلیاش ! و نقط ی بی بسم اللهش !

علی الحساب بیاد بیار زمانی رو که یه بچه ای از شکم مادرش در نیومده ، وبقولی یه بچه :"قداق" ی ، که چشم واکرد چشش افتاده بود به در و دیوار غاری که اونو برده بود (5) ن اونجا ، دید ! که از یکی از اون دوتا میشه رفت و از چشم پنهان شد ! واسه اینکه باز و بسته می شد و مثل اون یکی نبود !

یه روزی یکی دید ! که مردم الانه که ببینن ! آخه همون بچه قندقی یه کاری کرده بود که خدای اون مردمم ندیده بود !  

خب به چی که رییس جمهور آمریکا چی گفته !؟ آمریکایی چشم نداره !؟ چشم انقلابی !؟ چشم مشاهده گر !؟ یه روزی !؟ مثل همون بچه قنداقی !؟

رییس جمهور و رییس جمهورای آمریکا تا کی و تا کجا می تونه و می تونن ادامه بده و بدن به تحریم !؟ تحریم بچه ها !؟ بچه های انقلابی !؟

اونم در این عصر !؟ عصر مثلا :"دنیای مجازی" که :

... ، عَلَیهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ، ... .

مگه اینکه مثل همون غار در نداشته باشه ! و مثل چی باشه !؟ مثلا سینما ! که از پشت سر یه چیزی بیفته رو دیوار روبرو و اون دیده بشه ، البته بعد خاموش کردن چراغاش و ... .

یا مثل فضای مجازی دیگه ای حتی با نام سیمای جمهوری اسلامی ایران و حتی با برنامه های زنده هم ! و لازم نباشه چراغا خاموش باشه ! برای نه فقط شنیدن بلکه دیدن اقدام و عملیم که شده !

ولو اینکه دم درشم پول بدی ! چه رسه به اینکه جایزه و اونم چه جایزه هایی ! داده بشه ! برا ورود !

البته ورود بعنوان :

من می بینم ، پس هستم !

نه ها !

حتی شیطونشم (6) نه که :

می بینم ، پس هستم !

زیر نویس :

1 - ... مَا لَمْ یعْلَمْ ، ... .  

2 - مقام معظم رهبری : مردم می خوان ببینن این اقدام و عملی که اول سال گفتیم چی شد !؟ نه چی میشه !؟ اونم بشرط رفتن به آمریکا ! (3)

3 - به تعبیر من .

4 - مراجعه بشه به حافظه ! بایگانی یا مثلا آرشیو !

5 - پدرش !

6 – مراجه بشه به زیرنویس 4 .

بعد التحریر : (1)

تقدیم به روح مادر ، منجمله مادر مرحومه (2) ام .

زیرنویس :

1 – مراجعه بشه به نوشته ی قبلی .

2 - مراجعه بشه به زیرنویسی در زیرنویسای بحث : ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن . 




کلمات کلیدی : ایام فاطمیه، مادر محسن

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (4)

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/27 10:20 عصر

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (4) :

... ، انّه فکّر و قدّر ، فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ ؟ ثُمَّ قُتِلَ ! کَیفَ قَدَّرَ ؟ ثُمَّ ... ؟ ... .

سلام علیکم ، شب بخیر .

زیاد وقت نمیگیرم ، فقط خواستم قبل از خواب یه خسته نباشیدم گفته باشه ، بابت کار روزانه دیگه .

البته :"به تعبیر معروف" کی خستس ؟ خب : دشمن (1) دیگه !

البته من که امروز سرکار نرفتم که کاری کرده باشم ، همشم که فکر کرده یا اندیشیده باشمم که خسته نشده ام ! شده ام !؟

خب نه ! چرا !؟ خب گفتم که بعنوان مثال یکیم گفته :

من همه اندیشه ام (2)

خب وقتی همم فکر یا اندیشه باشه ، کی خستس !؟ من که نیست ! مگه اینکه مابقیم داشته باشه ، من دیگه ، مثلا چی ؟ خب :

مابقی من استخوان و ریشه ام

دیگه !

در :

من فکر می کنم ، پس هستم ، یا فکر می کنم ، پس هستم

م همینطور ، و مانند اینها هم که گفته شده ، می شود و خواهد شدم ! سپس ، سپس و سپس ووو

:"به تعبیر معروف" یصحّ السّکوتم مگه داره !؟ یا نقطه تمام !؟ شب بخیر چی !؟ مگه روز بخیر داشت !؟ که شب بخیر داشته باشه !

شب بخیر .

زیرنویس :

1 - دشمن بسیجی .

2 – در "ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (2) " .

یادش بخیر بقول عزیزی عزیز منتقدی :

بعدالتحریر :

سپس !؟ گزینه های روی میز آمریکا رو میگم ؟ بعد تحریم اخیرش دیگه چی !؟ هرچند بعد جلو گیری از ورود دین یا اسلام به آمریکا ، منکه فکر نمی کنم سپسی مونده باشه ! مگه اینکه دین یا اسلامم سپس داشته باشه ! ان شاءالله در فرصتی دیگه ببینیم !

یا بقول انقلابیونی :

مشاهده ...

کنیم ! که بنابود چه کنیم !؟ یا همش چه کنیم !؟

فکر ؟ یا به تعبیر خودمون : 

اندیشه ؟ 

خب ، حالا دیگه : 

شب بخیر . 




کلمات کلیدی :

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (3)

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/27 9:44 صبح

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (3) :

... ، انّه فکّر و قدّر ، فَ ... .

سلام علیکم ، روز بخیر .

امیدوارم شما هم خوب خوابیده باشین ، منکه فقط یه بار نیمه های شب بود که بیدار شدم و بقول امروزیا رفتم :"توالت" ، و هر چند در پاسخ آرنولد (1) به رییس جمهور آمریکا نیومده ، همچنین روزی بدون نگرانی رو هم آغاز کرده باشین .

خب ، ولی منکه نشنیدم ، چرا دیدم ، مثلا تو فیلما ، خصوصا خارجی و علی الخصوص آمریکایی ، که پلیسا وقتی یکی رو دستگیر می کنن میگن : می تونی سکوت کنی ، اگه حرفی بزنی تو دادگاه بر علیه خودت بکار میره .

امروزم که نرفتیم سرکار ، خب برا اینکه هنوز آبپاش ماشینو درست نکردیم و با این بارندگیها جاده خیسه و هی بیایم پایین و مثلا بازم برف بریزیم و برف پاکنو بزنیم ، پلیسو چیکار کنیم !؟ اگه معاینه فنی خواست !؟ پس چی ؟

خب بحثو پیگیر می شم دیگه !؟ البته که ان شاءالله ، اگه بخواد خدا .  

چی ؟

چرا درست نکردیم ؟ آب پاشو ، پس ... .

بگم !؟ همینم که گفتم سکوتو شکستم !؟ پس ... .

حالا :"به تعبیر معروف " جهنم و ضرر ، میگم .

خب فکر کنم یا بیندیشم و بگم ؟

مثلا :"به تعبیر معروف" ی :"فکر کنید و پاسخ دهید" ؟

پس ... .

پس چی !؟

پس فقط اونی نیست که سکوتو شکسته باشه ، که دیشب گفتم ، که بعنوان مثال گفته :

من فکر می کنم ، پس ... .

و فکر می کنم قبلا در اینجا گفته باشم که این اختصاص به قرون وسطی و غرب و اروپا داشته باشه ، و نگفته باششم که مولود چه بوده باشه ! چراکه مولود مثل همون سکوتیه که در اینجا شکسته شده باشه ! همون پرسشی که شده باشه !

و البته که با فکر یا اندیشه !

منکه ندیدم ! در جایی مثلا اون گفته ی :

من فکر می کنم

رو متفکّری یا اندیشمندی با :

من فکر نمی کنم

برده باشه زیر سوال ، پس :

:" فکرنکنید و پاسخ دهید"

حالا به چیش ؟ بمونه ، منتها پیش از روز بخیر گفتن بدنیست بگم که اونی که بعنوان مثال گفت :

من فکر می کنم ، پس هستم .

به چی فکر می کرد ؟

آیا به مثلا بودنش در قرون وسطی و اونم دینیش !؟

یا به متفکّر یا اندیشمند بودنشم !؟

که رفته بود زیر سوال !؟

در اون قرون و اونم دینیش !؟

یا نه !؟ مثل ما !؟ که بحمدالله (2) شب آرومی رو پشت سر گذاشتیم و ... ؟

روز بخیر  

زیرنویس :

1 - که در نوشته ی قبلی گفته شده .

 

2 – لم یشکر المخلوق !؟ فکر کنیم و پاسخ دهیم ؟ 




کلمات کلیدی :

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (2)

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/27 12:14 صبح

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (2) :  

... ، انّه فکّر و قدّر ، ... . (1)

سلام علیکم ، شب بخیر .

بعداز ظهری کمی خوابیدم و دیدم حالا که خوابم نمیاد (2) بحث اندیشه در قرآن رو پیگیر بشم .

اندیشه :

در نوشته ی دیروز (3) گفتم که گفته شده :

... ، انّه فکّر ... .

یا مثلا گفته شده :

ای برادر تو همه اندیشه ای (4)

و این اختصاص به فرهنگ دینی یا اسلامی و مسلمونا و ایرونیا نداره ، بعد قرون وسطی در اروپا هم مثلا گفته شده :

من فکر می کنم (5)

یا من می اندیشم ، ویا می اندیشم .

اندیشه در قرآن :  

خب ، حالا اندیشه در چی ؟ در قرآن ، حالا چرا نگفتم اندیشه در کتاب خدا ؟

پیش از پاسخ به این و پرسش قبلی که رفته باشه زیر سوال ، یه مثال بزنم .

گفته شده که از اولین رییس قوه ی قضائیه ی جمهوری اسلامی ایران پرسیده شده بوده که :

کجای قرآن :"عشق" اومده ؟

پاسخ رو با این پرسش داده بودن که :

به من بگید کجاش نیومده ؟

خب ، حالا اگه می گفتم اندیشه در کتاب خدا ، خب کجای سبعا من المثانی ، یا سوره ی حمد اندیشه ، یعنی فکر اومده ؟ خب بله اونجا که :

... انعمت ... .

گفته شده ، چراکه نعمت شامل نعمت فکر یا اندیشه هم میشه .

بلکه اونجا هم که گفته شده :

... ، الرّحمن ... .

حتی اونجاهم که گفته شده باشه :

... الرّحمن ... .

حالا در :

بِ ... .

چطور ؟

خب ، برا امشب ناگفته نمونه که اندیشه در قرآن ، معناش فقط اینا که گفتم نیست ، می تونه معناش تفکّر یا اندیشیدن در قرآن باشه ، یعنی اینکه قرآن گفته :

... ، انُه فکّر ... .

یعنی او در قرآن اندیشید ، به قرآن فکرکرد یا اندیشید و قدّر ، یعنی سنجیدش ، اندازه ش گرفت ، ... ، شب بخیر .

زیرنویس :

1 - سوره ی مدّثر .

2 - البته اگه برم بخوابم طبق معمول خوابم می بره ، یعنی بی خوابی به سرم نزده ، بلکه بقول آرلوند در پاسخ به رییس جمهور آمریکا ، راحت می خوابم .

3 - دو شنبه 26 بهمن 1395 هجری شمسی .

4 - مولوی .

5 -  دکارت . 




کلمات کلیدی : اندیشه، فکر

ادامه ی تحریم پایانی (4)

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/26 11:42 صبح

ادامه ی تحریم پایانی (4)

... ، صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ ... . ... ، وَلَمْ یکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ .

سلام علیکم ، وقت بخیر .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یا أَیهَا الْمُدَّثِّرُ ،  قُمْ فَأَنْذِرْ ، ... .

 چی داشتم می گفتم ؟

از تحریم می گفتم و تحریم رییس جمهور آمریکا ، برا اینکه از نعمت دل برخورداره و مثلا دوست داره که بعد برجامم تحریم کنه .

خب بله ، دوست داشتنم کار دله دیگه ، مثل ترسیدن ، از قضا حبیب خدا صل الله علیه و اله وسلم فرموده : بپرس از دلت ولو اینکه تمام مفتی (1) های عالمم (2) خلافشو فتوا داده باشن .

واینو در تفسیر کلمه یا واژه ای از قرآن عظیم فرموده ان ، که از قضا در عدم تعاون یا همکاری با مثلا چهار بعلاوه ی یکی که در نوشته ی قبلیه ، البته برا یکی از دو واژه ی عدم تعاون در ایندو ، که یکی دیگش دشمنی یا بعبارت دیگه عدوانه ، که پرسشگر معنی اون یکی دیگه رو اومده بود که بپرسیه ، بعد نازل شدن آیه ای این دو واژه در اون اومده بود و پیش از اینکه بپرسیه ، پیامبر بهش گفت : می خوای بگم برای چی برگشتی ؟! اومدی بپرسی ... .  

و حرف رسید به اونجا که پرسیدم اگه مثلا شاه شاه بود انقلاب نمیشد ؟ یا مثلا آمریکا آمریکا بود انقلاب نمیشد ؟

یادم میاد یه باری که رفته بودم قم ، و خونه ی مرحوم (3) پدرم تو شاه ابراهیم بود ، برا رفتن به مسجد اعظم سوار خط و مثلا تاکسی نشدم و پیاده که می رفتم تو سه راهی که الان بهش سه راه سعیدی گفته میشه ، ماشینای شهربانی بودن و مامورا هم بیشتر پشت اون نشسته بودن ، اونطرف خیابون چن تا بچه ده پونزده ساله یهو گفتن : جاوید شاه !

از من بیشتر مامورا بودن که تعجب کردن ! ولی بلافاصه گفتن :

شاه نجف خمینی !

و آی مردم خندیدن ، آی مردم خندیدن ... ، و بچه ها هم د فرار .

یادم میاد بعدها تو شهر خودمون که می رفتم مرکز انقلاب (4) ، و به سخنرانیها گوش می دادم ، یادش بخیر یه روزی یه سخنرانی که اسمش مرحوم (5) وفایی بود گفت آمریکا چی میگه !؟ بابا ما شاهنشاهی و شاه نمی خوایم ! اصلا مثل شما جمهوری و رییس جمهور می خوایم داشته باشیم ! (6)

مثلا قلب یا دلمون می خواد داشته باشیم ! مگه اینکه مثلا رییس جمهور آمریکا بگه ما دل نداریم ! و بعبارت دیگه از نعمت قلب محرومیم ! و :

... مَغْضُوبِ عَلَیهِمْ ... !

ویا از نعمت دونستنشم محرومیم و :

... ضَّالِّینَ !

شایدم مثلا بقول استاد شهید مرتضی مطهری در یکی از آثار بدون استثناء خوبشون ، خصوصا در اثر خوب :"آشنایی با علوم اسلامی" و اونم نخستین علم یا دانش اسلامی ، بقول فارابی از هردو باب علم یا دانش محرومیم !

کی محرومه یا تحریم شده !؟ خب اونکه محرومه از قلب جمعی حواس اعضای بدنی که خبر از بیرون نداره ؟ و دست دیگشم کوتاه از یادآوری دریافتی از بیرون ، که بهش فکر کنه یا بیندیشه و ... !

ولو اینکه از بچه های حضرت ابراهیم علیه السلامم باشه و حتی مثل پدر آن حضرتم (7) باشه !

در حالیکه کیه که نه تنها از نعمت معرفت یا شناخت محرومه ؟ بلکه از ذکر ، فکر ... م محروم باشه  ؟ وقتی که گفته شده باشه :

... ، إِنَّهُ فَکَّرَ ... ؟

خب بازم یادی از صاحب این ایام کنم ، که آخرین ، بلکه ششمین (8) فرزندش ، هرچند دوران نبوت رو درک یا دریافت کرده باشه ، ولو در رحم مادر ، ولی دوران امامتم فقط در همون جا درک یا دریافت کرد ! و ...

آیا ایران و ایرانی که بخواد این دورانو درک یا دریافت کنه ترس داره ؟ که آمریکا ، رییس جمهورش مثل شاه ازش بترسه !؟ حتی در حد و اندازه ی ولایت فقیهم !؟

یادم میاد ، فکر می کنم که گفته باشم ، که آخرین نخست وزیر شاه گفت : آقای خمینی قدمشون رو چشم و اگه بخوان مثل واتیگان یه جاییم به ایشون داده میشه ، ولی مملکت مثل من :"دوتا" نمی تونه داشته باشه !

بله هیچ جایی ، چه در بیرون و چه در درون دوتا مثل اونم نمی تونه داشته باشه !

ولی ! خالی ، صفر یا تهیشو چطور !؟

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .  

زیرنویس :

1 - فتوا دهنده ، مانند فتوایی که مثلا مراجع تقلید میدن .

2 – منجمله ، بلکه اولشم عالم درون !

3 – مراجعه شود به زیر نویس پنجم نوشته ی قبلی .

4 - مسجد ، مسجد حاج بابا .

5 - مراجعه شود به زیرنویس سوم .

6 - اونوقتا هنوز امام نیومده بود و جمهوری های مختلف مطرح نشده بود و امام نفرموده بود : جمهوری اسلامی ، نه یه کلمه کم و نه یه کلمه زیاد ، بلکه شعارها مثلا :"حکومت اسلامی" یا اسلامیای دیگه بود ، البته شعارهای دیگه هم بود و من یادم نمیاد که مثلا "جمهوری" خلق قهرمان یا حتی خلق مسلمانم بگوشم خورده باشه یا به چشم اومده باشه ، همین طور مثلا دمکراتیک ، کمونیست وووش ، ولی سلطنتی شاید ! البته همونطور که گفتم "اسلامی" ش ، مشروطشم .

7 - آذر عموی حضرت ابراهیم علیه السلام ، یا امام مردم یا ناس ، و یا بقولی :"جمهور" .

8 - بحسب تحقیقی که برادر عزیزم آقا سیدمحمدرضا واحدی ، در وبلاگشون(9) داشته ان .

9 – لبگزه




کلمات کلیدی :

ادامه ی تحریم پایانی (3)

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/25 12:44 عصر

ادامه ی تحریم پایانی (3) :

... ، لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ ، ... .

سلام علیکم ، بازم روز بخیر .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا الْمُزَّمِّلُ ، قُمِ اللَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا ، ... .  

اول یادی کنم از صاحب این ایام ، فرزندان حضرت فاطمه سلام الله ، همگی در زمان پیامبر صل الله علیه و اله و سلم بدنیا آمده اند بجز یکی که آن حضرت در زمان فوت پدرشان به آن بار دار بودن ، و می تونست نخستین فرزند ایشون بعد فوت پیامبر باشه ، که ...

و امام چهارم ، علی ثانی علیه السلام نخستین امامی هستن که در زمان پیامبر بدنبا نیامده ان ، بلکه در زمان امامت امام علی علیه السلام بدنیا آمده ان ، یعنی مثل دو امام قبلی پیامبرو درک نکرده ان ، بعبارت دیگه فرزند دوران پیامبری یا نبوت نیستن ، که با فوت پیامبر دورانش به پایان رسیده و دوران امامت یا خلافت ، یعنی جانشینی نبوت آغاز شده و تا امروز ادامه داره ، چراکه امروز دوران آخرین امام است ، حتی در غیبت ، چراکه پس از نوّاب خاصشونم نایب عامّی برا امامت یا مدیریت جامعه دارن بعنوان ولی فقیه .

خب ، بازم اول اینو بگم که امام پنجم علیه السلام ، به ترتیب اسمی امام چهارم علیه السلام ، یعنی امام محمدبن علی ثانی علیه السلام ، فرموده ان ، البته به تعبیر من : خدا لعنت (1) کنه اونایی رو که بزرگتر (2) ین آیه (3) ی کتاب خدا رو تحریم کردن (4) .

خب چی می گفتم ؟

بله ، میشه گفت حالا یکی رو پیدا کرده ! و پیدا کردن ، یا پیدا شده که بعد مثلا مدیریت چهار بعلاوه یک بین المللی ، چراکه صدایی از پنجمیش در نیومد که بشه گفت پنج بعلاوه ی یکی تحت اون مدیریت باشه در مذاکره با جمهوری اسلامی ایران ، و با نقض برجام مدیریت یکی از طرفین مذاکره ، حالا :"به تعبیر معروف" مثلا "صلاح مملکت خویش خسروان دانند" ، خسرو آمریکا از مدیریت بین المللی کوتاه اومده باشه و رفته باشه سر مدیریت خودش !

البته که با رعایت همون که گفته ، نه اینکه جلوی اونایی رو که صلاح خودشونو خودشون می دوننو بگیره ! مگه اینکه با اونایی که به :"قانون"! پایبند نیستن برخورد قانونی ! بکنه ، که مثلا از رای اکثریت که اونو به خسروی برگزیدن تبعیت نمی کنن ! بلکه مثلا تو خیابون میریزن و ... ، یعنی اگه مشاهده نشده که با مخالفت با قانون ! عکس العملی نشون نمیده و میذاره هر چی می خوان بگن و انجامش بدن ، خب بی حکمت نیس دیگه ! بعلاوه بین اللمللیشم میکنه دیگه ! البته نه سازمان المللی  ، بلکه همونطور که گفتم ، و می تونه معناشم این باشه که مشاهده می کنین آمریکا مثل جایی نیست که با مخالف قانون برخورد قانونی می کنه ! پس ...

خلاصه همون که گفتم ، مدیریت بین المللی ، ولی نه در چهارچوب بین المللی سازمان مللی یا قانونی !

چرا ؟ خب گفتم که می ترسه ! از دین یا اسلام ! چرا !؟

خب برا اینکه انقلاب شده ! انقلاب اسلامی ! یعنی چی !؟ آیا مثل انقلاب صنعنی ؟ و آخرین انقلاب !؟ یا فرزنداش !؟

استاد شهید مرتضی مطهری در آثار بدون استثناء خوبشون در این زمینه یه حرفی دارن ، خصوصا در "علل گرایش به مادیگری" .

اون حرف اینه که مثلا انقلاب کمونیستی مولود غرب و اروپای قرون وسطاس ، البته شاید اینو هم نفرموده باشن ، ولی حرف اینه که مثلا رنسانسم بچه ی همون قرونه .

ولی آیا انقلاب اسلامیم فرزند مثلا انقلاب سفید شاهه ؟ یعنی اگه شاه شاه بود ! انقلاب نمیشد ؟ یا مثلا اگه آمریکا آمریکا بود انقلاب نمیشد ؟ و مثلا آمریکا ، یعنی رییس جمهوراشم ازش نمی ترسیدن ؟

یا این دین یا اسلامه که ازش می ترسن ؟ یعنی از انقلاب اسلامی می ترسن .

و ، و از بچه های اونم می ترسن !؟ مثلا شش کشور دیگه !؟

زیرنویس :

1 - کلمه لعنت در عین فرمایش امام علیه السلام اومده و یعنی دورکردن ، و معناش مثلا محروم کردن و اونم بقدر یا اندازه ی مثلا صفر ! نیست ! بعبارت دیگه مرحوم (5) نباشه ! بلکه مثل ابلیس رجیم ، که هرچیم رونده شده باشه از مدیریت خدا که بیرون نرفته ! مگه اینکه گفته بشه بجایی فرستاده یا مثلا تبعید شده باشه که اونجا از قلمرو خدای رحمن رحیم خارج باشه ! البته نه مثلا با :"نعمت" زبون ! و :" انعمت علیهم " .

2 - گفتم که بعبارت دیگه :"اکبر" .

3 - مقصود نخستین آیه ی کتاب خداس ، که بقولی خلاصه ی سبعا من المثانی یا سوره ی حمده ، که این سوره هم خلاصه ی قرآن العظیمه .

حالا بمونه که گفته شده خلاصه ی این آیه هم یه حرفه ، و : من ... .

و اینم فکر می کنم گفته باشم که همه ی سوره های کتاب خدا با همین حرف آغاز شده ، البته نه همش با صدای پایین (کسره) ، با صدای بالا (فتحه) هم آغاز شده ای داره .

4 – البته گفتم که بعنوان آیه ، و گرنه هیشکی :"بسم الله الرّحمن الرّحیم" رو از قرآن ، مصحف ووو ، یعنی کتاب خدا حذف نکرده .  

 

5 – مراجعه شود به زیرنویس سوم نوشته ی قبلی . 




کلمات کلیدی : مادر، فرزند، فرزند انقلاب، فرزندان دوران انقلاب، فرزند بعد انقلاب !، انقلاب اسلامی، انقلاب محمد رسول الله، محسن فاطمه

ادامه تحریم پایانی (2)

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/24 11:23 صبح

ادامه تحریم پایانی (2) :

سلام علیکم ، روز ! بخیر .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ ، مَا أَنْتَ (1) ... .

بله ! تحریم رییس جمهوری که گفته شده پیداش کردن ! حالا کی ؟ بمونه ! یا پیدا شده در آمریکا ، یعنی رییس جمهور فعلی آمریکا ، با تحریم های قبلی فرق داره ، مثلا نمی تونه ببره سازمان ملل و به تصویب برسونه ، ولی می تونه بین اللملی کنه ، البته نه بین الملل بین الملل ! واسه اینکه خب اون شش کشور و :"اکبر" یا بزرگتر و یا همونطور که گفتم انقلابی ترشم خب مللن دیگه !

بله ، آمریکایی (2) نیستن ! ولی بقیه ی ملل چی ؟ مثلا انگلیس ؟ یا مثلا ژاپن !؟ که یادشم نرفته باشه هیروشیما و ناکازاکیش ؟ و وارد آمریکا شدنش مانعی نداشت !؟ مثل نخست وزیر انگلیس !؟

خب آمریکایی نیستن یعنی چی ؟

خب برا اینکه انقلاب کردن دیگه ! مثل جمهوری اسلامی ایران دیگه ! البته بقول مقام معظم رهبری به :"سبک اسلامی" ، نه به سبک آخرین انقلابی که رخ داده باشه و هنوزم به قوت خود باقی باشه و انقلاب های بعد اونم نه تنها متاثر از اون باشن ، بلکه ادامه همونن ، فقط بقول خودشون ، یعنی انقلابیاش ، رفته رفته پیشرفته تر شده ، نه اینکه حرفی علاوه بر اون زده شده باشه و انقلاب یا تغییری پیدا شده باشه ، بلکه هنوزم سبک همون سبک قبلیه ، و تو اون حرفی از سبک دینی یا اسلامی نیست ، که انقلابی رخ داده باشه و سبک قبلی تغییر یافته باشه .

بلکه هنوزم همون خوندن و نوشتن قدیمه ، فرقش اینه که شکلش عوض شده ! قبلا مثبت و منفی خونده می شد و نوشته میشد ، حالا کاشف بعمل اومده که منفی مثبت بوده خوندن و نوشتن قدیمم !

بعنوان مثال قبلشم مرحوم (3) ی نبود و یه نامرحوم بود ، حالا چه ده دهی قدیم باشه یا دو دویی جدیدش .

بلکه هنوزم خواننده و نویسنده ی در کار نیست ! بلکه یه نیست خوانده و نوشته میشه ! حالا چه دلخواه باشه ، و چه نویسندش یکی ! از حواس باشه ! البته اگه باشه !

یعنی انقلابی رخ داده شده باشه و در دهه ی چهارمشم باشه ! حتی در آمریکا ! اونم نه تنها بعنوان رییس جمهور آمریکا ، بلکه آمریکایی ها هم ! حالا مثل انگلیسیا یه چیزی ! ولی ژاپنیا چی !؟ تو بقولی کمپینگ آمریکایی !؟

زیرنویس :

1 - یعنی تو ، توی نه تنها خواننده ، بلکه نویسنده ی خوانده شده هم ! نویسنده ی آنچه برا قلب یا دلم نازل شده ، از کجا ؟ از آسمونش ؟ آسمون چهارم !؟ مابعد آسمون اول ، که خواننده ی بیرونه ، حتی باچشم ! که ریز آسمون دومیم باشه بنام حس بینایی ، و انقلابی ترین آدما و حتی رییس جمهورشونم هنر کنه بیشتر از اینو تا حالا که نگفته ! چه رسه به آسمون هفتم !

2 - رییس جمهور جدید آمریکا در حرفایی که پیش از انتخاب شدنش گفته یکی همین آمریکایی کردن آمریکا بوده .

3 – مراجعه شود به زیرنویس چهارم نوشته ی قبلی . 




کلمات کلیدی : نوشتن، نوشتن خوانده شده

ادامه ی تحریم پایانی

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/11/23 10:43 عصر

ادامه ی تحریم پایانی :

... ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، ... .

سلام علیکم  .

... ، کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیطْغَى ، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى ، إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى ، ... .

امروز که از سر کار اومدم ، اونقد خسته بودم ، اونقد خسته بودم ، ... ، که تا نشستم خبر شبکه ی پنج تلویزیونو نیگا کنم همونجا خوابم برد و خوبه که مادر خونه بیدارم کرد ، که نه تنها چسب زخم بدم به داداش محسن ، و یه چیزیم بخورم و بقول پیامبر صل الله علیه و اله و سلمم با شکم گرسنه نخوابم ، بلکه نماز عشا رو چی !؟ که نخوانده بودیم .

خب ، حالا که خوابم نمیاد گفتم بحثو پیگیر باشم ، منتها اول ، ضمن عرض تسلیت بمناسبت این ایام ، می خوام بگم که آقا امام پنجم (1) علیه السلام که گفته با کشتن آقا اباعبدالله علیه السلام علم یا دانش افتاد به قم (2) با اینکه آقا امام حسین علیه السلام در پاسخ پرسشی در دعوتنامه های کوفیان ، که پرسیده شده بود "صمد" یعنی چی ؟ امام فرموده بودن چون بشر نمی تونست صمدو معنی کنه ، خدا خودش فرمود که یعنی :

... ، لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ ، وَلَمْ یکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ .

ولی فرموده اگه بود یکی ، تمام علوم یا دانشها رو از کلمه ی صمد براش ور میاوردم ، ولی ایشونم فرموده که ما وقتی چیزی رو تو کتاب خدا پیدا نمی کردیم به کتاب مادرمون مراجعه می کردیم !

خب ، چی داشتم می گفتم که خواب نذاشت ادامه بدم ؟ از خوندن می گفتم و خونده ، و گفتم که خوانده فقط بیرون بوسیله عضوی از اعضای حسی و بعنوان مثال با افتادن چشم به اون نیست ، چه رسه به چیزی تو اون !  چراکه چشمم که سلطان بدن بشه ، به مهتابی ، یا منوّری که باز تابی از نوری رو می تابه میفته ، و بیرون عبارت از فقط بچشم اومدنی نیست ! بلکه بعنوان مثال بیرون سر و صدا هم داره .

حالا بقول انقلابیونی که امروزه بزرگتر یا اکبرشم آمریکا باشه ، "مشاهده" هم فقط مشاهده ی مثلا چشم نیست که مشاهده ی یه بچه مسلمون پنج ساله هم ترسناک باشه ! اونم وقتی هیچ شباهتی به مخلوقات یا آفریده های ترسناکی مثل داعش نداشته باشه ! که آفریننده این مسلمونا هم روشن شده کی و کیا بودن !  

نه اینکه حالا بقولی (3) یکی رو :"پیدا" کردن ! یا پیدا شده باشه که در ادامه ی قبلیاش نباشه !

بله ، شاید مقصود این باشه که نه تنها اگه مثلا شما هم به جمهوری اسلامی ایران مثلا ایرباس ندین ، خب چی رو می خواد بقول خودشون :"معکوس" کنه و از علم یا دانشی رو که تو اون بکار رفته سر در بیاره و مثل انرژی هسته ای ووو ، و از جمله همین موشک ما ! تو هوا فضای ما هم هی رتبه بیاره و امتیاز کسب کنه و یا رنکینگش بیاد بالا ؟ بلکه :"اقرا" ! ، مشاهده کنید و مثلا ببینید که اگه مثل ما راشون ندین :

... اوچه نمی دونن شونو ...

از کجا می خوان بدونن !؟ آیا بقول خودشون از :

... قلم ... ؟

خب اول اینکه پس چرا ما می دونیم !؟

در ثانی چرا اونا میخوان بیان از ما بدونن !؟

زیرنویس :

1 – باقرالعلوم ، امام محمدبن علی ثانی علیه السلام .

2 - که قبلا گفتم قم معنی صدوچهلم میده ، بحساب ابجد ، که بعد کشتن محسن فاطمه سلام الله افتاده بود به هفتاد ، عینش ، نه عین علم ، که بحساب ابجد چهله ، بلکه عینش ، یعنی همش .

3 – مرحوم (4) لاریجانی ، آقا محمدجواد ، در سیمای جمهوری اسلامی ایران .

4 – مراجعه شود به زیرنویس چهارم نوشته ی قبلی . 




کلمات کلیدی :

   1   2   3   4   5   >>   >