RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

همفکري

+ فراگيري ما !؟ (جمعه 30/1/1387 ساعت 10:45 عصر)

بسم الله الرحمن الرحيم


    پيشگفتار :


سلام عليکم .


    همانطور که ملاحظه مي فرماييد موضوع " فراگيري ما " ست ، فرقش با " فراگيري ما " که پيش از اين به عرض رسيد اينست که پس از افتادن مثلا چشم ما به جهان خارج و فراگيري چشم ما حالا موضوع فراگرفته ي چشم ما ست و فراگير اين ديگر چشم ما نيست بلکه حس بينايي ماست .
    ديديم که مرحوم علامه پس از افتادن چشم ما به جهان خارج حرف از " ديد " ن مثلا " يک سياهي " زده بودند ، ولي همانطور که در تعريفي از فکر که گفته شده " الفکر حرکة الي مبادي و من المبادي الي المراد " و روشن نيست اين حرکت از کجا به مباديست ؟ در حرکت چشم به جهان خارج هم روشن نيست که از کجا افتاده به جهان خارج و در آن بقول مرحوم علامه به " اندام " ش و " خاصه " اي مثل مثلا " يک سياهي " در آن ، در خاصه را عرض مي کنم ؟
    البته روشن است ، در فرمايش مرحوم علامه را عرض مي کنم ، بعنوان مثال ، که از " ما " افتاده " چشم ما " بقول ايشان ، ولي عرض شد که مثلا اختلاف دانشمند حسي و عقلي در همين است که يکي " ما " را حس گرفته و يکي ديگر هم عقل ، همينطور اختلاف به اصطلاح عارف و اين چيه : " عاشق " هم با ديگري در اينست که " ما " را دل يا قلب گرفته ، اختلاف حافظ ، ذاکر و فاکر هم که موضوع اصلي ما در اينجا همين فکر يا انديشه است نيز در همين افتادن ، هبوط و نزول چشم " ما " بقول هريک از ايشانست .
اين اختلافات فقط در نزول ما نيست ، در قيام ما هم همين اختلاف را دارند ، چراکه از همانجا کامده آنجا رود ، در حاليکه ما يا انا " لله و انا اليه راجعون " ، ولي عرض شد فعلا بحث ما کاوشي ديني نيست .
    هرچند همين جاست که حرف حرف دين است ، يعني تا دانشمندي ، چه در مثلا اين چيه حوزه و چه اين چيه دانشگاه ، حرف افتادن عضوي از اعضاي ما بعنوان مثال مثلا چشم ما مي زند ، که مثلا مثل همين که الان دارد چشم ما در اين صفحه به سياهه ي عرايض بنده مي افتد حرفي نيست ، ولي وقتي از " ما " حرفي زده شود که براي " ما " تازگي داشته باشد و مقصود هم مثل سابق اين نباشد که بازهم مثلا چشم ما به آن بيفتد بلکه بقول مثلا مرحوم علامه بخواهند که " ديد " ني هم داشته باشيم ، اين ديگر افتادن چشم ما نيست ، بلکه اين افتادن حس بينايي ماست ، و عرض شد که حس مثلا بينايي به فراگرفته ي چشم مي افتد و فراگير آنهم هست ، مثل چشمش که فراتر و فراگير جهان خارجي بود که به آن افتاد .
    خب حرف حرف " نو " ي است که ايشان دارند ، دانشمند را عرض مي کنم که فقط حرف از افتادن چشم ما نمي زنند ، بلکه حرف از حرکت حس ما هم دارند و تازه بر کرسي " ما " هم تکيه زده اند ، حي و قيوم و لا ...

    يعني فقط حرف از فراگيري چشم ما نيست که قضيه ختم شود به مثلا مثل همين افتادن چشم ما در صفحه به سياهه ي عرايض بنده ، بلکه در " نو آوري " ايشان نه چشم ما بلکه اين حس ماست که " شکوفايي " دارد وووي ديگرمان .
    حالا بعد حس چه خوابي برايمان ديده است و در نوآوري ديگر چي چي ما شکوفايي دارد ؟ و آخر اين به کجا مي رسد ؟ مانده که ايشان که باشند ؟! آيا دانشمند مثلا رياضي فيزيک ، علوم تجربي ، علوم انساني و يا هنر مثلا دانشگاهي ؟ ويا مثل همين ها که در حوزه جريان دارد ؟ خصوصا ديني و اسلاميش ؟!
    جالبترش  اينکه براي " فراگيري ما " هم فرموده باشد ، و همانطور که در پاسخ اظهار نظري که حسين آقاي عزيزمان در نوشته ي قبلي داشتند عرض کرده ام زبانحالش اين باشد که : " ادرکني " ! مثل زبانحال اين چيه دنياي خارج پيش چشم ما که فراگيردش و همينطور مثل دو دويي " چشم بينايي " " بينايي ما " هم همينطور ، حالا " ما " دل يا بقول مثلا مرحوم علامه : " مجرد از حس " ؟ بماند .



  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري ما ( قسمت پاياني ) (جمعه 23/1/1387 ساعت 1:53 عصر)

     


    فراگيري ما ( قسمت پاياني )


        در فرصت قبلي يکي دو نکته بعرض رسيد ، يکي همينکه چشم ما در اين صفحه به اين سياهه ي عرايض بنده مي افتد و فراگير آنست ، وديگر حرفي که به اصطلاح علما و دانشمندان در زمينه ي فراگيري ما گفته اند حرفشان با عمالشان در فراگيري خودشان هم يکي نيست چه رسد به اينکه از ما و فراگيري ما گفته باشند .
        در اين فرصت خدادادي هم پيش از اينکه عرض کنم فراگيري ديگر اعضاي حسي ما هم مثل همين چشم ما فراگيري دارند ، بلکه حس ، قلب وووي اعضاي ما هم همينطور عمل مي کنند ، فراگرفتن را عرض مي کنم ، حالا چه براي شناخت يا معرفتي باشد و چه علم يا دانشي ، اول بازهم تا يادم نرفته امروز جمعه را خدمت شما عزيزان تبريک عرض کنم و بعد يک چشمي هم بيندازيم به حرف به اصطلاح حکيمان ، علما ، ذاکرين ، حافظين ، عرفا و خلاصه همانها که بعنوان علما يا دانشمندان علوم در زمينه ي فراگيري ما حرف زده اند و در عمل کارشان مثل همين کار چشم ماست که هم اکنون نيز در اين صفحه به سياهه ي عرايض بنده افتاده .
        بعنوان مثال يکي همين مرحوم علامه که پرچمدار حکمت متعاليه باشند ، که  به نقل از مرحوم آقاي مطهري ديديم مثلا مکتب مشاء ارسطويي و اشراق افلاطوني ، بلکه تمام مکاتب در اين مکتب ، حکمت صدرايي را عرض مي کنم ، يک راه و همراه شده اند ، يعني مرحوم علامه که پرچمدار اين مکتب باشند بعنوان مثال پرچم عرفان را هم بدوش دارند ، خب ايشان چه فرموده اند ؟
        فرمايش ايشان جز اين است که : چشم ما در جهان خارج به يک سياهي افتلد ؟ درست مثل در اين صفحه و سياهه ي عرايض بنده ؟ ولي ايشان با اين که کاري نداشته اند ، بلکه اين مثلا سياهي را بعد از اينکه ديده اند يعني حس کرده اند و مجرد از حس هم کرده اند و به حافظه يا بايگاني سپرده اند وبعد هم لابد بياد آورده و به آن فکر هم کرده اند و در نهايت هم حکم کرده اند : " اين سياهي سياهي است " با روز از نو و نو آوري ديگري هم از جهان خارج داشته اند ، براي بار دوم : " مثلا يک سفيدي " بقول ايشان را عرض مي کنم ، تازه کار به اينجا هم ختم نشده ، بلکه بنا را براين گذاشته بودند که يک دو رقمي هم به چشم ما بيفتد ! دومي اولي نيست بقول ايشان را عرض مي کنم ، مقصد اين دو رقم " ايجاب و سلب " قديم يا ارسطويي بود .
        حرف نو ، جديد و بروزش هم که معرف حضور عزيزان هست ، دو رقم " صفريک " اين چيه کامپيوتري يا بومي شده اش رايانه اي را عرض مي کنم ، که حرف همان حرف است فقط مثلا علامتي شده .
        خلاصه ي فرموده ي ايشان ، چه قديم و چه جديدش اين دو رقم است ، حالا چه چشم ما در مثبت به منفي بيفتد بفرموده ، و چه بقول جديدش در منفي به مثبت ، يعني اگر بيفتد که نمي افتد و دستکم تاکنون که نيفتاده براي بشري مثل بنده ، در عمل که واقعه از اين قرار مي شود ، ولي حرف علما و دانشمندان تاکنون چه بوده ؟
        جز اينکه چشم ما به اين " دو" رقم ، حالا چه " مبثت و منفي " و چه جديدش " منفي و مثبت " ، مي افتد ؟!
        حالا ما از دانشمنداني که حتي در سوره ي نمل هم چشمشان به دو دويي : " بسم الله الرحمن الرحيم " نيفتاده باشد کاري نداريم ، اين چيه ديجيتالي يا اين چيه آي تي انقلابي را عرض نمي کنم ها ، چراکه " " اصل موضوع " که فراگيري ديني ما که نيست که با حرف حضرت آية الله مثلا مرحوم علامه يا مثلا استاد شهيد مطهري ووو کاري داشته باشيم ، و بقول جناب جوادي آملي  : " بشرح ايضا "  با " آنچه هم که مي گويند و به آن عمل نمي کنند " هم کاري نداريم که چگونه چشمشان به " دو " يي افتاده ، حتي هردو هم که مثبت باشند ، مثل همان که صاد عزيزم از ايشان در تفسير " لا اله الا الله " نقل کردند ، از جناب جوادي آملي را عرض مي کنم ، چه رسد به يکي مثبت و يکي منفي يا بقول جديدش يکي منفي و يکي ديگرش مثبت ؟ ويا هردو هم منفي که گويا قضيه هم از اين قرار باشد ! ولي با عزيزان فراگير کار دارم ، چه کار ؟ خب روشن است ديگر ، همفکري .
        ياعلي تا حرف نو ، جديد و بروز شما در زمينه ي فراگيري ما ، ولو فراگيري عضوي از اعضاي ما مثلا فراگيري چشم ما ، خلاصه بقول مقام معظم رهبري در اين سال : " نوآوري " شما عزيزان .



  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري ما (6) (جمعه 9/1/1387 ساعت 9:54 عصر)

     


    فراگيري چشم ما قسمت پاياني :


        براي عزيزاني هم که براي نخستين بار چشمشان به اينجا افتاده باشد عرض کنم که حرف در فراگيري چشم ماست مثل همين که الان مشغول به آنيم در اينجا ، و اينکه چشم ما فراتر از همين صفحه ايست که چشم ما در آن به اين عرايض بنده مي افتد ، و همانطور در اينجا صفحه اي است که فراتر و فراگير اين عرايض بنده مي باشد ، ميان چشم ما و ما هم همين رابطه برقراست ، بعبارت ديگر ما فراتر از چشم خود هستيم .


        خب فعلا کاري نداريم که فراتر از مثلا چشم ما حس ماست يا دل ويا ... ما ؟ بلکه فعلا با همين فراتري و فراگيري که در " جهان خارج " بقول مرحوم علامه ، به اصطلاح تا مقياس " نانو" هم برقرارست و همينطور در جهان فراتر و فراگيرش يعني چشم ما که ما فراتر از چشم و فراگير آنست ، کار داريم .


        يعني از يک طرف در به اصطلاح جهان خارج مي توان اين را پيگير شد ، و از طرفي هم در خود ، بعبارت ديگر اين همان کاريست که علوم پيگير آنند ، البته در عمل ، ولي در حرف حرف ديگري مي زنند که خلاصه اش بعرض رسيده که عبارت از راه و روش تحقيق و پيگيري ايشانست که بعنوان منطق يا اين چيه متد از آن نام مي برند .


        بعبارت ساده و روشن اينکه دستاوردهاي علوم از طريق منطقي که مي گويند حاصل نشده بلکه از طريق مثل همين فراگيري چشم ماست و در تمام علوم هم از همين طريقه سير شده که دستاوردي بدست آمده .


        يعني اختصاص به علوم ديني و غير ديني هم ندارد ، که ان شاء الله الرحمن الرحيم در بحث فراگيري ديني هم خواهيم گفت که پروردگار عالميان چه جهان خارج و چه جهان فراتر و فراگيرش يعني عضو ، حس وووي ما فراتر و فراگير ماست .


        ولي فعلا حرف از علما و دانشمنداني است که نه تنها از جهان خارج بلکه از ما هم حرف مي زنند و حرفشان فرق دارد باعملشان ، در حاليکه قاعدتا گويا فراتر از ما و فراگير ما هم هستند چه رسد به جهان خارجي که چشم ما هم بر آن مي افتد مثل چشم ايشان !؟


    الله اکبر و لله الحمد علي ما هدينا



  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري ما (5) (يکشنبه 4/1/1387 ساعت 1:1 عصر)

     


       


    ضمن عرض تبريک سال نو و آرزوي سالي نو يا سالي بهتر از سال قبل و نه مثل مثلا تکرار بهاري مثل بهار و بهاران گذشته ، همچنين عرض تبريک ميلاد پيامبر اکرم صل الله عليه و اله و سلم و آقا امام صادق عليه السلام ، اول عرض کنم پرسشي که در نوشته ي قبلي داشتم پس از اين است که جهان خارج ، بلکه پس از هر جهان ديگري هم ، بود .


    در ثاني پس از اينکه جهاني باشد ، يعني چيزي باشد و در اين هم چيزي باشد ، مثل ما و مثلا چشم ما ، يا جهان ديگري مثل جهان خارج از ما و مثلا اندام جهان خارج ، که گفتيم همان قاعده و قانوني که بين ما و چشم ما برقرار است در جهان خارج هم حکم فرماست ، مثال ساده اش را هم عرض کرديم که مثل همين صفحه و سياهه عرايض بنده در آن ، حال اين مسئله بود که بين ما و جهان خارج هم همين بر قرارست ؟


    چراکه همانطور که " ما " بقول مثلا مرحوم علامه " فراگيري " بقول مثلا جناب مصباح داريم و " فراگيري چشم ما " هم من در آوردي نيست ، همينطور هم مثلا مرحوم علامه در مقاله ي پنجم اصول اين چيه فلسفه و روش اين چيه رئاليسم است که به نخستين اداراکات و علمهاي حصولي پرداخته اند و فرموده اند : " در نخستين بار که چشم ما به جهان خارج افتاد ... " .


    يعني پس از اينکه در مقالات قبلي راه خود را از مثلا اين چيه سوفيست و شکاک جدا کرده اند به اصل و ريشه ي و راه و روش فراگيري ما و مثلا چشم ما پرداخته اند .


    البته اين را براي عزيزاني عرض نکردم که پيگير بحث بوده اند و مثلا بحث از " اصل موضوع " بحث را زير چشم گذرانده اند ، خب سال نو بود و گفتم شايد همفکر تازه اي هم داشته باشيم .


    خب به همين مناسبت بد نيست باز هم عرض کنم همانطور که از موضوع بحث پيداست موضوع " فراگيري ديني " ما و مثلا چشم ما نيست که بحمدالله پاسخ مسئله روشن باشد ، که " اياک نعبد و اياک نستعين ، ... . " .


    بلکه بحث از فراگيري ما و چشم ما از فرمايشات فقط دانشمندان علوم مختلف که نيست ، شامل فرموده ي دين هم مي شود که مثلا چشم ما فراگير اين هم هست .


    خب با اين حساب گويا حتي چشم ما هم فراتر از حرف دين هم مي شود !؟ چه رسد به اينکه افتاده باشد به آنچه که دانشمندان علوم تاکنون گفته و در نوآوري هايشان هم براي شکوفايي ما بگويند ، چراکه نه تنها نوتر و شکوفاتر از حرف دين به چشم بنده که نخورده ، بلکه چه فرقيست بين حرف دين و ايشان براي نو شدن و شکوفايي ما ؟!


    تعجب ندارد ! مگر قرارست که بروش مثلا مرحوم علامه ، همينطور روش جديد ، نو ووو ي قديم ، مثلا در همين صفحه چشم ما نخست به يکي از ايندو بيفتد ؟ يا اول به يکي از ايندو و بار دوم به يکي ديگر که پس از بخاک سپاري اولي در بايگاني دومي هم روي اولي دفن شود ؟ و همينطور مثل اين " دو رقم " ي که دومي اولي " نيست " بود قبرستاني از نيستهاي قبلي داشت و همينطور نوآوري و شکوفايي اموات ؟ آنهم انقلابي آن ؟ انقلاب اسلاميش را عرض نمي کنم ، بلکه نيازمندش به همان اين چيه آي تي را عرض مي کنم ؟ در حاليکه در بهار هم حرف از حيات و زندگي مجدد است و نه مرگي نو ، تازه و جديد .

        يا مقلب القلوب و الابصار 
            يا  مدبر  الليل  و  النهار 
                يا محول الحول و الاحوال
    حول حالنا الي احسن الحال


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [1/6/1387- 8:19 ع] انديشه ي ديني (5)
    [28/5/1387- 12:41 ص] انديشه ي ديني (4)
    [25/5/1387- 11:52 ع] انديشه ي ديني (3)
    [18/5/1387- 9:59 ع] انديشه ي ديني (2)
    [4/5/1387- 10:27 ع] انديشه ي ديني
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 2 بازديد
    ديروز: 13 بازديد
    کل بازديدها: 22846 بازديد
  •   پيوندهاي روزانه
  •   درباره من
  •   لوگوي وبلاگ من
  • همفکري
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  همفکران

  •  لوگوي همفکران