RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

همفکري

+ فراگيري و فراگيري ديني (4) (جمعه 27/2/1387 ساعت 3:27 عصر)

سلام عليکم


    امروز هم مثل روزهاي گذشته اول سري به اين چيه وبلاگم زدم و همينطور يه نگاهي هم انداختم به صفحه ي اصلي اين چيه پارسي بلاگ ، خب براي اينکه اگر حرفي ، نظري بود مطلع شوم ، در همفکري را عرض مي کنم ، و همينطور ببينم در اين چيه پارسي بلاگ چه خبره و از اينجا هم وارد اين چيه صفحه ي خانگي شوم و ... .


    ولي امروز يک تفاوتي هم دارد با روز هاي ديگر ، پس اول جمعه را خدمت شما تبريک عرض مي کنم و بعد بروم دنبال ادامه ي بحث که همين الان ديدم بنام خدا ي عزيزم پرسيده اند : مگر موضوع فراگيري و فراگيري ديني نيست ؟ خب آيا ايندو يکي هستند ؟ و بقول عکاس عزيز و گرامي يک چيز هستند ؟


    ابتدا همين اول عرض کنم که نه تنها ايندو و هر دوي ديگر و سه ، چهار ووو ي ديگر و حتي دو رقمي ، سه رقمي ووو ي ديگر هم عددي است و  بعبارت ديگر يک عددست و فقط اين چيه صفر است که هر چند رقمي باشد ولي عددي نيست ، چرا بقول باب علم يا دانش ، از جمله علم يا دانش رياضي هم ، که در خطبه ي اول نهج البلاغه آمده : مورد اشاره محدود است و محدود هم معدود ، و اين چيه صفر جديد و قديمش که به شکل خالي ، تهي و از جمله سلب هم از آن نام برده مي شود ، حالا کدامين نام خداي احد و احد صمد ؟ بماند ، بله فقط اين چيه رقمست که حدي ندارد که عددي باشد .


    بعلاوه ما کجا گفتيم که هر فراگيري ما ديني است ؟ بنده عرض کردم : بجز همان که از زمان رسيدن پاي پدرمان حضرت آدم عليه السلام به زمين يکي از اعضاي ما زمين را درک يا دريافت کرده الباقي فراگيري ما فراگيري ديني مي باشد ، حتي اگر از اين چيه دانشمندي فراگرفته باشيم ، يعني ايشان به ما فراداده باشند ، و چه چيز را ؟ که عرض شد حرف نوي را ، درست مثل پيامبران !؟ يعني ادعاي پيامبري دارند ، البته اگر از طرف ايشان حرف نزنند و مثل ما از چشم ، گوش و ديگر اعضاي حسي ، قلبي ، فکري و عقلي خود حرفي براي گفتن داشته باشند .


    پس فراگيري ديني علاوه بر اينست که مثلا چشم ما هم فراگير آنست ، مثل چشم دانشمندان و منجمله مرحوم علامه که فرموده بودند براي نخستين بار چشمشان بر اندام اين جهان افتاده ، مثل چشم پدرمان حضرت آدم عليه السلام براي نخستين بار و بني آدم هم .


    ناگفته نماند که در ضمن اين را هم عرض کرده ام که ايندو و هر دو ، سه ، چهار ووو يي که عرض شد يک حرف ديني است ، مثل همان سياهي و سفيدي که مرحوم علامه ادعاي افتادن چشمشان به ايندو را دارند ، همينطور دورقمي هايي مثل مثلا ايجاب و سلب منطق ارسطويي و همينطور اين چيه ديجيتالي صفر يک جديدش هم .


    بعبارت ديگر ارسطو ، همينطور مثلا ژرژ بول و ژرژ کانتور هم که منطق نوي آورده باشند ، اين دعوي پيام آوريست ، حالا از کجا ؟ امام علي عليه السلام در اين زمينه فرمايشي دارند که بد نيست بعرض ايشان و پيروان ايشان در هرکجا که باشند ، خصوصا اگر در حوزه و دانشگاه ما هم باشند برسانم که از امام عليه السلام مي پرسند که از کجا فهميده اند که خدا يکيست ؟ در پاسخ مي فرمايند : پيام آوران همه از طرف يک خدا پيام آورده اند ، و خداي ديگري پيام آوري نفرستاده .


   بعبارت ديگر ما حداکثر يک خدا داريم ، خدايي که براي ما پيامبر فرستاده ، و حداکثرش حتي دو هم نيست بقول منطق قديم و جديدش و آنچه که در اين چيه متدولوژي علوم بخورد طلبه يا طالب علم و يا دانشجو داده مي شود و گويا فراهم مي گيرند !؟ حالا بعنوان علوم ديني که ...


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري و فراگيري ديني (3) (پنجشنبه 19/2/1387 ساعت 11:22 عصر)

     


    سلام عليکم


        عرض کنم که فردا سرکاريم انشاءالله و فرصت نيست که خدمت برسم ، براي همين امشب مزاحم مي شوم براي ادامه ي بحث ، البته فردا چه خواهد شد ؟ خدا مي داند ، ما که درک يا دريافتش نکرده ايم که بر ما گذشته باشد و بعبارت ديگر فراگيرش باشيم .


        گفتيم که به اصطلاح دانشمندان که گويا مطلبي را فراگرفته اند و از جمله وبلکه در اصل فراگيري خود را دريافته اند يک وقت آن را مديون دين مي دانند و يک وقت حرف اين است که با عضوي از اعضاي خود و مثلا بقول مرحوم علامه با چشم خود فراگير بوده اند و اين را فراگيري ديني عنوان نکنند و مثلا فراگيري فلسفي عنوان کنند .


        البته اين مثلا فراگيري فلسفي را هم مثل همين که در حوزه و دانشگاه هاي ما گفته مي شود فلسفه ي اسلامي يا ديني عنوان نکنند که بر گرفته از کتاب و سنت باشد ، بلکه در سايه ي مثلا حس و يا عقل ويا اينکه بقولي قلب و يا حس يکي از اعضاي خود فراگرفته باشند ، يعني مثلا مثل همين که مرحوم علامه فرموده اند که با افتادن چشم ما به چيزي آن را فراگيريم .


        خب ، همين ابتدا عرض کنم که اين فرمايش اختصاص به مثلا فراگيري فلسفي ندارد که برايش راه و رسم خاصي داشته باشند برايمان ، و ديگر فراگيري هايي که عنوان مي شود ، مثل مثلا همين فراگيري رياضي هم بر صراط ديگري گام بردارد ، بلکه هر دارنده ي نعمتي مثل نعمت چشم بر اين راه است و حرف اول و آخر را هم دين زده که اين راه راه صراط الذين انعمت عليهم مي باشد ، پس اين صراط ها چيست ؟ مثل مثلا منطق قديم و جديدش و حالا هم که اين چيه فازي آن به بازار فراگيري آمده ؟ و يکي هم ادعا کرده که همين منطق اين چيه فازي منطق دين است !؟ که جاي تعجب هم ندارد چراکه سالهاست که حتي در حوزه هم ادعا مي شود که منطق قديم يا منطق ارسطويي منطق دين است ، يعني شما اگر دانشجو يا طلبه ي اي در حوزه اي باشيد پيش از اصول فقه و بعد هم فقه اول منطق ارسطويي را گذرانده ايد و طبق آن فراگير اصول فقه و فقه هستيد .


        بنا براين کافيست که ما هم مثلا چشمي داشته باشيم و به چيزي بيفتد و فراگيرش باشيم ، البته دين مي گويد که بعضي از ما در عين اينکه داراي نعمت مثلا چشم هستند ولي مثل مغضوب عليهم منکر آن يا افتادنش به چيزي هستند که بر آن افتاده ، ولي ما که منکر اين نيستيم ، مي ماند بقول دين مثل ضالين که مثل مثلا ايشان نيستيم که خبر از داشتن مثلا نعمت چشم يا افتادنش به چيزي و فراگيري آن را دارند  ، که اميدوارم اينهم نباشيم .


        خب ديگر چه ؟ که ما به آئين به اصطلاح دانشمندان نباشيم ؟ و ايشان هم همينطور به دين ما ؟ بله همان که عرض شد ، يعني حرف حرف نو يا جديدي است که گويا ايشان فراگرفته اند و ما فرانگرفته باشيم و ربطي هم به دين ما ندارد ، يا بقول اين چيه سکولار جداي از حرف دين است !


    مثلا حرفي فلسفي است ! يا مثلا رياضي و خلاصه ديني نيست ! آيا اين دعوي دين و آييني براي ما نيست ؟ و کدام عالم يا دانشمندي را در حوزه و دانشگاه ما هم سراغ داريد که اين ادعا را ندارد ؟ که حرفي بزند و حرفش حرف جديد يا نوي نباشد ؟ که در دين سابقه نداشته باشد ؟ آيا اين نوآوري در دين نيست ؟ يا نوآوري ديني ؟ يا گويا نوآوري غير ديني هم داريم ؟ و همچنين شکوفايي هم در سايه ي اين نوآوري ؟


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري و فراگيري ديني (2) (چهارشنبه 18/2/1387 ساعت 1:0 صبح)

        پاسخي به پرسش يکي از عزيزان


    سلام عليکم


        غرض از مزاحمت در ميان هفته اينست که عزيزي پرسيده اند که به تعبير بنده پرسش ايشان اينست که فراگيري و از جمله فراگيري عقل ، فکر ووو ي ما فراگيري ديني است ؟ در پاسخ عرض کنم که بله .


        توضيح اينکه بجز فراگيري عضوي از اعضاء ما و مثلا بقول مرحوم علامه : "چشم ما" هر فراگيري ديگري که ما داشته باشيم ، چه حسي ، چه قلبي و ديگر هم فراگيري ديني است ، حتي اگر و فقط اگر علاوه بر فراگيري عضوي با عضو ديگري هم فراگيري داشته باشيم ، تازه اگر و فقط اگر عضوي از اعضاي ما هم فراگيري نوي داشته باشد .


        مثل چي ؟ مثل مثلا همان که مرحوم علامه مدعي آن شده اند که پس از افتادن چشمشان به يک سياهي براي بار دوم به يک سفيدي هم افتاده .


        همينطور هم حس و مثلا ديدن بار دوم بعد هم بقول ايشان تجريد از حس بار دوم و به بايگاني سپردن بار دوم تا حکم بار دوم که عبارت باشد از " اين سفيدي است " مثل " اين سياهي است " بار اول و نه " عدم الحکم " ي بقول ايشان که : "پيدايش کثرت " ي در علم ادراک شود .


       


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري و فراگيري ديني (جمعه 13/2/1387 ساعت 3:11 عصر)

       


        بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمد لله رب العالمين ، ... .


    فراگير و فراگير دين :


        بسم الله الرحمن الرحيم ، اقرا بسم ربک ... .


    سلام عليکم .


        الحمد لله که امروز فرصت اين را يافته ام که در خدمت شما عزيزان باشم ، ابتدا تا يادم نرفته امروز را خدمت شما همفکران عزيزم تبريک عرض کنم ، چراکه امروز فقط برايمان يک روز تعطيلي آخر هفته نيست ، بلکه روز اول هفته ي ما هم مي باشد و در اين روز است که جمعه ي جماعت ما برپا مي شود و امام جمعه برنامه ي هفتگي جماعت تحت امرش را در خطبه هاي نماز جمعه به اطلاع مي رساند ، همچنانکه امام جماعت محلي برنامه ي روزانه ي خانه هاي تحت امرش را به عهده دارد .


        بعبارت ديگر مي خواهم اين را بعرض برسانم که امروز جمعه هم مثل فراگيري ماست ، يعني جمعه داريم و جمعه ي ديني ، حالا بماند که آيا مثلا شنبه و يکشنبه ي ديني هم داريم ؟ يا داشتيم ؟ ووو ؟


        شکر خدا در فراگيري ديگر اين را نداريم ، چراکه فرقي نمي کند که ما که باشيم ، کافيست که بعنوان مثال چشمي داشته باشيم و بيفتد به چيزي و فراگيردش ، ولي مثل جمعه فراگيري هم فقط همين نيست که يکي از اعضاي ما و بقول مثلا مرحوم علامه بعنوان مثال چشم ما بيفتد به چيزي ، که اين فراگيري را همه ي ما داريم از آدم گرفته تا خاتم ، فقط کافيست که پايمان به زمين رسيده باشد و به اصطلاح پا به اين دنيا يا بقول مرحوم علامه پا به دنياي خارج گذاشته باشيم و دستکم مسش کنيم ، و البته شنيدنش هم بقول معروف کي بود مانند ديدن ، که عرض شد مرحوم علامه در نوآوري خود دعوي ديدن مثلا يک سياهي را داشتند .


        وعرض شد همين جا هست که حرف حرف دين است ، و با نوآوري دين است که زمينه ي شکوفايي ما فراهم مي گردد ، واين کار پيامبر است نه دانشمندي ، حتي حکيم يا اين چيه فيلسوفي ، چه رسد به دانشمند حسي که بخواهد از ديدي ابراهيمي و شنيدني موسوي برايمان بياورد همانطور که در صحف ابراهيم و موسي آمده .


        و عرض شد که تا حرف از افتادن چشم ، گوش و ديگر اعضاي ما به چيزيست حرفي نيست ، حالا يکي مثل بنده با عينک چشمش بهتر مي افتد و يکي هم شکر خدا نيازي به عينک هم ندارد ، شايد در اين چيه نانو ترين مقياس هم ، ولي مارواي عضوي از اعضاي ما چطور ؟


        در اين چيه ما بعد الطبيعه ي عضوي از اعضاء هم که حرف دانشمندان يکي نيست ، يکي حسي است و يکي عقلي و حالا اين وسط يا ماوراي اينها هم يکي دل يا قلب را علم کرده و هرچه دلش مي خواهد بعنوان عرفان تحويل ما مي دهد .


        مي گويند يکي مدعي شد و معجزه هم که خواستند عقب رفتن ديوار بحرفش را اعلام کرد ، و وقتي هم که به ديوار گفت برو عقب و نرفت گفت : حلال زاده ها مي بيينند !


        تازه اگر عارفي هم که از مقام دلداري سخن مي راند و راز هم مي گويد ، چيزي جز همين دل ما را دارد ؟ همينطور دارنده ي نعمتي ديگر مثل عقل ، فکر ، ذکر ، حفظ و حس ؟ که ما از نعمتش برخوردار نباشيم ؟! خب با کدامين نعمت تصديق کنيم فرمايش ايشان را ؟ حالا بماند " بکدامين نعمتي تکذيب " که در سوره ي الرحمن به تعداد " يزدي " بحساب ابجد آمده و رقم ديگر فرمايش دورقمي ايشانست ، چه به نطق منطق قديم يا ارسطويي و چه جديدش اين چيه رايانه اي ، همينطور هم اين چيه فازي جديدش .


        آيا مثلا حس ، قلب ووو ي آنها مثل چشم بنده عينک دارد و بهتر حس ، تقلب ووو مي کند ؟ يا ايشان هم مثل پيامبران از عالم بالا دريافتي دارند و دست ما کوتاه ؟ آيا اين ادعاي پيام آوري نيست ؟ و فراگيري ما فراگيري ديني نمي شود ؟


        جالب اين است که از اين چيه " ذهن " ي هم حرف مي زنند که مثل آش شله قلمکاري مي شود که همه چيز در آن مي ريزند و هرچي هم که بخواهند کم مي گذارند ، يکي عقلش را ، يکي حسش را و يکي هم ... ، تا جاييکه حتي بقول متفکر انقلاب : ذهني خالي ، تهي يا بقول منطق رياضي صفر را نصيب ما مي کنند و آنگاه است که " نوآوري " آنها آغاز مي شود در ظرف صفر ، خالي و يا تهي ما و بعد هم لابد " شکوفايي " ما !


        در حاليکه : اقرا و ربک الاکرم ...



  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري ديني (شنبه 7/2/1387 ساعت 10:20 عصر)

        بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمد لله رب العالمين ، ... .


    سلام عليکم


        ديروز جمعه فرصت نشد که خدمت برسم ، خب وسايل کارمان خراب شده بود و بيشتر ديروز را صرف تعمير و راه اندازي آن کردم تا براي امروز آماده ي کار کنم ، اصلا از امام علي عليه السلام پرسيدند خدا را از کجا شناختي ؟ فرمود : از آنجا که تصميم گرفتم کاري را بکنم چيز ديگري شد و فهميدم که تصميم گيرنده يکي ديگر است .


        خب در اين فرصت خدا دادي مي خواهم به يکي دو نکته که در فرصت قبلي بعرض رسيد بپردازم انشاءالله تعالي ، تا بيشتر روشن شود که چرا موضوع " فراگيري ديني " ماست ؟


        عرض کردم که پس از افتادن مثلا چشم ما به جهان خارج که مرحوم علامه سخن را از اينجا آغاز کرده اند ، بعد اين هم از افتادن مثلا حس بينايي ما سخن به ميان آورده اند و همين طور تا افتادن حافظه يا بقول ايشان بايگاني ما به جهان خارج ! البته از افتادن " حکم " کننده ي ما هم سخن رانده اند ،  ايشان هم روشن نفرموده اند که حکم کننده که بقول ايشان حکم کرده که مثلا : " اين سياهي سياهي است . " و همينطور بقول ايشان : " عدم الحکم " ش که حکم نکرده مثلا : " اين سفيدي سياهي نيست . " کار کيست ؟ آيا کار عقل ماست ؟ يا فکرمان ؟ و يا ... ؟ حالا کاري نداريم که : " تجريد از حس " که پس از ديدن مثلا : " يک سياهي " فرموده اند کار کيست ؟


        البته ناگفته نماند که حرف دين اينست که : وقتي مثلا چشم ما افتاد به مثلا يک سياهي ، اين چشم نبوده که افتاده به آن ، بلکه ما افتاده ايم به آن ، ملاي رومي ، ببخشيد ايراني در زمينه مي گويد :


        ما رميت اذ رميت گفت حق ، کار حق بر کارها دارد سبق


        يعني بقول ايشان افتادن ما سبقت دارد بر افتادن چشم ما ، و همينطور حس ، تجريد کننده از حس و بايگاني ما بقول مرحوم علامه ، البته اگر ما عبارت باشيم از اينها که ايشان فرموده اند ، در حاليکه بقول امام علي عليه السلام ، آنهم بترتيبش اينست : الحواس ائمة الاعضاء ، القلوب ائمة الحواس ، الافکار ائمة القلوب و العقول ائمة الافکار ، و به ترتيب نزولي يا مثل همان افتادن مثلا چشم ما را هم چنين فرموده اند : العقول ائمة الافکار ، و الي آخر که الحواس ائمة الاعضاء و مثلا چشم ما که در جهان خارج به مثلا يک سياهي افتاده بقول مرحوم علامه .


        اين را براي اين عرض کردم که يک وقت حرف حرف خدا و رسول و جانشين اوست و يا نقل فرمايش ايشان و يک و قت هم نه حرف حرف يکي مثل ماست که مثل ما مثلا چشمش به چيزي افتاده ، وبعد هم روشي يا اين چيه متدي را براي مابعد چشم ما ديکته نمي فرمايد ، مثل مثلا روش ارسطويي يا اين چيه رايانه اي آن که به شرط آن بشود حس کرد و ديگر کارهاي ما که از جمله همين بايگاني کردن بقول مرحوم علامه باشد که فرقش با به حافظه سپردن اين چيه رايانه اي آن در اين بود که در روش اين چيه رئاليسم ايشان هم در ايجابي سلبي بايگاني مي شود و در اين چيه رايانه اي آن در سلبي ايجابي ، بعبارت ديگر در " صفر " يک ، در حاليکه عرض شد ، در بحث " فراگيري ما " را عرض مي کنم ، که در يکي يک چيز بايگاني مي شود يا بحافظ سپرده مي شود و فراگيري ديني هم همينگونه است .


        اين حرف حرف دين است و رو دستش حرف نو ديگري نيامده ، يعني " نوآوري " روي اين کسي نياورده ، و آورده هم نمي شود ، حالا چرا ؟ خب يکي اينکه محمد صل الله عليه و اله وسلم آخرين پيامبرست و بعد ايشان پيامبري نمي آيد که " نوآوري " داشته باشد بقول مقام معظم رهبري که امسال را سال نو آوري و شکوفايي ناميده اند ، البته بنده بنا بر فراگرفته ي خود عرض مي کنم و عرض کرده ام که فعلا بحث از فراگيري ديني نيست ، بلکه مثل مثلا مرحوم علامه داريم بحث مي کنيم ، و گرنه مقام ولي امر هرچه امر بفرمايند همانست و فقط کافيست راه و روش " نوآوري " را هم بفرمايند ؟ : " چراکه " از کساني نباشم که بقول ايشان به : " غلط " نو آوري دارند .


        خب اميدوارم که بطول نکشيده باشد و حوصله ي شما را بسر نياورده باشم ، تا فرصتي ديگر که انشاءالله خدمت برسم فعلا خدا نگهدار .



  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [1/6/1387- 8:19 ع] انديشه ي ديني (5)
    [28/5/1387- 12:41 ص] انديشه ي ديني (4)
    [25/5/1387- 11:52 ع] انديشه ي ديني (3)
    [18/5/1387- 9:59 ع] انديشه ي ديني (2)
    [4/5/1387- 10:27 ع] انديشه ي ديني
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 2 بازديد
    ديروز: 13 بازديد
    کل بازديدها: 22846 بازديد
  •   پيوندهاي روزانه
  •   درباره من
  •   لوگوي وبلاگ من
  • همفکري
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  همفکران

  •  لوگوي همفکران