RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

همفکري

+ ادامه ي بحث ... انديشه و انديشه ي ديني (جمعه 31/3/1387 ساعت 12:31 عصر)

 


    بسم الله الرحمن الرحيم ، ... ، انه فکر و ... : قرآن عظيم ، مدثر


سلام عليکم


    ضمن عرض تبريک جمعه خدمت شما عزيزان و عرض پوزش از غيبتم در اين چيه وبلاگستان بقول برادر عزيزم آقا سيد محمد رضا واحدي ( لبگزه ) در جمعه ي گذشته عرض کنم که مقدمتا عرض شد که ما يک انديشه داريم و يکي هم ديني آن مثل فراگيري و فراگيري ديني که فراگيري علم يا دانشمان در سايه ي انديشه است که موضوع اصلي ما در اينجاست .


   توضيحش نيز عرض شده که ما براي دانستن فکر مي کنيم يا بقول خودمان مي انديشيم که اگر پس از افتادن مثلا چشم ما به چيزي باشد که  حس آن يا ديدنش  حالا بقول مثلا مرحوم علامه تجريد از حسش باشد و بقول ايشان سپردنش به بايگاني و ... ؟! که روشن نيست در فرمايش ايشان هم که دانستن آن اينهاست ؟ يا بعد از مثلا يادآوري از حافظه را هم شامل مي شود ووو ؟ که مرتبه فکر يا انديشه هم در فرمايشات ايشان هم روشن نيست ، هرچند هم که مثلا مرحوم مطهري در پاورقي در توضيح فرمايشات مرحوم علامه هم مرتبه اي براي انديشه ي ما فرموده باشند که به نقل از ايشان بعرض رسيده که انديشه را نوعي ترکيب يعني زاينده ي آن عنوان فرموده اند ، تازه اين دانستن که کار فکر يا انديشه باشد يا کار مثلا ذهن بقول ايشان ؟ اين فرق دارد با فکر يا انديشه اي که همه ي ما داريم ، چراکه اين همان انديشه اي است که در نهايت مثلا بوسيله ي چشم افتاده به چيزي براي دانستنش که کار روزمره ي ماست مثل کار وليد بن مغيره که در قرآن عظيم آمده : انه فکر و ... .


   يعني در حرکتي که ما براي دانستن داريم اين حرکت انديشه است که در نهايت ختم به دنيا يا پايين ترين چيز مي شود که به عبارت ديگر همين بدنيا آمدن ماست که آمده ايم بدانيم !


   حالا چه اين دنيا بقول مثلا مرحوم علامه " يک سياهي " باشد و چه بازهم بقول ايشان اول : "يک سفيدي " و چه بقول مثلا وليدبن مغيره براي دانستن حرف خدا که آخرين پيامبرش آورده که گفت : بروم فکر کنم ببينم چه گفته محمد ؟


   اين بروم با رفتني که داشته فرقش مثل فراگير و فراگيري ديني يا موضوع بحث ما در اينجا مثل فرق انديشه و انديشه ي ديني است ، چراکه وليد پس اينکه بقول مرحوم علامه مثلا گوشش افتاده به حرف پيامبر و بقول ايشان حس کرده يا شنيده ووو حالا مي خواهد فکر کند که ببيند چه گفته محمد ؟ و همين جاست که مثلا سحر يا جادو را مبنا قرار داده براي اندازه گيري حرف پيامبر ، مثل دانشمنداني که مثلا " سلب و ايجاب " قديم يا " صفر يک " جديدش را مبناي کار قرار مي دهند که در حوزه و دانشگاه ما رايج است .


   خب براي سنجش يک چيزي لازم است که با آن اندازه گرفت ، ولي اين را از کجا آورده ايم ؟ با فکر يا انديشه ؟ با کدام فکر يا انديشه ؟ فکر و انديشه ي خدا دادي که در آغاز قرآن عظيم فرمان به آن داده ؟ که مي فرمايد :


   بسم الله الرحمن الرحيم ، اقرا بسم ربک الذي خلق ، ... ؟


يا بفرمان :


   ... ، اقرا و ربک الاکرم ؟ که : الذي علم بالقلم ، علم الانسان ما لم يعلم ؟


    بعبارت ديگر با انديشه ي اوليه ي ما که متفکر يا انديشمند آفريده شده ايم که بدانيم ؟ يا انديشه ي ديني که علاوه براين است و خداي رحمان بوسيله ي پيامبرش ما را با آن آشنا فرموده ؟ که عرض شد اين کار پيامبر خداست نه حتي پيامبري که مثل ما عضو ، حس ووو دارد ، چه رسد به دانشمندي ، آنهم به اصطلاح دانشمندي که ما بعد الطبيعه ي عضوش روشن نيست که حس ، قلب ، حافظه ، يادآوري ، انديشه و عقل دارد مثل ما ؟ يا يکي حس دارد و دم از علم دانش مي زند ، يکي هم دل دارد و عرفان مي بافد و يکي هم حرف از حکمت هم مي زند ، حالا با حسش ؟ يا دلش ؟ ويا با فکرش ؟ بماند ، چراکه ما که با عقل يا خردمان حکم مي کنيم ، شما را نمي دانم ؟


   راستي حاکم کيست ؟ در هر حکومتي را عرض مي کنم ؟ در ديني يا اسلاميش مثل مثلا جمهوري اسلامي هم حاکم کيست ؟ عاقل ؟ عاقل متفکر ؟ متفکر ذاکر ؟ ... ؟


   يا اين چيه عاشق ؟ آنهم عاشقي که هر چند هم بگويد : عاشقم بر همه عالم که همه از اوست ، ولي گويا عقل و فکر وووي ديگرش ، خودش را عرض مي کنم ، گويا از او نيست که سرکوفتش مي زند !؟


    بگذريم ، ادامه ي بحث ان شاءالله جمعه اي ديگر


 


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + ادامه ي بحث فراگيري و فراگيري ديني ( پاياني ) (جمعه 17/3/1387 ساعت 8:39 عصر)

     


    ادامه ي بحث فراگيري و فراگيري ديني :


    سلام عليکم


        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم ، ... ، إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ (18)فَقُتِلَ کَيْفَ قَدَّرَ ؟ ... .  


    انديشه و انديشه ي ديني :


    پيشگفتار :


        ضمن عرض تبريک امروز جمعه خدمت شما عزيزان عرض شود که اول هفته اي که پشت سر گذاشتيم رفتيم اصفهان براي خريد سنگ براي يکي دوتا از کارهايمان ، بهمراه صاد عزيزم .


     ميدان امام



        وقتي برگشتيم اين چيه تلفن قطع بود و مخابرات در محل مشغول کار بود که رسيديم خانه ، تا الان هم هنوز مال ما که درست نشده و تماس هم گرفته ايم  با مخابرات و منتظريم تا بتوان اين نوشته را تقديم حضورتان کرد ، آنهم در حاليکه از دنيا بي خبرم ، دنياي بحثمان را عرض مي کنم ، که اگر مسئله اي پيش آمده بازهم به آن بپردازم ، بچه ها هم که از فرصت استفاده کرده اند و اين چيه سيستم عامل را تازه کرده اند ، مي خواهم بگويم به مورد علاقه هايم يا اين چيه فيوريت ها نيز دسترسي ندارم که نه تنها تازه ترين مطلب بلکه آخرين مطالب را نگاهي بيندازم . 


       خب ، اينقدر گفته ايم که يک فراگيري داريم و يک فراگيري ديني ، و ناگفته هم نمانده که به اصطلاح علما يا دانشمندان ، وبعنوان مثال که گفته شد مثلا مرحوم علامه وقتي مي فرمايند : براي نخستين بار که عضوي از اعضاي ما بعنوان مثال چشم ما به چيزي مي افتد ، در اين بيانات روشن نمي شود که مثلا همين افتادن چشم ما به چيزي افتادن ديني هم هست ؟ يا فرقي نمي کند ؟


       چراکه گفتيم در فراگيري مثلا علم يا دانش هرچند حرف از علوم و علوم ديني يا علوم اسلامي باشد ولي آيا حرف از فراگيري و فراگيري ديني هم هست ؟


       مثلا در همين قضيه ي وحدت حوزه و دانشگاه گفته شده که مقصود مثلا وحدت رويه ي اين دو نيست ، يا همين اين چيه حکمت و فلسفه که مي بينيم مرحوم علامه حرف از روش حتي اين چيه " رئاليسم " هم مي زنند ، و روشن است که ايشان هم در حوزه اين روش را دارند ، و يا مثلا چشم شما هم شايد افتاده باشد به اينکه مثلا : رياضيات که ديني و غير ديني ندارد ! اصلا در مثلا اين چيه آموزش و پرورش جمهوري اسلامي يا ديني آيا رياضيياتي غير از رياضييات دنياي امروزي فراداده مي شود ؟


       همين اين چيه حکمت و فلسفه ما هم ، چه در حوزه و چه دردانشگاهمان ، آيا فرقي دارد ؟ بقول بعضي و شايد همه مان !؟ هم في زمان هذا : علم علم است ، و بقول شهيد مطهري هم علم متعلق به اينجا و جاي ديگر نيست ، که آيا متعلق به دين هم هست ؟ روشن نمي شود .


       در حاليکه عرض شد ، خصوصا در پاسخ به پرسشي که بنام خداي عزيزم داشتند ، که حتي ادعاي افتادن چشم ما براي بار دوم به چيزي ، چه رسد به چيز ديگري مثل مثلا " يک سفيدي " بقول مرحوم علامه ، هم نگاهي ديني است .


       مثلا ما در جايي هم که چشممان مي افتد به کسي ، حتي اگر جنس مخالف ما هم نباشد و نامحرم هم نباشد ، نگاه دوم يا براي بار دوم ما به او هم نگاهي ديني است .


       خلاصه اينکه اگر کسي بقول مقام معظم رهبري قصد " نوآوري " داشته باشد قصدش دين آوريست ، يعني همان کاري که کار پيامبران بوده و آخرينشان هم " پيامبر اعظم " صل الله عليه و اله وسلم بوده !؟


       حالا اين را براي اصولگرا عرض کردم ، براي اصلاح طلب هم قضيه همين است ، يعني اگر کسي قصد اصلاح فراگيري ما را هم داشته باشد قصدش مي تواند فراگيري ديني ما باشد و نه مثل مثلا افتادن چشم ما به چيزي ، و حس ، قلب ، حفظ ، ذکر ، فکر و عقلمان که مثل ايشان بقول مرحوم علامه : براي نخستين بار افتاد به اندام جهان خارج ... ، حالا چه در حوزه باشيم و چه در دانشگاه مثلا يا جايي ديگر .


        يعني چه ؟ يعني مگر اينکه ايشان حرف از کاري مي زنند که ما هم مثل ايشان در حال انجامش هستيم و به همان راه و روش ايشان هم عمل مي کنيم و اين چيه سيستم عامل همه ي مان هم يکيست ، و حرفمان يکيست ، يعني چنان نيست که مثلا مابعد عضو حرف ما عبارت باشد از " حس ، دل ، حافظه ، يادآوري ، انديشه و خرد " و مثلا مرحوم علامه به ترتيب بفرمايند : حس ، تجريد از حس ، بايگاني و ... ، و يا همانطور که به نقل از استاد شهيد آورده شد متفکران حسي يک ترتيبي داشته باشند و متفکران عقلي يک حرف ديگر ، يا بقول ايشان مشائيانش يک حرفي داشته باشند و اشراقيونش حرف ديگري و نهايتشان هم که بقول ايشان در حکمت متعاليه يا صدرايي يکي شده باشند حرفشان همان باشد که عرض شد ، فرمايش مرحوم علامه را عرض مي کنم .


       بعبارت ديگر همانطور که در سر در اينجا آمده " همفکري " م و مي ماند " همفکري ديني " مثل " فراگيري ديني " ما که عرض شد اين کار کار پيامبر است و اگر کسي مدعي اين کار باشد ادعاي پيامبري دارد حتي براي همان " نگاه دوم " ي هم که عرض شد مثل همان که مرحوم علامه حرف از آن زده اند ، براي بار دوم را عرض مي کنم که چشممان بيفتد به مثلا " يک سفيدي " که بقول ايشان در نخستين بار افتاده باشد مثلا به  : " يک سياهي " .


    ...  ادامه دارد  


     -------------------------------------


    وبعد ، آخرش کارمان به اين چيه کافي نت کشيد براي اين عرايض .


     


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + وبعد ... (جمعه 10/3/1387 ساعت 2:21 عصر)

     


        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، يَا أَيُّهَا الْ ( آقا ميرزا هادي عزيز ) ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ، أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ، إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْکَ قَوْلًا ثَقِيلًا ، إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا ، إِنَّ لَکَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا ، وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا  ، رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِيلًا ، ... .


    سلام عليکم


        باز هم تا يادم نرفته امروز را خدمت شما عزيزان تبريک عرض کنم و ان شاء الله برايتان جمعه ي ظهور باشد امروز ، و بعد برويم دنباله بحث را پيگير باشيم .


        پيش از ادامه ي بحث باز هم اجازه مي خواهم که در اين فرصت هم به مطلبي که عزيزي فرموده اند بپردازم ، البته مثل بنام خداي عزيزم عرايض بنده را زير سئوال نبرده اند ، ولي اگر هم مثل مثلا نازنين گرامي رهگشاي بحث هم نبوده باشند و مثل جناب دکتر غريب عزيزم هم زبان سرخ دردمندي نداشته باشند ، اما فرمايشي دارند مبتلا به .


         ضمن عرض ادب و سلام و عليکم السلام خدمت ايشان اول ببينيم آقا ميرزا هادي عزيزمان چه فرموده اند :


        ما که خوانديم اما چون در بحث نبوديم نفهميديم


        به به


        يا علي


        خيلي ممنون ، خب در اين مجموعه يکي يکي به ترتيل ببينيم چه مي خوانيم ما ، مثل ايشان .


        خب تا اينجا که مثل روز روشن است ، يعني قيام ما هم براي خواندن فرمايش ايشان مثل خواندن ايشانست ، بعبارت ديگر فراگيري ما هم مثل فراگيري ايشانست ، مي ماند اقرا ي بعدي ، يعني در اقرا بسم رب خود که ما را آفريده يکي هستيم .


        اينجا بد نيست يک داستاني را بعرض برسانم ، مي گويند در کوفه ي هم قسم شده براي ريختن خون اباعبد الله عليه السلام يکي خيلي هارت و پورت مي کرد که مثلا کافيست اين حسين را به من نشان بدهيد و ببينيد چه مي کنم ، در روز عاشورا راست آمد جلوي حسين زهرا سلام الله عليها ، آقا چنان با شمشير زدند به زره ايشان که زره شکافت و نرمينه اي هم که زير زره پوشيده بود دريده شد ولي به بدنش خراشي نيفتاد ، وقتي از آقا پرسيده شد که چرا دخلش را نياوردند ؟ فرمود : مي خواستم فرزند زهرا را بشناسد .


        خب حالا برويم سر و ما يسطرون ، بعد يکي بودنمان در خلقت پدر زادي ما ، يعني بقول ايشان خواندن ديني و بقول ما در اينجا فراگيري يا اقرا ديني .


        امابعد ، چون هنوز در حال خواندن هستيم و به تعبير ديگر فراگيري ، پس بحث بحث فراگيريست ، و نبودي ايشان را در اين حال خود دانند ، ولي نبوديم يعني چه ؟ و بقول جناب جوادي آملي ( بشرح ايضا ) نفهميديم ؟


        آيا يعني در حال خواندن نيستيم ؟ يا نخوانديم ؟ و به تعبير ديگر فرانگرفتيم ؟ حتي نصفش را ؟ يا ثلثش را ؟چقدرش ؟ هيچي ؟ به اندازه ي رقمي از دو رقم فهم منطق ارسطويي و جديدش اين چيه کامپيوتري يا بومي آن اين چيه رايانه اي ؟ صفر ؟


        و اگر مقصود اينست که در حال خواندن يا فراگيري ديني و يا اقرا ي قلم و مايسطرون هستيم که :


         ... ، إِنَّ رَبَّکَ يَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ ... .


       صدق الله العلي العظيم و صدق رسوله ... .


    يا زهراي مهدي


       


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + ادامه ي بحث ... (چهارشنبه 8/3/1387 ساعت 11:30 عصر)

        بسم الله الرحمن الرحيم ، ن و القلم و ما يسطرون ، ... .


    سلام عليکم


        پرسيده شده که اين " عدم الفکر " ي که عرض شد چه فرقي دارد با " عدم الحکم " ي که مرحوم علامه در اصول فلسفه و روش رئاليسم ، مقاله ي پنجم ، در بحث " پيدايش کثرت در علم و ادراک " فرموده اند ؟


        روشن است که ما در مثالي که بعرض رسيد تماشاگر عدم بازي آقاي علي کريمي نيستيم ، و به تعبير مرحوم علامه : اين عدم بازي ايشان را بازي نمي پنداريم .


        توضيح اينکه در نطق منطق قديم و همينطور جديدش قضيه يا گزاره حداکثرش دو رقميست ، يعني اين منطق جديد يا منطق رياضي نيست که حداکثر حرفش دو رقمي باشد و در اين زمينه " نوآوري " داشته و منطق قديم يا منطق ارسطويي ده رقمي يا پنج رقمي حرف مي زند ، خير ، اگر در منطق جديد گزاره يا درست است و يا نادرست ، در منطق قديم هم همينطور بوده ، يعني قضيه يا صادق است و يا کاذب ، و عرض کرده ام که فرق اين دو منطق در حرف اولشان است ، مثلا مرحوم علامه که پيرو منطق قديم هستند اول مي فرمايند که مثلا اين سياهي سياهي است ، يا اين سفيدي سفيدي است ، و بعد اين مي فرمايند که مثلا اين سفيدي سياهي نيست ، و در منطق جديد يا منطق رياضي برعکس ، يعني اول صفر ، خالي و يا تهي گفته مي شود و بعد اين يک ، که عرض شد مقصود همان صفرست ، بعبارت ديگر يک صفر ، مثل نطق منطق قديم !؟


        البته در ميان پيروان منطق قديم مثلا مرحوم خميني يک حرف خوبي بقول مرحوم مطهري دارند که بنده در اثر خوب " نقدي بر مارکسيم " ايشان ديده ام ، و آن اين است که قضيه که عرض شد در منطق قديم حداکثرش دو رقميست ، يعني يک رقمش موجبه است و رقم ديگرش سالبه ، مثل مثلا همان عدم الفکر ديدن بازي آقاي علي کريمي ، اين رقمش يعني سالبه اش " وقوع و لا وقوع ندارد " .


       ولي پيداست که اين نظر هم بنايش بر حداکثر دو رقمست ، يک رقمش وقوع و رقم بعد اين هم لا وقوع ، همانطور که مرحوم علامه هم در اين زمينه ، که به نظر مرحوم مطهري نظريه ي نوي ارائه داده اند و بعبارت ديگر " نوآوري " داشته اند ، نظرشان اينست که عدم الحکم مثل حکم نيست بلکه پنداريست بقول ايشان .


       خلاصه ي عرضم اينکه مثلا بازي علي آقا را مي شود تماشا کرد ، ولي عدم بازي ايشان را بنده که نديده ام ، حالا مي خواهد مقصود اين چيه فدراسيون فوتبال ما  ، چه خودش و چه با هماهنگش تماشاگر اين رقمش هم باشيم ؟ اين چيزيست که ايشان مي خواهد .


        خب ، از فرصت استفاده مي کنم و سخن را با اين به پايان مي رسانم که مثلا همين خواست ايشان هم مثل خواستن اين است که ما به شکل منطق قديم يا جديدش فکر کنيم ، يعني ايشان هم مثل دانشمنداني که راه ، روش يا آئيني پيش پاي ما مي گذارند ، مي خواهند که به دين ايشان باشيم ، درست مثل پيامبر !؟


       حالا ما کاري با اين هم نداريم که ايشان مثل همان که مي گويند " سياست ما عين ديانت ماست " آيا در اين چيه فوتبال هم حرفشان همين است ؟ يا مثل مثلا دانش اين چيه فلسفه و شايد حکمت ، يا مثلا دانش رياضي ايشان است ؟ که بقول اين چيه سکولار : جداي از دينشان است ؟!


        بتبع کاري هم فعلا با اين قلم از دين اين چيه سکولار هم نداريم ، که ديني جدايي از دين را رقم مي زند ، چراکه ما که دينمان را از ايشان که نمي گيريم ، مگر اينکه دينمان مثل دين ايشان کاري با علم يا دانش ما نداشته باشد ، همينطور ورزش ما هم ووو ، بقول ملاي رومي ، ببخشيد ايراني : مثل شير بي يال ، کوپال و شکم ...


        اين بحث ادامه دارد


     


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري و فراگيري ديني ( پاياني ) (جمعه 3/3/1387 ساعت 4:7 عصر)

     


    بسم الله الرحمن الرحيم ، اقرا بسم ربک الذي خلق ، خلق الانسان من علق ، اقرا و ربک الاکرم ، الذي علم بالقلم ، علم الانسان ما لم يعلم ، کلا ان الانسان ليطغي ، ... .


    سلام عليکم .


    اول تا يادم نرفته امروز را خدمت شما عزيزان تبريک عرض کنم و بعد برويم سر بحث .


    و بعد ، اجازه بفرماييد باز هم با نگاهي به پيامي که يکي از عزيزانم داده اند سر بحث را بازکنيم ، چراکه مثلا بقول شاعر : برگ درختان سبز هر ورقش دفتريست .


    جناب دکتر غريب عزيزم بعد مدتي غريبي بروز فرموده اند ، و همانطور که در پيام ايشان آمده : ... با ذکر اتفاقي ... ، و همانطور که در قسمت قبلي بعرض رسيد براي اينکه فکر کنيم ، يعني بعد ذکر فکر مي کنيم ، و ناگفته هم نماند که مي شود به آن فکر هم نکرد !؟


    از اين دست براي ما اتفاق مي افتد ، بعنوان نمونه مثلا همين که آقاي علي کريمي شماره ي هشت اين چيه تيم ملي فوتبال بقول اين چيه وبلاگ آدمکها که تحت عنوان چگونه با کلامتان سعادت يا مصيبت را به سوي خود فرا خوانده ايد ؟ آمده و در قسمت قبلي به عرض رسيد جلودار زبانشان نبوده اند و مثل جناب دکتر غريب عزيزامان حرفي زده اند که اين چيه فدراسيون فوتبال حق داشته باشد ايشان را از نه تنها اين چيه تيم ملي بلکه از حق بازي در اين چيه تيم هاي باشگاهي داخلي هم محروم کند ، که اگر دست ايشان بود از قطر هم بيرونش مي کردند ، مثل اردوي اين چيه تيم ملي .  


    يعني ديگر بفکر ديدن بازي ايشان نباشيم که اگر بقول آقاي مارادونا نگوييم که فقط بازي او ست که مثل بازي مسي ديدنيست ، ولي بنده که ديده ام هر وقت ايشان بازي نکرده ، يا تعويض شده انگار اين چيه تيم ملي ما يک چيزي کم دارد ، بازي علي آقا را عرض مي کنم ، ولي چه مي شود کرد ؟ مجبوريم که ديگر به فکر آن نباشيم !؟ مگر اينکه بقول برنامه ي مثلث شيشه اي شبکه ي تهران سيماي اين چيه جمهوري اسلامي ايران اين چيه فدراسيون فوتبال ما " اغماض " بفرمايند !؟


    يعني چه ؟ يعني ايشان هم چشم پوشي بفرمايند ، مثل چشم پوشي ما از ديدن بازي علي آقا ، مثل عدم الفکرش هر چند هم که مثلا دلمان بخواهد که مثلا بقول مرحوم علامه چشم ما به آن بيفتد ، ببينيم ...


    اين بحث ادامه دارد


  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )

  • + فراگيري و فراگيري ديني (5) (چهارشنبه 1/3/1387 ساعت 1:16 صبح)

        جلودار فراگيري انديشه :


    سلام عليکم


        غرض از مزاحمت در ميان هفته مطلبي است که يکي از عزيزان در پيامشان فرموده اند ، مطلبشان را در اين چيه وبلاگشان ، البته اين چيه وبلاگ گروهي ايشان بنام آدمکها ديده بودم ، و بقول مرحوم علامه به بايگاني و بعبارت ديگر به حافظه سپرده بودم و بقول خودمان در اينجا فراگرفته بودم ، و بيادش هم بودم ، يعني علاوه بر حفظ آن بيادش هم بودم ، خب همانطور که ايشان فرموده اند جلوي فکرم را هم که نمي توانم بگيرم ، يعني به آن فکر هم کرده ام ، وباز همانطور که ايشان در اينجا هم فرموده اند جلوي زبانم را گرفتم در آنجا .


        ولي آيا مقصود ايشان از انديشه و همينطور از کلام هم همين است که بنده جلودارش بوده ام ؟ فکر نمي کنم !؟


        انديشه اي که بنده عرض مي کنم همانطور که عرض شد پس از يادآوري محفوظ است ، بعبارت ديني آن : بعد ذکر ، ونه فقط بعد مثلا افتادن چشمم به مطلب ايشان ، حسش با بينايي ، تقلبش با دل و حفظش با حافظه ، بلکه بعد ذکر محفوظ .


        ولي در بکار گيري زبان حکما چنين نيست که ما فکر کرده حرفي بزنيم ، مثلا ما دلمان مي خواهد حرف بزنيم و دلمان هم شايد نخواهد حرفي بزنيم ، البته نه با خودمان ، که مقصود ايشان هم اين نيست .


        بنابراين جلودار فکر يا انديشه با جلودار زبان فرق دارد ، يعني چنين نيست که عضوي از اعضاي ما ، همينطور حس ، قلب ، حافظه و يادآوري ما جلودار فکر يا انديشه ي ما باشد ، ولي هريک از اينها مي توانند جلودار زبان ما باشند .


        حالا جلودار يا به تعبير ديني آن امام انديشه چيست ؟ عرض شد که امام علي عليه السلام فرموده اند : العقول ائمة الافکار ... ، و همينطور : ... العقول ائمة الافکار .


        يعني اين عقل يا خرد ماست که جلودار انديشه مي باشد ، که گويا اين عزيز جلوي انديشه ي خود را نمي توانند بگيرند !؟


        بله جلودار زبان عقل يا خرد ما هم مي تواند باشد که شايد مقصود اين عزيزمان اين باشد که عاقلانه حرف بزنيم ، البته شايد ، که بنده فکر نمي کنم مقصودشان اين باشد !؟


        با آرزوي فراگيري عقلي برايشان و ان شاء الله ديني هم براي اين نازنين هم .


     



  • نويسنده: احمدعلي يزدي

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [1/6/1387- 8:19 ع] انديشه ي ديني (5)
    [28/5/1387- 12:41 ص] انديشه ي ديني (4)
    [25/5/1387- 11:52 ع] انديشه ي ديني (3)
    [18/5/1387- 9:59 ع] انديشه ي ديني (2)
    [4/5/1387- 10:27 ع] انديشه ي ديني
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 2 بازديد
    ديروز: 13 بازديد
    کل بازديدها: 22846 بازديد
  •   پيوندهاي روزانه
  •   درباره من
  •   لوگوي وبلاگ من
  • همفکري
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  همفکران

  •  لوگوي همفکران