سفارش تبلیغ
صبا
1 2 >

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (2) :  

... ، انّه فکّر و قدّر ، ... . (1)

سلام علیکم ، شب بخیر .

بعداز ظهری کمی خوابیدم و دیدم حالا که خوابم نمیاد (2) بحث اندیشه در قرآن رو پیگیر بشم .

اندیشه :

در نوشته ی دیروز (3) گفتم که گفته شده :

... ، انّه فکّر ... .

یا مثلا گفته شده :

ای برادر تو همه اندیشه ای (4)

و این اختصاص به فرهنگ دینی یا اسلامی و مسلمونا و ایرونیا نداره ، بعد قرون وسطی در اروپا هم مثلا گفته شده :

من فکر می کنم (5)

یا من می اندیشم ، ویا می اندیشم .

اندیشه در قرآن :  

خب ، حالا اندیشه در چی ؟ در قرآن ، حالا چرا نگفتم اندیشه در کتاب خدا ؟

پیش از پاسخ به این و پرسش قبلی که رفته باشه زیر سوال ، یه مثال بزنم .

گفته شده که از اولین رییس قوه ی قضائیه ی جمهوری اسلامی ایران پرسیده شده بوده که :

کجای قرآن :"عشق" اومده ؟

پاسخ رو با این پرسش داده بودن که :

به من بگید کجاش نیومده ؟

خب ، حالا اگه می گفتم اندیشه در کتاب خدا ، خب کجای سبعا من المثانی ، یا سوره ی حمد اندیشه ، یعنی فکر اومده ؟ خب بله اونجا که :

... انعمت ... .

گفته شده ، چراکه نعمت شامل نعمت فکر یا اندیشه هم میشه .

بلکه اونجا هم که گفته شده :

... ، الرّحمن ... .

حتی اونجاهم که گفته شده باشه :

... الرّحمن ... .

حالا در :

بِ ... .

چطور ؟

خب ، برا امشب ناگفته نمونه که اندیشه در قرآن ، معناش فقط اینا که گفتم نیست ، می تونه معناش تفکّر یا اندیشیدن در قرآن باشه ، یعنی اینکه قرآن گفته :

... ، انُه فکّر ... .

یعنی او در قرآن اندیشید ، به قرآن فکرکرد یا اندیشید و قدّر ، یعنی سنجیدش ، اندازه ش گرفت ، ... ، شب بخیر .

زیرنویس :

1 - سوره ی مدّثر .

2 - البته اگه برم بخوابم طبق معمول خوابم می بره ، یعنی بی خوابی به سرم نزده ، بلکه بقول آرلوند در پاسخ به رییس جمهور آمریکا ، راحت می خوابم .

3 - دو شنبه 26 بهمن 1395 هجری شمسی .

4 - مولوی .

5 -  دکارت . 


  

همفکری :

سلام علیکم

... ، کَذَلِکَ یوحِی إِلَیکَ وَإِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ، لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِی الْعَظِیمُ ، ... . کتاب خدا ، قرآن عظیم ، سوره ی شوری .

بحثی رو که امشب می خوام ، یعنی تصمیم دارم مطرح کنم ، یه چیزیه مثل همزبونی ، هم احساسی و همینطور همدلی ، البته اگه چیزی به اسم دل یا قلب داشته باشیم و کاریم بنام تقلب ! که معادلشو به فارسی ببینیم چی  میشه گفت !؟ که مثل تقلب که کار قلبه ، اونم کار دل باشه .

البته گفته شده که مهر یا محبت و بقولی عشق کار دله ، ولی آیا مثلا :"تفقّه" کار دل یا قلب نیست ؟ حالا :"تعقّل" ؟ بمونه ! که کار عقل یا خِرَده ، ولی گفته شده که بعضیا عقلشون تو مثلا چششونه ، یعنی چی ؟ یعنی تعقل کار چشم می تونه باشه ! چه رسه به حس و قلب یا دل .

خب ، پس بحث یا کاوشی که می خوام داشته باشم ، باشما و نه تنهایی ، وقتی می تونیم داشته باشیم که یه چیزی به اسم فکر یا بنام اندیشه داشته باشیم ، نه اینکه من یا شما داشته باشیم ، و یکی از ما نداشته باشه ، یا یه کاری به اسم تفکر یا بنام اندیشیدن داشته باشیم ، وبقولی که در بحث قبلی گفته شده این کار ، کار یه چیزی به اسم فکر یا بنام اندیشه در ما نباشه ، بعنوان مثال مانند دیدن نباشه که کار چشم یا حس بینایی و بقولی پنج یا شصت و هشت تای دیگه هم نباشه ! مثل :"عِین" که گفته شده باشه هفتاد معنی داره ، خب نزد هفتاد تا دیگه ! یا هفتا دیگه ! وگرنه نزد مثلا چشم که یه معنی بیشتر نمی تونه داشته باشه که !

خب فکر ! می کنم وقتی مثلا گفته شده باشه :

فکر کنید و پاسخ دهید

اونم در مراکز علمی ، اگرم چیزی به اسم فکر یا بنام اندیشه هم گفته نشده باشه که داریم ، فکر کردن یا اندیشیدنو که میشه طرح کرد !؟ و مثل چی ؟ گفتم که مثل : همزبونی ، هم احساسی و ...  


  

قانون اندیشه یا فکر : 

سلام علیکم ، شبتون بخیر . 

الحمدلله ربّ (1) العالمین امروز ، یعنی الان فرصتی دست داد که پشت کامپیوتر بشینم . 

خب وقتی کتاب خدا میگه : 

اقرا بسم ربک (2) ... . 

خب به منم میگه دیگه ، مگه اینکه ربّ العالمین ربّ من نباشه ! و فرصتی رو که گفتم ربطی به اون نداشته باشه ، یا مثلا گفته بشه برفرضم که ربّ العالمینم ربّ تو ، یعنی منم باشه ، چه ربطی داره ؟ خب منکه بیش از همون فرض که ادعا نکردم ! حالا چه ربطی داره ؟ آیا ربطی نداره ؟ 

خب بله قبول که ربط داشتنش دلیل می خواد ، ولی منکه گفتم ، یعنی منکه فرض نکردم ، که برا فرضم دلیل بیارم . 

حالا بمونه که اصلا این فرض که گفتم ! یعنی چی ؟ 

خب ، حالا که خدا (3) یعنی ربّم این فرصتو داده از فرصت استفاده می کنم و بحثی رو گفته بودم ، قبلا در اینجا ، مطرح کنم . 

خب چرا تحت عنوان :"قانون اندیشه یا فکر" ؟ 

اینکه مثل "اسقلال اندیشه " و آخرش " انقلاب ، قیام یا برپایی اندیشه" باز مطرح شده ؟! 

خب بله ! دلیل داره ، چیه دلیلش ؟ 

دلیلش اینه که وقتی مثلا گفته میشه ، هنوزم گفته میشه : 

اسقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی 

اینکه برای این گفته نشد که فقط گفته بشه : 

... جمهوری اسلامی ایران 

اونم الان ! که تحریم جمهوری اسلامی ایران برداشته شده ! 

بله اگه گفته شده بود : 

استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی ایران 

خب دنیا محروم از : 

استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی 

بود ، ولی منکه تا یادم میاد حرف این بود : 

اسقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی 

آیا هنوزم هست ؟ اونم درحالیکه دنیا ، به نمایندگی پنج بعلاوه یکش تحریمشو برداشته !؟ 

اونم بقول رییس جمهور ... جمهوری اسلامی ایران تحریم بانکیشو ! 

خب مسئله چیه ؟ آیا وقت : 

استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی دنیا نرسیده ؟ اونم با رفع اون تحریم !؟ 

یا قضیه یه چیز دیگس ؟ 

نکنه ... جمهوری اسلامی ایران تحریمو برداشته !؟ 

ولو بقول وزیر امور خارچه ی جمهوری اسلامی ایران : پنج در صدم !؟ چه رسه به نود و پنج ! یا بُرد بُرد طرفین ، "دو" طرف و یکی از آندو ... جمهوری اسلامی ایران ، نه : "جمهوری اسلامی ایران!" و فارق و فارغ از : 

استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی 

که به بحث " اندیشه ی برپایی ، قیام و انقلاب ووو ، مثلا نهضت" پرداخت . 

مگر اینکه بعنوان مثال : 

تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد 

م با تحققش در ایران ، مثلا با : 

جمهوری اسلامی 

دیگر ادامه نداشته باشه . 

در حالیکه : 

الحمدلله ربّ العالمین 

نه فقط ربّ من ، و من ایرانیم  نهایتش . 

--------------------------------------------------------- 

(1) قرآن مکتوب ، سوره ی الحمد

(1) سوره ی اقرا 

(1) قرآن مکتوب : بسم الله الرّحمن الرّحیم


  

انقلاب ، قیام یا برپایی اندیشه (پایانی) :

این بحث در حالی پس از بحث :"استقلال اندیشه" مطرح شد ، که در آن بحث بنا شد بحث :" اندیشه ی اسقلال" رو داشته باشم ، بعد اینکه گفتم فرقه میون ایندو ، چراکه پس از انقلاب ، قیام یا برپایی مردم ایران ، بحث از اولی با این پرسش روبروس که چه نیازی به استقلال ، همینطورم آزادی اندیشه ؟

حالا چرا ؟ یکی دونکته گفتم ، یکی اینکه انقلاب ، قیام یا برپایی اندیشه ، هرچند مثل استقلال اندیشه هست ، منتها شاید مثل فکرکردن من در قبل از انقلاب ، قیام و برپایی من ، مثلا بعد نوزده ی دی پنجاه و شش باشه ، و هنوزم همون باشه ، نه تنها بیرون از خونه  ، یعنی در جمهوری اسلامی ایران ، بلکه پس از برجامم در دنیا .

مگر اینکه فکر یا اندیشه ی انقلاب ، قیام یا برپایی رو ، حالا با همون قیام نوزده دی مردم قم ، یا حتی حالا هم که دروازه دنیا برویم باز شده از یکی که اون فکر یا اندیشه رو داره پیروی کرده ، یا دنباله روی کنم .

البته اگه فکر  یا اندیشه ای برای انقلاب ، قیام یا برپایی ، پیش از برپایی مردم قمم نداشته باشم ، و پیش از اونم پیرو بودم تا مثلا وقتی که پا رو زمین گذاشتمم نه ! بلکه برا پا گذاشتن رو زمینم ، یعنی بدنیا آمدنمم .

و خلاصه اینکه از وقتی پا بدنیا گذاشتم در فکر و اندیشه پیرو بوده ام و خواهم بود و خواهیم بود ! 

چرا ؟ مگه چه خبر شد ؟ مگه یکی فکر کرد ؟ یا اندیشید ؟ و در فکر یا اندیشه پیرو نبود ؟ که منم دومی باشم !

حالا بازم پیرو اون ؟ باشیم ، بمونه .

ولی اون پیرو یکی دیگه نیست که مثل ما ؟ نه فقط من ، چرا ؟

خب اونوقت فقط منم که پیرو فکر یا اندیشه ی نه یکی ، بلکه بجز خودم هستم ، بجز فکر یا اندیشه ی که دارم ، ولی از دیگری ، بلکه از دیگران بجز من .

نکته دیگرم اینکه حالا صرف نظر از اینم ، هر دوشم ، منجمله حتی پیرو بودن فقط منم ، از خودمم نباشه ! و اینم به پیروی ، پیروی فقط منم باشه !

خب ، حالا پاسخ پرسش مثلا :

سرجا من کو ؟

روشنه .

خب ، هرچند سربرج نشده که بعد از پانرده بهمن که مهندس گفته بود می تونیم بریم کار کنیم و افتاد به سر برج ، ولی چون یکی دو روزه آبی که گذاشتم حیاط پشتی یخ نزده ، ان شاءالله فردا بریم ببینیم میذاره کار کنیم ؟ آخه وقتی بهش گفتم قبل از پانردهم اگه اومد زیر صفر چی ؟ گفت مانعی نداره .

اینو برا این گفتم که اگه ان شاءالله بریم مشغول بشیم مثل این یکی دوماهه نمی تونم بحث " اندیشه ی برپایی یا قیام و انقلاب " رو که فکر می کنم بشه مطرح کرد ، طرح و بحث کنم .

خصوصا وقتی برا جبران این یکی دو ماهه صبح بچه ها هم (همفکر) ن هرچه زودتر بریم و تا شبم تا بتونم کار کنیم ان شاءالله . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .  

------------------------------------------- 

کدواژه ها : بانک و بانکداری + پیرو بانک و بانکداری + اقتصاد مقاومتی + همفکری


  

انقلاب ، قیام یا برپایی اندیشه (1) :

وَ :

: ... یسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَیسْأَلُونَکَ مَاذَا ینْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ

: ... إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ

سلام علیکم

روانشاسی :

امروز فکر می کردم (2) ، حتی وقتیم که گفتی : آبی که تو حیاط پشتی گذاشته بودم یخ نزده .

و بعد اینم که خودم رفتم دید (3) م .

ووو

تا اینکه دید ( 5) م .

وَ :

: ... إِنَّهُ فَکَّرَ وَ ... .

یادآوری :

در نوشته ی پیشین ، نوشته ی "استقلال اندیشه" گفتم :

گفتم من انقلاب کردم ؟ یا اینکه : ... ؟ (6)

-----------------------------------------------  

(1)     مثل استقلال و آزادی اندیشه

(2)    خب با خودم دیگه ، خب بقول مقام معظم رهبری که همین تو دهه ی فجرم از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران پخش شد : تو زندان آهسته حرف می زدن دیگه

(3)    نه اینکه به حرف تو اطمینان نداشت (4) م

(4)    خب قلب یا دلم دیگه

(5)    ... ؟

(6)    و "نوزده دی" یا قیام مردم قم ، در نوشته های پیشین ، و یا نوشته ی برگزیده ای تحت عنوان :"قیام مردم تبریز" از طرف مجله ی پارسی نامه ی اینجا ، یعنی:پارسی بلاک.com ، والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته . 


  

اندیشه ی بلند (2) :

شب بخیر    

قرآن مکتوب :

أَیوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ(البقرة/266)

قرآن عظیم :

... أَوَلَمْ یتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ مُبِینٌ ...

خب گفتم که بعد از ظهر کمی خوابیدم ، پس تا خوابم نمیاد فرصت دارم که بحثو پیگیر باشم .

خب کجا بودیم ؟

بقول شبکه ی دانایی تلویزیون :

میدون ونک

تا یادم نرفته (کد)

میریم که داشته باشیم :

میدون آرژانتینو (کد2)

میان میدون ونک تا میدون آرژانتیم :

خیابون (کد3)

خب ، دیگه چی ؟ که یادمون باشه ؟ آخه نه فقط همه ی اونایی که از تلویزیون (کد4) به گوش (کد5) رسید که یادم نمونده که بقول تلویزیون :"کد" گذاری کنم ، بلکه

آهان یادم نره :

پلیس (کد6)

خبر بیست و سی تلویزیون :

پلیس ماشینایی رو که جریمه ی یه میلیون داشته باشن به پارکینگ منتقل می کنه .

تا یادم نرفته حواس (کد7) م باشه ، مدرسه ی مثلا تو میدون ونک یا میدون آرژانتین که نه ، سرکار با ماشین نریم ، آخه به پلیس چه ربطی داره که چرا بیمه نداره ؟ تازه پول پارکینگم جدا ، به پلیس چه ربطی که اینم نداشته باشیم که از پارکینگ در بیاریم ؟ تقصیر اون چیه که دوماهه هوا سرده و زیر صفره ؟

خب حواسم به ترافیک باشه ! چی می گفت تلویزیون ؟ آهان ، بلکه

قرار نیست همه ی اونایی که گفتو مو بمو کدگذاری کنم که ، حالا تو میدون ونک ؟ یا آرژانین ؟

نه دیگه اونجا که پلیس باشه امن تره ، بهتره تو خیابون "بذارم"

چی گفتم !؟ (کد8)

خب تا بقول تلویزیون :" ترافیک" نشده راه

ای بابا ، بازم کد؟ کی راه بیفتم از اینجا ؟

یعنی چی !؟ راه نیفتاده اینهمه کد؟ اونم تو خیابون و میدون آرژانتین !؟ تو میدون ونک !؟

پامو تو خیابون بذارم چی ؟

نگران نباش ! ( کد6) اونجاس !

اینجای :"کوتاه" اونجای :"بلند" م !؟

خب خودت چی فکر می کنی ؟

چی ؟ بارکد داره مگه ؟

یادم نمیاد تو تلویزیون اینی که گفتی بگوشم خورده باشه ! گفتم که یاداشت که نمی کردم ، گوش می کردم .  

-------------------------------------------------------

کد : یادآوری ، کوتاه ، کوتاه مدت

کد2 : بلند ، بلند مدت ، موندگار

کد3 : خب میان مدتو دیگه

کد4 : تلویزیون

کد5 : گوش

کد6 : پلیس ، تلویزیون ، مشاور ، پاسبان ، آژان ، نگهبان ، ووو ، حالا یکی ؟ یا شورایی ؟ بمونه ، مثل خانم روانشناس و آقا دکتر تلویزیون دانای من ...  

کد7 : جمع

کد8 : امن

بازم کد : راه 


  

آشنایی با دانش دین ( پایانی!) :

بعد نماز صبح با مادرتون ، البته بعد لقمه صبحم که ستون بدنه :

... ، اقْرَأْ بِاسْمِ رَبّ ... ، ... ، اقْرَأْ وَرَبّ ... .

خب ، تا برم نون بگیرم ، اینو بگم که یادش بخیر بقول برنامه ای رادیویی ، که از وقتی رادیوی خونه خراب شده دیگه بگوشم نرسیده : "علوم انسانی دانان" ، که تعبیر علوم انسانی از من بود و بعنوان مثال گفته شد ، البته نمی دونم ! که بجاشم میشه گفت حتی ریاضی فیزیک دانان ، یا علوم تجربی دانان ، ووو !؟ البته اگه باشن ؟ و باشه !؟ چه رسه به هنر دان و دانانش !

وقتی می خواد قرائتی از متنی علمی ، حالا انسانیش ، ریاضی ووو ش بمونه ، داشته باشه ، گویا یادش میره که به ما بگه کجای متنیم !؟

حالا صلاح ملک خود خسروان دانن ، ولی وقتی به یکی مثل من میگه چی ؟ حالا منی مثل خودشم بمونه ! ولو صفر ، خالی و تهیم تو متنه ؟ یا بعد وارد میشم !؟ حال کیش بمونه ! مثل همون که گفتم بشم شما و مثل دوتا من !

در نماز جماعت فرادی هم همینطور !

این اول صبحی نمی خوام غیبت ، اونم عالم و دانشمندی رو بکنم و بگم مثلا کی ؟ و چی گفته ؟

پس به گفته ای از باب دانش علیه السلام بسنده می کنم و من و شما از این بخونیم حدیث مفصلشو .

ایشون وقتی فرمایشی دارن می فرماین ، مثلا : "الحواس ائمة الاعضاء ، القلوب ائمة الحواس ، الافکار ( یاد یه سخنرانی افتادم که دیروز از تلویزیون پخش شد و سخنران توصیه می فرمود ، خصوصا به جوانانی مثل شما ، که فکر کنن ، بیندیشن و بعد عمل کنن ) ائمة القلوب و العقول ائمة الافکار " ، خب الان خودشون بمونه ! اون مثل منی که ایشون دارن به اون می فرماین داره به ایشون مثلا گوش میده ؟ یا مثل دل میده ؟ و یا ... ؟

حالا فرقی نمیکنه (هبوط) شم همینطور ، که گفته شده باشه : "العقول ائمة الافکار ، الافکار ائمة القلوب ... . " .

یادش بخیر ! اونوقت بقول سریال مرد هزار چهره ی تلویزیونی : به اینا همش چی ؟!

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ، پدر .

--------------------------

مرتبط : البته بعد نونوایی :

جوونی کجایی که یادش بخیر ! آخه یادم اومد که در اون ایام ، یادش بخیر در یکی از آثار بدون استثناء خوب استاد شهید مرتضی مطهری چشم به فرمایشی از ایشون افتاده که می فرماین ! تفکر نوعی یادآوریه ، نوع زاینده ی اون .

حالا زاینده اش یعنی چی ؟ صرف نظر از نوع دیگش که ... ، که مثل دیگر نوعش مثلا منجر به عمل ، یا عمل زا نباشه ، و نوع کارآفرینشم کارآفرین چه کاریه ؟ ولی کیو مشغول بکار میکنه !؟ خدای نخواسته بیکارو ؟ نازاشو !؟

ووو ؟ بمونه !

بشرح ایضا ، بقول یادش بخیر مرحوم علامه محمد تقی جعفری ، بازم در بهار همون سال و تو همونجا که گفتم چه :" پسین" و چه :"پیشین" ش ، تفکر رو میگم ، فکرکردنو میگم ، و کار پس و پیش یا پیش و پسشو . 


  

 

سلام علیکم

پیش از ادامه ی بحث یا کاوشمان عرض کنم که هنوز هم دست بکار نشده ایم که وسط هفته خدمت رسیده ام ، چراکه عرض کردم برنامه هفتگی بود و جمعه ها که روز تعطیلی است .

خب رسیدیم به : ... این چیه الگوی مصرف ، و با این حساب حالا لابد حرف می رسد به : اصلاح این چیه الگوی مصرف .

خب بله اولین یا نخستین حرف در این عبارت تعبیر اصلاح است و از قضا این کلمه هم دستکمی از تعبیر این چیه الگو ندارد ، بلکه مثل کلمه ی مصرف در این عبارت فارسی فارسی نیست هرچند که در زبان ما نهادینه هم شده باشد .

عزیزان دقت می فرمایند که بحث ما این نیست که چرا مثلا گفته شده : " اصلاح الگوی مصرف " ؟ چراکه زبان مادری ما هم مثل همین عبارت بوده وقتی که بگوش ما رسیده و معرفتی نسبت به آن پیدا کرده ایم ، بلکه مسئله اینست که حالا این که گفته شد ، مثل آنچه از مادر بگوش می رسد یعنی چه ؟ و بعبارت دقیقتر مقصود گوینده اش چیست ؟ خصوصا وقتی که بعنوان دستورالعملی باشد .

خب حالا اگر مقصود هم معرفت یا شناخت هم باشد بازهم برای پاسخجویی مسئله اینست که چه می کنیم ؟ آیا بقول بعضی ها منتظر می مانیم تا مثل آقا امام زمان مقام معظم رهبری قیام بفرمایند برای معرفی منظور نظرشان ؟! خب کی گفته این کار را بکنیم ؟ منتظر ماندن را عرض می کنم ؟

بله همانطور که بعرض رسید هرچند نمی توان قدمی نوتر برداشت ولی نمی توان نشست و قدمی برنداشت مگر اینکه این را هم مثل این چیه الگوی مثلا مرحوم علامه ، یعنی مثل : " عدم الحکم " شان کاری پنداشت .

بعبارت دیگر همانطور که مرحوم مطهری در پاورقی همین این چیه الگوی مرحوم علامه توضیح داده اند این چیه الگوی کارمان این باشد که در تصدیق فرمایش مقام معظم رهبری تصدیقش تکذیبش هم باشد ، یعنی اگر مثلا بقول باب دانش علیه السلام : کمال معرفت ، مثلا شناخت همین دستورالعمل : " اصلاح این چیه الگوی مصرف " هم ، تصدیق آنست ، مراد تکذیب آنهم باشد !؟

خب این بعنوان مثال عرض شد که در این دهه و امسالش در سر داریم ، در سر و نوتر از این و روز روز امسال هم مسئله این است که در عمل مواجه با آنیم حتی در حد معرفت یا شناخت چیزی چه رسد به علم یا دانش آن وقتی هم که : من علم عمل و من عمل علم ، که مقصود هم عمل و مثلا همین اصلاحی که دستورالعمل امسال است .

به امید عمل در محدوده ی خویش ، چراکه هرچند خارج از محدوده نمی توان ساخت و سازی کرد ولی در حد و اندازه ی خود می توان گامی برداشت و : اقترب . صدق الله ... .

لا اله الا الله حقا حقا ، ... .


  

 

سلام علیکم

سال گذشته همین ایام دو سه تا کار دستمان بود و هنر می کردم جمعه ها خدمت عزیزان می رسیدم ، ولی بوی چهار سال پیش می آید ، دوران تحویل و تحول ریاست جمهوری که کار ما هم تا بعد انتخاباتش تق و لق بود و بیشترش از کیسه خوردیم ، کیسه ، موجودی و دارایی که نه ، تا یکی دوسال سوراخهایش را پر می کردیم .

خلاصه اینکه دیدم لازم نیست که تا جمعه صبر کنم ، یعنی طبق برنامه ای که در نظر داشتم ، تا خدمت برسم برای ادامه ی بحثی که در دست داریم ، اندیشه ی نو را عرض می کنم .

خب ، گفتیم که مثلا برای برداشتن قدمی در این دهه ، همچنین در این سالش ووو ، ولو عارفانه که از روی معرفت یا شناخت هم باشد ، دیدیم که بنابر موجودی گامی برداشته شده ، که از آن بعنوان کالا نامبرده شده بود ، حالا چه خامش برای تولید و چه پس از تولید هم برای مصرف !

ما این را در این سال " اصلاح این چیه الگوی مصرف " دهه ی " پیشرفت و عدالت " ی که پیش رو داریم خواهیم شنید و اختصاص به آنجایی که عرض شد ندارد .

ولی آنچه که حتی بگوش هم شاید نرسد ، یعنی حتی معرفت یا شناختی حسی هم شاید به آن پیدا نکنیم همانست که در پاسخ به پیام باران گرامی بعرض رسید ، در حالیکه حرف از اصلاح این چیه " الگو " ست و از قضا مثلا کالا هم همین است .

البته نوتر از این چیه " ... الگوی مصرف . " اصلاح آنست ، ولی در این فرصت می خواهیم بعد از " ... مصرف . " مثلا کالا ببینیم که این چیه " ... الگو ... . " هم داریم ؟ حالا بازهم خام و ... اش بماند .

چراکه آیا مثل مثلا منابع زیرزمینی ما که استخراج می شود و برای تولید فراورده ای مصرف می شود ، این چیه " ... الگو ... . " هم همینطورست ؟ یا مثل مثلا دانش هسته ای ما بومی شده ؟

فعلا کاری هم نداریم به اینکه مثلا مثلا زبان فرنگی و مثلا انگلیسی نهادینه هم شده !؟ و اینکه لوازمش هم با " کاربرد " ش نهادینه هم می شود !؟ بلکه اگر کسی مثلا بگوید این چیه " مرسی " این چیه " کلاس " هم دارد ! و بعبارت این دهه " پیشرفته " است و عقب مانده نیست مثل آنکه زبان مادریش را مصرف می کند ، ولو خام مثل مثلا همان :

کوشش بیهوده به از خفتگی / یار دارد دوست این آشفتگی

خب ، امیدوارم که حوصله ای را بسر نیاورده باشم ، تا فرصتی دیگر فعلا خدا نگهدار .

----------------------------------------------

کلمه ی کلید : مصرف این چیه الگو


  

 

سلام علیکم

هر چند گفتیم که بحث ما فقط این نیست که بفکر " پیشرفت و عدالت " در این دهه باشیم و بشرح ایضا برای این اندیشه هم بقکر " اصلاح این چیه الگوی مصرف " در این سال ، ولی همین بعنوان مثال می تواند زمینه ای برای بحث ما باشد .

بنابراین فعلا کاری نداریم به این که مثلا آیا پیشرفتی بدون عدالت یا عدالتی بدون پیشرفت می توانیم داشته باشیم ؟ یا مثلا مصرف چی و چه ؟

چراکه شما عزیزان هم شنیده و شایدهم گوش کرده باشید این را که مثلا غرب پیشرفته است ، منتها از عدالت در آنجا خبری نیست یا کم رنگ است .

شاید هم از جایی نامبرده شود که به اصطلاح پیشرفته نباشد یا عقب مانده باشد ولی از عدالت برخوردار باشد یا مثل غرب نباشد .

در زمینه ی مصرف هم مثلا همین امروز در جایی دیدم که گفته شده بود : اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، ... .

و همانجا هم گفته شده : اصلاح الگوی مصرف در دو سطح "تولید کالا" و "مصرف کالا" قابل بررسی است.

یعنی صرف نظر از اینکه مراد از اصلاح عبارت باشد از کاربردی صحیح ، ونه کاربردی ناصحیح یا غلط ، مسئله ی مصرف را استفاده از منابع پاسخ داده ، وبعد هم استفاده از کالا ، ضمن اینکه در سطح تولید کالا هم خواهید دید مصرف ماده ی خام تولید کالا هم مصرف کالا نام برده شده .

پیام یکی از دوستان در پیام رسان این چیه پارسی بلاگ این بود که :

کوشش بیهوده به از خفتگی / یار دارد دوست این آشفتگی

فعلا این مهم است که می خواهیم اولین قدم " پیشرفت و عدالت " را در این سال با " اصلاح این چیه الگوی مصرف " برداریم ، و بشرح ایضا در امسال هم اولین قدم را برداریم ، الان .

خب ، الان چی داریم ؟ بنده که فکر می کنم همین را دارم ، اندیشه را عرض می کنم ، ولو در مثلا سطح تولیدش ، خامش را عرض می کنم .

تا برسیم به مصرفش .

-----------------------------------------------

کلمه ی کلید : موجودی


  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :22
بازدید دیروز :81
کل بازدید : 559031
کل یاداشته ها : 1325


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ