سفارش تبلیغ
صبا

نماز آخر (پایانی)

ارسال‌کننده : در : 93/12/10 8:1 صبح

نماز آخر (پایانی) :

صبح روز دوم :

سلام علیکم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا، ... .

خب امروز چه بکنم ؟ یعنی طبق کدوم نوشته ؟

همون نوشته های  شب جمعه ؟ که دیگه ننویسم ؟ و ... ؟

یا بازم گوش بدم به اون که گفت : دیگه ننویسم ؟

یا منتظر بمونم تا دوشنبه شب که دستمو نذارم تو دست همه ؟ و مثلا دست صهیونیست بالاتر از خبر تلویزیون ؟ یا تا شب جمعه و درسهایی از قرآنش ؟ که دستمو که تو دست همه گذاشتم تو دست خدا هم  بذارم ؟!

الان چیکار کنم ؟

مثلا با صابکار قعلی چه بکنم ؟ که پول نداره بده ولی میگه کار کن میدم ! البته اگه صهیونیستی نباشه ! با صابخونه چیکار کنم ؟ البته اگه صهیونیستی نباشه ! با صابکار جدید که طبق قرار داد بیست روز قبل قرار بود کارو آماده بکنه و نکرده چه بکنم ؟ البته اگه صهیونیستی نباشه ؟ ووو ؟

وقتیم که بنا باشه دیگه ننویسم مثلا من منکه فکر می کنم بهتره دست تو دست هم بذاریم ! حالا که دستامون دست خداس ! چراکه دست خدا با دست ماست ! مگه اینکه یکی از دو دست ما مثلا دست صهیونیستی باشه ! نه ! من دست تو اون دستش !؟ نمیذارم ! برا اینکه اونم دست تو دست من نمیذاره ! وقتی بنا این باشه که دست تو دست هم نذاریم ! و هرکی برا خودش نوشته ای داشته باشه ! و نوشته ی جمعی نداشته باشیم ! نوشته ی ما رو میگم ، برا خونه و خونواده ، و بیرون از خونه و در محل ، شهر ...

داریم ؟ کی نوشته ؟ ما ؟ برا ما ؟ وقتی مثلا :

در نخستین بار که چشم ما !؟ به ... افتاد ؟ و ...

که گفتم داریم ، کافیست چشم ما به به اونا افتاده باشه ! که ببینیم چی برامون نوشتن ! اونم علمی و دینیش ! نه فقط بقولی : دانش بنیاد ! که دو دست داره ! و یکدستش عدم دست دیگشه ! نه بقول یدالله :

... ، و کمال معرفته ...

فردا هم همینطور خواهد بود اگه دیگه ننویسم ! ... م .

با درود بر دست خدا خاتم پیامبران ، و درود بر دست دیگرش ، والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .  




کلمات کلیدی : اول، کمال اول

پیدایش 3 :

ارسال‌کننده : در : 93/3/21 6:45 صبح

پیدایش 3 : 

ب ...

سلام علیکم

زمان ... :

خب بحث از پیداس و با نا پیدا کاری نداریم ، و منبعدم ، و بعنوان مثال شما دوتا ، و مثلا تو خونه ، ووو ، حالا آسمون سقف خونه  کجا ؟ مثل روسری سقف هر خونه ای که رو سر اهلش از "اولیات"  بحساب میاد ، نه ثانوی ووو ، یا بحساب دو ، سه ... ، و آخریات مثلا .  

... سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْکَافِرُونَ ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، حم ، تَنْزِیلٌ ...

ادامه ی بحث :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یا أَیهَا الْمُزَّمِّلُ ، قُمِ اللَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا ، نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ ... ، أَوْ زِدْ عَلَیهِ وَ ...

خب هوا روشن شده و وقت رفتن سرکار که ...  

 ... إِنَّ رَبَّکَ یعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَی اللَّیلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ ...

صبح که نشد ، الانم که وارد روز بیست و دوم خرداد شدیم ، هرچند مثل روز پیداست که شبه ، پس بمونه برا فردا که سر کارم نمیریم ، آخه صبح که بازم ماشینو هل دادیم و اول رفتیم ده تایی بنزین به قیمت مرحله دوم ، که هنوز به قیمت مرحله اول یارانش واریز نشده ، زدیم و رفتیم سرکار مصالح آماده نبود و بیکار ایستادیم تا کارفرما بیاد و بعدم افتاد به شنبه تا ان شاءالله آماده بشه و بعد بیرون اومدن از زندون و رسوندن خودمون به خونه که در بحث قبلی گفتم ، مشغول کارم بشیم !  

 

خب ساعتی از شب گذشته و وقت خوابم گذشته ، هرچندم که فردا سر کار نریم و زمانش به شنبه موکول شد . 




کلمات کلیدی : اول، آخر، اولیات، حکم، احکام، ثانوی، احکام ثانوی، زمان، مکان، آسمان، زمین، ریسمان

سلام علیکم 2

ارسال‌کننده : در : 93/1/17 6:16 صبح

بازم اول سلام بدم به بچه های گلم بعد بریم سر بحثی که داشتیم ، خب کمافی السابق :

سلام علیکم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ ... ، حم ، تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ، مَا ...

سبک ما :

پیش فرض ها : سبک ، بسم الله

خب میریم که نیمه دوم فروردینو داشته باشیم ، البته پس از سلام ، سلام دیروز که مابین یا وسط ایندو نیمه باشه ، همون که بقول معروف گفتیم دو قورت و نیم ! یا هر دو و نیمی که جایگزینش بشه اون وسط ، فی مابین آندو ، دو و نیم ، یا هر دویی مانند آن ، مثل چی ؟ بعنوان مثال پیش فرض : "اقتصاد و فرهنگ" یا : " اقصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی" ! مگر اینکه ایندو هم مانند نظایرش یکی باشه ، مثل چی ؟ مثلا پدر و مادر که بعنوان مثلا والدین معرف حضور است ، که الحمدلله رب العالمین ، الرحمن ... ، از نعمتش برخوردارید .  

خصوصا از نعمت مادر ، چراکه صرف نظر از اینکه خانواده با مادر شکل گرفته و میگیره ، مادر همون نقش فیمابین رو داره ، بین پدر و فرزندان .

در ارتباط یه خانواده با بیرون از خونه هم پدر همون نقشو داره ، مثلا همون تلویزیون هم که سخنان مقام معظم رهبری رو به ما رسونده باشه نیز چنین نقشی می تونه داشته باشه ، یعد هم میان گفته تلویزیون و منم همین نقشو گوشم داشت ووو ، که نگا به درون رو فعلا کار نداریم ، چراکه اختلاف نظره ، اونم نه تنها بعد حس در این نقش آفرینی ، بلکه در حواسم حرف یکی نیست ، یادم میاد یکی از اساتید ما در دانشگاه می گفت اونی که عالم و دانشمند میگه حس ، عارف میگه دل و حکیم میگه عقل ، البته درون رو فله ای ذهن هم میگن !

همونطور که در بیرون از خونه و خانواده فله ای گفته میشه مردم ، جمهور ، ملت ووو ، و همه یه پدر ، سرپرست ، امام ووو دارن ، ولی در عین حال از خونه که بریم بیرون تا جاییکه بتونن ارباب داریم ، اونم بقول کتاب خدا ارباب متفرق !

یه رابط هم فی مابین اونا و خانواده نیست ، می تونه تلویزیون باشه ، رادیو باشه ، روزنامه باشه ووو ، هرکدومشونم برای خودشون خونه ی جداگانه دارن بنام اداره ، موسسه ، سازمان ووو، هر روزم با طرح یه موضوعی یه خونه ای براش ساخته میشه ، اونم با هزینه ی همون فله ی مردم ، جمهور و احاد ملت !

مثلا همین نامگذاری امسال ، همین الانی بعد نماز مغرب از رادیو معارف شنیدم که پژوهشکده ای برای این نامگذاری دست بکار شده و تا آخر فرودینم نتیجه کارشو عرضه می کنه ، که هرگز بدست ما نخواهد رسید ! در حالیکه هزینه های اون پزوهشکده از کجاس ؟! مگر این همونطور که به پیام تبریک سال نو مقام معظم رهبری گوش دادم ، همینطور سخنرانی روز اول سال ایشون ، بعد هم رفتم کاملشو از سایتی پیدا کردم ، نتیجه ی کاراون پژوهشکده رو هم اگر در جایی یافت بشه بریم پیدا کنیم ، حالا حرفی داشت هم لابد مثل پیامک زدن به رادیو و تلویزیون براشون بفرستیم !

اونم نه بعنوان پدر ، سرپرست وووی یه خونه و خونواده ، علی القاعده ی ادعای چنین عناوینی برای خودشان در مدیریت جامعه ، بلکه یکی از احاد ملت هم نه ! چراکه ادعا اینم هست که خود نیز یکی از همین آحادن ، منتها از نیمه ی مدیر، پژوهشگر ووو، نه نیمه ما ! حالا پیدا کنید این وسط ، میان ایندو مادر رو ؟!  




کلمات کلیدی : حرف، مادر، پدر، پیش فرض، نخست، اول، سخن، حرف اول، پیش حزف، ربّ، ارباب، ارباب واحد، اربابها، اربابهای متفرق، والدین، والدین فرزندان