سفارش تبلیغ
صبا

به وقت شب ، پایانی :

سلام علیکم

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

اول جمعه ی آخر سال ، سال هجری شمسی رو تبریک بگم و بعد برم سر بحثی که مطرحه برا هر بنی آدمی ! مگه اینکه گفته بشه بنی آدم نیست ! که گفتم مانند همون که گفته :

چرا مسیحی نیستم !؟

گفته نشده که چی هست !؟ حالا بمونه که با چی گفته شده : بنی آدم نیست !؟ یعنی اونی که حرف می زنه ! همینطور نوشته ی حرفشم ، ولو یه حرف (الف) م که زده بشه ! جای پرسش داره !

بعنوان مثال حرف حِسِّشو زده !؟ خب پس از نعمت حِس برخورداره ! ولو اینکه گفته بشه از یه حسم برخورداره ! و از حس دیگه ای هم برخوردار نباشه ! که پرسش از ولو دو حسم مطرح باشه ! و جمع آندو پیش بیاد !

"گستره" ی نعمت :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

حالا یه عمر ! زندگی تو آسمون و رو زمین ، شب و روزشم بمونه ! یه سالشم که امروز جمعه ی آخر سالشم باشه بمونه ! حتی یه ماه و حتی بقول خاتم انبیاء (ت) محمد مصطفی صل الله علیه و اله و سلم یه :"جمعه" شم بمونه ! یه روز چی !؟ که تو آسمون و رو زمین شب کرده باشیم و بعنوان مثال امروز فردای آن روز باشه !؟ و ازشم حرف زده بشه !؟ ولو اینکه مثلا آنروزو لمسم کرده باشیم ! حالا :"پیامرسان" ش چشم ! ما هم باشه که آنروز رو با اون دیده باشیمم بمونه !

که ختم :"انعام" یا نعمت هایی هم برخوردار بودیم ، دیروز ، و امروزم ! که در آن هستیم ! تو آسمون و رو زمین ! تا شب بشه باز ! به همین :"ختم" نمیشه ! هم !

چراکه کافیه از روزی که بسر رسید ! و بعبارت دیگه شب شد ! حرف زد ! که گفتم : ولو یه حرف !

چراکه این حرف حرف کیه !؟ آیا حرف مثلا حس شنوایی ما !؟ و یا حرف گوش حس شنوایی ما !؟ و حالا بمونه که گوش دادیم به چیزی !؟ یا بگوش رسید مثلا حرفی ! حرف برخوردار از نعمتی ! یا : انعمت علیه ...

خب ! سال نود و ششم داره بسر میرسه ! یا همونطور که گفتم داره شب میشه ! و داره نو روز میشه ! باز !

در سالی که داریم پشت سر ! میذاریم و بقولی داره بایگانی ! میشه و یا بقولی آرشیو ! میشه ! یه :"مشکل" ی پیش اومد که هنوزم روشن ! نشده که چی بود اون مشکل !

همون "مشکل" ی که در هفت دی امسال رسانه ای شد ! البته نه توسط رسانه های داخلی ! حتی رسانه ی ملی ! بلکه توسط رسانه های خارجی ! که بلافاصه از اونور جمهوری اسلامی ایران به اینورش در غربش که ما ما بودیم رسید که :

یه اختلاس کم بشه ، مشکل ما حل میشه !

و بعد سه روز رسانه ی ملی ! اونم تو یه برنامه ی خبری خبر شبکه یکش ازش گفت ! نه اینکه خبرشو بده ! هرچند دیگه نیازی نبود و همه با خبر شده بودن !

و یواش یواش خبر گزاریهای داخلی زبون باز کردن و ازش حرف زدن ! منتها از چی !؟ گفتم که هنوز روشن ! نشده از چی !؟ البته بعضیا ازش ، کما فی السابق ! تعبیر :"فتنه" کردن ! و حتی اسمشو :"فتنه ی نود و شش" م گذاشتن ! منتها نه همشو ! جمعشو !

آخه حرف ! از مثلا :"مطالبات بحق" بود ! مثلا روزنامه ی :"جرثومه" ای گفت جمعش عبارته از :"سره و ناسره" ! و همین هفته ای هم که گذاشت داشت ، هنوزم ! که مثلا "سره" ها :"صف" شونو از "ناسره" ها جدا کردن !

حالا ! آیا رفته بودن تو صف اونا ! و جدا کردن !؟ یا مثلا دو تا صف بندی بود تو کف خیابون !؟ و یا ... !؟ هنوزم روشن نیست ! شاید مثلا این باشه که به صف مردم پیوستن !

همون صفی که مثلا رییس قوه ی قضای جمهوری اسلامی ایران گفته بود ! هنوزم میگه ! که راهش اونو نیست که پیش گرفته شده بود ! حالا توسط مردم !؟ یا مثلا :"سره"ی مردم !؟ و :"راه" داره مطالبات بحقی که :"گفته" شد بعد هفت دی امسال ! البته بعد دستکم سه روز بعد اون !

حالا "راه" چیه !؟ خب کمافی السابق دیگه ! که در این نزدیک به چهل سال پیش پای مردم ! حتی :"سره" ی اونا هم گذاشته شده بود دیگه ! ولی هفت دی امسال از راهش وارد نشدن ! حتی "سره" ی مردم !

فردا ! بعد رفتن پیش یه وکیل و شصت هزار تومان دادن به اون ! که روشن شد پراونه ی وکالت نداره ! ولی دفتر و کارت چاپیم داره ! و بعد رفتن پیش یکی دیگه که پروانه داره ! و صدو پنجاه هزار تومانم دادن به اون ! و کنار کشیدن اونم ! که نهایتش یه دادخواست نوشته و داده به مراجعه کنندهاش ، که خودشون برن شکایت کنند به همون دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران ! این مراجعه کنندگان ، سه تایی شون ! منهای زن و بچه هاشون ! رو هم دیگه سیصد هزار تومان پول تمبر باطل کردنو ندارن برا فردا !

تازه طرفشو بمونه ! که نه تنها پول تمبر و اینا رو داره ! تازه رفته :"کارشناس" دادگستری هم گرفته ! که به یکی از این سه نفر زنگ زد ، تو هفته ی گذشته ، که پاشو بیا برا :"تامین دلیل" !

یاد اون :"زن زابلی" ی افتادم تو کتاب اقتصاداسلامی استاد شهید مرتضی مطهری ! که پس از توزیع از بازار جمع شد ! که نه تنها مثلا پول تمبر و این چیزا رو نداره ! بلکه اصلا شاید ندونه داد گستری یعنی چی !؟ حالا بیا بهش بگو :

تامین دلیل !

کی بهش بگه !؟ قوه ی قضاییه ی جمهوری اسلامی ایران ! که مثل اون :"اتوبان تهران قم" در کتاب اقتصاد اسلامی استاد شهید ، توش سهم داره ! تو بقول بودجه نویسا ! بودجه ی اون قوه هم ! بودجه ی بودجه نویسا هم ! ولی ازش پرسیده بشه :

بودجه یعنی چی !؟

خب بنده خدا از کجا بدونه ! حالا :"راه" چاه شکایت در جمهوری اسلامی ایران بمونه ! و تونستنش ! بعد دونستن "راه" هم ! مثلا همین هزینه وکیل گرفتن ! و چی بود !؟ آهان :

باطل کردن تمبر !

با آرزوی :"عید خوب" ، خصوصا برا رسانه ی ملی ! که با همین عنوان "عید خوب" برنامه ای تهیه کرده با ایام عید ! حالا با کدوم :"بودجه"!؟ بمونه ! چراکه کافیه مثلا اون :"زن زابلی" تلویزیون داشته باشه برا گرفتن ! اون برنامه ! بعبارت دیگه از نعمت گرفتن برخوردار باشه ! ولو سیاه سفیدشم ! یا بقول عصر دیجیتال :

سفید سیاه

ش ! یعنی گیرنده دم بدم سفید ! برا سیاه کردنش ! یا بقول مثلا همون روزنامه ی "جرثومه" :

ساده لوح

لوحی سفید ! برا گرفتن حرف ! که گفتم : ولو یه حرف ! البته نه یه حرف بقول مثلا علم یا دانش شیرین ریاضی ! که بعدش دو داره ! و دو هم بزرگتره از یکش ! حالا این یکشم بزرگتری داره که همون :"سفید" یا :"صفر" ه بمونه !

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته !

--------------------------------

الف :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ،قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ (ب) ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

ب : قبلا گفتم که وقتی آقا اباعبدالله علیه السلام از طرف کوفیان دعوت شد به کوفه ، در راه کوفه که بودن و نامه ها برایشان فرستاده میشد ، در برخی از آن نوشته ها پرسشی هم مطرح میشد ، یکی از پرسشها این بود که در کوفه معنی ها از :"صمد" میشه ! و خواسته شده بود که امام تعریفی از "صمد" را بفرمایند .

امام در پاسخ نوشت : صمد را چون مردم نمی تونستن معنی کنن (پ) خدا خودش معنی کرده :

... ، لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ ، وَلَمْ یکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَالنَّجْمِ ... .

پ : که در نوشته ی قبلی به اون اشاره کردم ، در اونجا که : رصد کننده از رصد شده بزرگتره .

بعبارت دیگه تعریف کننده از تعریف شده بزرگتره ، همینطور مثلا :"تصدیق" کننده ! بقول مثلا فارابی یا معلم ثانی ، که بقول استاد شهید بعد اون منطق ارسطو باب بندی شد به بابهای : معرفت و حجت ، یا :" تصور و تصدیق" .

همینطور باب ! جبر گزاره های بول در منطق جدید یا منطق ریاضی و یا منطق دیجیتالی که گفته میشه ! نه دیجیتال دینی و :"خاتم" ش اسلامی !

البته اگه تئوری مجموعه های ژرژ کانتور رو باب معرفت یا تصور این منطق بحساب نیاریم ! و اونطور که گفته میشه تعریف شده نداشته باشیم ! حالا بمونه که تعریف شده ای داره بنام : مجموعه ی تهی !

که بمونه ! چراکه ما در نماز داریم :

سبحان الله

ولی مثلا در صلاة النبی ، یعنی رکعت سوم و چهارم ، بعدش داریم :

والحمد لله ، ... .  

یعنی همونطور که در نوشته ی قبلی هم به این اشاره شده ، اونجا که :

البته مام تعریفی از مادر پیامبری و سرپرستی نداریم ! ... .

هرچند ما هم تعریفی یا تصوری از خدا نداریم ! مگر اینکه بریم بیرون از خدا ! و مثلا از اونجا بهش نیگا کنیم ! ولی شکر خدا بجز خدا چیز دیگه ای نیست که بچشم بیاد ! چه رسه به اینکه :"چشم انداز" چشم ما باشه !

که این فرق داره با اونکه :"هیچی" نداریم ! یا مجموعه ی جامع نداریم ! چه رسه به اینکه :

هیچی داریم ! یا مجموعه ی تهی داریم ! و مادر علم یا دانشم هست تازه ! یا بقول جرثومه ای : ساده لوح یا سفید لوح داریم ! البته خودمون نه ها ! بلکه :"به تعبیر معروف" مرگ خوبه برا همسایه ! اونم نه اینکه :

الجار ثم الدار !

حالا از کجا حرفشو می زنیم !؟ بحث اصلی اینه ! و "به تعبیر معروف" از کجا آورده ایم !؟ مثلا :

ساده لوح

رو ! پیام آورش کیه !؟ حالا امامش !؟ بمونه ! و مادر شم ! یعنی :"گیرنده" اش ! "گیرنده" ی پیامم !

ت : خاتم پیام رسانی حضرات ابراهیم ، موسی ، عیسی بن مریم ، نوح و آدم علیها سلام . 


  

آشنایی با بهترین پیامرسان اسلامی :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ ... وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم روز (الف) بخیر .

نماز باران :

بعد نماز صبح و ... .

یه رکعت ؟

... : نماز ؟

یه رکعت نماز کار می خوانم قربت (ب) .

... : یه ... .

ألله اکبر (پ)

... : أ... .

أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم ، بسم الله الرّحمن الرّحیم ، الحمد لله ... ، إیّاک نعبد # و ... غیرالمغضوب علیهم # و ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل ه # و ... یلد # و ... ، # و ... .

أللهم صل علی محمد و ال محمد

... : أللهم صلّ علی فاطمة و ... .

ألله اکبر

... : أ... .

سبحان ... .

... : س... .

... .

... : ... .

إنّ الله # و ملائکة :

أللهم صل علی محمد # و ال محمد

سلام امام سوم

... : س ... .

سلام امام هشتم

... : س ... .

سلام امام .

... : سلام آقا .

---------------------------------------

الف : اول هفته .

ب : نزدیک شدن .

پ : بقول ما ترکا : راه دراز ، باغجه نزدیک ! خودتم بزرگتر از اونی هستی که تا حالا بوده برات ! بخودت نزدیک شو !

ت : به معنی :"شهر" در مثلا گفتمانی چون :"شهروند" .

یا :"مدینه" ، در مثلا  گفتمان :"جامعه ی مدنی" .

----------------------------------------

دسته ها (کلید واژه های موضوعی) :

خاص شهر (ت) اسلامی :

مسجد 


  

پیدایش هفت :

بِ ...

پنجشنبه سوم مهر 1393 ، قبل از رفتن سر تفریح ، کار :

بِسمِِ ... ، ... ، الزَّانِیةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ ... .

سلام علیکم ، صبح بخیر بچه های گلم .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ا ... .

... لم ، ... ، وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ ، ... .

پیش از رفتن سالروز شهادت آقا امام محمد ثانی ، جواد الائمه علیه السلام تسلیت بگم و ان شاء الله برگشتم خونه حرف می زنیم . 

بعد از نماز مغرب و عشا :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ ... ، ... ، أَفَلَمْ یسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یعْقِلُونَ بِهَا ؟ أَوْ آذَانٌ یسْمَعُونَ بِهَا ؟ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ ، ... .

اما بعد ، اول حلول ماه ذیحجه رو تبریک بگم ، البته بحسب تقویم رسمی ، بعد برم حرفی که داشتم .

چراکه ما که واجب الحج نیستیم که مثلا روز عرفه و عید قربان امسال برامون اینور اونور نشه ، ما ، خودمو میگم ، فعلا می خوام ببینم وقتی مثلا بقول مرحوم علامه طباطبایی برای نخستین بار بعنوان مثال چشم وا کردم چشم به چی افتاد ؟

خب ، در قسمت اظهار نظر به نوشته ی قبلی اومده :

...  5 به علاوه 1 رو که خوندم فکر کردم موضوع بحث قراره سیاسی بشه! ... . 

خب سیاست یعنی چی ؟ اگه تدبیر منزله ، خب پیش از تدبیر دنیا ، که مثلا آمریکا از اون حرف می زنه ، مثلا در سوریه ! عراق و ... ، و همینطور تدبیر یه کشور ، مملکت ووو ، مثل حکومتهای کشورا ، و بشرح ایضا ایالت ، استان وووی کشوری ، بلکه شهر و محلی و حتی خانه ای ، حالا بنا شده با ازدواج مرد و زنی ، یا ... ، نخستین تدبیرو در بدنمون داریم ، حالا با پنج عضو حسی ، یا حتی دو عضوی که گفتم زیارت کرده شده باشن با لامسه و بینایی .

و تدبیر ایندو حس هم ، که مدیر و مدبرش کیه ؟ یکی از ایندو ؟ یا پنجش ؟ یا نه تنها اعضای حسی ، و بعبارت دیگر کلمه جامعش بدن ، بلکه حواس پنجگانه هم مدیر و مدبری دارن ؟

خب حالا آمریکا ، که گویا مثل اونکه میگه از فرات تانیله ، از دست راستش تا دست چپشو آمریکا میگه ، برا همینم نه تنها سوریه و عراق ووو ، بلکه در ایرانم می خواد بدونه چه خبره !؟ بدن خودشو زیارت کرده ؟ که چشش به دنیاس ؟

حالا کاری ندارم به اینکه در مثلا ایران که می خواد از همه چیش خبر داشته باشه ! چه نیازی به چهار پنج تا دیگه داره ، یا برای ورود به مثلا سوریه ی عرب ووو چه نیازی به اعراب داره ؟ مگه از راست تا چپش آمریکا نیس ؟

البته به من ربطی نداره ، ورود در آمریکا یا هر کشور دیگه رو میگم ، همینطور استان ، شهر و حتی محله هاشونم میگم ، اینو برا همون گفتم که گفتم ، که حرف از مثلا سازمان ملل زده میشه ، ولی گویندش آیا بدن خودشو زیارت کرده ؟ که به خونه ، محله ، شهر و دیار خودشم چش داشته باشه ؟ چه رسه به دنیا که بقولی : "سراسر" اون تدبیر کنه ؟

چراکه منزل نخست حسی از حواس ما همین بدن ماس ، تا بعد برسیم به تدبیر یکی دیگه حتی در خونه بعنوان همسر ، چه مرد و چه زن .

راستی ، تقویمو که نگا کردم فردا روز ازدواجه ، که با اون خونه و خانواده تشکیل میشه و بعدش چی ؟ آیا بعدش نهادهای مدنی که یکی از اونا هم مسجد محله ؟ اونم به تدبیر یکی دیگه ؟ یه نهاد دیگه ؟ که هرچند به من ربطی نداره ! ولی متاسفانه در جمهوری اسلامی ایرانم همینطوره ؟

چراکه وقتی به من مربوطه که نه تنها من مدیر و مدبر خونه ی خودمون باشم ، بلکه تحت امر مدیر و مدبر مسجد محلمون باشم ، و اونم مدیر و مدبرش امام جمعه ی اون باشه ، چراکه من نماز خونم !

راستی امسال چند نفر به حج رفته ان ؟!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ ، ... . 


  

خانه و ...

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

دیگه چه خبر ؟ از بیرون ؟ بیرون از خونه ؟ آخه رفتین آزمایشگاه ! من موندم مثلا رادیومعارف ، که اگه بذارین گوش بدم با صدای کم میذارین ، یا به تلویزیونم که شده مثلا تماشا ، بذارین نگا کنم که دیگه چه خبری از بیرون میده ، سرو صدا مگه میذاره ؟ حالا نگیم غرغرتون !

خب گفتم حالا که رفتین بیرون ، برگشتین بی خبرم نذارین .

حالا تا برگرین اینو گفته باشم که راهبردا استراژیها فقط به مثلا زکاة برای فقر زدایی ، و انفاق برای پر کردن چاله چوله های باقیمونه ختم نمیشه ، در سبک مادر داریم که همسایه قبل از خونه ، ولو اینکه فقیرم نباشن ، به چاله ای هم نیفتاده باشن .

چرا حرف از داشته ی ، نه نداشتنی ، مثلا روشنایی ، حالا این خونه رو روشن بکنه ؟ یا بیرونو ؟ مثلا مسجدو ؟ که در این مورد گفته شده : چراغی که به خانه رواست ، به مسجد حرامست . 

حالا ما کار نداریم به این دم ، که اهل مسجدم هست ؟ یا مسجد خانه معنا نداره براش هنوز ، مثل وقتی که بچه بودین و مثل الان که خودتون می تونین آزمایشگاهم برین ، از بیرون خبر نداشتین ، مثل داستان حضرت ابراهیم علیه السلام گه براتون گفتم ، که گفت : ای بابا ! تا حالا تو غار بودم و ...

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیاتِنَا عَجَبًا !

کاریم به این نداریم که آیا مانند شهرداری می دمد که : شهرما خانه ی ما

یا مانند یکی از اصحاب سلامت : خانه ی ملت

ولی دیگه چه خبر ؟! آخه شما رفتین بیرون از خونه ! نرفتین ؟ نمی روند ؟ بیرون از شهر ، خانه ی ملت ووو ؟ مثل شما ؟

کیا ؟ خب خانواده ، اهل بیت ، اصحاب ووو

برا چی ؟ خب بیرون چه خبر ؟

آیا هنوز حرف از قوی شدنه ؟ سلامت چطور ؟ دیگه ؟

چرا ؟ خب در فرهنگ مادر داریم : همسایه بعد خونه

حالا همسایه معناش چیه ؟ بی ربط به خونه نیست ، مثل خونه ای که ما در آن زندگی می کنیم ، و بی ربط به بیرون از خونه هم نیست ، چراکه اونوقت دیگه همسایه گفته نمی شد ، میشد یکی از ما در خانه ، نه در بیرون از خانه و مثلا خانه به خانه ما ، پس معنای خانه ی همسایه رو میده مثل خانه ی ما . 

خب از همسایه چه خبر ؟ از رقیمشان چه خبر ؟ بیرون از شهر ، خانه ی ملت ووو چه خبر ؟ از خانه ی مادر چه خبر ؟ از خانه چه خبر ؟ چراکه مثلا شهرها مثلا استان دارن ، حالا استاندارشان بمونه ، ولی خانه به استان که ختم نمیشه ! وقتی همسایه داشته باشه ، مثل مرد و زن در خانه ، دواستان هم خونه دارن .

حالا بقول ما ترکها چرا راه دور بریم ؟ از همسایه دیوار به دیوارمون در خونه ! چه خبر ؟ مثلا بقول من پدر از مادر چه خبر ؟ حالا نزدیکترش بمونه که عقل و خرد احوال پرس دل و قلب بشه ، چراکه در کجا ؟ همونجا که فاقد اونن ؟ و خالی ، صفر و تهی از سکنه ؟ از خونه چه خبر ؟ 

چرا ؟ خب برای اینکه همسایه ام در آن علاوه بر مثلا تقویت و سلامت ، دیگه چی کم داره از همسایش ؟ 


  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :46
بازدید دیروز :69
کل بازدید : 572906
کل یاداشته ها : 1391


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ