سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

به وقت شب ، پایانی :

سلام علیکم

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

اول جمعه ی آخر سال ، سال هجری شمسی رو تبریک بگم و بعد برم سر بحثی که مطرحه برا هر بنی آدمی ! مگه اینکه گفته بشه بنی آدم نیست ! که گفتم مانند همون که گفته :

چرا مسیحی نیستم !؟

گفته نشده که چی هست !؟ حالا بمونه که با چی گفته شده : بنی آدم نیست !؟ یعنی اونی که حرف می زنه ! همینطور نوشته ی حرفشم ، ولو یه حرف (الف) م که زده بشه ! جای پرسش داره !

بعنوان مثال حرف حِسِّشو زده !؟ خب پس از نعمت حِس برخورداره ! ولو اینکه گفته بشه از یه حسم برخورداره ! و از حس دیگه ای هم برخوردار نباشه ! که پرسش از ولو دو حسم مطرح باشه ! و جمع آندو پیش بیاد !

"گستره" ی نعمت :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

حالا یه عمر ! زندگی تو آسمون و رو زمین ، شب و روزشم بمونه ! یه سالشم که امروز جمعه ی آخر سالشم باشه بمونه ! حتی یه ماه و حتی بقول خاتم انبیاء (ت) محمد مصطفی صل الله علیه و اله و سلم یه :"جمعه" شم بمونه ! یه روز چی !؟ که تو آسمون و رو زمین شب کرده باشیم و بعنوان مثال امروز فردای آن روز باشه !؟ و ازشم حرف زده بشه !؟ ولو اینکه مثلا آنروزو لمسم کرده باشیم ! حالا :"پیامرسان" ش چشم ! ما هم باشه که آنروز رو با اون دیده باشیمم بمونه !

که ختم :"انعام" یا نعمت هایی هم برخوردار بودیم ، دیروز ، و امروزم ! که در آن هستیم ! تو آسمون و رو زمین ! تا شب بشه باز ! به همین :"ختم" نمیشه ! هم !

چراکه کافیه از روزی که بسر رسید ! و بعبارت دیگه شب شد ! حرف زد ! که گفتم : ولو یه حرف !

چراکه این حرف حرف کیه !؟ آیا حرف مثلا حس شنوایی ما !؟ و یا حرف گوش حس شنوایی ما !؟ و حالا بمونه که گوش دادیم به چیزی !؟ یا بگوش رسید مثلا حرفی ! حرف برخوردار از نعمتی ! یا : انعمت علیه ...

خب ! سال نود و ششم داره بسر میرسه ! یا همونطور که گفتم داره شب میشه ! و داره نو روز میشه ! باز !

در سالی که داریم پشت سر ! میذاریم و بقولی داره بایگانی ! میشه و یا بقولی آرشیو ! میشه ! یه :"مشکل" ی پیش اومد که هنوزم روشن ! نشده که چی بود اون مشکل !

همون "مشکل" ی که در هفت دی امسال رسانه ای شد ! البته نه توسط رسانه های داخلی ! حتی رسانه ی ملی ! بلکه توسط رسانه های خارجی ! که بلافاصه از اونور جمهوری اسلامی ایران به اینورش در غربش که ما ما بودیم رسید که :

یه اختلاس کم بشه ، مشکل ما حل میشه !

و بعد سه روز رسانه ی ملی ! اونم تو یه برنامه ی خبری خبر شبکه یکش ازش گفت ! نه اینکه خبرشو بده ! هرچند دیگه نیازی نبود و همه با خبر شده بودن !

و یواش یواش خبر گزاریهای داخلی زبون باز کردن و ازش حرف زدن ! منتها از چی !؟ گفتم که هنوز روشن ! نشده از چی !؟ البته بعضیا ازش ، کما فی السابق ! تعبیر :"فتنه" کردن ! و حتی اسمشو :"فتنه ی نود و شش" م گذاشتن ! منتها نه همشو ! جمعشو !

آخه حرف ! از مثلا :"مطالبات بحق" بود ! مثلا روزنامه ی :"جرثومه" ای گفت جمعش عبارته از :"سره و ناسره" ! و همین هفته ای هم که گذاشت داشت ، هنوزم ! که مثلا "سره" ها :"صف" شونو از "ناسره" ها جدا کردن !

حالا ! آیا رفته بودن تو صف اونا ! و جدا کردن !؟ یا مثلا دو تا صف بندی بود تو کف خیابون !؟ و یا ... !؟ هنوزم روشن نیست ! شاید مثلا این باشه که به صف مردم پیوستن !

همون صفی که مثلا رییس قوه ی قضای جمهوری اسلامی ایران گفته بود ! هنوزم میگه ! که راهش اونو نیست که پیش گرفته شده بود ! حالا توسط مردم !؟ یا مثلا :"سره"ی مردم !؟ و :"راه" داره مطالبات بحقی که :"گفته" شد بعد هفت دی امسال ! البته بعد دستکم سه روز بعد اون !

حالا "راه" چیه !؟ خب کمافی السابق دیگه ! که در این نزدیک به چهل سال پیش پای مردم ! حتی :"سره" ی اونا هم گذاشته شده بود دیگه ! ولی هفت دی امسال از راهش وارد نشدن ! حتی "سره" ی مردم !

فردا ! بعد رفتن پیش یه وکیل و شصت هزار تومان دادن به اون ! که روشن شد پراونه ی وکالت نداره ! ولی دفتر و کارت چاپیم داره ! و بعد رفتن پیش یکی دیگه که پروانه داره ! و صدو پنجاه هزار تومانم دادن به اون ! و کنار کشیدن اونم ! که نهایتش یه دادخواست نوشته و داده به مراجعه کنندهاش ، که خودشون برن شکایت کنند به همون دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران ! این مراجعه کنندگان ، سه تایی شون ! منهای زن و بچه هاشون ! رو هم دیگه سیصد هزار تومان پول تمبر باطل کردنو ندارن برا فردا !

تازه طرفشو بمونه ! که نه تنها پول تمبر و اینا رو داره ! تازه رفته :"کارشناس" دادگستری هم گرفته ! که به یکی از این سه نفر زنگ زد ، تو هفته ی گذشته ، که پاشو بیا برا :"تامین دلیل" !

یاد اون :"زن زابلی" ی افتادم تو کتاب اقتصاداسلامی استاد شهید مرتضی مطهری ! که پس از توزیع از بازار جمع شد ! که نه تنها مثلا پول تمبر و این چیزا رو نداره ! بلکه اصلا شاید ندونه داد گستری یعنی چی !؟ حالا بیا بهش بگو :

تامین دلیل !

کی بهش بگه !؟ قوه ی قضاییه ی جمهوری اسلامی ایران ! که مثل اون :"اتوبان تهران قم" در کتاب اقتصاد اسلامی استاد شهید ، توش سهم داره ! تو بقول بودجه نویسا ! بودجه ی اون قوه هم ! بودجه ی بودجه نویسا هم ! ولی ازش پرسیده بشه :

بودجه یعنی چی !؟

خب بنده خدا از کجا بدونه ! حالا :"راه" چاه شکایت در جمهوری اسلامی ایران بمونه ! و تونستنش ! بعد دونستن "راه" هم ! مثلا همین هزینه وکیل گرفتن ! و چی بود !؟ آهان :

باطل کردن تمبر !

با آرزوی :"عید خوب" ، خصوصا برا رسانه ی ملی ! که با همین عنوان "عید خوب" برنامه ای تهیه کرده با ایام عید ! حالا با کدوم :"بودجه"!؟ بمونه ! چراکه کافیه مثلا اون :"زن زابلی" تلویزیون داشته باشه برا گرفتن ! اون برنامه ! بعبارت دیگه از نعمت گرفتن برخوردار باشه ! ولو سیاه سفیدشم ! یا بقول عصر دیجیتال :

سفید سیاه

ش ! یعنی گیرنده دم بدم سفید ! برا سیاه کردنش ! یا بقول مثلا همون روزنامه ی "جرثومه" :

ساده لوح

لوحی سفید ! برا گرفتن حرف ! که گفتم : ولو یه حرف ! البته نه یه حرف بقول مثلا علم یا دانش شیرین ریاضی ! که بعدش دو داره ! و دو هم بزرگتره از یکش ! حالا این یکشم بزرگتری داره که همون :"سفید" یا :"صفر" ه بمونه !

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته !

--------------------------------

الف :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ،قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ (ب) ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

ب : قبلا گفتم که وقتی آقا اباعبدالله علیه السلام از طرف کوفیان دعوت شد به کوفه ، در راه کوفه که بودن و نامه ها برایشان فرستاده میشد ، در برخی از آن نوشته ها پرسشی هم مطرح میشد ، یکی از پرسشها این بود که در کوفه معنی ها از :"صمد" میشه ! و خواسته شده بود که امام تعریفی از "صمد" را بفرمایند .

امام در پاسخ نوشت : صمد را چون مردم نمی تونستن معنی کنن (پ) خدا خودش معنی کرده :

... ، لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ ، وَلَمْ یکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَالنَّجْمِ ... .

پ : که در نوشته ی قبلی به اون اشاره کردم ، در اونجا که : رصد کننده از رصد شده بزرگتره .

بعبارت دیگه تعریف کننده از تعریف شده بزرگتره ، همینطور مثلا :"تصدیق" کننده ! بقول مثلا فارابی یا معلم ثانی ، که بقول استاد شهید بعد اون منطق ارسطو باب بندی شد به بابهای : معرفت و حجت ، یا :" تصور و تصدیق" .

همینطور باب ! جبر گزاره های بول در منطق جدید یا منطق ریاضی و یا منطق دیجیتالی که گفته میشه ! نه دیجیتال دینی و :"خاتم" ش اسلامی !

البته اگه تئوری مجموعه های ژرژ کانتور رو باب معرفت یا تصور این منطق بحساب نیاریم ! و اونطور که گفته میشه تعریف شده نداشته باشیم ! حالا بمونه که تعریف شده ای داره بنام : مجموعه ی تهی !

که بمونه ! چراکه ما در نماز داریم :

سبحان الله

ولی مثلا در صلاة النبی ، یعنی رکعت سوم و چهارم ، بعدش داریم :

والحمد لله ، ... .  

یعنی همونطور که در نوشته ی قبلی هم به این اشاره شده ، اونجا که :

البته مام تعریفی از مادر پیامبری و سرپرستی نداریم ! ... .

هرچند ما هم تعریفی یا تصوری از خدا نداریم ! مگر اینکه بریم بیرون از خدا ! و مثلا از اونجا بهش نیگا کنیم ! ولی شکر خدا بجز خدا چیز دیگه ای نیست که بچشم بیاد ! چه رسه به اینکه :"چشم انداز" چشم ما باشه !

که این فرق داره با اونکه :"هیچی" نداریم ! یا مجموعه ی جامع نداریم ! چه رسه به اینکه :

هیچی داریم ! یا مجموعه ی تهی داریم ! و مادر علم یا دانشم هست تازه ! یا بقول جرثومه ای : ساده لوح یا سفید لوح داریم ! البته خودمون نه ها ! بلکه :"به تعبیر معروف" مرگ خوبه برا همسایه ! اونم نه اینکه :

الجار ثم الدار !

حالا از کجا حرفشو می زنیم !؟ بحث اصلی اینه ! و "به تعبیر معروف" از کجا آورده ایم !؟ مثلا :

ساده لوح

رو ! پیام آورش کیه !؟ حالا امامش !؟ بمونه ! و مادر شم ! یعنی :"گیرنده" اش ! "گیرنده" ی پیامم !

ت : خاتم پیام رسانی حضرات ابراهیم ، موسی ، عیسی بن مریم ، نوح و آدم علیها سلام . 


  

آشنایی با بهترین پیامرسان اسلامی :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ ... وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم روز (الف) بخیر .

نماز باران :

بعد نماز صبح و ... .

یه رکعت ؟

... : نماز ؟

یه رکعت نماز کار می خوانم قربت (ب) .

... : یه ... .

ألله اکبر (پ)

... : أ... .

أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم ، بسم الله الرّحمن الرّحیم ، الحمد لله ... ، إیّاک نعبد # و ... غیرالمغضوب علیهم # و ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل ه # و ... یلد # و ... ، # و ... .

أللهم صل علی محمد و ال محمد

... : أللهم صلّ علی فاطمة و ... .

ألله اکبر

... : أ... .

سبحان ... .

... : س... .

... .

... : ... .

إنّ الله # و ملائکة :

أللهم صل علی محمد # و ال محمد

سلام امام سوم

... : س ... .

سلام امام هشتم

... : س ... .

سلام امام .

... : سلام آقا .

---------------------------------------

الف : اول هفته .

ب : نزدیک شدن .

پ : بقول ما ترکا : راه دراز ، باغجه نزدیک ! خودتم بزرگتر از اونی هستی که تا حالا بوده برات ! بخودت نزدیک شو !

ت : به معنی :"شهر" در مثلا گفتمانی چون :"شهروند" .

یا :"مدینه" ، در مثلا  گفتمان :"جامعه ی مدنی" .

----------------------------------------

دسته ها (کلید واژه های موضوعی) :

خاص شهر (ت) اسلامی :

مسجد 


  

آشنایی با علوم اسلامی ، منطق (الف) و (پ) :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، ن (ت) ... مَنطِقَ ... وَ ... وَ ... وَالنُّورَ  ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم ، تبریک (ث) .

دیشب :

... وَل (چ) ... .

خب ، متاسفانه تیم دوممون تراختور نبرد و بازی :"برد برد" شد !

برم نیمه دومم بازی تیم اولمون پرسپولیسو ببینم .

--------------------------------------

الف : مراجعه شود به الف نوشته ی قبلی ، نوشته ی :

آشنایی با منطق علوم اسلامی

نه ، نوشته ی :

آشنایی با علوم اسلامی ه (ب)

ب : پنج ، به رقم 5 .

پ : شش ، به رقم 6 .

ت : نُون .

ث : بمناسبت امروز ، جمعه ای آرومتر از جمعه ی قبل ، هشت دی هزار سیصد و نود و شش هجری شمسی ، شایدم آروم بقول سارمان صدا و سیمای (ج) جمهوری اسلامی ایران قبل از مراسم :"نه دی" پیشرو .

ج : مخابرات :"موثّق" جمهوری اسلامی ایران ، نه اوپراتور همراه اول و حتی همراه ثانی :"ولایتی" اون ! و همراه :"سوم " ... م !؟ که "مخابرات" شون حکایت دیگری داشتن ! منجمله تصویری با صدای :

یه اختلاس کم بشه ، مشکل ما حل میشه

و : ...

که امام جمعه ی امروز تهران گفت : ... "حرف" گم نشه ...

ان شاءالله ، و دعا برای سلامتی مریضا و خصوصا با بدنی که :"سرم پذیر" م نیستن ، فراموش نشه در این روز مبارک و عصر انتظار .

عصر بخیر تا فرصتی دیگه ان شاءالله بحول و قوه اش .

چ : با صدای :"ای" ، وَلی ... .  

-------------------------------------------- 

بعد نوشت : 

بنا بر خبر ساعت نه شب شبکه یک سیما ، گویا امام جمعه ی امروز تهران در خطبه ها ، بجای :"حرف" که بگوش می رسیده بود ، گفته : حق . 

خب اگه مراد "حرف" حق باشه ، خب باز حرفه و در ثانی :"حق" ، مگه اینکه مراد :"حقِّ " حرف باشه ، مثل :"منطق حرف" ه . 


  

خبر فوری :

سلام علیکم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ، وَ ال ... .

زیر نویس شبکه ی خبر تلویزیون هم اکنون خبر داد که :

مقام معظم رهبری با ائمه ی جمعه دیدار کردن .

امیدوارم که اونا هم تاسی کرده با ائمه ی جماعت خود دیدار کنن .

و ...

و بعد :

بعد نماز ظهر :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ، ... .

صرف نظر از اینکه آن دیدار ، که در خبر شبکه خبر نیومده بود ، که بدون شک پس از دیداری بوده ، ولو دیداری از بیرون و برخورد با چیزیم ، یا دیداری دیگه ؟ چه شناختی یا معرفتی ، و چه علمی یا دانشی ، که بدون شک در مقام تعلیمی بوده که برای تعلیمش به ائمه ی جماعت بوده ، علی ای حال ، یعنی در حالی که بوده باشه ، نزولی به خونه ی ما که داشته باشه منم می تونم دیداری با شما داشته باشم .

ناگفته نمونه که این دیدار برا ما که نماز خونیم فرق داره با دیدارشون حتی با شخص دوم مملکت ، یعنی رییس جمهور حمهوری اسلامی ایرانم ! چراکه ما تحت حتی نهاد ریاست جمهوری تعریف یا شناخته شده نیستم که !

در حالیکه تحت نهاد نماز جمعه نه تنها تعریف و شناخته شده ، بلکه معلومم هستم که کجا هستیم .

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ، پدر . 


  

پیدایش هفت :

بِ ...

پنجشنبه سوم مهر 1393 ، قبل از رفتن سر تفریح ، کار :

بِسمِِ ... ، ... ، الزَّانِیةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ ... .

سلام علیکم ، صبح بخیر بچه های گلم .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ا ... .

... لم ، ... ، وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ ، ... .

پیش از رفتن سالروز شهادت آقا امام محمد ثانی ، جواد الائمه علیه السلام تسلیت بگم و ان شاء الله برگشتم خونه حرف می زنیم . 

بعد از نماز مغرب و عشا :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ ... ، ... ، أَفَلَمْ یسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یعْقِلُونَ بِهَا ؟ أَوْ آذَانٌ یسْمَعُونَ بِهَا ؟ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ ، ... .

اما بعد ، اول حلول ماه ذیحجه رو تبریک بگم ، البته بحسب تقویم رسمی ، بعد برم حرفی که داشتم .

چراکه ما که واجب الحج نیستیم که مثلا روز عرفه و عید قربان امسال برامون اینور اونور نشه ، ما ، خودمو میگم ، فعلا می خوام ببینم وقتی مثلا بقول مرحوم علامه طباطبایی برای نخستین بار بعنوان مثال چشم وا کردم چشم به چی افتاد ؟

خب ، در قسمت اظهار نظر به نوشته ی قبلی اومده :

...  5 به علاوه 1 رو که خوندم فکر کردم موضوع بحث قراره سیاسی بشه! ... . 

خب سیاست یعنی چی ؟ اگه تدبیر منزله ، خب پیش از تدبیر دنیا ، که مثلا آمریکا از اون حرف می زنه ، مثلا در سوریه ! عراق و ... ، و همینطور تدبیر یه کشور ، مملکت ووو ، مثل حکومتهای کشورا ، و بشرح ایضا ایالت ، استان وووی کشوری ، بلکه شهر و محلی و حتی خانه ای ، حالا بنا شده با ازدواج مرد و زنی ، یا ... ، نخستین تدبیرو در بدنمون داریم ، حالا با پنج عضو حسی ، یا حتی دو عضوی که گفتم زیارت کرده شده باشن با لامسه و بینایی .

و تدبیر ایندو حس هم ، که مدیر و مدبرش کیه ؟ یکی از ایندو ؟ یا پنجش ؟ یا نه تنها اعضای حسی ، و بعبارت دیگر کلمه جامعش بدن ، بلکه حواس پنجگانه هم مدیر و مدبری دارن ؟

خب حالا آمریکا ، که گویا مثل اونکه میگه از فرات تانیله ، از دست راستش تا دست چپشو آمریکا میگه ، برا همینم نه تنها سوریه و عراق ووو ، بلکه در ایرانم می خواد بدونه چه خبره !؟ بدن خودشو زیارت کرده ؟ که چشش به دنیاس ؟

حالا کاری ندارم به اینکه در مثلا ایران که می خواد از همه چیش خبر داشته باشه ! چه نیازی به چهار پنج تا دیگه داره ، یا برای ورود به مثلا سوریه ی عرب ووو چه نیازی به اعراب داره ؟ مگه از راست تا چپش آمریکا نیس ؟

البته به من ربطی نداره ، ورود در آمریکا یا هر کشور دیگه رو میگم ، همینطور استان ، شهر و حتی محله هاشونم میگم ، اینو برا همون گفتم که گفتم ، که حرف از مثلا سازمان ملل زده میشه ، ولی گویندش آیا بدن خودشو زیارت کرده ؟ که به خونه ، محله ، شهر و دیار خودشم چش داشته باشه ؟ چه رسه به دنیا که بقولی : "سراسر" اون تدبیر کنه ؟

چراکه منزل نخست حسی از حواس ما همین بدن ماس ، تا بعد برسیم به تدبیر یکی دیگه حتی در خونه بعنوان همسر ، چه مرد و چه زن .

راستی ، تقویمو که نگا کردم فردا روز ازدواجه ، که با اون خونه و خانواده تشکیل میشه و بعدش چی ؟ آیا بعدش نهادهای مدنی که یکی از اونا هم مسجد محله ؟ اونم به تدبیر یکی دیگه ؟ یه نهاد دیگه ؟ که هرچند به من ربطی نداره ! ولی متاسفانه در جمهوری اسلامی ایرانم همینطوره ؟

چراکه وقتی به من مربوطه که نه تنها من مدیر و مدبر خونه ی خودمون باشم ، بلکه تحت امر مدیر و مدبر مسجد محلمون باشم ، و اونم مدیر و مدبرش امام جمعه ی اون باشه ، چراکه من نماز خونم !

راستی امسال چند نفر به حج رفته ان ؟!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ ، ... . 


  

روز دوم :

سلام علیکم

سخنرانی مقام معظم رهبری را ، که وعده اش را در پیام تبریک سال نو داده بودن ، ودر اولین روز سال نو درمشهد ، مرکزخراسان مرکزی ایراد فرموده بودن ، دیشب از خبر ساعت بیست شبکه چهار تلویزیون گوش دادم ، البته قسمتی از آنرا که پخش شد بعلاوه گزیده ای از آنرا که در خبر گفته شد ، البته تا وقتی که به شبکه دیگه ای نزدین برای دیدن ...

پیش فرضها :

 

فرمایشات ایشون بر سه پیش فرض بنا نهاده شده ، اول اینکه ما باشیم ، درثانی فاقد حافظه هم نباشیم و تازه صفرکیلومترم نباشه ، حافظه ای که داریم رو عرض می کنم . 

نخستین پیش فرض : ما ...

وَهَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ مُوسَى؟(طه/9)... .

این ما می تونه همون منی باشه که گوش داد به سخنرانی ایشون که از تلویزیون پخش شد ، و همچنین گزیده اش بنا بر فرض گوینده ی خبر از آن ، منتها نه با پیش فرض سلبی و ایجابی آمده در آن ، بلکه با فرض گوش من گوش دهنده به آن ، نه مثلا گوینده ی خبر تلویزیون ... ، از طرف ما با آن پیش فرض ! متقابلا

تقویت ما :

این کف می تونه می تونه باشه و سقفش شنواییست ، که امکان تحریمش میره ، بعنوان مثال کافیست شما رادیو تلویزیونو اشغال کنین و منم شنونده و بییننده ی دیدنی و شنیدنیای شما باشم تو خونه و قرار گرفتن من در عرش فرشی مثل چشم و گوش ... ، تابع خواست شما باشه ، که خواستنی شما خواست من باشه که هست ، ولو اینکه بازم ! یه طرفه باشه ! نه متقابلا

چراکه در عرش نه تنها چشم و گوش ... قرار دارم ، بلکه بینایی ، شنوایی ... هم برام فرش کرده این الحمدلله رب العالمین .

بنابراین فقط کافیه با پیش فرض ایجاب و سلب ، یا سلب و ایجاب جدیدش و یا خاکستری ایندو نباشه عرش و فرشمون ، ما رو می گم .

 

قَالَ أَلْقِهَا یا مُوسَى(طه/19)... . 


  

فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ(البلد/11)...

سلام علیکم و عرض تبریک ، بمناسبت امروز ، روز جمعه ، روز پایانی هفته ی ما .

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ... (البلد/4) : قسمت پایانی :

در این فرصت خدادادی می خواهم نکته ای را که در قسمت قبلی به آن اشاره کردم پایان بخش باشم ، البته بازم طبق معمول به اشاره ، ولی تا جایی که امکان دارم ناتمام نماند ان شاءالله تعالی .

قبل از یادآوری آن نکته ، که در نوشته ی قبلی گذشت ، اینو عرض کرده باشم ، هرچند که قبلا به آن اشاره کرده ام و کافی باشد برایتان ، ولی آیا پدر بی پدری هم داریم !؟ حالا در هر زمینه ای که وارد آن بشویم و توصیه پذیرم داشته باشه ؟

و مسئله ساز تر اینکه مثلا جانشین استاد شهید ، در منبری که همین هفته در تلویزیون ، شبکه ی قرآن ، رفته بودن فرمودن ، بله نه تنها چنین پدری داریم ، بلکه اینا از پدرشان : " آمریکا هم بدترن " ، چرایش هم اینکه : " آمریکا بدون اینا که کاری نمی تونه بکنه " . 

در حالیکه مثلا جناب آقای راسل که گفتیم با پارادوگس یا تناقض نمایی که پیش کشیده ، آیا خدای نخواسته خواسته والدین خود را زیر سوال ببرد ؟ ایشان که نه ، هر بنی آدمی ، نه تنها جایی را که در آنجا چشم بدنیا گشوده ، بلکه مادر و پدرش هم برایش قابل درک و دریافت است ، ایشان حتی علم و دانش هسته ، نام دیگر موضوع بحث ما ، یعنی علم ودانش دین ، را زیر سئوال نبرده اند ، بلکه بجای تعبد در مقابل هسته ی اولیه کار علمی خود ، یعنی مجموعه ی جامع ، بنام مجموعه ی تهی مثلا علم ودانش خود را خواسته اند که آغاز کنند ، مثلا دانش ریاضی ، فیزیک وووی خود را .

ایشان هم خواسته اند تعبدی در مقابل خدا نداشته باشن در مثلا علم ودانش هسته ای خود ، خب اینکه فقط حرف ایشان نیست ! که در علوم و دانشی مثل ریاضی نیازی به عبودیت و بندگی نداریم ! 

بله او بنام پدررا یا بنام خدا را در علم و دانش ، مثل پدر علم و دانش یا خدای علم و دانش ، را زیر سئوال برده ، از کتاب "چرا مسیحی نیستم ؟" او هم پیداست ، که چنین پدر و خدایی را قبول ندارد ، نه اینکه بی پدری را قبول دارد ! و این را توصیه کرده باشد به فرزندان علمی خودش ! و یکی هم بلند نشده باشد که : آقا اجازه ؟ من نه تنها پدر دارم ، بلکه شما چی استاد راسل ؟! در هذا بلد ؟ در این کلاس درستان ؟ یا بقول شبکه ی قرآن : هذا منبر ؟ یا بقول استاد حسن رحیم پور ازغدی در فرمایشاتی که داشتند و نقلی از آن را در قسمت قبلی داشتیم ؟ هذا کرسی آزاد اندیشی ؟

و آزاد از استاد ، پدر علمی ؟ مگر اینکه من بنده ای ، شاگردی از شاگردان شما نباشم استاد !؟ در این کلاس ، پای منبر ، کرسی ووو ، لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ(البلد/1) وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ(البلد/2) وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ(البلد/3) 

مگر اینکه خدا دوتاچشمم به منم نداده باشه که اینا رو درک و دریافت کنم و ببینم با دو لب مبارکتون چی می فرمایین !؟ برای فرزندان ، شاگرداتون استاد ، پدر !؟

خسته نباشین ! زحمت کشیدن و وقت گذاشتین برامون استاد ! پدر !

پدر علمی ، علی الخصوص علم و دانش اقتصاد !

یه بار در این وبلاگ براتون گفتم و ثبت شده که خدا رحمت کنه ، یکی از امام جمعه های شهر قمو میگم ، که در خطبه ی نماز جمعه فرمود : اقتصاد مملکت ربطی به روحانیت نداره !

در حالیکه علم و دانش اقتصاد از گذرگاه علم و دانش می گذره ، مثل علم ودانش سیاست ، که جدای از دین نیست ! و روحانیت یا پدر دینی که مثل من پدر شماست که اگه چند روز دیگه برادر کوچکترتون بخواد برگرده سرخدمت نظام وظیفه ی اجباریش ، خب خرج برگشتش به من مربوطه ! 

ببخشین ، وارد وقت نماز ظهر امروز به افق خودمون شده بودیم و رفتیم ...

روزی که بعبارتی پدر ایام هفته ی ماست ، در جایی دیدم که آمده بود : حضرت سید المرسلین صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند : اف لکل مسلم لا یجعل فی کل جمعة یوما لیتفقه فیه امر دینه و یسأل عن دینه  
اف بر آن مسلمانی که در هر هفته یک روز را اختصاص نمی‌دهد برای فهم عمیق پرسش از دینش.

حالا کاری نداریم به ترجمه و برگردانش ، ولی جمعه روزیه که در نمازش جماعت خانواده هایی مثل خانواده ی خانه ی ما ، حتی آزادی بهترین عمل و کارشونو در ایام هفته از امام جمعه یا پدر روحانیشون می گیرن ، چه رسه به عمل و کار اقتصادیشون ، مثل همین خرج برگشتی که گفتم ، که گویا ربطی به پدر روحانی ما نداره !؟ بلکه به پدرنظامی هم مربوط نیست !؟ چراکه دانش نظامی رو هم بقول جانشین استاد شهید میشه در مراکز آموزش نظامی فراگرفت و تعبدی هم درکار نیست !

در حالیکه علم و دانشه و بی پدر هم نیست این علم و دانش ، حالا بنیانگذارش همون رضا شاهییه که قطار تهران تبریزو ساخت و بعد از میانه ، مثل جاده ی ماشین رو ، به طرف بستان آباد و تبریز نمیره ، بلکه میره مراغه و تبریز !؟ گفتیم که هدفمنده مثل یارانه ها مثلا .

 

و هدفشو کی میگه ؟ خب پدر علم ودانشش ، همونطور که هدف اینو کی میگه ؟ که بمونه برای بحث بعدی انشاءالله ، حالا چه با عنوان علم و دانش دین 4 ، و چه بعنوان دین علم و دانش ! بعبارت دیگه پدر علم و دانش ، هدفمند کننده ی علم و دانش ، والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ، پدر .

ثُمَّ کَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ(البلد/17)... 


  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :51
بازدید دیروز :92
کل بازدید : 566622
کل یاداشته ها : 1355


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ