سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

به وقت توقّف (قسمت پایانی) :

الْحَمْدُ لِلَّهِ ... کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیکَ لِتُخْرِجَ ... .

سلام علیکم

توقّف اندیشه ، فکر و یا ... (الف) .

دیروز نشد که از آخرین بازی :"عالی" ایرانم چیزی بگم ، خب اینترنت ، نه اینکه در حد :"صفر" ! بود و مثلا بقولی از :"صفر تا صدش" ! ، بلکه اینقد سرعتش کم بود که حتی پارسی بلاگم که بقولی در دست :"دشمن" (ب) نبودم رِ هم باز نمیکرد ، برا گفتن یا حرف زدن و مثل همون که می خواستم دیروز بگم ، که شکر خدا ! امروز فرصتش داده شد ، که بشه گفت .

خب تا حالا بعد عربستان ، ایران بهترین تیم :"ملتها" ی آسیایی بحساب میاد ، تا ببینیم نتیجه ی آخرین بازی کره (پ) چی میشه ؟ که در جریانه ، و ژاپن چه میکنه ؟ که هنوز یه بازیش مونده و شاید که آخرین بازیشم نباشه !

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الم ، تَنْزِیلُ الْکِتَابِ ... .

خب ، کره هم بازیاشو با یه گل دیگه به دروازه ی خالی آلمان تموم کرد و ببینیم فردا چه میکنه برا :"ملتهای آسیا" ان شاءالله ! که تا حالا از ملتهای :"آفریقا" بهتر بوده ، در میون چهار ملت (ت) !

خب بریم سراغ بحثمون ! که بحث روزه !

البته اگه روز :"توقّف" حتی عضوی از اعضای حسی رو پشت سر گذاشته باشیم ! که "توقّف" ی مثلا عضو بینایی داره ! میون اونی که بچش میاد تا دیده شدنش !

که توقّف اندیشه یا فکر و یا ... هم ، مثل توقّف همینه ! که از یادآوریه تا ... !

که بحثم در اینجا این بوده ، از ابتدا ، که امیدوارم "وقت" حرف زدنش رسیده باشه !

حالا کجا !؟ خب ! ببینیم مثلا دبیر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چی میگه !؟ برا رسوندن حرف !

فقط خدا کنه که دست دشمن نباشه ! رسانه اش ! همینطور اگه نباشه هم اینقد کند نباشه ! اونم ! راستی چقد مونده از :"چشم انداز 1404" !؟

البته بعضی وقتا ! مثل دیروز ! حالا دیروز چه خبر بوده !؟ خب از :"رسانه ی ملی" بپرسیم !؟

امروز که از سر کار میومدیم کرایه اتوبوس نزدیک به سی در صد زیادتر شده بود ! از دیروز !

--------------------------------

زیرنویس :

الف : بزبان دیگه .

ب : مگر اینکه بقول :"دبیر امنیت ملی" جمهوری اسلامی ایران ، مانند اینم در :"دست" ش باشه .

خب اونوقت کجا و کی میشه حرف زد !؟ تو مثلا :"رسانه ی ملّی" !؟ مثل ایشون !؟ و مانند ایشون !؟

پ : جنوبی .

که همین الان یه گل آفساید ، اونم به آلمان زد ! و این ویدئو چک چه میکنه !؟

ت : خب ملتهای قاره ی :"پنجم" که نمایندشون استرالیاس ، و در میون سهمیه ی ملتهای آسیا بحساب اومده که ، عربستان ، ازش بهتر نتیجه گرفت در این دوره ی جام جهانی ! 


  

آشناترین پیامرسان اسلامی :  

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ ... وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ ... وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم شب (الف) بخیر .

با غروب آفتاب امروز تو فکر (ب) این بودم که اگه تو شهر و حتی روستایی نبودیم (پ) و تو آسمونم ماه و ستاره ای درخششی نداشت ، مثلا هوا ابری یود و مانع تابشی از آسمون میشد ، و جلوی پایمونم بچشم نمی اومد ! چه ارتباطی با دنیا داشتیم !؟

جز مثلا هوایی که نفس می کشیدیم ؟ و زمین زیر پامون ، که روش ایستاده بودیم !؟

خب بله مثلا صدای بادیم که بهمون می خوردم بگوش می رسید ! و دیگر چی !؟ که پیامی برا ما داشته باشه !؟

خب بله ! مثلا آب (ت) دهنم میشه مزه مزه کرد ! و زبون پیامرسونش باشه ، مثل سه پیامرسون قبلی که برا دارنده اش ، که از نعمتش برخورداره ، آشناس ! ولو اینکه تا در اون موقیعیتی که گفتم قرار نگرفته باشه ، ازش خبر نداشته باشه .

در حالیکه لازم نیست آدم در چنین موقیعیتی که گفتم قرار گرفت ، برا آشنایی با آن ها ! اونم با بچشم اومد بدنی که بالای سر آسمون (ث) و زیر پا هم زمینه ! تو روز روشنی که شب شد .

حالا درون (ج) پیامگیر این پیامرسان ها بمونه ! و پیامرسانی ! اونم ! تا کجاشم !

ناگفته نمونه که ساعتی پیش ، پیش از سریال :"امپراتور بادها" ی کره ای که تلویزیون پخش کرد ، اون پیامرسون :"خارجی" رو که تعذیرات ! ی پلم کرده بود ، رفع پلم شد و بقولی بازار پلم شکنا رو از رونق انداختم ، بدون پیامرسونای آشنایی که گفتم پیامرسون نیستن ! بلکه به اسم پیامرسان هم نمیشه ازشون نام برد !

چراکه برا چی !؟ کی !؟ جز برا پیامرسونی بنام مثلا : گوش !؟

یا مکتوب ، یا نوشته شده اش برا : چشم !؟

پیامرسان های :"داخلی" م همینطور ! بعنوان مثال سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران !

روزنامه هاشم ! چه مثلا کیهانش ، و چه مثلا آرمانش ، فرقی نداره ، بتبع هرپیامیم که داشته باشن .

حتی گنبد و گلدسته های بهترین پیامرسان اسلامیم ! در شهر یا مدینه ی اسلامیم ! چه رسه به مساجدی که مثلا برجها ، آسمان خراشها مانع رسیدنشون به پیامرسان چشم باشن ! حتی عمارتی :"دو طبقه" ای که مانع رسیدن مسجد یه طبقه به پیامرسان چشم باشه ! اونم در شهر یا مدینه ی اسلامی ! که در نوشته ی قبلی گفتم در مثلا :"شهروند" و # :"جامعه ی مدنی" ش گفته میشه ! حتی در : جمهوری اسلامی ایران !

شب بخیر .

-------------------------------------------

الف : اول شب هفته ! شنبه شب .

ب : یا اندیشه و یا بهر زبونی که از اون نامبرده بشه ، حالا یعنی چی !؟ فکر یا اندیشه رو میگم !؟ ان شاء الله در بحث بعدی بهش میرسیم ، فقط همینقدز یا بهمین اندازه گفته باشم که مثلا بعد همین غروبی که گفتم ، غروب آفتابی که مثلا صبح امروز ، بعد نماز صبحی که در نوشته ی قبلی گفتم در اومد و غروب کرد ! البته با مثلا در اومدنشم میشد فکر کردن یا اندیشید ! مثلا برا :"کار" ی در نوشته قبلی گفتم ! ولی ! الانم میشه بهش فکر کرد ! یا اندیشید ! حالا اندیشید یعنی چی !؟ یا فکر یعنی چی !؟ ان شاءالله در بحث بعدی بیشتر میگم ، فعلا همون باشه که به نقل از استاد شهید مرتضی مطهری قبلا نقل شده که عبارته از :

یادآوری زاینده

مثلا یادآوری آفتابی که امروز طلوع و غروب کرد ، در مغرب و بعد نمازش و ... بود که گفتم :

با غروب آفتاب امروز ...

پ : نه اینکه نبودیم ! بلکه مثلا بیرون از شهر و حتی روستایی بودیم ، مثلا تو بیابون و مثلا کویری .

ت : سلام برحسین .

ث : ی :"شگفت" بقول کانت آلمانی که در مباحث قبلی به نقل از استاد شهید گفتم نه ! چراکه کانت نگفت شگفت برا چی !؟ فقط گفت : برا من !

خب چی من !؟ درون :"شگفت" من !؟

آخه گفت : دو چیز منو به شگفتی وا داشت ! بیرون # و درون ! یا درون # و بیرون ! خب این :"من" ی گفت کجای این گفته ی اونه !؟ جز یکی از پنج پیامرسانیه که امشب گفتم !؟ که پیامرسونه بیرون به درونن !؟ یا پیامرسون درون به بیرونن !  

اونم نه فقط در شبی مثل امشبی که گفتم ! بلکه در روز گذشته اش هم ! از صبح تا شب ! تا مغرب !

و هنگام نمازش ! که دو رکعت اولش مثل نماز صبحه و رکعتی هم داره که بهش :

صلاة النّبی

گفته میشه ! نماز پیام آور ! از طرف خدا ! و در این رکعت گفته میشه :

سبحان الله # والحمدلله # ولا اله الا الله # والله اکبر

که بهش تسبیحات اربعه یا چهار گانه گفته میشه .

که این رکعت بعد تشهد رکعت دوم که بعد شهادت بخدا دارد :

# و اشهد انّ محمّد عبده # و رسوله

دیگر سلام نماز صبح را نداره ، برپا داشته می شود . 

ج : مراجعه بشه به ث . 


  

پیدایش پدیده 9 :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیلًا ... إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ، وَآتَینَا مُوسَى الْکِتَابَ ... ، ذُرِّیةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ ... .

سلام علیکم 

یه دوست ، یه یار :

امروز که سر کار نرفتیم گفتم بحثمونو پیگیر باشیم ، که گفتم یکی دو "فقره" تلفن داشتیم ، و نگفتم که یه تلفن دیگه هم از یه دوست داشتم ، یعنی اینجا ننوشتم ، که چشتونم پذیرایی داشته باشه گفته رو .

منتها اول وفات نخستین یار و یاور پیامبر رو تسلیت بگم ، که نه تنها وقتی مثلا پیامبر میرفت به غار حرا و آونجا بود ، نقله که براشون غذا می فرستادن و ... ، بلکه وقتی در آنجا که بود و به ایشون یکی دو "فقره" گفته شده : " إقرَأ ..." ، این وقت یه کودک ده ساله نبود که پذیرای رسالت ایشون بود ، از همون نخست ، بلکه همسر گرامی ایشون هم وقتی شنید نیز پذیرفت ، و تا در قید حیات تا چنین روزی بود نیز یار و یاور ایشون بود . 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ ، أ ... . 

خواندن و نوشتن :

نکته ای که در اینجا بد نیست به اون اشاره کنم اینکه ما انزل الله ، اونچه که خدا بر پیامبر نازل می کرد ، و ایشون برای همسر بزرگوارشون نقل می فرمودن ، اونا رو که نمی نوشتن که ، کاتبان یا نویسندگان وحی بعد ها اقدام به این کار کرده اند ، پذیرش اولیه پذیرش گوش بوده و بعد نوشته شدن چشمم پذیرایی داشته .

البته نکته ای که لازم به ذکره ، یادآوری اینه که صدایی که گوش پذیرای اونه از مکتوبات و نوشته شده های بیرونه ، منتها نوشته ای برای گوش ، مثل همون که اومدم گفتم : "ماه تو آسمون پیدا شد" و این گفته فرق داره با نوشته اش در اینجا ، هرچند حرف همون حرفه ، ولی یکی از دو "فقره" نوشته شده برای کتاب و نوشته ی گوشه  . 

بعبارت دیگه یه حرفو ، یه سخنو ووو که گفته شده ، بعبارت دیگه در بیرون پیدا شده ، می تونه پیدا شده ، یا نوشته شده ، ویا کتاب و نوشته ای پیدا برا گوش باشه ، و همون گفته برای چشمم باشه ، مثل همون سخنرانی های جناب مصباح که بگوش من نخورده بود ولی کتابش بنام "نظریه سیاسی اسلام / کشورداری" در کتابخونه ی زندان پیدا شد .  

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الر کِتَابٌ ... ، وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ ، َهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِیبْلُوَکُمْ أَیکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ... .

شب میهمانی :

که بحثی که داشتیم کشید به بحث نظریه ی "مردم" ی که در نظریه ی ایشون برامون مسئله شد ، که از مردم کدوم سر زمین می فرمایند ، و یا کدامیک از آسمونهایش ؟ آیا مردمی که بفرمایشات ایشون بهنگام سخنرانی گوش می دادن ؟ ویا فرمایشات ایشون مهمان چشمی مثل چشم من بود ؟ و پذیرای واو به واوش ، که حسن ( به ضم ح ) ش این بود که گوش به آب سپرده نمیشد ! تا از آب گرفته چه باشد ؟

بلکه حرف حرفش استوار و پایداره بهمون صورت که به چشم اومده ، حالا تصویرش با تصویر ما از مثلا "مردم" فرق داشته باشه از آنچه که میهمان گوش ایشون ، یا چشم ولی همونطور که گفتم مکتوبش بمونه . 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ ، إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ ... .

بعبارت دیگه داستان نازله برای حتی گوش ایشون ، بمونه ، حالا روز ؟ یا شب ؟ و اونم یه جا ؟ تحت یه حرف ، یه کلمه و یا یه جمله ؟ هم بمونه ، مثل "فقره" نون ، نظر ووو ی : " نظریه سیاسی اسلام / کشور داری" ایشون .

مثل ف و فرزاد تهرونیا ، که بقول معروف تا لب وا کنی تا تهشو می خونن . 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتَابِ وَقُرْآنٍ مُبِینٍ ، ... .

خب کجا بودیم ؟ امروز ؟ که روز یازدهم ماه مبارکه و مثل دیروزی پیامبر یکی از یارانشو از دست داد ، که پذیرای نه تنها با گوش ، بلکه با جون و دلم بود .

و تلفنی که یادم رفت بگم ، مثلا وقتی زنگ زد شمارش شماره ی قبلی نبود ، و وقتی پرسیدم گفت مگه خبر نداری ؟ کد استان یکی شده . 

وهنوز شماره ی همونجایی هست که بود ، البته سند خریده ، چون پدرش نذاشت ! و از اونجا در میاد ، تو این هفته ، که هنوز خبر نداده که چه شد ؟ 


  

فرهنگ گفتگو :

سلام علیکم ، وقت بخیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا السَّمَاءُ ... ، وَإِذَا الْأَرْضُ ... ، وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ ، ...

خب بوقت محلی نماز مغربو خوندم و تا عشا وقت داریم که با هم حرف بزنیم ان شاءالله ، چرا ؟ 

بعد نماز که از رادیو محلی زدم به رادیو معارف ، گفتگویی داشت و الان تموم شد و حالا تفسیر قرآن داره میگه . 

حالا کاری نداریم از چی حرف می زدن ، طرفین گفتگو مثل ما بودن ، مثل من و شما ، پس کی باکی هم بمونه . 

ووو 

مثلا وقت و زمان گفتگو ، مثل همین الان که داریم با هم حرف می زنیم ، و می خوایم از وقت طرفین حرف بزنیم ، چراکه زمان آن که همش مال من نیست و شما همش چشم ! وقتی که این نوشته داره باشما حرف می زنه .

اگه تمام وقتش من بخوانم بنویسم ، اینکه همش شد من ! نوبت شما چی ؟ مثل زمانیکه تو نمازمغرب گفته شد : ایاک نعبد ... 

یا مثل وقتیکه پیش از این شام خوردیم ، و بعد حرف زدن شام ! نوبت جویدن ووو ی ما رسید .

پس از وقتی که به دنیا اومدیم همش که دنیا حرف نمی زنه ! ما هم بحرفش گوش میدیم ، حس شنوایی میدیم ووو

حالا ما بدنیا میایم یا اول اون سر گفتگو رو باز می کنه ؟ بمونه ، ما بهش وقت ، زمان و عمر میدیم ؟ یا صاحب زمان اونه ؟ بمونه .

مثل امروز که آفتابش غروب کرد و الان شبه برای چشم ، در حالیکه چشم بخواب نرفته ! حالا وقت خواب خواب می بینیم و ... بمونه .   


  

شنبه : 9 فروردین 1392

شب دوم 2 :

... ، وَ ... (الصافات/1)...إِنَّ إِلَهَکُمْ لَوَاحِدٌ(الصافات/4)رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَ... وَرَبُّ الْمَشَارِقِ(الصافات/5)...

روز و شب مدیریت زبان و نامگذاری :

صبح اول هفتتونم بخیر ، البته اگه ، الخوارزمی و الگوریتم ووو ، و بعبارتی نه تنها نقطه آغاز و روز هفته ، بلکه پایانش هم هنوز شنبه باشه و...

و نامش یکشنبه نشه و جمعه نشده باشه . 

مثل انعمت علیهمی که در نماز صبح امروزم داشتیم ، البته اگه ادامه اش غیر مغضوب علیهم و ... باشه ، یعنی غیره هم داشته باشه ، که از نعمت زبان و نامگذاری که نه فقط ، بلکه ازنعمت مدیرتشم برخوردار باشه ، بعبارتی صبح کرده باشه ، بزبان اومده باشه ، وارد نامگذاری شده باشه ، حالا خروجی بمونه ، تو صف ورودیم که باشه کافیه ! 

یاد یه بنده خدایی افتادم که اسمشو گذاشته بودن "مرگ بر آمریکا" ، اونوقتا که تو قم بودیم ومیرفتیم راهپیمایی ها .

حالا چرا ؟ و به چه مناسبت ؟ برا اینکه اول می گفت مرگ برآمریکا و همه می گفتن مرگ برآمریکا ، ولی بعدشم که یه چیز دیگه می گفت ، مثلا می گفت : اسرائیلم میگه منم بگو ، همه همون اولی رو می گفتن : مرگ برآمریکا 

کدواژه ای مثل مغضوب علیهم و ... ، که ناگفته مونده بود منو یاد اون بنده خدا انداخت . 

بازم البته اگه بقول ما باشه ، نقل قول حتی مالک یا ملک یوم الدین رحمن رحیم رب العالمین نباشه ، بلکه مطبوع شده باشه بقول آقا که فرمود : ... ولا ینفع المسموع ، حتی فرمایش خودشون ، آقا رو عرض می کنم ، آقا امام علی علیه السلام .


  

شب دوم :

سلام علیکم

روز و شبتون بخیر و مبارک ، روز و شب امروز ، دومین جمعه ی سال نو

و بشرح ایضا روز و شب دومین هفته ی سال نو

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ ، ... .

اشاره : 

نظیر اینو که ان شاءالله فرصت پرداختن به اونو داشته باشم ، تحت عنوان مثلا " روز دوم " داشتیم ، ولی چیزی که انشاءالله در این فرصت می خوام بگم در رابطه با نظیر "روز و شب" ه ، که نظیرشو در مباحث سال گذاشته داشتیم ، بعنوان مثال "تصدیق و تصور" یا "تصور و تصدیق" ابداعی معلم ثانی ، فارابی رو به نقل از استادشهید مرتضی مطهری ، نظیر پیش فرض "صفرویک" در علم و دانش ریاضیات جدید ، ولواینکه منطق فازیم جایگزینش شده باشه جدیدا . 

و در مباحث امسالم نظیرشو داشتیم ، بعنوان مثال "اقصتاد و فرهنگ" رو ، حالا  با " عزم ملی و مدیریت جهادی " ش بمونه . 

مدیریت زبان و نامگذاری :

پیش فرضها :

...بِسْمِ اللَّهِ ... (هود/41)

... بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ(النمل/30)  

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتَابِ وَ... 

اللهم انی اسئلک بحق فاطمة و...

اللهم صل علی فاطمة و...

اللهم صل علی محمد و... 

بعد نماز عشا : ووو ...  

بِسْمِ اللَّهِ ... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... (قرآن عظیم   \ سوره ی انعام ) 

و نظایرش نه تنها در زبان ، بلکه در نامگذاری هم هیچ مانعی ندارد . 

در همین نماز عشا ، سوره ی حمد داشتیم : بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمدلله رب العالمین ، الرحمن الرحیم ، الله و رب رحمان رحیم را . 

وبشرح ایضا مالک یا ملک یوم الدین را عبدالله و بنده اش ، حالا نعبد و نستعین عبادالله ، عبادالرحمن هم بمونه . 

فقط ناگفته نمونه که اگر نمازی با سوره ی حمدی بدون بسم الله ش هم داشته باشیم ، ایاک نعبد و ایاک نستعین را داریم .  

ما حتی در فرهنگ خانواده هم بعنوان مثال نظایرشو داریم ، مثل پدرومادر ، برادروخواهر را . 

 


  

شب عید :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  \سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آیاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ\... وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِکَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَینَ ذَلِکَ سَبِیلًا\ وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ یکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَلَمْ یکُنْ لَهُ وَلِی مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیرًا. (قرآن عظیم ، سوره ی اسراء)

سلام علیکم 

جونم براتون بگه ، همونطور که بعنوان مثال گوش بودم روز دوم عید ، پیش تلویزیون و شبکه چهارش که خبر میداد ، شب عیدم گوشم به تلویزیون و شبکه ای بود که زده بودین . 

منظورم بعد ... اسئلک بحق فاطمة و ... ی دور سفره ی هفت سین و یا مقلب القلوب و ...

بله درست مثلا وسط عیدی دادنی من و عیدی گرفتنی شما و ... 

که اون وسط شبکه ی سه ی تلویزیونم داشت پیام نوروزی مقام معظم رهبری رو به گوش می رسوند ، بعنوان مثال به گوش آحاد ملت که در این پیام بگوش رسید . 

البته هم تبریک سال نورو به اونا ، و هم نقشه ی راه سال نورو ، که در اون مدیریت هم بگوش رسید . 

حالا شما بگین مدیریت جهادی ، یا هر مدیریتی که بگین ، فقط با پیش فرض ایجابی و سلبی ، یا سلبی و ایجابی جدید و نوش ، وآخرین بروز شده ی ایندو یعنی خاکستریش نباشه کافیه . 

کافیه برا بحثی که ان شاءالله تعالی امروز یا از امروز خواهیم داشت .

 

بحثی که ان شاءالله تعالی در ادامه ی بحث روز ، هفته ، ماه و سال گذشته داشتیم ، حالا قرن و قرونش بمونه ، ولی بعنوان مثال دهه چرا ، مثلا سه و نیم دهه ای که پشت سر گذاشته ایم ، مثل جهادی شهردار تهران پوسترشو زده اند که : جهاد ادامه داره 


  

روز مادر :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ / .../ إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَادٍ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ مَنْ جَاءَ بِالْهُدَى وَمَنْ هُوَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ / وَمَا کُنْتَ تَرْجُو أَنْ یلْقَى إِلَیکَ الْکِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ فَلَا تَکُونَنَّ ظَهِیرًا لِلْکَافِرِینَ / وَلَا یصُدُّنَّکَ عَنْ آیاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَیکَ وَادْعُ إِلَى رَبِّکَ وَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ / وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ کُلُّ شَیءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ . قرآن ... / سوره ی قصص

روز ... / عزم مدیریت

سلام علیکم

مطلبی که ان شاءالله امروز می خوام بگم ، یا از امروز می خوام بگم در رابط با یکی دو روزی است که از آن گفته شد .

آن یکی دو روز ، بعنوان مثال همان روزیکه گوش دادم به خبر تلویزیون ، با آن پیش فرضی که گوش دارم در آنروز ، همانطور که زبان داره تلویزیون / مجری خبر / ... در همان روز ، یا روز قبل یا مابعد روز گوش داشتنم .

که در آن روز فیمابین ما یه حرفی بود ، یا گزیده اش در خبر بود و هست و خواهد بود ! هنوزم هست گوشه ی تلویزیون در تمام شبکه هاش . 

بافراخوان : عزم و مدیریت جهادی !

نخستین پرسش :

چرا دروغ میگم !؟ بله فراخوان "عزم ملی ..." ه ، ولی آیا جهادی هم هست ؟ مثل مدیریت ؟

مدیریت چطور ؟ ملیه ؟ یا ... ؟ 

یا بعنوان مثال بقول شهردار تهران : جهاد ادامه داره ، حتی بعد عزم ملی و پیش از فرهنگ هم !؟ وَلَا یصُدُّنَّکَ حتی اقتصاد ؟ یا تا آن کُلُّ شَیءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ ؟


  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :51
بازدید دیروز :92
کل بازدید : 566622
کل یاداشته ها : 1355


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ