سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تنفّسگاه :

سلام علیکم ، روز (الف) بخیر .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ تَبَّتْ یدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ، مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ ، سَیصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ، ... . 

نمی دونم به خبرای امروز گوش دادین !؟ مثلا در خبر ساعت چهارده امروز (9/9/99) شبکه ی یک سیمای این :

ج.ا

آیا چیزی از :"معیشت" بگوشتون خورد !؟

خدا بگم این صهیونیست جهانی چه بکنه ! امیدوارم که دست شرقی و غربیشو از سر دنیا کوتاه بکنه ! تا مثلا مجلس اینجا اومد "معیشت" رو در دستور کار و در اولویت قرار بده و یه فوریتی ، دو فوریتی ، سه فوریتی ووو بهش بپردازه باز ! دستای جنایت کار آمریکاییش ، نه ترامپی ها ! یا دمکراتشا ! ، موضوع رو عوض کرد ! منجمله معیشت رو !

مثلا همین دیروز که همین تلویزیون گفته بود مرغ هیجده و نیم ! و ما رفته بودیم برا داداش محسن که دستش شکسته قلم گاو بگیریم ، از قیمتای متفاوت قصابیا که بگدریم ، آخه قیمت مرغم جویا شدیم ، ولی پاسخ یکی (پ) جالب بود !

پرسیدیم مرغ چنده ؟

پاسخ : بیست و شش

پرسش : تلویزیون گفت هیجده و نیم !؟

یاسخ : تلویزیون چهل ساله داره میگه ! برو از تلویزیون بخر !

با خود گفتیم : الان !؟

که باز :"موضوع" یه چیز دیگه شد !؟

خدا بگم این صهیونیست جهانی رو چه بکنه !؟

روز بخیر ! 

... ، وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ، فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ . (ب)

------------------------------------

زیرنویس :

الف :

بقول مجری خبر ساعت چهارده امروز شبکه ی یک سیمای این :

ج.ا

که :"سرشون سلامت" :

آخرین رندترین تاریخ سده ی اخیر ، البته هجری شمسی یا خورشیدی .

ب :

بحسب نقل این سوره در قرآنی که آقا امام علی علیه السلام ، بعد از رحلت پیامبر صلّ الله علیه و آله و سلّم ، که خانه نشین شدن ، جمع کرده و عرضه داشتن و مورد پذیرش خلیفه ی اول قرار نگرفت ، نیامده .

قبلا گفتم که ما دو دست داریم ، و نوشتن با دست :

... ، یا محمّد یا علی ، ... .

یِ ما فرق داره با نوشتن با دست :

... ، یا علی یا محمّد ، ... .

ما ، حالا چراش !؟ بمونه ! فقط ناگفته نمونه ! که :"ما" فراموش نشه که گفت : "ما" دو دست داریم !

بعبارت دیگه :"من" دو دست دارد ! چه مرد و چه زنش ، چه دختر و چه پسرش !

و اینم همینطور ! یعنی ناگفته نمونه ! یعنی دو دست نَر و ماده اش ! یا ماده و نَرش ! 


  

تنفّسگاه :

... ،  قُمِ اللَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا ،  نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا ،  أَوْ زِدْ عَلَیهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا ، ... .

سلام علیکم ، شب بخیر .

امشب قصد نوشتن نداشتم ! (الف) ولی دیشب که رفتیم ، از فاز چهار شهرمون به فاز سه و خونه ی داداش محسن ، و اولین برف امسالم میومد ، مجبور شدیم بمونیم (پ) و صبحونه هم مهمونشون باشیم ، جاتون خالی ، صبحونه ی مفصّلی بود و از هرکدوم یه لقمه ای زدم ! ولی همش تو فکر ! تعطیلی کارخونه ی دادش محسن بودم و درامدش تو این بیکاری و این سفره ی صبحونه که برامون تدارک دیده بود !

از دیشب ! آخه بازم جاتون خالی ! شام مرغ بود ! حالا کیلویی چند !؟ بمونه !

تو خبرای امروز تلویزیون دیدم که یکی ! می گفت این برنامه های مثلا تنظیم بازار اگه سراسری نباشه ، و اختصاص به تهران داشته باشه ، خب معلومه که چیزی به تهران نیاد ! برا اینکه در جاهای دیگه بازار فروش با قیمت بالاتر که داشته باشه میره اونجاها دیگه !

حالا بمونه نگاه ایشون ! به تهران ! و ... ! چراکه مگه تو خود تهرونم کجاش !؟ و کدوم محله !؟

راستی از نماز جمعه و جماعات تعطیل چه خبر !؟ آیا ادارات ، سازمانها و موسسات این :

ج.ا

هم تعطیلن !؟ دیگه ثلث یا یک سومشون که تعطیل نیستن ! "راهکار" مثلا تنظیم بازارم که دارن ! پس مسئله کجاس !؟

من فکر می کنم :

مسئله در این :

ج.ا

س ! خب برا اینکه راهکار بقولی مادر راهکارای تحت اونه ! و هر راهکاری تحت اون نوشته میشه ! همون که در دهه ی فجر برزخ میون شاهنشاهی و بقولی پساش فکرارو مشغول کرده بود ! مثلا برا آخرین دولت شاهنشاهی هم مسئله بود ! البته تحت عنوان :

دولت

شب بخیر .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ،  إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ ، ... .

------------------------------------

زیرنویس :

الف :

در اینجا ، وگرنه از وقتی که بدنیا اومدم ، بلکه بقول مرحوم علامه ، در :"اصول فلسفه و روش رئالیسم"شون ، در بحث :"کثرت در ادراکات" پیش از بدنیا اومدن ، یعنی تو شکم مادرم مشغول به نوشتن بودم و بقول ایشون :"بویژه از راه لمس" (ب) و بقولی :

تا نفس دارم

فرصت این کار هست ! حالا بمونه بقولی :"باقیات و صالحات" ی که بعد این دنیا هم امکان این کار رو میده !

ب :

خب برا اینکه این نخستین راه ارتباط با دنیای قبل از این دنیاست ، برا نوشتن من ! البته بجز برای من حضرت عیسی بن مریم علیه السلام ! البته بعنوان نویسنده ! و حضرت آدم علیه السلام که علاوه بر آن ، یعنی نویسنده ، دنیای مادریم نداشت !

حالا کی شروع به نوشتن منش کرد !؟ بمونه ، و از چه راهی !؟ هم ! آیا :"راهکار" لمس بود !؟ یا ... !؟ و کجا !؟ آیا تا وقتی تنها بود !!؟؟

ولی ناگفته نمونه که این اختصاص به آدم و مَردِش نداره !

پ :

آخه ماشین تو برف گیر کرد ! خب پیکان بود و مثلا :"نسیان" و مثلا :"تیانا"ش که نبود ! در ثانی لاستیک عقب درست درمونیم نداشت !

باز خدا رو شکر که صبح آفتاب مهربونی دراومد و تونستیم برگردیم خونه ! فاز چهار ... !

مسجدش نه ها ! فاز چهار ... این :

ج.ا

تنفّسگاه ... ! 


  

از مسجد چی باقیمانده !؟ پایانی :

بسم الله ... . (الف)

با سلام و ضمن تبریک به مناسبت امروز جمعه (ب) ، امیدوارم جمعه ی خوبی رو پشت سر گذاشته و جمعه ی بهتریم پیش رو داشته باشیم ان شاءالله تعالی .

بسم الله ... . (پ)

اول یه چیزی در رابطه با :"قیود"ی که در نوشته ی قبلی گفتم می خوام بگم ، بعد برم سر داستانی که می خوام بگم !؟ ان شاءالله اگه زنده بودم !

یه وقت حرف ازیه :"صندلی" در... تلویزیون ، شبکه ی دانایی وبرنامه ی معرفت و ... ، و نشستن رو این "صندلی"ه ، یه وقت حرف از نشستن رو صندلی برنامه ی معرفت شبکه ی دانایی تلویزیون این :

ج.ا

و ...

و گفته میشه :

اینجا نشستم و اونجا نیستم ! ودر قید :"مکان"م ! الان ، در این :"زمان" و :"علّت"شم مثلا به این ! دلیل ! مثلا برا اینکه مثلا :"هشتاد میلیون" گفتن اینجا بشین ! و حالا بمونه که مثلا :

چند صد تایی

م نگن !

خب ! برم سر داستان ! که می خوام ببینم چی جوری بگم !؟

بقول پدر، حالا بمونه که چقد ببینم !؟ و آیا قد دیدن حضرت ابراهیم علیه السلام !؟ یا :"چند در صد"ش !؟ مگه اینکه بقول منطق جدید ! نه تنها "درصد" ی ! و چه رسه به شفاف ! پنجاه پنجاه ! بلکه گویا داستان داستانِ :

صفریک

ه ! و بقول پدر مثل قدیمش ! هرچندم که گفته :

مثبت و منفی

بوده باشه ! و هنوزم باشه ! که بقول مثلا :"شیخ الرییس" هنوزم حرفی رو دستش نیومده باشه !

منظورم مثلا به زبون فارسی ، یا به زبون مادری دیگه نیست ! یا زبون المللی ! که گفته بشه انگلیسیه ! یا ... !

البته چرا ! بین المللی هست ! مثل همون دیدن ! یا شنیدن و بقول پدرقد موسوی اونم نه ! همینطور دیگر حواس از حواس پنجگانه ی بین المللی ! که :"یک درصد" بنی آدمی نیست که از :"نعمت"ش برخوردار نباشه ! چه در گذشته ای پشت سر گذاشته شده ! و اکنون ، و چه در آینده ! مگه اینکه بقول پدر :

آقا امیرالمومنین علیه السلام نفرموده باشه که : آینده رو به گذشته قیاس کن !

و از این به بعد حتی :"چند درصد" که نه ! بلکه یک در صدم مثل گذشته نباشه ! دیدن و شنیدن و حواس دیگه ی مردم ! منجمله مردم این :

ج.ا

هم !

---------------------------------------------

زیر نویس :

الف :

بسم الله آخرین سوره ی مکّی .

ب :

بقول پدر روز جمعه ! روز جماعت و ولویه جماعت ! جماعت یه محل ! محل ولو یه خونه ! خونه ی یه خونواده ! ولو یه خونواده ی دو! نفره ! البته یکی در صندلی یا :

... کُرسی ... .

مرد خونه و یکیم در صندلی زن خونه !

نه جمعه ی مثلا :"نهادها"ی مدنی غربی ! مگه اینکه یکی و فقط یکی از نهاداش پیدا بشه که مثل مسجد محل "مکانی" باشه برای خونه های محل ! البته نه در کنار "مسجد" محل ! که خونه ها این :

ج.ا

یی ، یا اون :  

ج.ا

یی باشن ! ولو :"یکی" از افراد خونه ای هم ! چه مرد و چه زن و چه فرزندشونم ! چه پسر و چه دختر ! چه رسه به :"چند صد تا"شونم ! بقولی ! اونم با حتی سمت گیری بسوی :

تمدن اسلامی !

چه رسه با ادعاش !

حتی ادعای :"تمدن" ! که غرب مدعی اونه ! ولی آیا مکانی مثل مسجد داره !؟ حتی در قد و قواره یه محلم !؟ و جماعتش ! جمعه پیش کشش !

پ :

بسم الله نخستین سوره ی مدنی . 


  

بسم الله الرحمن الرحیم .

انه فکر و قدر                      سوره ی مدثر 

بیست سوم آبان هزار و سیصد و هشتاد و چهار هجری شمسی . 

---------------------------------------------------------- 

نوزده دی هزار و سیصد و نود و شش هجری شمسی : (توضیح) 

... ، عَلَیهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ، ... . 

صدق الله علی العظیم و صدق رسوله 

---------------------------------------------- 

توضیح : 

بعد :"هفت دی" هزار و سیصد و نود و شش هجری شمسی . 


  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :141
بازدید دیروز :311
کل بازدید : 807088
کل یاداشته ها : 1625


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ