سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

دنیای اندیشه

ارسال‌کننده : در : 96/4/27 9:7 عصر

دنیای اندیشه :

سلام علیکم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، لَمْ یکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَالْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیهُمُ الْبَینَةُ ، ... .

شکر خدا دیروز کاری رو دستمون بود تموم کردیم و خدا بخواد فردا میریم سرکار بعدی شکر خدا .

خب ، کار تو یه شهریه که تا شهر ما رفت و برگشتش یه پنج ساعتی طول میکشه ، از خونه تا برگشتن به خونه ، البته اگه اتفاقی نیفته تو راه و با این وضع ماشین ، خصوصا بیمه ی اون که یه ماهیه تموم شده و فعلا مقدور نیست بیمه کنیم ، که این از مثلا جلوبندی اون که هرآن احتمال تو راه گذاشتنمونو میده ، حالا خطرات احتمالیش بمونه ، مهمتره ، آخه میشه ریسک اینارو کرد ، ولی آقا پلیسه چی !؟ فبلا گفتم که به اون چه مربوطه !؟ (1)

ساعت 22 :

چرا !؟ که موضوع بحثه ، حالا میگم .

خب ، به ماشین که نرسیدیم امروز ، برا رفت و اومد ، مثلا صابکار قبلی برخلاف قرار داد تقریبا یک سوم دستمزد ما رو داد و باقیشو موکول کرد به بعد و گفت اینم تو مسجد ! مسجد محلشون نه ! از یکی گرفته ، و ... .

ولی فرصتم نشد که این بحثو مطرح کنم ، آخه تصمیم این شد که بریم و شبا در محل کار بمونیم ، و مثلا جمعه ها بیایم خونه ، که از این هفته چیزی نمونده و شاید نیومدیم و نتونستم جمعه این بحثو مطرح کنم .  

برا همین سعی می کنم مطلبو پیش از خوابیدن بگم ، البته مطلب روشنه و نیاز به گفتنم نداره !

خب ، چرا !؟ یعنی موضوع بحث چیه !؟ یعنی موضوع بحث که دنیای اندیشه هست چیه !؟

خب برا اینکه دنیای مثلا آقا پلیسه ، با دنیای ما فرق داره ، حتی با دنیای فیزیکی یا بدنی ما ! چه رسه به دنیای اندیشه یا فکری ما .

یعنی چی ؟ یعنی دنیای اندیشه هم مثل آسمون اندیشه که در بحث قبلی مطرح شد ، یه معناش می تونه این باشه که مثلا آقا پلیسه ، یا ما به چی فکر می کنیم ؟ یا می اندیشیم ؟

یا مثلا در انقلاب صنعتی یا رنسانس اروپا که گفته شده باشه :

من فکر می کنم

خب به چی فکر می کنی ؟ آیا به اونچه که بدن و چشم ، گوش و اعضای دیگش با اون ارتباط برقرار کردن فکر می کنی و یا می اندیشی !؟

یا به اونچه که از اونا بیاد آوردی می اندیشی ؟

و تازه اگه ما حصل فکر یا اندیشه رو بیاد نیاری و بهش فکر نکنی و نیندیشی !؟

حالا کاریم به این ندارم که اون انقلاب و رنسانس رسیده به اینکه :

به هیچ فکر می کنم یا می اندیشم !

و دنیای اندیشه عبارته از : هیچ !

اونم نه هیچی که پایانی داشته باشه ! و اسمشو بشه گذاشت : دنیا !

بلکه به عقبا و آخرت می مونه تا دنیا ! دنیایی که مثلا بقول نویسنده ی کتاب :

چرا مسیحی نیستم ؟

علمی نیست ! چرا ؟ خب دنیا (2) ش میگه ! که :

مثلا تا بچشم نبینه ، بگوش نشوه ، ووو

براش قابل قبول نیست ! که علمی باشه ! علاوه بر اون که دنیاشم پایانی نداره ، آخری نداره ! و بعبارت دیگه پایانش براش معلوم نیست !

دنیای بیرونو میگم ! که بچشم میاد ، بگوش میرسه ، ووو !

که بهش فکر میکنه ! که گفتم البته وقتی بیاد میاره ! نه از بیرون ! بلکه از بایگانی ، حافظه و مثلا آرشیوش ! البته موقتش ! چراکه دنیای اندیشه فقط رسیده از بیرون که نه ! حتی گرفته از بیرونم نیست !

مگه اینکه رسانندش فکر کرده و دونسته گفته باشه ! تازه بقول یادآور دین یا اسلام محمدی علیه السلام اینم : مسموعه و لا ینفع المسموع ، حتی یادآوریشم ! که بهش فکر نکرد و یا نیندیشید !

خب ، صبح قرار بریم سرکار جدید و تا فرصت دیگه یاعلی .

زیرنویس :

1 – نه فقط به پلیس ، شما بگین به کی مربوطه !؟به کدوم نهاد جامعه ی مدنی غربی !؟ نهاد های انقلابیم همینطور !؟ از مثلا پایگاه بسیج سپاه ! اونم در مسجد محل ! انقلابی تر داریم !؟ اونم تازه اگه سرگرم سازندگی ! نباشه ! و سه شغله ، چهار شغله ووو نباشه !

بقول مادرخونه : چی !؟ همینمون مونده ! اونم با مثلا کمیته ی امداد ! اونم فکری و علمی ! و یا مثلا بهزیستی ، و نظایر غیر انقلابی و مانده از جامعه ی مدنی غربی زمان شاه و شاهنشاهی ! که روز بروز بر تعداد تحت پوشش اینا افزوده میشه ! یعنی نیازمندا به امداد ، بهزیستی ووو !

و جالبم همینه ! و ادعای علمی بودنشونم میشه ! و یقول مثلا نویسنده کتاب :

چرا مسیحی نیستم ؟

اونوقت جامعه ی مدنی دینی یا اسلامی چی !؟ علمی نیست ! در حالیکه جامعه ی مدنی دینی یا اسلامی مثل اینا بی خبر از تحت پوشش که نیست ! در ثانی چیزی در جامعه نیست که به اون ربطی نداشته باشه ! حتی ارتباط فیزیکی یا بدنی ! که کمترین ارتباطه !

2 – دنیای ارتباطات .

البته ارتباطات فیریکی یا بدنی و ای بسا لمسیم !

اشاره :

چند شب پیش در برنامه ی خندوانه ی شبکه نسیم جمهوری اسلامی ایران ، یکی از مربیای خنداننده ی حذف شده ای یه حرفی زد ! گفت این استند آپ وارداتیه و داره بومی میشه ! بلکه نهادینه میشه !

آیا علم یا دانش ، و منجمله همین دانش ارتباطاتی که در مراکز علمی ما داره بومی ! میشه ، وارداتی نیست !

حالا بمونه که چی جمهوری اسلامی ما وارداتی نیست !؟ ولی بومی یعنی چی !؟ نهادینه یعنی چی !؟

بقول کتب دانش ریاضی که به بچه مدرسه ها میگه :

فکر کنید و باسخ دهید !

البته نه با منطق صفریکش ! یا دستورالعمل اون ! که میگه :

چرا مسیحی ( یعنی مسلمان) نیستم ؟ 




کلمات کلیدی : ارتباطات، ارتباط علمی، ارتباط دینی یا اسلامی، بومی، نهادینه، مطبوع، حضرت فاطمه (س)، حضرت مریم (س)، حضرت حوّا (س)

آسمان اندیشه ، فکر و یا ...

ارسال‌کننده : در : 96/4/23 10:8 عصر

 

آسمون اندیشه ، فکر و یا ... :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا النَّبِی (1) ... ،  اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَینَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْمًا .

سلام علیکم

بازم ضمن تبریک و عذر اینکه تا الان فرصت نکردم ، در این روز تعطیل آخر هفته (2) بحثو (3) پیگیر بشم ، و الانم فکر نمی کنم فرصت زیادی داشته باشم که بتونم ولو کما فی السابق به اشاره هم مطلبو مطرح کنم ، فعلا همینقد گفته باشم موضوع مطرح شده مثل مطلب اندیشه در قرآنه که قبلا گفتم مثل افتادن مثلا چشم به جهان خارج باشه ، و می تونه هم مثل اندیشه در قرآنیم باشه که مثلا بچشم اومده ! یا بگوش رسیده ! حالا با هر روایت و مثلا بقول حافظ :

با چهارده روایت

ش بمونه .

چراکه به چی ؟ و آیا مثلا به گوش ؟ یا به حسش و یعنی شنواییم ؟ و یا به قلب ، دل و یا ... ؟ و نهایتش حافظه !؟

و حالا مثلا موقتش !؟ یا همونطور که بحثش گذشت ، تا اینجا برا اینه که بیاد بیاد و بهش فکر کرد یا اندیشید !؟

و حالا بمونه اندیشه در قرآن ؟ یا اندیشه در قرآن !؟

حالا برآسمون اینم بمونه ! آسمون ششم یا آسمون اندیشه ، فکر و یا ... رو میگم ، نه آسمون اندیشه ، فکر و یا ... رو که زمینش ذکر ، یاد و یا ... بود ! و آسمون بایگانی ، حافظه و یا مثلا آرشیو موقت !

حالا مثلا آرشیو یا کمپ چی ؟ بقول آقا امام علی بن حسین علیه السلام ! بمونه ! حتی موقتش ! که :"چراگاه" چیه !؟ اندیشه و اندیشه های علما و دانشمندان غربی !؟ اونم با عنوان :"شیطان بزرگ" !؟

خب ، بقول آقا عالم ال محمد علیه السلام :" ستاره " ها در اومد و نماز مغرب موند ! فعلا خدا نگهدار .  

زیر نویس :

1 – علاوه بر اینکه تا اینجا در سوره های انفال ، احزاب و ممتحنه ، در این سوره هم خدا پیامبر صل الله علیه و اله و سلمو با عنوان "یا أَیهَا النَّبِی" مخاطب قرار داده ، و این چهارمین سوره سوره هست ، بعد سوره ی احزاب ، در اینجا هم بعد بسم الله الرّحمن الرّحیم ! باز مخاطب "یا أَیهَا النَّبِی" هست ، مخاطب مطلبی که در این سوره مطرح شده . 

2 – آخر هفته ی سوم سال نو ، چراکه هنوز مقیاس هفته هست و ماه نوی در نیومده ! که مقیاس ماه باشه ! و هفته ی سوم ماه بگم ! مگه اینکه ماه رمضان رو سپری شده ، یا بحافظه سپرده شده باشه !

3 – که بحث رسید به چرا اندیشه ، فکر و یا ... در قرآن ؟ حالا به کدوم از دو معنی اون که گفته شد ؟ بمونه ! حالا آسمون این دو هم مثلا بقول علما یا دانشمندان علم یا دانش ریاضی بمونه ! چه رسه بقول پیامبر صل الله علیه و اله و سلم که قبلا نقل شد ، که لازم نیست برا دو چیز سومی داشت ! مثلا برا دو بایگانی ، حافظه و یا ... ، چراکه گفتم که :

اگر و فقط اگر دو چیز باشه ، آنگاه یکی از این دو امام دیگریست .




کلمات کلیدی : آسمان و زمین، زوج و زوجه، ازواج، ازواج علمی، پیامبر و امام، مجموعه، مجموعه ها، آسمان زمین، زمین آسمان، امام علی اول ، ثانی و ...

چرا اندیشه در قرآن ؟ (پایانی)

ارسال‌کننده : در : 96/4/16 1:53 عصر

چرا اندیشه در قرآن ؟ (پایانی) :

... ، الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ، ... .

سلام علیکم و بازم تبریک .

خلیفه یا جانشین متفکر یا اندیشمند :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یکُنْ شَیئًا مَذْکُورًا (1) ، إِنَّا (2) خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ(3) ... .

خب داریم به نیمه ی نخستین ما سال می رسیم و در هفته ی دوم آن ! هستیم و باز جمعه و تعطیل مثلا ، و شکر خدا فرصتی دیگه برا حرف زدن با شما ، از چی !؟

خب از یه چیزی دیگه ! حالا از چیزی که به چشم اومده ، یا بگوش رسیده ، نه حتی بقولی به هیچی رسیده ! چه رسه به هیچی که به هیچی رسیده ! باشه ! چه رسه به :"نباشه" ، چه بقول قدیمش و چه جدیدش !

اونم نه در پیش از انقلاب !

وقتی که انقلاب صنعتی یا رنسانس غرب رسید به شرق و بقولی غربش ، یا بقولی خامیانه و مثلا ترکیه ی اون زمان و نه وقتیم که مثلا رضا شاه رفت به اونجا ! بلکه حتی امیرکبیرم رفت پیشوازش ! و نطفه ی ایران متجدد ، متمدن و انقلابی بسته شد ! با خواستگاری انقلاب صنعتی یا رنسانس غرب !

بلکه ، اونم نه ازدواج انقلابی مشروطه ! بلکه انقلاب اسلامی ! و خواستگاریش از علم یا دانش غرب ! اونم در حالیکه میگه :

من هیچی هستم !

و بعنوان مثال :

مسیحی نیستم ! هستم !

نه اینکه مثل شیطان بزرگ (4) بگه بهتره ! تو چی !؟ همه چی !؟ خصوصا در علم یا دانش !

علم یا دانشی که نه تنها میگه داره ! بلکه بقولی خودی ! : در انحصار اونه !

خب چه زوجی بهتر از اونه !؟ اونم برا :

... لَمْ یکُنْ شَیئًا مَذْکُورًا

وقتی یکی باشه که نه تنها قابل یادآوریه ! بلکه بشه بهشم فکر کرد یا اندیشید !

حالا کی !؟ دیشب گفتم که کار ما ! منجمله طرفم ! حالا خانم یا آقاش بمونه ! فقط انس با دنیا که نه ، با بدن دنیایی ، بلکه فقط انس با بدن دنیایی ، با حواسشم نیست و :

... ، الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ، ... .

فقط شامل آفتاب مهتاب حتی دنیا و بدن ما ، و بدن و حواس ما هم نمیشه ! چه رسه به خواستگاری ما از دنیا ! اونم خواستگاری عاقلانه یا خردمندانه !

گفتم که بقول مرحوم علامه در اصول فلسفه و روش رئالیسم ایشون ، افتادن چششم بعنوان مثال به دنیا فرق داره با بچشم اومدنش ! و خواستگاریش برا دیدنش !

بلکه قلب یا دلم می تونه خواستگارش باشه ! که تازه چیزی برا یادآوری داشته باشیم ! در حافظه !

حالا بهش فکر کرد یا اندیشیدم بمونه ! کی !؟ خب ما دیگه ! که فکر میکنه ! یا میندیشه ! دیگه !

کی !؟ عاقل یا خردمند دیگه ! تا بدونه و دونسته ، یا بقولی :"دانش بنیان" باشه خواستگاریش دیگه ! از کی !؟ خب آخرش از دنیا دیگه ! با جانشینش در انس با دنیا دیگه !

خب همونطور که انقلابی صنعتی یا رنسانسیم ، حالا بگیم مظهرش شیطان بزرگم فقط خواستگار بدن ما نیست که ! بلکه :

... ، الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ، ... .

و :

وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یسْجُدَانِ ، ... .

و خواستگار آسمون ما هم هست ! و بقول ما ترکا اللّهم بیر بیر ، یکی یکی ، و مقصدم حافظه ، بایگانی و یا آرشیو ما ست ! کرسی عرشی که یه طرفش مثلا چشم ، دیدن و دل دادگی ماست به اون ! کدوم !؟

آیا عالم یا دانشمند !؟ یا :

چرا هیچی هستم !؟

و بعنوان مثالم :

 چرا مسیحی نیستم !؟

خب قابل ذکر چیه !؟ هیچی !؟ و به هیچی فکر کرد یا اندیشید !؟ و باهاش انس گرفت !؟ انسان !؟

زیرنویس :

1 - آیا گذشت بر انسان گاهی از روزگار که نبود چیزی یادآورده ؟ (برگردان به فارسی از مرحوم آقای محمد کاظم معزّی )

2 - ما .

3 – نفرمود : خَلَقَهُ ، مثل :

عَلَّمَهُ الْبَیانَ

 

4 – آمریکا بقول حضرت امام (ره) . 




کلمات کلیدی : آفتاب مهتاب، مهتاب فکر یا اندیشه، یادآوری عقل یا خرد، کرسی حافظه، انقلاب صنعتی یا رنسانس، شیطان بزرگ، انقلاب مشروط

خلیفه یا جانشین خدا

ارسال‌کننده : در : 96/4/16 12:23 صبح

خلیفه یا جانشین خدا :

بِسْمِ اللَّهِ ... ، الرَّحْمَنُ ، ... .

سلام علیکم .

شب جمعه هست و یادی کنم از گذشتگان ، خدا رحمت کنه همه ی رفتگانو (1) که دستشون از این دنیا کوتاه ، گفتم براتون که بابا بزرگ ، قمی تون ، نه تنها قرآنو تو بچگی بهمون یاد داد ، بلکه مثلا شبای جمعه ، علاوه بر سوره ی واقعه که هرشب بعد نماز مغرب و عشا وادارمون می کرد بخونیم ، سوره الرحمن رو هم می گفت بخونیم .

گفتم براتون که اونقد خونده بودم که دیگه حفظ ! شده بودم و قرآنو برا این باز می کردم جلوم که اون خدا بیامرز ببینه ، ولی از حفظ می خوندم .

زیرنویس :

1 - که در نوشته ی قبلی گفتم چیزی از این دنیا با خودشون نبردن ، یعنی بدنشونو ، البته بدن دنیایی ، نه مثلا بدنی رو که در خواب اینور و اونور میره ، بلکه هرچی رو که این دنیاییه ، بعبارت دقیق هرچه که بچشم ، گوش و اعضای حسی دیگه ی بدن میاد .

که قبلا گفتم این فرق داره با مثلا افتادن چشم به چیزی ، همینطور گوش و اعضای دیگه ی بدن ، چرا ؟

خب برا اینکه جانشین یا خلیفه ی حسی از حواس هستن ، خود حواسم همینطورن ، هرکدوم از اونا هم جانشین ما ! هستن ، البته مایی که اونارو می فرسته برا دیدن ، شنیدن و یا حسی دیگه .

خود اونم ! همون ما هم که گفتم ، مای حواس :

عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، ... .

مای جمعی یا قرآنی حواسم جانشین ماست ! چرا !؟

خب همونطور که در نوشته ی قبلی گفتم زمین گسترده از اونه که گفتم ، و بقول مثلا دانش نانو میشه مقیاسی از اونو هم دید ! بچشم ! یا شنید ، با گوش ، البته از عالم یا دانشمند نانو ، مابعد بدنم گسترده هست و ختم به مای جمعی یا قرآنی حواس نمیشه ! مثلا جمعی حواسم بیاد میاد ، با مای یادآورده .

البته پس از مایی که جمعی حواسو حفظ کرده ! یا مثلا بایگانی کرده ، که امروزه انقلاب صنعتی  یا رنسانس غرب ، اروپا و حتی جانشین امروزیشم که آمریکا باشه ! مدعی اینه ! یعنی انقلابیش میگه که دیدنیا ، شنیدنیا ، ووو حواسو حفظ می کنه ! با چی ؟ با همون که :

چرا مسیحی نیستم ؟

و :

هیچی هستم !

تو خودش ! تو هیچی ، تو صفر ، تهی یا خالی !

حالا حتی تو ایران و اونم ایران اسلامی و اونم شیعه ! طالب علم یا جوینده ی دانشش بمونه که در طلب یا جویندگیش خبر نداره که پیرو اونه ! بلکه عالم یا دانشمندشم شیعه یا پیرو اونم ! حتی تعلیم یا آموختن قرآن ! کتاب خدا !

در حالیکه گردآوری ، جمع آوری و خواندن قرآن کار حس نیست و کار قلب یا دله ! در ثانی کار قلب یا دلم که تنها کار ما نیست ! و یکی از کارای ماست ! و کار ما ختم به اون نیست ! بلکه ان شاءالله به سوره ی مائده که رسیدم گفته خواهد شد که اگه کار دلم ، ولو محفوظشم ، یادآوری نشه ، کارش ختم نشده ! چراکه وقتی دین کامل ، نعمت تمام و خدا راضی میشه که :

یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ  

فعلا بحث اینه که صرف نظر از حفظ "مثبت و منفی " قدیم و " منفی و مثبت " جدیدش ، محفوظ ، بایگانی شده و مثلا آرشیو که آرشیو فقط حواس نیست !

مگه اینکه علم یا دانش و معلوم یا دانسته شده عبارت باشه از محسوس ! و اونم مسموع از عالم یا دانشمند حسی ! که صرف نظر از اینم که بقول آقا باب دانش علیه السلام نفعی نداشته باشه ! (2) بازم اینکه از دهان عالم یا دانشمند حسی بیرون میاد یا نوشته اش بیانگر چیه !؟

... ، عَلَّمَهُ الْبَیانَ ، ... .

بعبارت دیگه خلیفه یا جانشین کیه !؟ جانشین دیده !؟ شنیده !؟ ووو !؟ آرشیو مثلا !؟

و برا چی !؟

خَلَقَ الْإِنْسَانَ ، ... .

مثل خودش !؟ صفر ، خالی و یا تهی !؟ همونکه :

هیچی هستم !؟

و مثلا :

مسیحی نیستم !؟

و پیرو یا شیعه ی اون !؟ و مثلا خلیفه یا جانشینش در ایران !؟ ایران اسلامی !؟ ... !؟

2 – علم دوتاس ، علم مسموع و ولو بگوش قلب یا دلم رسیده رسیده باشه ! نه دلبخواه شنیده شده و بهش گوش داده شده باشه ! یعنی مطبوع قلب یا دل ! مثل مطبوع مثلا چشم در افتادنش به چیزی ! برا دیدن .

و دومیشم علم مطبوع ، ولا ینفع المسموع اذا لم یکن المطبوع . 




کلمات کلیدی : انسان، خود خلیفه خوانی، ابوبکر بغدادی، داعش خدا بیامرز ! عراق و سوریه، موشک، سپاه پاسدارن، نیابتی

چرا فکر یا اندیشه ... !؟

ارسال‌کننده : در : 96/4/9 3:44 عصر

چرا فکر یا اندیشه ... !؟

با سلام و تبریک مجدد .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ، وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ ، ... .

چرا !؟

ذَلِکَ بِأَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ (1) وَأَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ (2) مِنْ رَبِّهِمْ کَذَلِکَ یضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ ، ... .

زیر نویس :

1 – من !؟

2 – در صحبحت های قبل از افطار آقای مکارم از تلویزیون گفته شد : حق یه طرفه نیست ، حتی میون :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... .

م که بقول بعضیا نباشه ! میون :

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ، الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... .

و :

... ، إِیاکَ (3) نَعْبُدُ وَ ... أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ.

در گفتگویی که بقول پیامبر صل الله علیه و اله وسلم ، بدون این گفتگونیست ، چه در فرادی ، و چه در امروزم ، و پیش از اونم در جماعت محلی ، چه رسه در حجّ ! و مای جهانی ! اونم حتی به تولیت عربستان "سعودی" ! چه رسه به امامتش !

که میگن ، منکه نرفتم و خدا قسمت کنه برم ببینم ! شورطه هاش جلوی سر به مهر گذاشتنو میگیرن !

کیا !؟ خب اونا ! که میگن رفتن دیگه !

کیا !؟

اونا !؟ مثل ما !؟ به جماعتم نه ! به جمعه هم !؟

3 - ... ، مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ ، ... .

که به اون میشه گفت : ایّاک ... .

حالا نعبدش بمونه !

چرا !؟

خب بقول آقای مکارم :"حقّ" شه دیگه ! همونطور که حقّ ما ، یعنی :"ن" ی نعبدم اونه دیگه !

حالا دوتایی عرشم که بمونه ! ولی کی ؟ جز :

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ؟

الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ؟

 مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ

اونم وقتی بقول آقا امیرالمومنین : مع کلّ شیئی !؟

خب بله ، لابمقارنه ! ولی آیا غیر کلّ شیئ هم بمزایله !؟ حتی در مع یا با خاک !؟ و اونم خاکی چون ما !؟

چرا ما !؟ میگم ، فعلان بقولی : بریم و برگردیم .

 

آخه سفره بازه و فقطم منتظرن که برم نهارو بخورم و جمعش کنند !




کلمات کلیدی : ما فکر می کنیم، من فکر می کنم

چرا نماز ... !؟

ارسال‌کننده : در : 96/4/9 1:59 عصر

چرا نماز ... !؟ (1)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ، ... ، لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یحْیی وَیمِیتُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ ، هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ ، هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یعْلَمُ مَا یلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یخْرُجُ مِنْهَا وَمَا ینْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَ (3) کُمْ أَینَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ، ... .

سلام علیکم ، نخستین جمعه ی سال نو مبارک .

اشاره :

گفتمان (5) :

بعد : ... ، قَالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ ... .

... ، وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ ... .

: چرا !؟

خب اون از خاکه !

: اون !؟ یا ما !؟ اونوقت تو چی !؟ ما !؟ و :"غیر" خاکی !؟ و بمزایله !؟

گولم زدی !؟ باشه گولشون می زنم !

: گولشون !؟ یا گولش !؟ "کلّ" شونو نمی تونی .

 

زیر نویس :

1 – در مباحث گذشته گفته شد ، به نقل از پاورقی های استاد شهید به اصول فلسفه و روش رئالیسم مرحوم علامه ، که مرحوم علامه در مورد قضیه ، که بازم به نقل از استاد شهید :"آقای خمینی" قضیه ی سالبه رو قضیه بحساب نمیارن ، یه نظریه ی جدید ، نو و بدیعی دارن .

مثلا اگه قضیه این باشه :

چرا نماز نه ؟

که سالبه ی :

چرا نماز آری ؟

بحساب بیاد ، بقول استاد شهید مثلا به نظر :"آقای بروجردی" .

نظر مرحوم علامه اینه :

چرا نماز ؟

و معنای اون اینه که در سالبه ی قضیه ی :

چرا نماز آری ؟

بعد "چرا نماز" آری گفته که نشه ، این عدم آری , نه پنداشته شده ، و این پندار معنی قضیه ی سالبه "هست ! " .

بعبارت ساده در قضیه ی "نماز" ، سالبه ی اون پنداری از عدم اونه .

ناگفته نمونه که این نظریه جدید ، نو و بدیع از قضیه ی سالبه ، نیاز به معنایی از :"پندار" داره که :"پنداری" نداشته باشه !

چراکه آنگاه :"نظریه ای جدید ، نو و بدیعی " پنداری خواهیم داشت .

که بعنوان مثال طبق نظریه حضرت امام (ره) : وقوع و لاوقوع نداره ، در حالیکه قضیه ی مثلا نماز :" وقوع و لاوقوع" داره ! و فقط عدمش نیست که وقوع و لاوقوع نداره ! بلکه بچه های اونم (2) ، مثلا پنداریشم وقوع و لاوقوع نداره ! بقول ایشون .

2 – مادر ، مادر قضیه نه ، مادرقضیه ی موجبه (و) سالبه .

3 – مع کل شیئی (و لاشیئی !؟ لاوقوع !؟) لا بمقارنه و غیر کل شیئی لا بمزایله (4) .

4 – پیام حضرت امام (1) به نخستین گنگره ی بنیاد نهج البلاغه : هان ای علما ، عرفا ، ... ، به منم بگین ، و فقط همینو بگین که اینو که فرزند وحی در تفسیر :"مع" گفته یعنی چی ؟

5 – اظهار نظرم به نوشته ای در قضیه ی گفتمان ، البته نه بعنوان گفتمان ! بلکه با عنوان ... 




کلمات کلیدی : ستاد انقلاب فرهنگی، نظریه ی طبیعی مجموعه ها، نظریه ی طبیعی قضایا، شورای انقلاب فرهنگی، برادر حسن رحیم پور ازغدی

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (4)

ارسال‌کننده : در : 96/2/3 8:10 عصر

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (4) :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، حم (1) ، ... .

سلام علیکم .

قدم فکر یا گام اندیشه :

... ، قل ... .

من وقتی ، مثل الان ، که دارم برات می نویسم ، یه حرفی می زنم ، گفتم (2) که نازله از منی مثل توست ، حالا می خواد برا پذیرش بعنوان مثال گوشت باشه ، که منم همین زمینه رو دارم ، یا حرف برا پذیرش چهار عضو دیگه ی زمینی تو باشه ، که گوینده هم مثل تو زمینه پذیرشو داره .

خب ، در این فرصت خدا دادی ، به هردو ، می خوام بگم که در پذیرش بالاتر از اعضای پیدای هردو هم همینطوره ، یعنی چنین نیست که یکی از طرفین مثلا یه فکری یا اندیشه ای داشته باشه برا یکی دیگه مثل خودش ، و اون یکی حتی از یکدهم اون فکر یا اندیشه هم برخوردار نباشه ! بلکه بقولی فاقد فکر یا اندیشه هم باشه ! اونوقت پذیرش فکر یا اندیشه رو هم داشته باشه !

و حتی همونطور که گفتم یکدهم ، یکصدم ووو ی حق پذیرش مثل پذیرش تو رو نداشته باشم ، چه با مثلا گوشی که عیانه ! و حاجت به بیان نداره که مثل تو دارمش ، و چه بالا ترشم ، که شامل شش خان پذیرش پنهان منم میشه ، منجمله خان فکر یا اندیشه .

تازه خدای :"رحمان رحیم" م آفریننده این دو رو زمینم باشه !

خب اذان مغربو به افق ما گفتن ! بمونه برا فرصت دیگه ان شاءالله .

زیرنویس :

1 - دومین :"حم" .

2 - پیش از ظهر .

بعد نوشت :

 

اذان به افق تهران بود ، گفتم چرا اذانشو از تلویزیون نشنیدم !؟ 

 




کلمات کلیدی :

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن

ارسال‌کننده : در : 84/9/14 11:11 عصر

سلام علیکم .

در  آیه ی  ( إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ )  که بعرض رسید  (فَکَّرَ )  به ( اندیشید ) ترجمه شده  ،  بعنوان مثال در ترجمه ای  از آقای محمد کاظم معزی  می توان دید که ( إِنَّهُ فَکَّرَ ... ) چنین  ترجمه شده : همانا او اندیشید ... .

حالا چه کسی  و داستانش از چه قرارست ؟  به آنهم خواهیم پرداخت ، فعلا مقصود همین است که او کاری کرده که نام این کارش در این آیه اندیشه گفته شده .

این مطلب را در ابتدا برای این عرض کردم که خواهیم دید که بجای اندیشیدن یا مثلا تفکر ، مثلا تعقل را هم بکار برده اند .

همین جا عرض کرده باشم که مقصود این نیست که چه کسی مثلا بکار برده ، بلکه  مسئله اینست که وقتی فکر می کنیم یا می اندیشیم ، چه می کنیم ؟

ویا وقتی هم که به دیگری می گوییم فکر کن یا بیندیش ، چه بکند ؟

در ابتدا شاید بفرمایید که ، اینکه روشن است !؟

ولی ... .

تابعد ، خدا نگهدار .      

 




کلمات کلیدی :

اندیشه در ‍قرآن

ارسال‌کننده : در : 84/8/23 7:10 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم .

انه فکر و قدر                      سوره ی مدثر




کلمات کلیدی :