سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

رَبَّنا پایانی

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/13 5:1 عصر

رَبَّنا پایانی :

وَبَعد ، امروزم مرخصی بدون حقوق داشتیم ، منتها بعد رفتن سرکار ، چراکه همون طبقه ای که ما می خواستیم کار کنیم ، کف سازا هم می خواستن کار کنن و یکی از ما می تونست کار کنه ، به صابکار که گفتم ، آخرش گفت که امروزم کار نکنیم ، خب برا اینکه در ترتیب کار کف سازی قبل از کار ماست ! تازه بعد سیمانکاری اونجاهاییم که قیرگونی یا ایزوگام بشه ، کار ما بعد قیرکار یا ایزوگامکاره !

حالا یه لیتر روغنی که ماشین کم داشت و پونزده لیتر بنزینی که زدیم و رفتیم سرکار و برگشتیم بمونه ! (1) ولی برگشتیم خونه نزدیک ظهر بود چی ؟ سرمایه (2) رو میگم ؟

... ، رَبَّنَا إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِیوْمٍ لَا رَیبَ فِیهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یخْلِفُ الْمِیعَادَ ، ... .

اینم بمونه ! :"به تعبیر معروف" جهنم و ضررم ! سرمایه ی اصلی چی !؟ اونم بمونه !؟ تا کی !؟ آیا به تعبیرمعروف تا قیامت !؟

آیا اونوقت به تعبیر معروف 180 درجه مابعد گوشی که اینو شنید ، یا چشمی که اینو خوند حس میشه !؟ البته بقول حسی ، که علم یا دانش عبارت باشه از حس ، و معبد (3) شم بهمین عنوان باشه ، و عبادت یا بازحسیم باشه چیزی علاوه بر حس نیست و بعبارت دیگه حس دومی نیست .

چه لم یلد ، که اولی زاییده ی دومیش باشه ، و چه لم یولد ، که دومیش زاییده ی اولی باشه ، و چه لم یکن له کفوا احد ، که هیچکدوم زاییده ی یکی دیگه نباشن ، کدوم اول و کدومم دومم ؟ نداشته باشن ، ربطیم بهم نداشته باشن مگه تو اسم ! یعنی به جفتشونم گفته بشه حس (4) !

یعنی حرف حسی و حسیونش این باشه که 180 درجه ای اونطرف چشم و گوش و اعضای حسی دیگه ی نه تنها خود و خودشون ، بلکه :"ما" تو یه کلمه عبارته از حس !

جون و مون ، عقل و مقل ووو ، منجمله عشق و مشقم که گفته بشه ، حالا :"طبقه ی " آخر همه !؟ یا طبقه ی بالای حس !؟ نامی از اسمای حسه ! حالا بقول استاد شهید مرتضی مطهری هم نمیگیمم حسی و حسیون ولا غیر حسم گفته باشه و باشن .

وگرنه بحث نقل مکان میکنه به 180 درجه ی بعد عضو حس ، یا حس عضو ! و مثلا بقول همون شبکه ی دویی که در رَبَّنای 2 گفت : "عاشقان ... " کلمه ی جامع حس جاشو میده به : عشق !

و بشرح ایضا : جون و مون ، عقل و مقل ووو ، ...

بعلاوه حس و مس ، عضو و مضو و چی !؟

خب 180بیرون میرون دیگه ! شهر مهر یا مدینه ... !

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .

زیرنویس :

1 - که هرچند سرمایه ای بکار رفته در ساخت ساختمون صابکار ماست ، ولی حتی در دستمزدی که صابکارمون به ما میده هم بحساب نمیاد ! حالا به تعبیر معروف ابر و باد و مه و خورشید و فلک بمونه در بساز بفروشی ایشونم نمیگم ! در سرمایه گذاری ایشون .

2 – سرمایه رو به پولم میشه گفت ، ولی فقط شامل پول نمیشه ، که به پولدار فقط گفت سرمایه داره ، همونطور که ثروت رو هم به فقط پولدار نمیشه گفت و بعدش مثلا به تعبیر معروف پرسید : علم بهتر است یا ثروت ؟!

3 -  تو سریال کره ای که تو رَبَّنای 2 گفتم ، دیشب گفته شد : معبد .

4 -  البته :"ما" که نه ! 180 ما ! 180 سیصد و شصت ما ! به تعبیر معروف !   




کلمات کلیدی : کلمه ی جامع ما، 360 ما، 180 ما

رَبَّنا 2

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/12 11:26 صبح

رَبَّنا 2 :

بعد از سلام مجدد اول امروزو تبریک بگم که در یکی از این مباحث :"در شهر یا مدینه" ای که دارم میگم گفتم خوشا بحال زمینیم که فرش زیر پای روندگان بسوی نماز جمعه هستن ، حالا بسوی بقولی مثلا عمارت (1) ؟ یا مثلا مصلی ؟ و یا مثلا مسجد جامع شهر ؟ و یا جماعاتش !؟ و یا ... ؟ (2) بمونه !

خدمات پس از فروش :

:"خدمات متقابل" :

... ، رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ، ... .

نه اینکه امروز جمعه هست ! روز رفتن مثلا عاشقا بسوی عمارتشونه ، یا بسوی ... ، بلکه امروز دومین روزیه که صابکار خودش گفت نریم سرکار ، حالا بمونه که مثل دفعه ی قبل ، که تو بحث :"نقطه ی بِ ی حس و بازحس" گفتم ، نرفتنمون مثل مرخصی بدون حقوقه ، البته مرخص کردنمون نه مرخصی گرفتنمون ، ولی با امروز میشه چن روز ؟ برا اینکه صابکارمون می خواست تا سیزدهم آذر کارایی بجر کاشی سرامیک ساختمونشو تموم کرده باشیم ، و گرنه حتی قرار داد کاشی و سرامیکم که باهاش بسته باشیمم دلیل دادنش بما نمیشه ! ولو اینکه این شرطم تو اون قرار داد نیومده باشه !

و اینم بمونه که ایندفعه مثل دفعه ی قبل نبود که پنج روز سرما و هوای زیر صفر مانع کار شده باشه ، بلکه کار آماده نبود ! آماده نبودنشم مثل یخ زدن تانکر آب نبود که ما بریم یخشو باز کنیم ! صرف نظر از اینکه کارایی نظیر اینم تو زمان کار بحساب بیاد یا نیاد ! مثل طرح نمای دیوار حیاط که صابکار اومده و گفت براش قابل قبول نیست و دوباره کاری کردیم ! و بماند که نه تنها طرح ! بلکه دیواری با ده پانزده سانت اختلاف بالاش با پایینش آیا براش قابل قبول بوده !؟ که دوباره کاری نشده ! یعنی تراز نشده ! در حالیکه طرح ما برا رفع ایراد دیوار مورد قبول ! ایشونم بود ! ولی زمان دوباره کاری چی ؟ بحساب میاد ؟

خب بله ، صرف نظر از مثلا نامگذاری امسال (3) طرح و نقشه ی کار دست صابکاره ، و دست ما بود که نه تنها عمارتی چند طبقه ، بلکه با این شکل و شمایل نمی ساختیم ! و مثلا آب ، برق ، گاز ووو ی طبقه ای از زمین طبقه ی دیگه ای عبور نمی دادیم که در صورت اتفاقی یا تغییر و تحولی حقی در زمین دیگری نداشته باشیم ! ووو ! حالا هی گفته بشه : سبک زندگی اسلامی ایرانی !

زیرنویس :

1 - در سریالی کره ای که شبکه ی نمایش تلویزیون باز پخششو داره و توش حرف از آرمانیه ، آرمان اتحاد سه قلمرو ، و عمارتی که برای اتحاد یکی از این سه قلمرو آخرش ساخته شد ، در بازپخش دیشبش ، که معمولا همزمان با خوردن شامه ماست ، بعد اومدن از سر کار و ... ، که تو سریال فقط حرف ازش زده شده و اونم حرف از ساختش و تحت عنوان عمارت .

2 – مثلا بقول شبکه ی دوی سیمای جمهوری اسلامی ایران مثلا محل اتحاد :"عاشقان" ، که امروزم اول صبحی که تلویزونو روشن کردم و رو کانال دو بود داشت نشون میداد و می گفت که عاشقا به آن سو میرن .  

3 – سال اقتصاد مقاومتی ، یعنی مثلا در همین طرح ساخت عمارت ، یا ... هم ، که با تکیه به نیروی داخلی باشه ! یعنی دست اندر کار داخلی ! نه فقط مثلا کارفرما ! اونم با طرحهای بیرونی یا خارجی و یا ... ! یا مثلا سرمایه دار (4) و مقصودم نه حتی حس دار ! بلکه مثلا پولدار !

4 – شنیدین یا خوندین که بجای مثلا ... ، یه سرمایه دار انتخاب شده برای رییس جمهوری ایالات متحده ! ی آمریکا ! ولو برا ریاست به یه نفرم ! حالا اونم سرمایه دار !؟ یا ... !؟ بمونه ! ولو در عمارتی بنام خانه !  




کلمات کلیدی :

رَبَّنا

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/10 10:25 عصر

رَبَّنا :

سلام علیکم

اول ما ربیع رو تبریک بگم ، البته بعد پشت سر گذاشتن اربعین و دهه ی آخر ماه صفر ، که در بیست هشتم آن اگه گفته بشه آخرین پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم رحلت کرده یا از دنیا رفته ، و یکیم در محرومیت بشر از پیامآوری از طرف خدا دست نداشته ، ولی امام دوم علیه السلام در چنین روزی به شهادت رسیده .

چنین نیست که زر و زور و تزویر اموی در چنین روزی فقط شیعه رو از کریم اهل بیت علیه السلام محروم کرده ، همچنین عباسیان در روز آخر ماه صفر بازم فقط پیروان امام هشتم علیه السلامو از اون حضرت !

چراکه بعنوان مثال در تاریخ نقله که مامون خلیفه ی عباسی علما یا دانشمندا رو از اقصا نقاط میاورد و جلسه ی علمی ترتیب می داد ، هرچند در تاریخ نقل نشده که یه بارم  بخواسته ی خودش رسیده باشه ! که اینم بی تاثیر نبوده در مسموم کردن آقا عالم ال محمد علیه السلام .  

قبلا گفتم ، در اینجا ، که در دوران همین عباسیان بوده که دارالترجمه تاسیس شده ، و نه تنها مسلمانها ، بلکه شیعیان حتی دوازده امامیم  رویکردی به کتب ترجمه شده داشته ان ، در کتابی که نمی خوام نام ببرم ، فقط همینقد بگم که در کتابی حوزوی ، بعبارت دیگه در کتابی مدرسه ای و مدرسه ی ویژه ی علوم دینی ، دیدم که آیه ، روایت و حدیثم آورده شده برا واجب بودن طلب علم یادانش موضوع آن کتاب که از جمله ی برگزدون شده ها تو همون دارالترجمه ها ست ، در همان ایامی که یکی بعد دیگری از امامان به شهادت میرسیدن .

امروزه چطور !؟

... ، إِنَّ اللَّهَ لَا یخْفَى عَلَیهِ شَیءٌ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ ، ... .

حالا کاری به این ندارم که آیا بازم فقط این شیعه هست که محروم از حضور که نه ، از ظهور امامه ؟ و اینکه محروم کننده مثلا یزید زمانه ؟

ولی مگه مثلا قال الباقر ، صادق و رضا گویی در اون زمان رویکردی به آثار یونان باستان ترجمه شده نداشته !؟ و فقط مثل منور الفکر ، روشنفکر و مثلا تجدد طلب و غرب گرای امروزی دنبال ترجمه بودن !؟

مگه فقط عباسیان ، مروانیان ، امویان و مانندشانم آنروزا در به شهادت رساندن و غیبت امام دست داشتن !؟

آیا امروزه گفته نمیشه که غرب علم و دانششو تحریم کرده !؟

آیا پرسیده میشه که کدوم علم یا کدوم دانش !؟ دانش حسی ؟ یا قلبی ؟ و یا عقلی ؟! وقتی مثل زمان عباسیان هنوزم برا  نه تنها دانش آموز دبستان و دبیرستان نظام آموزشی ، و دانشجو ی آموزش عالیم ، بلکه برا طلبه ی حوزه یا مدارس ویژه علوم دینیم مثل یونان باستان ، غرب امروزم حرف داره ! که حالا من کاری به خودش ندارم ! ولی میشه بگه مخاطبشم براش مخفی نیست !؟  

یعنی اینکه حرفی رو که برا مخاطبش داره ، آیا برا گوش مخاطبش داره و نهایتشم شنوایی اون !؟ یا مثل گوش که زمینه ی شنیدنه ، آیا شنواییم زمینه ی ؟

... ، هُوَ الَّذِی یصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحَامِ کَیفَ یشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ، ... .

یا محل تخم گذاری و زاد و ولد علمش فقط مثلا گوشه ؟ البته  گفتن که بر کرسی حافظه تکیه زده و بر اونم حکومت می کنه !؟ و زاد و ولدی نداره مخاطبش جز :"صفریک" جدید همون :" مثبت و منفی" باستانیش ! ولی بقول مثلا کیم بری در فیلم تسویه حساب : گفتن !

... ، هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ، ... .

و میگن که شبیه خودشم ساخته ! البته برا مخاطبش ! تا در دسترسش باشه ! ولی میگن ! برا کی !؟ برا اونی که بعد گوش دادن به گفته ، شنیدشو داره ! حتی شبیه اونم حافظه نداره ، چه رسه به بازحس شنیدش ! اونوقت نه تنها مسلمون ! بلکه لبیک یا رضا گو هم هست ! که گفتم در مبحث "زیارت کربلای بیرونی" یعنی منتظرم هست ! 

شب بخیر . 




کلمات کلیدی :

مخاطب حرف

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/7 10:30 عصر

مخاطب حرف :

سلام علیکم

... سْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ، نَزَّلَ عَلَیکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَینَ یدَیهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ ، مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ ... .

اول تسلیت بگم ایام رحلت پیامبر صل الله علیه و اله و سلم ، شهادت امام حسن علیه السلام و شهادت امام علی ثالث علیه السلامو ، بعد هم اینکه در نوشته ی قبلی نقل قولی داشتم از امام چهارم علیه السلام به این صورت که درون گردشگاه هر بیرونی قرار داده نشه .

خب به تعبیر معروف کدوم گردشگر برگ عبور یا گذرنامه داره !؟ حالا اقامت نامه بمونه !

البته هرچند این پرسش اختصاص به حرف و نوشته ی اونم بعنوان یه حرف نداره ، ولی در مورد حرف گوینده ی اون دو چیزو پیش از اینکه بخواد یکی رو مخاطب قرار بده پذیرفته ، یکی گوش و حس شنوایی مخاطبشو ، و یکیم همزبون بودنشو .

البته در آموزش زبان ، مثل وقتی که مادر به کودکش داره زبونشو یاد میده ، شاید گفته بشه که بچه هنوز زبون باز نکرده به زبان مادری ، ولی مقصود از همزبونی فقط زبان مادری نیست ، بعلاوه آموزش زبان توسط مادرم مثل دیگر آموزش زبانهاس ، فرقش اینه که مادر مثلا آب رو نشون میده و میگه : "آب" ، و در دیگر آموزشهای زبان ، همین آب مادری به مثلا :"سو" بقول ما ترکا برگردوننده میشه .

... وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ ... .

و یه چیزی رم بعد حرفش ، گوینده پذیرفته ، اونم اینکه مخاطبش سبک سنگین می کنه حرفشو ، حالا با چی ؟ خب با ترازوی خودش دیگه ! یعنی حرف خودش دیگه ! حتی اگه گوینده مادر باشه ! و ... .

ناگفته نمونه که گوینده لازم نیست مورد سومو بعد از حرفش بپذیره ، همینطور به ترتیب حس شنوایی مخاطبو و بعدش همزبونیشو ، همینطور مخاطبم ، ولی نه تنها مانعی نداره ، بلکه چه بهتر که مخاطب دم مرز به دارنده ی این سه نه تنها اجازه ی گردشگری بده ، بلکه هرکجا هم که بخواد اقامت بده ، حالا مثلا میگه حس ؟ حس ، میگه دل یا قلب ، دل یا قلب ، میگه ...

 

شب بخیر . 




کلمات کلیدی :

درون و بیرون متناظر

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/5 11:53 عصر

درون و بیرون متناظر (زیرنویس) :

سلام علیکم

بِ ... ، اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ (3) ، ... .

در نوشته ی قبلی حرف از رصد بیرون بود و خب رصد کننده که رصد شده نمی تونست باشه ! حالا این پرسش پیش میاد که درونم رصد کردنیه ؟ و ناظز بر چی ؟ آیا ناظرش خودشه ؟ یا ناظر به بیرون ، مثل رصد بیرون ناظر بر درون ، رصد درون ناظر به بیرونم می تونه باشه ؟

خصوصا وقتی که به تعبیر معروف حرف از شبیه سازیه ! همینطور بقول معروف اسوه یا الگو قرار دادن ، ووو ، که من فعلا با ساخت بیرون و درون کار دارم ، اگر یه طرفه نباشه و همونطور که عنوان شده متناظر باشن .

چراکه وقتی مثلا بقول مرحوم علامه بعنوان مثال چشم بگردش (4) درمیاد ، و بعنوان مثال به یه سیاهی ، یا یه سفیدی میفته ، می تونه به یه ساختمونم بیفته و ساخت اونو در ساخت و سازش الگو کنه .

می تونه به یه آدمم بیفته ، یا به نوشته ی اون و گفته ی اونو بشه سرمشق حس و بعنوان مثال بینایی ، بعبارت دیگه درونی ناظر بر بیرون ، یا شبیهش .

خب چه مانعی داره !؟ چراکه تا وقتی که درون دستبکاره ! مثلا در اسوه یا الگو و سرمشق قرار دادن ، حتی اگه درونم عبازت از حس باشه ! یعنی تا حسی بکاره ، هنوز ناظر بر درونه بیرون ، چه رسه به درونی علاوه بر حسم ! اونم ناظر بر اون بیرونی ناظر بر حس .

پس گفته یا نوشته ی نه فقط حسی و حسیون ، بلکه هر گفته یا نوشته ای که ناظر به درون باشه ، درون ناظر بر بیرونم مانعی نداره ، چراکه چی چی ناظر بر بیرون ؟ آیا بعنوان مثال چشم بی پرتوی در نقطه ی صفرمرزیش با پرتو سیاهه ی حتی حسی و حسیون !؟ چه رسه به تابشی علاوه بر حس !

بله ، درونم مثلا بیرون می تونه گردشگاه باشه و هست ، ولی آقا امام علی ثانی علیه السلام به تعبیر من می فرماید ! (5) گردشگاه هر بیرونی قرار داده نشود . 

حالا نمیگم تو خوابم نه ، ولی تو بیداری چی ؟ 

شب بخیر . 

زیرنویس :

مثل تقابل ، ناظر (2) برهم .

2 –  نوشته ی قبلی "زیارت کزبلای بیرونی" .

3 –  این آیه مشابه ابتدای آیه ی :

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یعْلَمُ مَا بَینَ أَیدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یحِیطُونَ بِشَیءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا یئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِی الْعَظِیمُ

هست .  

4 – اونم در این عصر که لازم نیست بری بیرون و پیاده یا سواره و حتی امروزه سوار ماشین ، قطار و کشتی و هواپیما بشی و مثلا بری یه جای ، کافیه یه مثلا رایانه داشته باشی و اونم وصل به ایتنرنت .

5 – بله ! فرمایش ناخوانده و نوشته اش هم به گوش و چشم می رسه و حس میشه ، ولی جولانگاهش تا کجاس ؟ اونم برا درونی زنده و برپا ؟




کلمات کلیدی :

زیارت کربلای بیرونی :

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/5 12:28 عصر

زیارت کربلای بیرونی :

سلام علیکم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یسْأَلُونَکَ ؟ ... .

ضمن عرض تبریک بمناسبت امروز ، و خوشا بحال جماعتی که بسوی نماز جمعه قدم برمی دارن و حتی زمینم که در زیر پایشان فرش شده ، چه رسه به خدمتگذاری که در این مسیر ، چه رفت و چه برگشت ، هرخدمتی به آنان بکنن ، بازم تا یادم نرفته یه تبریک دیگه هم بگم ، بلکه دوتا !

در خبراست ، یعنی هنوز ابعادش خبر نشده ، که عده ای در بازگشت از کربلا بدرجه ی شهادت رسیده ان ، ولی در تصادف قطاری که در خبر اومده از :"تبریز" بوده ، گویا یکیم نبوده ، که مقصدش مشهد آقا عالم ال محمد علیه السلام بوده باشه ! شایدم برا اینکه مسئو لیتشو  یکی به شکل و شمایل مثلا داعش مدعی نشده ! حالا بمونه که همینمون مونده که مانند داعشم در ایران زیارت کنیم ! اونم تو این هفته و هفته ی بسیج ! دیگه چی !؟

... قُلِ ... لِلَّهِ وَالرَّسُولِ ... .

رصد (زیرنویس) مشهد بیرونی :

گردشگری :

دیروز تو برنامه ی سمت خدا ، مهمون برنامه یکی از سوقاتیای اربعین امسالشو گفتن ، البته به پیروی از :"حداکثری" ، که در راهپیمایی امسال بودن یکیم که برا اولین باز نماز می خوند ، من می خوام حداکثری ترشو بگم ، همینا ، یعنی اونا هم که رصد میکردن راهپیمایی و حتی اگه تو راهپیماییم  اونیم که برا گردشگری اومده بود ، و یکیشونم تو همین کاری که بحساب خودشون واریز کردن ، دستاورد گردشگریشم شهادت باشه .

درستکه ، قبلنم اینو در اینجا گفتم ، منتها به مناسبت بحث میگم ، گردشگر مشهد هشتمیم (2) نداریم که رصدگر دوازدهمیش نباشه ، در حالیکه نه تنها رصدگر سومی ، بلکه هفت خوانیم (3) داریم که گردشگر مشهدم نباشه .

ناظر (4) بر درون :

یه چیزم بگم و بمونه برا فرصت دیگه ان شاءالله ، اونم اینکه رصد بیرون ناظر بر چیه ؟ جز بر درون ؟ یعنی رصدکننده چیرو داره رصد می کنه ؟ آیا مثلا بقول مرحوم علامه بعنوان مثال چشش (5) افتاده به سیاهی یا یه سفیدی در بیرون ؟ که بره ببینه چه خبره بیرون ؟

خب چی گفتم !؟ هیچی ! خوشا بحال قطاری که به مشهد میره و مسافرشم حتی گردشگری باشه ، و با اینکه در امن و امانم از اونیم هست که مثلا به شکل داعشه ، ولی به درجه ی تصادف نائل میشه !

چه رسه به بعنوان مثال به چشمی که مسافرش حتی حس بینایی باشه و ...  

اونم در دهه ی آخر ماه صفر ! و بعد اربعین !

حالا بمونه چشمی که فرستاده ی حتی حسی باشه !

زیرنویس :

سخنرانی اخیر مقام معظم رهبری در دیداری به مناسب این هفته !

2 – امام هشتم علیه السلام .

3 – هفت امامی .

4 – زیر نویس .

5 – السلام علیک یا مسلم ابن عقیل علیه السلام . 




کلمات کلیدی :

در شهر یا مدینه ی پایانی

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/4 10:17 عصر

در شهر یا مدینه ی پایانی :

پیش از ادامه ی بحث بازم سلام

... من : خب منم مثل شما حس نمی کنم ، نه حس شما رو و نه همینطور فکرتونو ، که اختصاص به من نداره .  

مگه اینکه برام به زبون بیارین ، آیا حضرت علی علیه السلام فرموده مرد زیر زبونشه ؟ یا مقصود صاحب حرفه ؟ چه آقا و چه خانوم . 

یا اینکه با کاری که هرکدومم از ایندو هم می کنن ، نه تنها حس بلکه فکرشم خونده بشه .

در ثانی چراکه نه ؟ شما هم مثل ، اصلا مثل :

کربلا در کربلا می موند اگه حضرت زینب سلام الله نبوده . 

علم و دانشم در آدم می موند اگه یکی نبود ، اینکه حضرت باقر علیه السلامم فرموده اگه یکی بود همه دانشها رو از کلمه ی صمد براش می شکافتم ، خب ناظر به یه ظرف بوده و شزط و شروط دیگه ای رو نذاشتن که مثلا اون یکی حکما ظرف آقا باشه یا خانم .

خب چی داشتم می گفتم ؟

می گفتم من فکر می کنم بدونم چیکار کنیم :

... ، ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیبَ فِیهِ ... .

والسلام ، شب بخیر .  

------------------------ 

آخرین ویرایش جمعه پنجم آذر هزار و سیصد و نود و پنج هجری شمسی . 




کلمات کلیدی :

در شهر یا مدینه ی 2

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/4 11:38 صبح

در شهر یا مدینه ی 2 :

با عرض ادب و سلام مجدد

گفتم حالا که سرکار نرفتیم بحث یا کاوشو پیگیر باشم .

... عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ... یا آدَمُ اسْکُنْ ... .

... من : من فکر ...

... من : من حس نمی کنم !

میشه بفرمایی یعنی چی ؟

خب ... من : یعنی من می دونم دیگه !

خب ... من : اونوقت من چی ؟ منم می دونم ؟ یعنی فکر ... ؟

مرتبط :

یکی دو نظر داده شده به مرتبط قبلی .  




کلمات کلیدی :

در شهر یا مدینه

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/4 10:8 صبح

در شهر یا مدینه :

سلام علیکم 

بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین .

بازم شکر خدا فرصتی شد و بازم با جند بار خاموش روشن کردن مانیتور رایانه ، همون کامپییوترو روشن کردم ، آخه صبح که داداش محمد برا خونه ی ما هم نون گرفته بود ، نونارو که دم در می داد گفت چیکار کنیم ؟ گفتم هوا چطوره ؟ گفت نمیشه بیرون کارکرد ، گفتم باشه فردا میریم .

داستان شهر :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ ... .

در شهرم ، که در بحث قبلی گفتم بحثش جداس ، برا مثل من ، مثل داستان منه ، یعنی همچین نیست که بنیانگذارش من باشم ، و به تعبیر معروف بیرون از من یه جای بایری باشه و من برم اونجا ساخت و سازی راه بیندازم و اونم برا نه فقط خودم ، بلکه برا یکی مثل خودمم .

که نخستین مسئله و پرسشم اینه که چرا من ؟ آیا برا اینکه من حق تقدم دارم ؟ یا ... ؟ مثلا چون کاشف اونم !؟ ولو اینکه بومیم داشته باشه اونجا !؟ ووو ؟

اصلا بابا من میخوام بیرون از منو آباد کنم ! نه اینم که خرابه ! حالا خرابش کرده یکی مثل منم نه ! آبادی رو آبادتر کنم !؟ چرا نه ؟

خب آقای من ! چه میشه بفرمایین چه جوری ؟

آیا همون جوری که منو آباد کردی !؟

خب خانم من ! چیکار کنیم ؟ کاریم به منت ندارم ! تو بگو چیکار کنیم ؟

... 

مرتبظ : 

وبلاگ سلمان علی علیه السلام نوشته ی 




کلمات کلیدی :

نقطه ی بِ ... (پایانی)

ارسال‌کننده : خانواده ی همکار در : 95/9/3 8:22 عصر

نقطه ی بِ ... (پایانی) :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ( سوره ی روم ، سور مکی ، قرآن عظیم ، کتاب خدا ) ، ... .

بعد نماز مغرب ، که حس خستگی نمی کردم و خواب آلودم نبودم ، گفتم رایانه یعنی همون کامپیوترو روشن کنم ، خب با رایانه ی خاموش که نمی تونستم حرف بزنم .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ا ( کتاب خدا ، قرآن عظیم ، سور مکی ، سوره ی عنکبوت) ... .

حتی یه حرف از این حرفا رو هم .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَیلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ ، ... .

رایانه روشن شد ، ولی اینجا روشن نمیشد ، گفتم به رایانه بگم تا اینجا بیاد ، یعنی ، نه فقط بقول حسی و حسیون ، بلکه بقول معروف یا شناخته شده ی همه تو رایانه ذخیره کنم و بعد بقول حسی و حسیون در اینجا گفته بشه .

چی رو ؟ خب همینو که دارم میگم دیگه ! که موقتا دادم به رایانه دیگه ! و اون نگیر داشته بود دیگه !

کجا ؟ خب در به تعبیر معروف نقطه ی صفر مرزی تحویل و تحول حرفی که بهش داده بودم دیگه !

یا بقول معروف حافظه دیگه ، همونجایی که پایانه ی حرف حسی و حسیونم به منه دیگه ، همینطور حرف غیر مکتب حسیم به منه دیگه ، حتی حرف خدا هم ، چه رسه فرشته ی وحیش و پیامبرشم  و به نقل از پیامبرشم به من .

البته نه خاموشش ! چه پیش از حرفی که در اونجا رد و بدل بشه ، و چه پس از گفتگویی که در مبحثی تحت همین عنوان گفتم که یه طرف نیست و متقابله ، نه اینکه نه تنها حسی و حسیون ، بلکه هر صاحب حرفی حرفش حتی حفط حرفش نزد من نباشه ، چه رسه به باز حسش بقول حسی و حسیون ! یا یادکردی بقول دیگری .

البته در من ! بیرون ، مثلا در شهر یا مدینه بحثش جداس .

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته . 




کلمات کلیدی :

   1   2      >