سفارش تبلیغ
صبا

اندیشه هراسی (3) و (4) :

ارسال‌کننده : در : 96/6/28 10:30 عصر

اندیشه هراسی (3) و (4) :

سلام علیکم ، شب بخیر .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَینَ یدَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ، ... ، إِنَّ اللَّهَ یعْلَمُ غَیبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ ؟ ... ، ... وَاللَّهُ مَوْلَاکُمْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ ، ... .

خب امروز خانه بودم خبر بیست شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی ایران را نگاه می کردم که در خبر اجلاسی وزیر نفت گفت از دانشگاه ! (1) :"یه" چیز می خوایم ، حالا کاری ندارم که بعدش گفت چیزای دیگه :"فرعی" و اینم که اونا :" انحرافی" هست !

چراکه :"یک" یعنی چه !؟ آیا مثلا اصلی و در مقابل فرعی !؟ و آنهم فرعی ها ! و مثلا بقول علم یا دانش ریاضی دانشگاهها :"دستکم" دو فرعی !؟ و هیچکدام این دو هم مولا یا حاکم بر دیگری نباشه !؟

چراکه گویا آن یک چیز مورد نیاز آقای وزیر (2) هم مولا یا حاکم بر چیزای دیگش ، که گویا آنها را از دانشگاه نمی خواهد نیست ! که دانشگاهها بهش فکر کنند یا بیندیشند !

خب این یعنی چی ؟ جز اینکه آقای وزیر (3) به ما بفرمایند یک یعنی چی !؟ و بماند یک یک فرعی های ایشان ! حالا بقول دانش ریاضی دانشگاهها : دو ، سه ، چهار ووو ش بماند ! و بقولی :"إن" (4) تای آنها هم ! حالا :"یه" إن !؟ یا فرعیاتی هم داره !؟ و انحرافیش هم بماند !

خب ، در مباحث فبلی به نقل از مرحوم علامه (5) به مناسبتهایی گفتم که فرمایش ایشان که دارند :

برای نخستین بار که چشم ما به اندام جهان خارج افتاد و ... .

البته چشم را بعنوان مثال فرموده اند ، گوش و اعضای دیگر بدن هم همینطور است .

این گفته با اینکه بعنوان مثال از شبکه ی چهار سیمای جمهوری اسلامی ایران بگوش رسید فرق دارد .

حالا بقول استاد شهید که در قسمت دوم این بحث بازم یادآور شدم ، زاینده و ... شان ، زاینده و ... ی ایندو بماند !

چراکه دانشگاه گوش بدهد به این حرف آقای وزیر ؟ یا به حرف آقای وزیر گوش بدهد دانشگاه !؟ حالا مثلا حوزه خودش می داند ! ولی ما چی !؟

یعنی بعنوان مثال من گوش بدهم به این درخواست ؟ و من مثلا دانشجو !؟ مثل افتادن چشم بقول مرحوم علامه ؟ یا این درخواست به گوش من رسید !؟

مثل همان که بنا بر آن ، یعنی حسب الامر آن ، بفرمان آن ، به مولوی یا بحکم آن مرحوم علامه فرموده :

چشم افتاد

ولی وقتی آن بعنوان مثال بگوششان رسید ، یا در اثر (6) ی بچشمشان رسید ، حس کردن ؟ و ... !

نه اینکه بحکم حس ، و بعنوان مثال حس بینایی چشمشان افتاد ؟ و بقول مولا که گفتم :

... ، الحواس ائمة الاعضاء .

که فرق دارد با این که :

الحواس ائمة الحواس ، ... .

چراکه مولا فرموده :

... ، القلوب ائمة الحواس ، ... .

هم در نزولی و هم در صعودی .

یعنی در خواست آقای وزیر ، پس از رسیدن به مثلا گوش ، حس شنوایی ، تازه میرسد به قلب یا دل دانشگاه ! البته اگر این فرمایش مولا هم در تاریخ علم یا دانش دانشگاه آمده باشد ! و تازه بقول فیلسوف ، فیزکدان و ریاضی دان (7) نویسنده ی کتاب :"چرا مسیحی نیستم ؟" حرف علمی هم بحساب نیاید !

و این فرق دارد با اینکه دانشگاه بحکم قلب یا دلش مثلا بخواهد بشنود و گوش بدهد به درخواستی که ازش می شود ! ولو اینکه درخواست هم درخواست آقای وزیر (8) باشد ، مگر اینکه ایشان منتخب خودش ، یعنی تا اینجا دلخواه خودش باشد ، چراکه :

... ائمة القلوب ، ... .

مولا علی علیه السلام فرموده ، هم در نزول ، و حتی نزول عضو حسی ، مثل همن افتادن چشم بقول مرحوم علامه ، و هم در صعود و بقول قرآن :

یقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِکَةُ

که با :

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ

فرق دارد .

راستی از برمه یا میانمار خبر تازه ای بگوش رسیده ؟ که بهش گوش نداده باشه !؟ حس شنوایی رو میگم ؟ حالا بحکم قلب یا دل بمونه !

زیرنویس :

1 – راستی چرا آقای وزیر این درخواست را از دانشگاه دارد !؟ از حوزه در خواست ندارد !؟ و حوزه چرا صدایش در نمی آید !؟ آیا بقول مثلا نویسنده کتاب :"چرا مسیحی نیستم ؟" حوزه حرف علمی نداره !؟

یا همانطور که در گذشته به نقل از مرحوم علامه محمد تقی جعفری گفتم آنچه که مثلا در مدینه ی پیامبر گفته ، و در کوفه خلیفه ی چهارم گفته در تاریخ علم جایی ندارد !؟ و حرف علمی مثلا در یونان باستان زده شده !؟ و در غرب بعد انقلاب صنعتی یا رنسانسش !؟

2 – وزیر نفت دولت جمهوری اسلامی ایران ! ایران ولایی ولایت فقیهی !

مگر اینکه خواسته ی آقای وزیر خواسته ی دولت ، و در نهایتم ولی فقیه نباشد ! و برای خودش :"یه" خواسته ای باشد ، آنهم مثلا اصلی ! حالا انحرافیش هم بماند !

یا بقول :"مردم سالاری دینی" خواسته ی مردم نباشد ! یعنی مولا یا حاکم مردم نباشند ! که از مثلا دانشگاه این خواسته را داشته باشند !

یعنی حرف آقای وزیر حرف مولایشان یا حاکمشان نباشد ! و حسب الامر ایشانم خب دانشگاهها هم بفکر یا اندیشه ی خواسته ی ایشانم حسب الامر یا بفرمان مولا یا حاکمشان فکر نکنند ! یا نیندیشند ! و همانطور که گفتم در تاریخ علم یا دانشم نیامده باشد که مولا علی علیه السلام فرموده باشند :

العقول ائمة الافکار ، ... .

حتی صعودی آنرا هم :

... ، العقول ائمة الافکار .

3 – زیرنویس 2

4 – بی نهایت ! نه یکی ، دوتا ووو ! و بقول علم یا دانش ریاضی دانشگاهها بیشتر از یک ، دو ووو !

5 – که در اثر ، البته بدون استثناء خوب ! اصول فلسفه و روش رئالیسم ، در بحث :"پیدایش کثرت در ادراکات و علم های حصولی" ، مثل همین مثلا اصل و فرع ، و بقول علم و دانش دانشگاهها دستکم دو تا !

6 – از آثار علمی ، که در تاریخ علم یا دانش آمده ! مثل منطق ارسطویی که بگوش یا چشم ایشان رسیده ! و از پیروان آن هستند ! و این فرق دارد که چشمشان به آن افتاده باشد ! بحکم حس بینایی ، و حسم بحکم قلب یا دل ، و ... .

7 – بقول کتب درسی تهیه شده برای آموزش و پرورش آموزش عالی یا دانشگاه ! بحکم دانشگاه دبیرستان و ... ! مثلا وزیری که در غرب و مثلا آمریکا تحصیل کرده ، یا در مانند آنهم حتی در جمهوری اسلامی ایران !

8 – زیر نویس 3




کلمات کلیدی :

شب اندیشه

ارسال‌کننده : در : 96/6/17 11:15 عصر

شب اندیشه :

... ، مالک یوم الدین (1) ، ... .

سلام علیکم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ ... .

در این دقایق و ساعت های آخر هفته (2) ، ضمن عرض تبریک بمناسبت شب عید غدیر (3) ، اول امیدوارم که هفته ی خوبی رو پشت سر گذاشته باشیم و هفته ی بهتریم به مبارکی پیش رو داشته باشیم ان شاءالله تعالی .

و در ثانی ... :

زیرنویس :

1 – دینی هم که همچون فردا روزی هم یوم یا روز آن هم هست ، دین اکمل ، با اتمام نعمت و رضایت خدا به آن بعنوان دین ، خلاصه آخر دین ، آخر روز دین ! بعبارت دیگه آخرالزمان دین ! که شب نداره ! و فرمود :

... یوم الدین ، ... .

و آغاز :

ایاک نعبد ( نه اعبد ) و ایاک ... .

بعبارت دیگه روز :

ایاک نعبد (نه اعبد) و ایاک ... .

2 – آخر هفته مثل آخر روز ، مثل همین جمعه شب ، بعبارت دیگه هفته شب ، که با شب هفته فرق داره ، مثل شب اول هفته که با فردا شب فرق داره .

ناگفته نمونه که ساعت ، دقیقه ، ثانیه ووو ی اونم هینطوره و مثلا ساعت آخر با آخر ساعت فرق داره ، حالا بقول علم یا دانش نانو ، مقیاس هرچه هم کوچکتر باشه ، یا بقول مولی باقرالعلوم ال محمد علیه السلام : بزرگتر !

که بقول استاد شهید مرتضی مطهری در یکی از آثار بدون استثناء خوبشان ، در آشنایی با قرآن ، فرمود : خدا لعنت کنه اونایی رو که بزرگترین آیه ی قرآنو ازش حذف کردن ، و مقصود از بزرگترین هم ، بقول مثلا علم یا دانش نانو ، آیه ی دَین در سوره ی بقره نیست ! بلکه بقول مولی علی علیه السلام خلاصه ی سبع من المثانی هست ، که خلاصه ی قرآن عظیم هست ، حالا نقطه ی نانو ! تر  یا بزرگتر از آنهم بماند ! نقطه ی آغاز را عرض می کنم ! آغاز دین را عرض می کنم ! و از جمله آغاز علم یا دانش را هم ! مگر اینکه بقول مثلا نویسنده ی کتاب :

چرا مسیحی نیستم ؟

دین علمی هم نباشه ! حالا مقصود از علم یا دانش یعنی چی !؟ بماند ! ولو اینکه گفته شود مقصود مقصود حسی است و دین حسی نیست ! بلکه حرف این باشه که : حس دینی نیست ! یا بقول علما یا دانشمندان حسی : علم یا دانش دینی نیست !

3 – خب شب عید غدیر هم همانطور که گفته شد ، با مثلا فردا شب فرق داره ! فردا شب مثل امشب است که دارد ساعت ، دقیقه و ثانیه هایش پشت گذاشه می شود و روزی را پیش رو دارد .

بحثی که در این زمان دارم مطرح می کنم اینست که ، درستکه فردا شب دارد ، حتی اگر فردا آخرین روز باشد ، ولی آیا روز غدیر هم شب دارد !؟ و صاحب چنین روزی ، مثل صاحب روز قبلش (4) ، صاحب زمان بعدش را گفته !؟

که امشب شب فرصت اندیشه به آن را داریم !؟ در این زمان !؟ حالا یه ساعت ؟ یه دقیقه ؟ یه ثانیه ؟ و یا یه ... ؟

داریم یعنی بقول طلبه ها :"بر وزن"

... نَعْبُد وَ نَسْتَعِین ،إهْدِنَا ... ، صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ ... .

و همانطور که گفتم :

نه اعبد و .... ، و نه حتی ولی و مولای یکی دیگر بودن ! در حالیکه عبودیت کی !؟

بلکه مثلا خانوادگی ، البته پیش از آن مثلا با جمعی یا قرآنی اعضای حسی بدن ، حالا جمعی حواس پنجگانه ی آن بماند ! و شب حواس ! چه رسد به حواش شب ! و مثل الان که ساعتی از آن پشت سر گذاشته شد ، و بقولی حس شد ! و یوم یا روزی را پیش رو دارد ! روز بعد حس را ! ساعت به ساعت ، دقیقه به دقیقه ، ثانیه به ثانیه و ...

4 – که مولای زمان بعد خودشان را ابلاغ فرمود .

البته برای :

من کنت مولا ... .

و این یک قاعده هست ! و چنین نیست که بعنوان مثال یه عالم یا دانشمند مثلا حسی حرفی بزند و هنوز (5) مولای شنونده ی حرفش باشد ! چه رسد به اینکه در مثلا فکر کردن یا اندیشیدن به آن حرفم ، مولای اندیشمند باشد ، بلکه در آخر ! هم مولای حفظ دستاورد اندیشه هم باشه ! که مثلا :"صفریک" حفظ ، بایگانی و یا ... کند !

5 – بلکه بقول خلیفه ی اول رحمت الله علیه ، البته طبق آموزه ی خلیفه ی دوم رحمت الله علیه :

إِنَّکَ مَیتٌ وَإِنَّهُمْ مَیتُونَ




کلمات کلیدی :

دنیای اندیشه (پایانی)

ارسال‌کننده : در : 96/6/16 11:28 صبح

دنیای اندیشه (پایانی) :

سلام علیکم

... مَثَلُ نُورِهِ کَ ... .

بقول ملای رومی این بحث مدتی تاخیر شد ، خب بعد یه هفته کار که میومدیم خونه ، صرف نظر از استراحت و تازه نفس شدن برا یه هفته کار دیگه ، بعنوان مثال همین که لباس کارا رو بشوریم و وسایل مورد نیاز کارو هم برا هفته ی بعد آماده کنیم ، خودش کم وقت نمی برد ، حالا یه روزیم در کنار هم بودن و با هم حرف زدن و ... بمونه !

دیروز برا اولین بار دستمزد هفته ی قبلو صابکار داد ! و کلی سوراخ موراخو پر کردیم ، از همه مهمتر منتظر ننشستیم تو خونه که حالا بریزه ؟ کی بریزه ؟ تازه مقداری واریز کنه تا ... ، نا گفته نمونه که بازم مثلا برا سورخ بیمه ی ماشین نموند !

الانم کلی کار دارم و مثلا رفتن سلمونی خودمون یا آرایشگاه و یا ... .

پس برم سر اصل مطلب ، که گفتم فقط بدرد :"اصولگرا" نمی خوره و :"اصلاح طلب" م خوب از یه جایی می خواد اصلاح کنه ، حالا خارج ، بیرون وووی داخل ، درون ووو بمونه ! که گویا سازکارش وزارت امور خارجه باشه ! که یکی از دو خبری بود که ازش حرف زدم .

پس میریم سراغ خبر دیگه و جهان (1) ی رو که می خواستیم سراسر مثل داخل ، درون ووو کنیم بمونه ! مثلا مانند مادر (2) شهرای خودمون که پایتخت یا تهرون باشه ، نه حتی قم ، چه رسه به مَشَد و ... .

البته اونا هم برا خودشون مادرن و :

... نُورٌ عَلَى نُورٍ ... .

البته گفتم که بقول حضرت امام (ره) ، نه اینکه بقول بعضیا نور پرداز به شهرا و شهرا هم به روستاهاشون ، و منّور و روشن کننده ی اونا ، آخه تو خبرای این هفته دیدم که یه روزنامه ای :"به تعبیر معروف" :

خشت اول گر نهد معمار کج ، تا ثریا می رود دیوار کج

حالا کاری ندارم به اینکه کجی رو :"فتنه" ی 88 گرفته بود ! نه مثلا شهرداری :"غربی" ، که شهردار قبلی و لابد :"راست" این روزنامه ! در خدا حافظیش تو :"گفتگوی ویژه ی خبری " تلویزون گفت که تو شرقم همینه ! و اختصاص به غرب نداره ! یعنی فرق راست و کجش مثلا فتنه ی 88 و مانند اینه ! نه اینکه شهرداری !

ولی حالا قراره چه اتفاق بیفته !؟ آیا داخل ، درون ووو رو می خوایم اصول گرا که نه ! اصلاح طلب کنیم !؟ کی بکنه !؟ مادر !؟ و بقول استاد شهید مرتضی مطهری که طلبه ها میگن بچه ی تهرونن و هرکجا مادرشون بره دنبالرو اون خواهن بود !؟

یا تهرون ، حالا آسمون یا زمینش بمونه ! نمی خواد شهرای دیگه رو مثل خودش بکنه !؟ و اونا هم نور مثلا روستا هاشون ، و یکیم همین روستایی که ما توش داریم کار می کنیم !؟

راستی رفتنی نرسیده به روستا کنار جاده نوشته شده :"زادگاه پدری مقام معظم رهبری" ، آخه رفتی بنزین می زنیم و میریم ، ولی اومدنی از طرفی میایم که بنزین بزنیم و جایگاشم تو جاده ی اصلی نیست برا ورودش کم خطرتر جایگاه مسیر رفته .

اللهم صل علی فاطمة و ابیها ، و بعلها و بنیها ، و سرّ مستودع فیها ، ... (3) .

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ، پدر خونه .

زیرنویس :

1 – جهان خارج ، بیرون ووو را سراسر مثل تهرون می کنیم !  

2 – اُم ، امّ القری .

3 - بعدد ما احاط به علم (4) !

4 – علمه یا دانش ... ؟ ولو به تعداد دو علم یا دانش ! البته نه بقول روزنامه ی : یکیش کج و یکیشم راست مثلا ! یا راست و کج بقول یکی دیگه ! و بفکر راست کردن کجه !!! مگه اینکه تو :"ثریا" هم ایندو علم یا دانش بخوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند ! و هیچکومم نور یکی دیگه باشه ! تو اونجا هم ! و بقول همون روزنامه : تو بهشتم ! یکی احاطه به اون یکی دیگه نداشته باشه ! علما ! دانشا ! همونو نورا دیگه ! 

مرتبط : 

آقا امام باقرالعلوم ال محمد علیه السلام فرموده ان : وقتی یه چیزی رو در کتاب خدا ، که تر و خشکیم جا نیفتاده باشه ! پیدا نمی کردیم ، به کتاب مادرمون مراجعه می کردیم ! 




کلمات کلیدی :

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (4)

ارسال‌کننده : در : 96/2/3 8:10 عصر

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (4) :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، حم (1) ، ... .

سلام علیکم .

قدم فکر یا گام اندیشه :

... ، قل ... .

من وقتی ، مثل الان ، که دارم برات می نویسم ، یه حرفی می زنم ، گفتم (2) که نازله از منی مثل توست ، حالا می خواد برا پذیرش بعنوان مثال گوشت باشه ، که منم همین زمینه رو دارم ، یا حرف برا پذیرش چهار عضو دیگه ی زمینی تو باشه ، که گوینده هم مثل تو زمینه پذیرشو داره .

خب ، در این فرصت خدا دادی ، به هردو ، می خوام بگم که در پذیرش بالاتر از اعضای پیدای هردو هم همینطوره ، یعنی چنین نیست که یکی از طرفین مثلا یه فکری یا اندیشه ای داشته باشه برا یکی دیگه مثل خودش ، و اون یکی حتی از یکدهم اون فکر یا اندیشه هم برخوردار نباشه ! بلکه بقولی فاقد فکر یا اندیشه هم باشه ! اونوقت پذیرش فکر یا اندیشه رو هم داشته باشه !

و حتی همونطور که گفتم یکدهم ، یکصدم ووو ی حق پذیرش مثل پذیرش تو رو نداشته باشم ، چه با مثلا گوشی که عیانه ! و حاجت به بیان نداره که مثل تو دارمش ، و چه بالا ترشم ، که شامل شش خان پذیرش پنهان منم میشه ، منجمله خان فکر یا اندیشه .

تازه خدای :"رحمان رحیم" م آفریننده این دو رو زمینم باشه !

خب اذان مغربو به افق ما گفتن ! بمونه برا فرصت دیگه ان شاءالله .

زیرنویس :

1 - دومین :"حم" .

2 - پیش از ظهر .

بعد نوشت :

 

اذان به افق تهران بود ، گفتم چرا اذانشو از تلویزیون نشنیدم !؟ 

 




کلمات کلیدی :

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن

ارسال‌کننده : در : 84/9/14 11:11 عصر

سلام علیکم .

در  آیه ی  ( إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ )  که بعرض رسید  (فَکَّرَ )  به ( اندیشید ) ترجمه شده  ،  بعنوان مثال در ترجمه ای  از آقای محمد کاظم معزی  می توان دید که ( إِنَّهُ فَکَّرَ ... ) چنین  ترجمه شده : همانا او اندیشید ... .

حالا چه کسی  و داستانش از چه قرارست ؟  به آنهم خواهیم پرداخت ، فعلا مقصود همین است که او کاری کرده که نام این کارش در این آیه اندیشه گفته شده .

این مطلب را در ابتدا برای این عرض کردم که خواهیم دید که بجای اندیشیدن یا مثلا تفکر ، مثلا تعقل را هم بکار برده اند .

همین جا عرض کرده باشم که مقصود این نیست که چه کسی مثلا بکار برده ، بلکه  مسئله اینست که وقتی فکر می کنیم یا می اندیشیم ، چه می کنیم ؟

ویا وقتی هم که به دیگری می گوییم فکر کن یا بیندیش ، چه بکند ؟

در ابتدا شاید بفرمایید که ، اینکه روشن است !؟

ولی ... .

تابعد ، خدا نگهدار .      

 




کلمات کلیدی :

اندیشه در ‍قرآن

ارسال‌کننده : در : 84/8/23 7:10 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم .

انه فکر و قدر                      سوره ی مدثر




کلمات کلیدی :