سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

چرا هیچی نیستم !؟

ارسال‌کننده : در : 96/4/2 3:55 صبح

چرا هیچی نیستم !؟

... ، اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ... . ... . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الم ، اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ ، ... ، هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ... .

سلام علیکم ، شب بخیر .

اول یک چیزی بگم ، در این فرصت تا خوابم نیومده ، آخه از سر کار که اومدم بعد افطار ، کار بقول پیامبر صل الله علیه و اله و سلم به ولو یه قدمم نکشید و دراز که کشیدم ، همونجا سر سفره خوابم برد و بیدار که شدم ساعت نزدیک دوازده بود و برا همین الان خوابم نمیاد .

دم افطاری که تلویزیون سخنان آقای مکارم رو پخش می کرد ، یه حرف خوبی زد ، اونم اینکه هیچ وقت حق یه طرفه نیست و حتی مابین خدا و ما ، مابین :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ،   الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ

و :

إِیاکَ نَعْبُدُ وَ ... .

خب ، به آخرین جمعه ی ماه مبارکم رسیدیم ، تا یادم نرفته پیشاپیش روز جمعه رو تبریک بگم ، بعد ببینیم موضوع بحث چیه ؟

موضوع همون موضوع قبلیه و شبیه قبلیشه ، که عبارت بود :"چرا مسیحی نیستم ؟ "

منتها یه فرقی داره ! اونم اینه که مسیحی و ایرانیم با :"هیچی " فرق داره و در ثانی با :

چرا هیچی هستم ؟

م فرق داره ، که گوینده و نویسنده ی :"چرا مسیحی نیستم ؟ " آخرش که اینو نمیگه ! بلکه میگه :

چرا هیچی هستم ؟

بعنوان مثال در کتاب :"علمی !" ی :" تئوری طبیعی مجموعه ها " ، در کتب درسی رسمی نظام آموزشی :"مستقل بعد انقلاب" م !؟

حالا مستقل یعنی چی !؟ بمونه !

چراکه آیا یعنی مثل نظام :"جمهوری " !؟ که مستقل از جمهوری مثلا فرانسه ، آمریکا و دیگر جمهوری ها ، یه جمهوری دیگس !؟

یا :" اسلامی" اونا یا یکی از اوناس !؟

یعنی یه نظام آموزشی مانند مثلا نظام آموزشی فرانسه ، آمریکا و یا جایی دیگس ! ولی اسلامی اوناس ! و نه فقط نظام آموزشی مثلا دبستان ، راهنمایی و دبیرستان فرانسوی ، یا دبستان و دبیرستان آمزیکایی ، بلکه آموزش عالی یا دانشگاهیم .

در محتوی این ظرف یا شکل نظام آموزشیم همینطور !؟

بعنوان مثال در "تئوری طبیعی مجموعه ها" که گفته شده :

چرا هیچی هستم ؟

آیا هیچی اسلامی هستم !؟ حالا مستقل ایرونیشم بمونه ! که :

آیا هیچی ایرانی هستم ؟ و همینطور :"بومی" اسلامیش ! که :

آیا هیچی ایرانی اسلامی هستم ؟  

که با موضوع بحث فرق داره ! یعنی با :

 

چرا هیچی ایرانی اسلامی نیستم !؟ 

مرتبط : 

اظهار نظرم به نوشته ی :"نصیحتی به وزیر محترم ارشاد اسلامی" . 




کلمات کلیدی :

تولد امام ، امام دوم (پایانی)

ارسال‌کننده : در : 96/3/12 5:47 عصر

تولد امام ، امام دوم (پایانی) :

... ،  یا أَیهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (1) ، ... .

سلام علیکم .

مثالی دیگه :

خب شکر خدا یه جمعه از ماه مبارک رمضانو درک یا دریافت کردیم ، مثل همه ، همه ی مردم (2) ، مردم پیش از ما هم ، که درک و دریافتی داشتند و امروز برحمت ایزدی رفته ان و دستشون از این دنیا کوتاهه ، خب البته مردم بعد ما هم همینطور خواهند بود و :"به تعبیر معروف" چون عیانه حاجت به بیان نداشت و اکتفا شد به :

... وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ ... .

خب بحسب اونچه که مثلا سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش میکنه یه هفت جزئی از قرآن (3) رو بقول ملای رومی :"عطار" ان خوندن و ما اندر خم کوچه ی اولیم ! و گفته ی :

... ، الم ، ذَلِکَ الْکِتَابُ ... .

که خونده میشه :

... ، الف لام میم ، اون نوشته ... .

که شاید منظور اون یکی از دو تفسیر این بوده ! که :

:(این همان کتاب با عظمت است که هیچگونه تردید در آن وجود ندارد) (ذلک الکتاب لا ریب فیه ).

و شایدم منظور او یکی دیگه هم همین باشه ! یعنی نوشته ی اون گفته ! و هدایت مکتوب یا نوشته شده ، نه فقط مسموع یا بگوش رسیده ، بلکه بچشم اومدنیم .

فقط می مونه که ایندو هم ، یعنی گوش و چشم ، یا بگوش و چشم اومدنیم ، بعنوان مثال ، مانند همون دوتایی هایی هستن که در نوشته ی قبلی گفته شد .

و ایندو رو ، با چی درک یا دریافت می کینم ؟ با دل ، قلب یا مرکز شنوایی !؟ یا با بینایی !؟

هرچند بقول آقا امام ششم ، صادق ال محمد علیه السلام ، خود همون :

الف ... 

و :

الم

م حکایت از درک یا دریافتی این چنینی داره ! درک یا دیافتی گوش و چشم ازش دارن ، و اختصاصم به مومن بودن و مومن نبودن و کافر بودنم نداره ، بلکه برا گوش و چشم انس گرفته با اونا امن امنه ! و نسبت به درک یا دریافتش هردو مومن هستن و از منافق و کافر خبری نیست !

بعبارت دیگه در کوچه ی اول بقول ملای رومی ، قرآن نیومده مخاطب رو مومن ، منافق و کافر کرده باشه و خطاب به مومن گفته باشه :

... ، الم ، ذَلِکَ الْکِتَابُ ... .

بلکه به متّقی و یکی دیگه هم تقسیم نکرده  ، حتی در رسیدنش به گوش و چشم ، چه رسه به  انس گیرنده با قرآنو ، یعنی انسان .

که گوش و چشمش امامه در گوش دادن و بقول مثلا مرحوم علامه (4) : افتادن چشم به قرآن ، که مثل گوش دادن و افتادن چشمه به هر گفته یا نوشته ای دیگه .

منجمله مکتوب یا نوشته شده ای روی زمین ! یا پیاده شدن حرفی رو زمین باشه ، مثل همون که پیامبر صل الله علیه و اله وسلم ، پس از سه سال و ده سال ، از مکه به یثرب هجرت کرد و در اونجا پیاده کرد .

البته بنا بر وحی ، نه فقط بنا بر عقل ، فکر و یاد آوری خودش ، از غیر نازل شده بر خودش و پیامبران قبلی ، در برابر چشم ، و بعنوان مثال برگرفته از غرب ، اروپا و فرانسه ی اونوقت ! و بعدشم تغییرش به آمریکایی اون ! اونم به چشم نیومدنی ! حتی بعد نزدیک به چهار دهه !

ولی مدعی :

ذَلِکَ الْکِتَابُ

و :

لَا رَیبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ !

و :

الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ !

آخه میگن یکی ادعای پیامبری کرد و بهش گفتن معجزه هم داری ؟ گفت البته که دارم ، گفتن خب چیه ؟ گفت به دیوار میگم برو عقب میره ، گفتن بگو تا (چشمون بهش بیفته ، یا بنویس !) .

و وقتی که به دیواری گفت برو عقب نرفت ، یکی گفت پس چرا نرفت !؟ گفت حلال زاده ها (یا مثلا متّقی ، و یا مثلا انقلابیا !) می بینین !

خب بقیه چیزی نگفتن ! آخه اگه حرفی می زدن اونوقت پی مثلا ضد انقلابم به تنشون مالیده میشد دیگه !

و نزدیک به چهار دهه هست که هنوز چیزی نمی گویند ! چراکه نه تنها به چششون رسیده ، بلکه بچششونم افتاده :

... وَیقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ ... .

هم ! اونم نه فقط به امامت خودشون در گفتن :

ایّاک نعبد و ...

بلکه به امامت امام دومم ! در مساجد محل زندگیشون !

که با خیرالعملی جدا از مثلا اقتصادشون کار نداره ! همین طور کارای دیگشون !

حالا مکتوب یا نوشته ی بچشم اومده که نه ! بلکه حتی خوانده شده با اونم ، مثل برپایی نماز امروزم بمونه ! که گویا نزدیک به چهار دهه برپا میشه و چشمایی گویا کورن و نمی بینن !

و بر دل یا قلبشونم مهر خورده که درک یا دریافتی داشته باشن از دیده و شنیده شم !

و محروم از امام دومی که اولیش کور و کره ! یا بقول یکی از اون دو تفسیری که گفتم :

محروم از هدایت دوم !

که اولیش !؟

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ، اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ، صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ (5) عَلَیهِمْ غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ (6) .

زیرنویس :

1 – و :

  أُولَئِکَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

2 – یا بقولی جمهور ! و جمهوریم یعنی مردمی ، ناسی ! حالا جمهور مومن ، یا مومن و منافق ، و کافرشم داره ؟ نمی دونم .

3 – بقول استاد شهید مرتضی مطهری :"قرآن مکتوب" یا نوشته شده ی در دست ، که این سوره سوره دوم اونه ، و به سی جزء تقسیم شده و در ماه مبارک رمضان ختم میشه .

4 – در اصول فلسفه و روش رئالیسم .

5 – نعمت نبوت و امامت ، مثل مکتوب یا نوشته اش در هرکدوم از ما که عبارته از دل ، حس و عضوه ، و یادآوری ، فکر و عقله ، و ناگفته نمونه برا مایی که تکیه زده بر :"کرسی" حافظه !

6 – قرآن های شیعه ، سوره ی اول .  




کلمات کلیدی : من انقلابیم، انقلاب صنعتی یا رنسانس، انقلاب اسلامی، برپایی نماز، نماز فرادا، نماز جماعت، نماز جمعه، حج

تولد امام و امام زمان (پایانی)

ارسال‌کننده : در : 96/3/2 1:20 صبح

تولد امام و امام زمان (پایانی) :

بسم الله الرّحمن الرّحیم ، الم ، غُلِبَتِ الرُّومُ ، ... .

سلام علیکم

هرچند استاد شهید به نقل از کتاب :"چرا مسیحی نیستم؟" دلیل بر مسیحی نبودن نویسنده را همان دانسته اند که نویسنده گفته ، ولی من فکر نمی کنم مقصود نویسنده به دلیل ناکارامدی علمی دین (2) باشه .

بلکه همانست که در نوشته ی قبلی گفتم ، ولو اینکه خود نویسنده هم به مقصودسش علم نداشته باشه .

چراکه اون در واقع می خواد بگه که دین در سیاست کارامدی نداره .

البته بنا رو بر این گذاشته که ابتدا علمی بودن دینو زیر سوال ببره ، با طرح مسئله تولد و بقول خودش آفریده بودن بشر ، و بعد هم با علمی بودن سیاست ، برفرض اینکه خدایی باشه ، پیامبری باشه و همینطور امام و امام زمانی به عقیده ی ما ، دنیا و تدبیر اون در حوزه دین نبودنو به خواننده منتقل کنه .

منتها علاوه بر اینکه تولد و تولد پیامبر و امام و امام زمان به عقیده ما ، با آفرینش حتی این دنیا و بشر در آن ، که شامل پیامبران و امامان و امام زمانم میشه ، فرق داره ، همونطور که آفرینشهای علمی با آفرینشهای فیزیکی یا بدنی فرق داره ، و بعبارت دیگه دنیایی که بدن ما در آن قرار داره ، با دنیای علمی فرق داره ، در نام کتاب نویسنده ی کتاب :"چرا مسیحی نیستم ؟" تعبیر :"چرا" هم مابه ازای دنیایی نداره !

صرف نظر از اینم که تعبیر :"مسیحی نیستم" م گفتم که از طرف نویسنده روشن نیست که مقصودش چیه ؟ بعنوان مثال آیا فرضیه !؟

خلاصه نویسنده می خواد بگه که برای این مسیحی نیستم که مسیحی کاری به کار قیصر ، شاه ، سلطان و مثلا مَلک و بعنوان مثال ملک سلمان سعودی نداره ! بلکه کاری به قیصری ، شاهی ، سلطانی و اشکال دیگش ، منجمله رییس جمهوریم نداره !

چرا ؟ این همون چراییه که می خواد ، ولو ناخودآگاه بگه ! برا اینکه اینا در حوزه ی دین نیست ! چراکه اینا دنیاییه و آخرتی نیست ، تازه اگه فرضم کنیم آخرتی در کار باشه !

خب چرا !؟ خب روشنه دیگه !؟ دین در این زمینه چی داره ؟ هیچی ! نهایتش تایید حرفی که علم سیاست میگه ! مثلا :" مردم سالاری دینی" یعنی :"جمهوری اسلامی" یا :"جمهوری دینی" .

بعبارت دیگه واگذاری دنیا به عالم یا دانشمند سیاسی و تدبیری که اون داره ! برای دنیا و اهل دنیا که تو اون زندگی می کنن !

که گفتم این حرف مثل نام کتاب :"چرا مسیحی نیستم؟" ش مابه ازایی جز بگوش رسیده . بچشم اومده نداره ! و برا حتی شنیدن و یا دیدنش نیاز به تولد امام گوش و چشمه ! که بدنیا بیاد ، که بدنیا اومدن ! منتها بقول مرحوم علامه محمد تقی جعفری که قبلنم ازشون نقل کردم اینجا ، تو تاریخ علم نیومده ! همونطور علم یا دانش سیاسی پیامبرا و اماما هم در تاریخ علم بدنیا نیومدن ! و در مراکز علمی حتی جمهوری اسلامی ایرانم ، مثل کتاب خدا محترمانه باز و بسته میشه نهایتش ! و اونی که بهش نمره داده میشه و مدرکش گرفته میشه همونه که در مراکز علمی دنیا رایجه ! و مدرک گرفته از اونجاهاس که بر مصدر کاره و برا مصدر کار گزینش میشه ! بعناوین دکتر ، متخصص ، ووو ! تازه بعد انقلاب آیة الله ، ثقة الاسلام ، حجت الاسلام ووو هم مدارکشون با اون عناوین معادل سازی میشه ! نه اونا با اینا !

اونوقت گفته نشه و نوشته نشه : چرا دیندار نیستم !؟

یادش بخیر ! در برنامه ی سمت خدا گفت : خمس برا حفظ دینه ! ربطی به زندگی دنیا نداره ! دنیا به مالیات بگیر مربوطه !

بعبارت دیگه می گفت : دین به من مربوطه ! دنیا به رییس جمهور !  

بگذریم پسرم ، مگه اینکه نویسنده ی کتاب :"چرا مسیحی نیستم؟" گوش و چشمی علاوه بر چشم و گوش بشر داشته باشه ! یا بعنوان مثال به نیابت یا جانشینی شنوایی و بینایی ! هم ! بخواد حرف بزنه ! که از قضا ما همینو می خوایم !

یعنی خلیفه یا جانشینی مجموعه جامع شنوایی و بینایی ! حالا دم مسیحایی پیشکش ایشون ! بقول آقا صادق ال محمد علیه السلام ادریسی صحف ابراهیم و موسی کفایت می کنه !

بله ایشون و مانند ایشون می تونن به گوش و چشم ما برسونن حرفشونو ، ولی آیا بر شنوایی و بینایی موسوی و ابراهیمی ما هم می تونن غلبه کنن ؟ چه رسه به قلب یا دل محمدی ما ! و یادآوری علوی ما !

اونم از کجا !؟ حافظه ی فاطمی ما ! که حتی فیزیکی اونم پنهانه ! از چشم اونا !

خب ، ماه شعبانم داره به پایان میرسه و ... ، خدا کنه که در ماه رمضان چیزی دستگیرمون بشه ! خصوصا بازم نیمه ی ماه و تولد امام ! آقا کریم ال محمد علیه السلام ، که دست خالی به شب قدر نرسیم !

 

والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته ، شب بخیر پسرم داداش محسن – پدر . 




کلمات کلیدی :

فضای کار پایانی

ارسال‌کننده : در : 96/2/22 1:39 صبح

فضای کار پایانی :

فضای کار انسانی – دینی :

سلام علیکم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الم‌ ، تَنْزِیلُ الْکِتَابِ لَا رَیبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ ، ... .

اول امشبو تبریک بگم ، شب تولد خاتم جانشینی خاتم پیامبران ، یعنی خاتم پیامبری حضرت ادریس علیه السلامم که گفتم درس گیرنده و درس دهنده بودن .

فضای کار انسانی :

پس از تبریک امشب که شب تولد آفا امام زمان علیه السلامه ،که این زمانم که زمان غیبت ، غیبت کبری اون حضرته ، زمان امامت ایشونه ، بازم اول بگم که من کاری با فضای کار پایانی دینی ندارم ، که در نوشته قبلیم گفتم با فضای کار انقلابی دینیم کاری ندارم و چراشم گفتم .

پس بحث بحث فضای کار انسانیه ، که بشر چه فضای کاری رو داره ؟ و انقلاب یا رنسانسش برای چه فضای کاریه ؟

و در پایان چه فضای کار عملی رو داره ؟

کدوم کار ؟ این پرسش برای اینه که اگه در انقلاب یا رنسانسش گفته :

من فکر می کنم

خب کار فکر یا اندیشه میشه ، و اگر برای این کار در عمل این بوده که :

مشاهده می کنم

خب کار عملی مشاهده میشه .

و در مشاهده هم بعنوان مثال :

می بینم

خب فضای دیدن فضای کاره ، ولی اگه بازم بعنوان مثال همین :

می بینم

شامل بازبینیم میشه ؟ و اکه میشه بعد از دیدنه ؟ یا پیش از اون ؟ و در هردو صورت در (زمان) میان ایندو فضا فضای کدام یک از ایندوست ؟ بعنوان مثال دید و بازدید ، یا بازدید و دید ؟ و یا بهر تعبیر دیگری که از اون بشه ، مثلا دیدبازدید ، یا بازدید دید ؟ و یا ... ؟

فقط کافیه که در این میان عملی باشه ، که بشه عمل کرد ! در فضای عمل که بشه دید و باز دید .

کی ؟ خب ما دیگه ! من ، تو و اون دیگه ! پس کی ؟ خب ما یعنی چی !؟

ناگفته نمونه اون که غایبه ! می مونه من و تو ، فعلا من و تو کافیه ، و برای منم کافیه که برای تو عملی باشه ، خب برا اینکه منم مثل تو چشم دارم برا دیدن ، و بازبینشم می تونم بکنم مثل تو ، البته بعد من و تو این وسط ! یعنی همون ما ! فعلا ، در غیاب او .

اونکه میان ما غایبه ، حالا چه میان من و تو ، یا تو و من ، ولی نه حتی :"من – تو " !؟ چه رسه به :"تو – من " که هیچ ربط و ارتباطی باهم نداشته باشیم ، و مثل دو انسانم انسی با هم نداشته باشیم ، حتی در فضای دیدمون ، چه رسه با یادکردی از هم .

... ، فَذُوقُوا بِمَا نَسِیتُمْ لِقَاءَ یوْمِکُمْ هَذَا إِنَّا نَسِینَاکُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ، ... .  

باشد که یادی کنیم برای دیدنی دوباره ان شاءالله . 




کلمات کلیدی :

دوران اندیشه در قرآن

ارسال‌کننده : در : 96/2/19 1:31 عصر

دوران اندیشه در قرآن :  

سلام علیکم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا ... .

اشاره : دوران پایانی .

در غرب ، در اروپا و در فرانسه ، که امروزه شاید بعنوان مثال آمریکا بخواد پرچمدار اون باشه ، انقلاب رخ داد که از اون به انقلاب صنعتی یاد (1) میشه ، و به رنساسم ، که من با معنی ایندو کار چندانی ندارم ، چراکه شاید تعبیرات دیگه هم براش بکار برده بشه و کاربشه این کار !

حتی با اینم کار ندارم که گفته شده باشه دورانی نو ، جدید و یا از این دستم کلید خورده ، بلکه حتی دوره پایانیم بحساب بیاد .

چراکه انقلابات ، رنسانسهای  بروز ، بساعت ، دقیقه و ثانیه ووو ی اینم ، خب ادامه ی همان انقلاب صنعتی و رنسانسه و حتی گفته هم بشه که مثل دوران قبلی توقف ، پایان و یایان دهیم نداره .

که سرنوشتی مثل دوران قبلی سرش بیاد ، که خبر از دوران بعدیش نداشت ! و خودشو اولین و آخرین دورانم می دونست ! نه مثل دوران بعدیش ، که دوران نو ، جدید و از این دست نامیده خودشو !  

که بعنوان مثال دوران نو دوران کهنه ، یا جدید قدیمی و از این دسته ، و نه تنها کهنه ، قدیمی و از دستم به سرش نمیاد ، بلکه دوران این بوده ! اینی که هست ! و خب خواهد بود دیگه !

بعبارت دیگه اول و آخرم اولش و آخرش ! اول و آخره همینه که الانه ! و نتها گذشته ، بلکه روز ، ساعت ، دقیقه و ثانیه ووو ی آینده اونم مثل امروز یا الیومشه ! و یا از این دست به زبونی دیگه به معنی امروز !

خب ! حالا تو کهنه ، قدیمی و از این دستش ، یا دیروز امروزش ، عتیقه یا زیرخاکی که نه ! یه چیزی دینی نمیشه کشف کرد ؟ که قدیمی یا کهنه و از این دست باشه و دورانش به پایان رسیده باشه !؟ مثلا در ایران !؟ یا دیروزی باشه ! مثل امروزی !؟ کاریم به این ندارم !

فضای فکر یا اندیشه :

با امروزش کار دارم ، چیکار ؟ خب فکرکنم یا بیندیشم دیگه ! در چی ؟ خب در امروز دیگه ! که دیروز و فردا هم داره ! بعبارت دیگه گذشته و آینده هم داره ، ساعت ، دقیقه و ثانیه وووی اینشم که هست الان ! مگه اینکه الان وقت یا زمان  فکر یا اندیشه نباشه ! به مثلا :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الر ، ... ، وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیامِ اللَّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ، ... .

و یا :

... ، وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِی وَبَنِی أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ ، ... .

و یا :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ، وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ (2)إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ، ... .

و آنه مثلا یادآوری باشه ! حالا زاینده ی اونم نه ، که بقول استاد شهید ، که پیش از این ، در بحث قبلی و نوشته ی قبلی گفته شد ، فکر یا اندیشه باشه .

یا آنه چی باشه ؟ که در آن باشه ؟ که در فضای آنم باشه !؟

زیرنویس :

1 – که اگر ، که در بحث قبلی گذشت ، یادکرد یادی (زاینده) باشه ، برا فرانسه ، اروپا ، غرب و شرقشم ، در آنزمان ، و امروزه مثلا از آمریکا برا دیگر ! از کره ی زمین ، و یادآوری زاینده هم فکر یا اندیشه نامیده بشه ، اونوقت یادی میشه که فکر یا اندیشه ی کره ی زمین میشه و اختصاص به مثلا  آمریکای فرانسه ی انروز نداره .  

2 – اهل یاد ، یادآوری . 




کلمات کلیدی : زمین، آب، فضا، هوا، فضا هوا، فضای مجازی

اندیشه در قرآن (پایانی)

ارسال‌کننده : در : 96/2/18 2:59 عصر

اندیشه در قرآن (پایانی) :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یشْرِکُونَ ، ... .

اشاره :

... سَلَامٌ عَلَیکُمُ ... .

جونم برا بچه های گلم بگه  پایانی این بحث از اندیشه در قرآن رو می خوام با پرسشی از شما مطرح کنم که شما هم دورانی دارین ؟ یا در دوران من زندگی می کنین !؟ یا اونو پشت سر گذاشتین و دوران ماردتونو دارین میگذرونین !؟ که یه اشاره ای بهش کردمو رد شدم تا به دوران شما برسم !

چراکه بعنوان مثال همین جونی که براتون میگه ، آیا همون جونیه که در اون دوران ، و اونطور که گفته شده ، در چهار ماهگی بهتون داده شده !؟ حالا با فبض روح یا جون گرفتن !؟ جونداری !؟ یا به بی جانی !؟ بدن بی جانی !؟ و جونداریش از اون به بعده !؟

یا جونیه که مثل شما الان دارم !؟ و بقول پیامبر صل الله علیه و اله و سلم :"زبون" باز کرده و داره با شما حرف می زنه !؟ نه مثل گریه ای که بهنگام تولد سر داده !؟ که بقول پیامبر صل الله علیه و اله وسلم همه سر دادن و میدن و خواهند داد الا حضرت :"عیسی" بن مریم علیه السلام ، که در کودکی زبان گفتن آنرا داشت که خودشو بنده ی خدا معرفی کنه .

به نقل از استاد شهید مرتضی مطهری گفتم که حضرت عیسی روح الله علیه السلام خون به جونی ندادن ، جونیم نگرفتن که فرزندیم از اون داشته باشن ، یا "آل" که در نوشته ی قبلی گفته شد ، در گفتن از "الیاسین" و " الیاس " ، که گفتم در قرآن بعد ذکریا ، یحیی و عیسی هم آمده .

دوران پایانی :

حالا پرسش اینه که اونی که در غرب ، اروپا و فرانسه جون به جون انقلاب صنعتی داده در رنسانسش کیه ؟

چراکه با انقلاب دینی یا اسلامی در ایران حرف این بود ، هنوزم هست ! که :

دوران دین به پایان رسیده !

نه اینکه انقلابی مثلا انقلاب اسلامی ایران به فرانسه ، اروپا ، غرب و دنیا جون داده باشه ، جونی تازه !

بلکه حرف اینه :

خوابن ! در ایران ! بعد مثلا :"سیصد سال" و اندی که میگذره !

از قبض روح دین ! و اگرم زنده باشه  بقول استاد شهید :"زاینده" نیست !

پس اندیشه در قرآن یعنی چی !؟

خب ! اندیشه در قرآن چی !؟ صرف نظر از اینم که جون داد به این دم مسیحایی مرده زنده کن ! یا بیدارکن !

چراکه چه فرقی داره اندیشه در قرآن با اندیشه در کتب درسی اونا ؟ کاریم به نقش ادریسی اونا نداشته باشمم که از چه کتابی درس گرفته و مدرس اونن !؟ که دینی نباشه بدنی که هست !؟ و دست شما هم که خالی از اون نیست !؟ که گفته بشه دستخالی هستین ! بلکه :"فاقد" دستم !  

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ، پدر .

زیر نویس :

یا علی اکبر تشنه لب !

روزتون مبارک

کلمه ی کلید :

بابا آب داد 




کلمات کلیدی : بابا آب داد

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (4)

ارسال‌کننده : در : 96/2/3 8:10 عصر

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن (4) :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، حم (1) ، ... .

سلام علیکم .

قدم فکر یا گام اندیشه :

... ، قل ... .

من وقتی ، مثل الان ، که دارم برات می نویسم ، یه حرفی می زنم ، گفتم (2) که نازله از منی مثل توست ، حالا می خواد برا پذیرش بعنوان مثال گوشت باشه ، که منم همین زمینه رو دارم ، یا حرف برا پذیرش چهار عضو دیگه ی زمینی تو باشه ، که گوینده هم مثل تو زمینه پذیرشو داره .

خب ، در این فرصت خدا دادی ، به هردو ، می خوام بگم که در پذیرش بالاتر از اعضای پیدای هردو هم همینطوره ، یعنی چنین نیست که یکی از طرفین مثلا یه فکری یا اندیشه ای داشته باشه برا یکی دیگه مثل خودش ، و اون یکی حتی از یکدهم اون فکر یا اندیشه هم برخوردار نباشه ! بلکه بقولی فاقد فکر یا اندیشه هم باشه ! اونوقت پذیرش فکر یا اندیشه رو هم داشته باشه !

و حتی همونطور که گفتم یکدهم ، یکصدم ووو ی حق پذیرش مثل پذیرش تو رو نداشته باشم ، چه با مثلا گوشی که عیانه ! و حاجت به بیان نداره که مثل تو دارمش ، و چه بالا ترشم ، که شامل شش خان پذیرش پنهان منم میشه ، منجمله خان فکر یا اندیشه .

تازه خدای :"رحمان رحیم" م آفریننده این دو رو زمینم باشه !

خب اذان مغربو به افق ما گفتن ! بمونه برا فرصت دیگه ان شاءالله .

زیرنویس :

1 - دومین :"حم" .

2 - پیش از ظهر .

بعد نوشت :

 

اذان به افق تهران بود ، گفتم چرا اذانشو از تلویزیون نشنیدم !؟ 

 




کلمات کلیدی :

ادامه ی موضوع اندیشه در قرآن

ارسال‌کننده : در : 84/9/14 11:11 عصر

سلام علیکم .

در  آیه ی  ( إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ )  که بعرض رسید  (فَکَّرَ )  به ( اندیشید ) ترجمه شده  ،  بعنوان مثال در ترجمه ای  از آقای محمد کاظم معزی  می توان دید که ( إِنَّهُ فَکَّرَ ... ) چنین  ترجمه شده : همانا او اندیشید ... .

حالا چه کسی  و داستانش از چه قرارست ؟  به آنهم خواهیم پرداخت ، فعلا مقصود همین است که او کاری کرده که نام این کارش در این آیه اندیشه گفته شده .

این مطلب را در ابتدا برای این عرض کردم که خواهیم دید که بجای اندیشیدن یا مثلا تفکر ، مثلا تعقل را هم بکار برده اند .

همین جا عرض کرده باشم که مقصود این نیست که چه کسی مثلا بکار برده ، بلکه  مسئله اینست که وقتی فکر می کنیم یا می اندیشیم ، چه می کنیم ؟

ویا وقتی هم که به دیگری می گوییم فکر کن یا بیندیش ، چه بکند ؟

در ابتدا شاید بفرمایید که ، اینکه روشن است !؟

ولی ... .

تابعد ، خدا نگهدار .      

 




کلمات کلیدی :

اندیشه در ‍قرآن

ارسال‌کننده : در : 84/8/23 7:10 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم .

انه فکر و قدر                      سوره ی مدثر




کلمات کلیدی :