سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

پنجره ی دانش

ارسال‌کننده : در : 96/10/27 12:5 عصر

سلام علیکم

... ، ألْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... . (الف)

پنجره (ب) :

پیشگفتار

أنأ مدینة العلم و علی بابها . (پ)

دَرب :

در این بحث کاوشی هم خواهیم داشت از :

درب ما :

و :

درب ما بعنوان انسان و بشر :  

پرسش مورد بحثم اینه که ما در این دنیا چه می کنیم !؟ از بدو تولد ، و تا وقتی که در این دنیا هستیم .

مثلا امروز ، این هفته ، این ماه و فصل و سالم ، مثلا سال :"تولید" و "اشتغال" ، که دیشب برنامه ی :"پویش" شبکه ی یک سیمای جمهوری اسلامی ایران در پرسشنامش :"اشتغال" و :"تولید" رو مطرح کرده بود و کارشناس برنامه "اشتغال" رو به مردم سپرد ! و در "تولید"م فقط :"راه" نمایی کرد ! منباب مثال :"شغل پدری" شونو ! خلاصه گفت به :"دولت" ربطی نداره ! حتی :"تولید" ! مگر مثلا مانند "شغل پدری" ایشون ! و یا در :"دنیای" مثل اینجا ! البته به شرطها !

با قرار گرفتن :"در "مجموعه هایی ! بعبارت دیگه پنجره های مفتوحه ! یا باز شده ! چه در دنیای شغل پدری ایشون ، و چه بقولی دنیای :"سایبری" و منجمله یا زیرمجموعه اش که کارشناس اون #برنامه ! # نام برد :"بازیهای کامپیوتری" یا بومیش ! رایانه ای !  

در ثانی این کار همون کاری که پیشینیان ما در این دنیا کرده اند !؟ و از دنیا رفته اند !؟ و کار ما ادامه ی کار اوناس !؟

و در این صورت ماهم که از دنیا رفتم ، همین کار ما رو اونایی که تواین دنیا هستن ادامه میدن !؟ ووو !؟

خب ! در این صورت :"بشر" اولی چی !؟ آیا از این قاعده یا قانون کار ! مستثنی بوده !؟

و یا اینکه "بشر" اولی بسان ما نبوده !؟ که مانند ما بدنیا اومده باشه !

خب ، اونوقت بشر :"دومی" چی !؟ مانند ما ! که بدنیا اومدیم !

خب بله ! یادمون نمیاد ! ولی :"به تعبیر معروف" نخوردیم نون گندم ، بدنیا اومدنی رو که دیدیم ! چطور !؟

خب ! بدنیا اومدن یعنی چی !؟

آیا مثلا پا به این دنیا گذاشتن !؟ یا مثلا چشم بازکردن به این دنیا !؟ و یا ... !؟

موضوع بحث یا کاوش اینه ! این پنجره ها (ت) در ها و یا ... که رو به دنیا باز شده ! از بدو تولد یا بدنیا اومدن .

البته همونطور که گفتم :

تا وقتی که در این دنیا هستیم !

هیشکیم نمی تونه "به تعبیر معروف" درشو :"پلم" کنه یا بقولی :"فیلتر" کنه ! البته بازم میگم :

تا وقتی که ما در این دنیا هستیم !

خب وقتیم که ار این دینا رفتیم که دیگه موضوع این نیست !

موضوع چیه !؟

بمونه برا فرصت دیگه انشاءالله !

فعلا برا اینکه :"حرف" انداخته باشم و نرفته باشم ! مثل همین حرفی که رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران تو یه جشنواره ای که اخیرا برگزار شده بود ، و بنام :"فارابی" (ج) هم نامگذاری شده ، انداخت و رفت !

چی انداخت !؟

همونی که قبلانم انداختن و رفتن ، دیگرانم در جمهوری اسلامی ایران ! یعنی :

علوم انسانی

حالا بسان :"اسلامی" شم که انداخته شده ، و ایشونم انداختن و رفتن ! بمونه ! بقولی :"خدمت" اسلامیشم میرسم ان شاءالله :"علوم انسانی" ، که گفته شده و میشه ، با :"علوم بشری" فرقی داره !؟

آخه در و پنجره ی :"بشر" به دنیا ، با در پنجره :"انسان" فرق داره !

چراکه "بشر" بسان دین یا اسلام ، فرق داره حتی با :"کافر"شم چه رسه به بی دینش ! چراکه :

... ، ألْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، قُلْ یا أَیهَا الْکَافِرُونَ ، ... ،  لَکُمْ دِینُکُمْ ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

------------------------------------

الف : سوره ی انعام .

ب : sash,grating,grate,window,peeper 

پ : پیامبر صلّ الله علیه و اله و سلّم .

ت : بقولی :"ویندوز" ، سیستم عاملی .

ج : که استاد شهید مرتضی مطهری ، در یکی از آثار بدون استثناء خوبشون که با عنوان :"آشنایی با علوم اسلامی" چاپ و منتشر شده ، در جلد اول ، قسمت منطق دارن :

 

همین فارابی بوده که برا نخستین باز :"کار"  رو عبارت از :"تصور و :"تصدیق" کرد ! و بعد اون ، و هنوزم علما از اون پیروی می کنن ! البته ناگفته نمونه که هرچند این "کار" رو کار همه ی علما می دونن ، ولی مثلا در علم یا دانش :"ریاضی فیزیک" و منجمله در :"سایبری" م ! کار :"اول" فارابی و پیروان اون ، منجمله برگزار کنندگان جشنواره هایی اونم بنام اون !کار :"بحساب" نمیاد ! و فقط کار :"دوم"ش کاره و تازه اونم نه در بقول استاد شهید :"همه ی علوم" ! 




کلمات کلیدی : پنجره، پنجره ی کار، پنجره ی کار در دنیا، پنجره ی کار در دنیای بیرون، پنجره ی کار بشر، پنجره ی کار انسان، انسان مسلمان و کافر

بصورت علمی علوم اسلامی ، ... ب .

ارسال‌کننده : در : 96/10/25 12:44 عصر

بصورت علمی علوم اسلامی : ... ب .

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، ألرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم و تسلیت (الف) .

دیشب در خبر ، که نوشته ی قبلی گفتم ، تلویزیون در خبر جشنواره ای ، قسمتی از سخنرانی آقای رییس جمهور رو پخش کرد که توسعه ، پیشرفت و خلاصه همه چی رو محول کرد به :"علوم انسانی" و :"اسلامی" و شایدم :"علوم انسانی اسلامی" ، منجمله :"جریانات" هفت تیر به بعدو .

که :"به بعدش" اگه هنوز روشن نشده باشه و بحسب اخبار هنوز نیم میلیون نفر بازداشتی داشته باشه و آخرش چند نفر بقولی :"ناسره" یا :"جرثومه" و یا مثلا آشوبگر ووو ، خلاصه :"فتنه" گر خواهند بود !؟ بمونه !

ولی به قبلش چی !؟ نه قبل هفت دی ها ! قبل "فتنه" مثلا !؟

برا چی !؟ خب یه چیزی بود !؟ مثلا بنام :"سره" !؟ یا بقولی :"مطالباط" و اونم :"برحق" !؟ و یا از این دست !؟

که بعنوان مثال گفته شد :"راه" ش این نیست !؟ بلکه "راه" داره ! کدوم راه !؟ راهی که چهار دهه ! اونم با مثلا رتبه های بالای منطقه ای و جهانی پیش رو بوده !؟

خب اگه بوده !؟ دیگه مثلا "سره و ناسره" نداره ! "برحق و ناحق" نداره ! "طلبکار و بدهکار" نداره ! ووو !

مگه اینکه :"موضوع" مثلا :"رأفت" و اونو :"اسلامی" اون بوده باشه ! که :"بخرج" داده شده و می شود !

و جای تشکر هم داره لابد !

تشکر !

توبه چطور !؟  

-------------------------------------

الف: بمناسبت کشته شدن دو هموطن ، بحسب خبر دو خانم هفتاد و چهل ساله در :"کف خیابان" ی در تهران .

که منو یاد "کف خیابان" که گفته می شد انداخت و بجاش :"راه" گفته می شد !

در حالیکه تو همون :"خیابان" ی که گفته میشه بعنوان مثال بانکها :"حرف" می زدن ، حالا سازمانها ، ادارات و موسسه ها ! از جمله موسسه ی کیهان ، در خیابون فردوسی ! تهرون ، بمونه ! ووو که کافیه بری تو خیابون و حرفشانو ! حتی مکتوب یا نوشته شده اونو تو :"تابلو" هاشون ، به زبون خارجیم ! ببینی !

یا بچشت بیفته ! در حال مثلا :"گردش" ! البته نه اینکه مثل دیدن ! به قصد یا نیّت "گردش" از خونه رفته باشی بیرون ! تو کوچه ، خیابون و ... ، خلاصه همون "راه" ها دیگه !

البته نه برا مثلا "حرف" ی مرفی ! ها ! حتی مثلا :

یه اختلاص کم بشه ، مشکل ما حل میشه !

ها ! چه رسه به حرف و حتی گوشه چشمی هم به مثلا : بانکی ! و ...

بر فرض :"مطالباط" و :"برحقّ" م :"راه" داره !

 

خصوصا با :"عشق" ! 

 "عشق" و بعنوان مثال گفتم ، و برا اینم که :"گفتمان" غالبه ! در رسانه ها و خصوصا رسانه ی :"ملی" !

وگرنه فرقی نمی کنه که عشق باشه یا محبت و یا مثلا دوست داشتن !

دوست داشتن مثلا علم یا دانش ، و بقول سقراط فیلسوف ، یا افلاطونی اون ، و همینطور ارسطوییشم !

چراکه کافیه یه چیزی باشه که اون مثلا چشم انداخته باشه به چیزی در بیرون ، از بیرون شگفت انگیز کانت آلمانی که ذکر خیرشو در نوشته های قبلی داشتم گرفته تا چیزیم که در حدّ ولو :"پدیده" ی :"هفت دی" باشه که در متن گفته شد !

چراکه قبلا در مباحثی به مناسبتهای بحثی که داشتم گفتم :

افتاد مثلا چشم (پ) به یه چیزی فرق داره با افتادن اون چیز به چشم !

همین "پدیده" ی "هفت دی" هم از این قاعده مستثنی نیست !

در ثانی ، که محل بحث من بیشتر اینه ، که با تعریف مثلا استاد شهیدمرتضی مطهری ، از فکر یا اندیشه ، که عبارت از :

نوعی از یادآوری ، یعنی زاینده ی اون .

با افتادن یه چیز ، مثلا پدیده ی هفت دی به چشم جور در میاد ! و شامل افتادن چشم به اون نمیشه !

چراکه بعنوان مثال چشم آیا مثلا :"عاشقانه" افتاده به اون !؟ یا مثلا عالمانه !؟ حالا :"اسلامی" ش !؟ بمونه ! بعبارت دیگه بقول آقای رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران : بصورت علمی :"علوم انسانی اسلامی " ! 

ب : :"راه" دار !

حالا کی !؟ یا چی !؟ بدون شک یکی از اونایی نیست که در تصویر اومده ! حتی :"مسجد" که :

یکی از اونایی باشه که در تصویر اومده !

چه با اونایی دیگه ! مثل بانک ، اداره ، سازمان ، موسسه ووو در شهر یا مدینه ! در گفتمان :"شهروند" ، :"جامعه ی مدنی" و :"جمهوری" ش ! حتی :"اسلامی" شم ! که "مسجد" م یکی از نهادهای مدنی یا شهری اون بحساب بیاد ! همونطور که در :"سند چشم انداز" جمهوری اسلامی ایران اومده ! حتی بعنوان :"چشم" اندازم ! و چه بدون اونا ! و مثلا مستقل ! و با استقلال در شهر یا مدینه ! در گفتمانی که گفته شده ! که گفته می شود ! حتی نوشته هم می شود و بچشمم میاد ! ولی ! منبعدشم همینطوره ! منجمله در یادآوریشم ! و نوع زاینده ی اونم ! که تعریفی از فکر یا اندیشه باشه ! 

بعبارت دیگه فکر یا اندیشه ای در کنار فکر یا اندیشه ی بانک ، اداره ، سازمان ووو ، ولو به استقلال ! ولو در مسجد ! که البته هرگز نمود خارجی نداشته ! و نخواهمم داشت ! که ان شاءالله بهش می پردازم ! فعلا همینقدر گفته باشم که مثلا همون بانک ، اداره ووو هیچکدومشون اینو برنخواهد تافت ! بعبارت دیگه خارج حکایت از یه واقعیت داره ! بنام :"خارج" ، نه واقعیات مستقل از هم! که مستقل از هم و به استقلال بچشم اومده باشن ! تا به استقلال هم بیاد آورده شده ی اونا هم در :"صورت" زاینده بودن فکر یا اندیشه نامیده شود !

بعنوان مثال شما :"راهدار" اومده در تصویر رو بردار ! :"راه" ی نمی مونه ! که در "آن" بانکی شعبه ی حتی مرکزیشم زده باشه ! همینطور اداره ای دایر بشه ! ووو ! مسجد در اون "راه" هم راهی بجایی نمیبره ! مگر در همون : راه !

پ : گرچه شب شده ، ولی زیر نور چراغ چشم می تونه :"پیامرسون" باشه ، که در بحث "پیامرسان" گفته شد یکی از :"پنج" پیامرسان اصلی ، و در ثانی گفته شد :

آدم تا با چشم خودش نبینه آروم نمیگیره !

و حالا بمونه که گفته شد :

چه رسه به اینکه مطمئن بشه ! و با اطمینان برگرده تسلیت بگه !

چراکه در این نوشته گفته شد تعریف فکر یا اندیشه به :

نوعی یادآوری ، زاینده ی اون

شامل این نمیشه ! شامل آرام ، مطمئن !

آرامش و اطمینان درونی !

حتی اگه :"تعریف" (ت) فکر یا اندیشه فقط این تعریفم نباشه ! چراکه "تعریف" کار :"درون"ه ! نه بیرون :"زاینده" ! مگر اینکه نه تنها چشم ، بلکه دیگر "پنج" پیامرسان اصلی رو بیرون "زاینده" گفت !

بعلاوه در :"پنج پیامرسان اصلی" ، :"پیامرسان" یعنی چی !؟ آیا "پیامرسان" بیرون به درون فقط !؟ خب این :"گفته" یا مکتوب یا :"نوشته" اون برای چشم ، رو کی "گفت" !؟ قلم نویسنده !؟ یا :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، ألّذی عَلَّمَ بِالقَلَم!؟ ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

خب بحسب ساعت وارد روز سه شنبه شدیم و داره کم کم خوابم میگیره ، بمونه برا فرصت دیگه انشاءالله تعالی .

شب بخیر . 

روز سه شنبه هم بخیر و روز خوبی رو پیش رو داشته باشین ان شاءالله تعالی ، والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته - ساعت هشت و پنج دقیقه ی صبح بیست و ششم دی هزار و سیصد و نود و شش هجری شمسی ، آذربایجان شرقی جمهوری اسلامی ایران . 




کلمات کلیدی :

پیامرسان آرام بخش و مطمئن

ارسال‌کننده : در : 96/10/24 3:44 عصر

پیامرسان آرام بخش و مطمئن :

 ... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، إرْجِعِ ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم و ... !

خب آدم تا به چشم خودش نبینه آروم نمیگیره !

پس از هشت روز از خبر تصادف یه کشتی باری با یه کشتی نفتکش که امروز در خبر نیمروزی یکی یکی نامبرده شد ، از سی و یک مرد و یه خانم هموطن ما ، که سر نشین اون بودن ! و دو نفر از سرنشینای اون نفتکش دیروز بیرون آورده شده ، بعلاوه ی نفر قبلی ، هنوز شناسایی نشده که بازماندگانشان دیگه چشم انتظار نباشن ! که میگذره !

خبرا حکایت از :"شهادت" شهادتگونه ی همگیشونو داره !

و حکایت از :"تسلیت" گفتن وزیر پیگیری قضیه رو هم میده !

ولی ! خب آدم تا با چشم خودش نبینه آروم نمیگیره !

خصوصا وقتی فقط حتی هموطن هم نباشه !

بلکه خصوصا همسر آدم باشه !

یا پدر و یا مادر آدم باشه ! 

یا پسر و یا دختر آدم باشه !

یا برادر و یا خواهر آدم باشه !

تو نخستین وطن # همخونه ی آدم !

حالا تو همسایه های محل و هم محلی های شهر و همشهری های کشور ووو هرچه از خونه دورتر بشه ! خب شاید بحسب خبرا بشه تسلیت گفت !

ولی بازم ! آدم تا با چشم خودش نبینه آروم نمیگیره !

چه رسه به اینکه مطمئن بشه ! و با اطمینان برگرده تسلیت بگه ! 

خصوصا به چشم انتظار بیست و نه نفری که با کشتی در آب (سلام بر حسین) فرو رفته باشن ! 




کلمات کلیدی : کشتی، سفینه، سکینه

بصورت علمی علوم اسلامی ، آ...

ارسال‌کننده : در : 96/10/20 11:26 صبح

بصورت علمی علوم اسلامی ، آ... :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، إقْرَأْ ... وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

ب (الف) سلام مجدد :

... : جنگ

بله (ب) .

خب ، کتابتو باز کن :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، إ...أ (ج) ... وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

اول بگو که امروز کجا رفتین !؟ مگه خانم همسر باشگاه دار نگفت که همسر برادرت دیگه نیاد باشگاه رو بگردونه !؟ و اونو و برادرت حالا دیگه همون کارم ندارن ! در حالیکه حتی کرایه ی باشگاه رو هم در نمی آوردن !؟

... : خب برا ورزش کردن که لازم نیست بریم باشگاه ! رفتیم پیاده روی و پارک بانوان تو محله . همونطور که برا درس خوندنم لازم نیست رفت حوزه یا دانشگاه !

مثلا تو خبر نیمروزی امروز شبکه یک که گوینده اش :"سر رهبرمون سلامت" بود ، مگه خبری آخری حکایت از :"کویر گردی" نداشت !؟ حالا :"کویر" نداره اینجا (چ) ولی جایی برای :"گردش" نداره !؟ که هم "گردش" کرد و هم ورزش !؟ خب چیکار کنیم !؟ بیکار بشینیم تو خونه !؟ و مثلا تلویزیون ببینیم !؟ تو گوشیم که دیگه نمیشه رفت ! پدرم ! شما بگو چیکار کنیم !؟ بریم :"تو" خودمون !؟ خب چرا امروز بیدار شدیم !؟ اصلا چرا بدنیا اومدیم !؟ تا بدنیا نیایم به اوندنیا رفتن یعنی چی !؟ شب و خوابیدن بمونه !

اصلا خودت ! تا نری سرکار (ح) برمی گردی به خونه ! برگرشتن به بخونه بعد رفتن بیرون از خونس !

بله درسته دخترم !

راستی ! امروز آقای ... که پارسال زمستون تو تبریز ، مرزداران براش کار می کردیم زنگ زد و گفت به شرطی می تونه کارشو راه بندازه تا بریم مشغول شیم !

... : چه شرطی !؟

هیچی ! می گفت از سنگفروشی براش سنگ سی هزار تومنی بگیریم و فاکتور چهل و پنج هزار تومنی بده تا به شریکش بده ! مزد مارم  بجای بیست تومن ساده و سی تومن رومی که بهش بعد کار قبلی ، سه چهار ماه قبل داده بودیم ، بگیم بیست و پنج تومن و چهل و پنج یا چهل تومن تو قرار داد بیاریم ! نظرتون چیه !؟

... : اگه از من می پرسی !؟ تو جمهوری اسلامی ، مردم سالاری دینیشم ، چاره ای جز این نداریم ! مگه اینکه بازم بخوای بیکار بشینی تو خونه و ...

شما چی میگین !؟

من نمی دونم ! همون که اون گفت !

البته من بهش گفتم یکی دو روز صبر کنه تا برم با سنگفروشش حرف بزنم و اگه قبول کرد بعدش ! که با سنگفروش در میون گذاشتم و گفت کاریت نباشه بیارشون اینجا بقیش با من !

ولی ! خب یکی دو روز که نشده ! و با اینکه با داداش محمدم در میون گذاشتم و اونم نظر شما رو داشت ، ولی میگه زود بریم سرکار و تماس بگیرم و بگم بریم سنگفروشی ، ولی خدا رو چی دیدین ! شاید همین یکی دو روز فرجی شد !

اونم نه تو تبریز ! که دیگه مثل پارسال ماشین نداریم که اینهمه راهو بریم بیایم ! اونم با وسایل کار !

تازه ! بقول سریال :"سایه بان" تلویزیون : یک روز نون و ماست بخوریم می میریم !؟ یا نیمرو !؟

و اونقد جون برامون نمی مونه که بریم :"کف خیابون " و بگیم مثلا :

یه اختلاس کم بشه ، مشکل ما حل میشه !؟

حالا اونا که اومدن تو "کف خیابون" مثلا اینو گفتن ! از گشنگی داشتن می مردن !؟ بمونه ! اونی که داره از گشنگی می میره که نمی تونه بیاد : بیرون !

که برگرده : درون !

برا جنگ ! اونم جنگ اکبر یا بزرگتر ! از رفتن به جنگ در بیرون !

جهاد اکبر !

------------------------------------------------

الف : با صدای آ .

ب :

یادآوری (پ) :

ممنون از یادکرد ، ان شاءالله :"حرف" شو می زنم ، اگه امروزم فرصت شد .

پ : از :"شگفتی" های درونی ! :"خوب" (ت) کانت آلمانی .

ت : نه فقط برای اینکه در یکی از آثار بدون استثناء "خوب" استاد شهید نقل شده بود و نقلشم در اینجا خوب ! حتی نه فقط برای اینم که مثلا امام علی علیه السلام فرموده اند :"انظر ما قال" ! ولو اینکه "نظر"م بقولی همراه با مثلا :"فکر" یا "اندیشه" را گفته می شود ، هم نباشه ! و فقطم همراه با حسّی هم باشه ! بعنوان مثال مانند : ببین ، بشنو و مانند این .

که این :"ضلع" سوم که نه ! ولی ! :"رأس" شگفت انگیزترم داره ! بعد کار شگفت انگیز مثلا چشم ، گوش و مانند این ، و حس بینایی ، شنوایی و مانند این !

چراکه : بعنوان مثال : چه چیزی شگفتی داشت برا چشم !؟ آسمون !؟ یا دیدنش !؟ حالا بقولی :"ودیگرهیچ" (ث) !؟ م بمونه ! مثل یاد شگفتی آسمون ! نه فقط آسمون شگفتی ! که شگفتیم داره !

ث : مهران مدیری : مرد هزار چهره .

ج : بِ و کِ

چ : نزدیک تبریز : پایتخت گردشگری 2018 میلای جمهوری اسلامی ایران ! 




کلمات کلیدی : تبریز، پایتخت گردشگری 2018 میلادی جمهوری اسلامی ایران، کویرگردی، کلاه، چتر، سایه بان، چترجمهوری اسلامی ایران

اندیشه در ‍قرآن

ارسال‌کننده : در : 84/8/23 7:10 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم .

انه فکر و قدر                      سوره ی مدثر 

نوزده دی هزار و سیصد و نود و شش هجری شمسی : (توضیح) 

... ، عَلَیهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ، ... . 

صدق الله علی العظیم و صدق رسوله 

---------------------------------------------- 

توضیح : 

بعد :"هفت دی" هزار و سیصد و نود و شش هجری شمسی . 




کلمات کلیدی : دی، هفت دی، نه دی، نوزده دی