قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

اندیشه ی کار

ارسال‌کننده : در : 84/12/16 9:37 صبح

سلام علیکم .

    آخرش امروز 15/12/1384 تلفون ما یک طرفه شد ، یعنی باما تماس می شود گرفت ‏، مثل چی ؟ مثل همان که منتظریم که مثلا قصه گو ی عزیزمان داستان دیگری از اندیشه یا روش آن ، جز آنکه بنده از استاد شهید مرتضی مطهری نقل کردم ویا علاوه بر آن برایمان بفرمایند .

    پس مثل تماس دیگران با ما از طریق تلفن ، شما هم می توانید پیامتان را بگذارید .

    بنده هم فعلا مثل همین که پس از نوشتنش یه فکری برای این چی میگن پست یا فرستادن و یا ارسالش می کنم ، مثل همان از اظهار نظر شما بهره مند می شوم انشاءالله تعالی .

    خب این را عرض کردم که شما عزیزان هم مثل مثلا داداش یه مسافر عزیزمان مثلا نفرمایید : کجایم ویا خدای نکرده بقول ایشان قصد مثلا تلافی را دارم که البته ایشان قصدشان از آن این نبوده و لطف ایشان همیشه شامل حال بنده بوده است و یادم نرفته که برای ادامه کار چقدر خود را به زحمت انداختند و بیشتر از مطلبی که تحت عنوان تشکر نوشته ام مدیون ایشان و دیگر عزیزان برای ادامه ی کار هستم و دلگرم .

   خب ، پس بنده همین جا هستم و قصد مثلا مسافرت در ایام عید را هم ندارم ، چه رسد به اینکه خود را از همفکری شما عزیزان محروم هم بکنم . فقط فعلا تلفن ما یکطرفه شده و برای نوشتن مطلب و مطلع شدن از فرمایشات شما راهکار دیگری دارد ، شکر خدا مثلا همین چی میگن کافی نت .

    خب ، برای اینهم که خالی از عریضه نباشد هم گفتم در ادامه مطلب قبلی یه چیزی عرض کرده باشم و همش روضه ی تلفن نباشد .

    هر چند بنده که منتظر مثلا داستان دیگری که عرض شد هستم و یا مطلبی که شما عزیزان لازم بدانید که به آن بپردازیم ، مثل مثلا پرسش جناب دکتر غریب که برادرمان علی اصغر آقای حاتمی زاده گویا متوجه آن نشده بودند .

   ویا هر فکر یا اندیشه ای که برای ادامه کار بفرمایید .

   : ( چراکه ) یادمان هست که از جناب دکترحسن رحیم پور ازغدی چه نقل کردم ؟ که در کشور های پیشرفته برای هر کاری فکر می کنند .

   پس نه تنها برای ادامه ی کار که بعرض رسید ، بلکه در آغاز کار چطور ؟ یعنی مگر قضیه این نیست که پشت هر کاری فکریست ؟ : ( حالا ) ، در آن کشورها ؟

   اینجا شاید مثلا این پرسش هم پیش بیاید که اگر مثلا در شبانه روز بیست و چند ساعتش را کار کنیم ، حالا بماند که برای خود کار می کنیم یا خانواده ، جماعت و جمعه ی شهرو دیارمان و یا خانواده ی جهانی که سرپرستش آقایست که تکیه به خانه ی کعبه داده اند یا انشاءالله می دهند ؟ یا همین که طبق :( جامعه ی مدنی ) در دیارمان ایران هم گفته می شود ، ولی عملا فقط همین گفتنش را شنیده ، مثلا بنده ؟ ( چراکه ) یه نمونه مثل مدینه النبی پیامبر اکرم ( صل الله و علیه و اله و سلم  ) ش را ، حتی در سطح یک محل هم تاریخ ثبت نکرده که بجز مسجد جماعتش را مثل خانواده ی خانه ای تحت هر یک از نهادهایی که در ( جامعه ی مدنی ) که گفته شده و بشود هم بتوان پوشش داد ، چه رسد به چند محله در شهر ، استان ، کشور ووو تا جهانی که مثلا تحت سازمان ملل گفته می شود ؟  خب ، پس کی فکر کنیم ؟ در این شبانه روز را عرض می کنم ؟ چراکه مگر نه اینست که : برای هر کاری فکر کنیم ؟ مثل همان کشور های پیشرفته را عرض می کنم .

    شاید هم مثلا این پرسش پیش بیاید که بیست و چند ساعت کار فکری هم نه ، همان : یک ساعت تفکر ... ، برای چه کاری ؟ بعبارت دیگر : بفکر چی ؟

    بنده فکر می کنم که بفکر علم یا دانش آن کار ، مثل همین یافتن یافتن پاسخ پرسش هستیم و میان این و عمل هم فاصله ای نیست که قدری از شبانه روز را بفکر کاری بود و مابقی را هم مشغول بکار شد ، بلکه بقول امام علی علیه السلام : العلم مقرون بالعمل .

    و به همین ترتیب هم اندیشه و دانش را می توان گفت ، حالا دانش و اندیشه بماند تا بعد .

    در ضمن اگر تا فرا رسیدن سال نو یه فکری برای تلفن نکردم و موفق هم به همفکری ، همبستگی ووو نشدم ، پیشاپیش سال نو بهتری را برایتان آرزومندم و التماس دعا دارم خصوصا در وقت : یا مقلب القلوب ... ، تان . 

    فعلا خدانگهدار و بامید دیدار .

ارسال کننده : مریم یزدی.

 




کلمات کلیدی :

من ( می ) اندیشد .

ارسال‌کننده : در : 84/12/13 10:15 عصر

سلام علیکم .

    در این فرصت که هنوز می توانم با شما ارتباطی داشته باشم ، ضمن تشکر من باب : ... یشکرالمخلوق ... ، از آنچه که در این ارتباط دخیل است و عرض تبریک بمناسبت سالروز تولد حضرت امام محمد باقر ، باقرالعلوم علیه السلام هم در این فرصت ، هرچند بنده هم منتظرم ، ولی چرا فرصت سوزی کرد ؟

    مثلا می شود به پرسش مثلا قصه گو ی عزیزمان هم پرداخت که فرموده باشند : ... چی ... بگم ؟

    هیچی ! مثلا جریاناتی که به قول استاد شهید مرتضی مطهری ، رسیدند به حکمت متعالیه ، از کجا جاری شدند ؟ از من ؟ یعنی مثلا بنده و شما ؟ بعنوان متفکر ، اسلامی ، استدلالی ووو ؟

    حالا فرق مثلا استدلال عقلی ، فکری ووو از نظر ایشان هم بماند ، همین انشعاباتی که از من ( شما و بنده هم ) که جاری شده باشد کافیست .

    : ( چراکه ) ما داریم از فکر یا بقول خودمان اندیشه ی خودمان حرف می زنیم .

    کجا ؟

    به تعبیراتی مثل مثلا : اطاق فکر ، تولید فکر ووو هم فعلا کاری نداریم ، ولو اینکه مقام معظم رهبری هم فرموده باشند ، ( چراکه ) اینها هم برای بنده و شمای متفکر گفته می شود .

    در ( فتح دال و کسر ر ) این مثلا اطاق بروی مثلا ( ولید ) ی هم بسته شده باشد ، آیا این درحکم فاتحه ی فکر ما ( بنده و شما ) ست ؟

    چراکه : انه فکر ( اندیشید ) ... ، فقتل ... ؟ یا فرق است میان اندیشید و می اندیشد ؟   

    حرف از من ( می ) اندیشد است ، مثل مثلا : ... فکر می کنم ، : ( حالا ) در مثلا اطاق ووو ؟ یا در فرادی ، جماعت و جمعه ی شهر دیارمان ایران ؟ ویا مثلا در : ( پایگاه ) یا نهادهای دیگر ی که در به اصطلاح جامعه ی مدنی تعریف می شود و در جمهوری اسلامی ایران ما هم شناخته شده یا معروف است ؟ پس از من و منجمله اندیشه ی اوست و بعد مثلا جامعه ی اینترنتی من و متفکرش .  

    : ( راستی ) از شعبه های دیگر من متفکر چه خبر ؟ در مثلا اینترنت را عرض می کنم ، شکر خدا  جستجو گر ها و پیشرفته اش را هم که دارد و دست یابی به اطلاعات را هم گویا آسان نموده .

    یا شاید بقول دکترغریب عزیزمان در این هم : ( تقلید ) از کشورهای پیشرفته نکرده ایم ؟ و یا قضیه مثل قضیه ی جمهوریست ؟ و مثل جریان روش اندیشه بقول استادشهید می باشد ؟ یعنی وارد حوزه ی ( اسلامی ) شده و دارد جریان متعالی خود را طی می کند ؟  

    ( راستی ) ازروش اندیشه در اینترنت چه خبر ؟ داستان اینها را هم نمی توان گفت ؟ یا از آنها هم تاسی کرد ؟

    همین جمعه شب هم که به فرمایشات تابستان 1384دکتر حسن رحیم پور ازغدی از شبکه ی یک سیما گوش می دادم ، ایشان هم می فرمودند که کشور های پیشرفته : تو هر کاری فکر می کنند ، حالا کاری نداریم که هفته ی پیش فرموده بودند که دیگه حرفی برای گفتن ندارند !؟ در حالیکه ما ، مثلا ایشان ، هنوزم که هنوزه حرف برای گفتن داریم .

   بعبارت دیگر آنها نه تنها حرف زدند ، بلکه بقول ایشان حرفهایی را هم که زده اند : همه را هم پس گرفته اند !؟ ولی ما حرف ( می ) زنیم .

    خب ، بگذریم و بد نیست که این را هم عرض کنم که ایشان در فرمایشات دیشبشان در سیما این را هم فرمودند که : ما در شبانه روز باید بیست و پنج ساعت کار کنیم .

    بله ، بیکاری کار خوبی نیست ، ولی همانطور که فرمودند : برای هر کاری بی نیاز از اندیشه هم نیستیم ، یا دستکم همانطور که از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله وسلم نقل فرمودند : بی نیاز از معرفت یا شناخت ولو حسی آن هم نیستیم ، مثل مثلا همان که پیش از این بعرض رسید که منتظر شنیدن یا دیدن جریانات دیگر ی از من متفکر و یا روش آن هستم .  

    فعلا خدانگهدار .




کلمات کلیدی :

ادامه ی من متفکر

ارسال‌کننده : در : 84/12/11 10:23 صبح

سلام علیکم .

    شکر خدا ارتباط برقرار شد . پس تا فرصت دارم مطلبی را که وعده داده بودم جمع و جور کنم .

داشتیم از متفکران اسلامی و تفاوت استدلالیان را می گفتیم و یکی از دو تفاوت مشائین و متکلمین از آنها را گفتیم .

    تفاوت دیگر این دو از استدلالیان اسلامی آن را ، یعنی متفکران را استاد شهید چنین فرموده اند :

    یکی دیگر این که متکلم ، برخلاف فیلسوف ، خودرا " متعهد " می‏داند ، متعهد به دفاع از حریم اسلام . بحث فیلسوفانه یک بحث آزاد است یعنی‏ فیلسوف هدفش قبلا تعیین نشده که از چه عقیده‏ای دفاع کند ولی هدف متکلم‏ قبلا تعیین شده است .

    بعد هم استاد متکلمین از آنها ، یعنی استدلالیان از آنها را ، یعنی اسلامی از آنها را ، یعنی متفکران از ( من ) را که شامل : همانا ( او ) فکر کرد ، نیز می شود ، در انشعابی دیگر چنین می فرمایند :

    روش کلامی به نوبه خود به سه روش منشعب می‏شود :

    الف - روش کلامی معتزلی .  

    ب - روش کلامی اشعری .  

    ج - روش کلامی شیعی .

    خب ، فعلا به همین مختصر از تفکر متفکری چون ایشان بسنده می کنم و فکر نمی کنم دیگر نیازی باشد که به انشعابات یا تقسیمات دیگری که گویا مورد نیاز ( خواهرمان ) بوده باشد بپردازیم .

    فقط فکر می کنم اگر به یکی دو نکته اشاره کنم بد نباشد .

    یکی اینکه شاید کسی انشعابات یا تقسیمات دیگری را بفرماید ، یا از قول استادی دیگر و یا در تکمیل فرمایشاتی که از استادشهید نقل قول شد ، مثلا بقول مقام معظم رهبری ، بسنده به این نکینم یا : ( متوقف ) در ایشان نشویم و یا ... .

    که بنده هم منتظر آن خواهم ماند ، ولی این نکته را هم فراموش نکنیم که مثلا استاد شهید که  در آغاز این انشعابات ، در پیشگفتار همین اثر خوبشان فرموده اند :

    ... ضمنا لازم است یادآوری شود که کلیات علوم اسلامی به دو بخش تقسیم‏ می‏شود : علوم عقلی و علوم نقلی ... .

    در اثر خوب ( تعلیم و تربیت در اسلام ) ایشان به نقل از امام علی علیه السلام می توان دید که :

    العقل عقلان ... .

    و : بشرح ایضا :

    العلم علمان ... ، را و در ادامه ی این دو قسم از خرد و ( بشرح ایضا ) دانش ، امام علیه السلام فرمود اند :

    ... ولا ینفع ( المسموع ) اذا لم یکن ( المطبوع ) .

    این را فقط برای شنیدن تقسیم دیگری که فرموده شود عرض نکردم ، : ( چراکه ) شامل مثلا دیدن نوشته ی آنهم می شود .  

    بامید فرصتی دیگر انشاءالله تعالی ، فعلا خدانگهدار .




کلمات کلیدی :

برای دانستن اندیشیدن : ( حق ) ماست .

ارسال‌کننده : در : 84/12/2 9:21 صبح

سلام علیکم .

    آری ، یادم نرفته که از ( من متفکر ) می گفتیم ، اصلا مقصودم از این وبلاگ همین بوده و هست و خواهد بود ، پس این میان برنامه و بقول رسانه ی ملی خودمان این چیه ( وله ) هم در همان راستاست .

    چندی پیش خواهرمان سر کار ( مرضیه خانم ) در اظهار نظری مطلبی فرموده بودند که بد نیست الآن به آنهم بپردازیم .

    وجوب طلب علم یا جستجوی دانش را که شنیده ایم : طلب العم فریضه ... .

    حالا کاری نداریم مثلا به آمریکا که مثل ما به این قضیه نگاه نمی کند و مقصود از مثلا این حرف ما : ( دانش هسته ای حق مسلم ماست . ) را طور دیگر می ( سنجد ) ، ولی جلوی فکر کردن را مگر می شود گرفت ؟

    آری !؟

    شماچه فکر می کنید ؟

    بنده فکر میکنم مانعی ندارد که استادی متوسل به عقل یا خرد شاگردش هم شود که مثلا : بهترست که بداند . یا دست روی قلب یا دل او هم بگذارد که مثلا : دوستدار دانشست ، ولی این وسط طالب علم یا جوینده ی دانشش به رشد فکری هم نیاز دارد و فقط نیازمند رشد عقلی نیست ، همینطور حب و بغض قلبی و بروز احساسات هم .

    آیا فقط طالبان علم یا جویندگان دانش در حوزه و دانشگاههای ما چنین نیازی دارند ؟ یا مثلا فقط دانش آموزان مثلا دبیرستانی ما توان اندیشیدن دارند ؟ یا دانش آموزان دوره ی راهنمایی تحصیلیمان نمی توانند بیندیشند ؟! و وقتی مثلا در سال اول دبیرستان بعنوان مثال منطق ریاضی را خواندند می : ( باید رعایتش ) کنند ؟

    دانش آموز دوره ی ابتدایی چطور ؟ پیش دبستانی و در خانه چطور ؟




کلمات کلیدی :

من متفکر

ارسال‌کننده : در : 84/11/28 1:38 عصر

سلام علیکم .

    هر چند هر از یک ما یعنی بنده و شما هم گفته باشیم که : ( فکر ) می کنیم ، و دیگر ی از ما هم مثل مثلا دکارت که دیدیم که گفته است : من ( فکر ) می کنم ... ، و علاوه بر ما خدای ما هم در قرآن فرموده : انه ( فکر ) ... ، شاید هنوز یکی پیدا شود که بگوید که ( من ) فکر نمی کنم ، یا مثلا : ( فکر ) نکرده ام . هر چند فرق چندانی میان این دو هم نیست ، در آنجا که چه می کند ؟! مگر اینکه بپذیریم که ( بیکار ) ست و هیچ کاری نمی کند و مثلا حرفی هم ( نزد ) !؟ چه بامعنی و چه به اصطلاح بی معنی مثل نمی کنم ، نکرده ام ، بیکار و نزد که گفتیم !؟

    حال بماند که گفتیم ملای رومی که می گوید :

                 ای برادر ( یاخواهر ) تو همه اندیشه ای

                                                         ما بقی تو استخوان و ریشه ای

    که مثلا دکارت شاید گفته باشد که ( من ) همه اش ( فکر ) ست و ما بقی هم ندارد . چراکه مثلا یکی از عزیزان در اظهار نظرشان علاوه بر فکر برای آدمی مثل من مثلا عقل هم قائل شده اند و همچنین عشق و شایدهم حس هم . حالا مثل مولانا که می گوید :

                 ای برادر ( یاخواهر ) یکدمی عقل با خود آر

                                                         دم بدم در تو خزان است و بهار

    یامثلا عشق باخود آر هم ؟ بماند .

    : ( چراکه ) گفتم بد نیست که ببینیم مثلا ایشان ، مولانا را عرض می کنم ، جزو کدام یک از متفکرانست ؟! آنهم با فکر متفکری مثل استاد شهید مرتضی مطهری . چرایش را در ادامه ی این گفته کم کم خواهیم دید ، هرچند که در همین نوشته هم پیدا باشد .

    ایشان ، یعنی استاد شهید ، در اثر خوب آشنایی با علوم اسلامی جلد اول قسمت فلسفه در درس پنجم به حکمت متعالیه می پردازند و می فرمایند :

    در درس گذشته ، اجمالا به چهار روش فکری در دوره اسلامی اشاره کردیم و نمایندگان معروف آن را نیز نام بردیم . اکنون اضافه می‏کنیم که این چهار جریان در جهان اسلام ادامه یافتند تایک نقطه به یکدیگر رسیدند و جمعا جریان واحدی را به وجود آوردند . نقطه‏ای که این چهار جریان در آنجا با یکدیگر تلاقی کردند " حکمت متعالیه‏ " نامیده می‏شود . حکمت متعالیه به وسیله صدرالمتألهین شیرازی ( متوفا در سال 1050 هجری قمری ) پایه گذاری شد .

    در درس گذشته هم استاد شهید چنین فرموده بودند :

    علیهذا مجموع روشهای فکری اسلامی چهار روش است و متفکران اسلامی چهار
دسته بوده‏اند . بدیهی است که مقصود ما روشهای فکریی است که به معنی عام‏
رنگ فلسفی دارد یعنی ، نوعی هستی شناسی و جهان شناسی است . ما در این‏
درس که درباره کلیات فلسفه بحث می‏کنیم ، کاری به روشهای فکری فقهی یا
تفسیری یا حدیثی یا ادبی یا سیاسی یا اخلاقی نداریم که آنها داستانی دیگر
دارند . نکته دیگر این است که همه این روشها تحت تأثیر تعلیمات اسلامی رنگی‏
مخصوص پیدا کرده‏اند و با مشابه‏های خود در خارج از حوزه اسلامی تفاوتهایی‏
داشته و دارند . و به عبارت دیگر : روح خاص فرهنگ اسلامی بر همه آنها
حاکم است . آن چهار روش فکری عبارت است از :

    1 ـ روش فلسفی استدلالی مشائی : این روش پیروان زیادی دارد . اکثر فلاسفه اسلامی پیرو این روش بوده‏اند .

در این روش‏ تکیه فقط بر استدلال و برهان عقلی است و بس .

    2 -  روش فلسفی اشراقی : در این روش به دو چیز تکیه می‏شود : استدلال و برهان عقلی ، و دیگر مجاهده و تصفیه نفس . به حسب این روش ، تنها با نیروی استدلال و برهان‏
عقلی نتوان حقائق جهان را اکتشاف کرد .

    3 - روش سلوکی عرفانی : روش عرفان و تصوف فقط و فقط بر تصفیه نفس‏ بر اساس سلوک الی الله و تقرب به حق تا مرحله وصول به حقیقت تکیه‏ دارد و به هیچ وجه اعتمادی به استدلالات عقلی ندارد . این روش پای استدلالیان را چوبین می‏داند . به حسب این روش‏ ، هدف تنها کشف حقیقت نیست ، بلکه رسیدن به حقیقت است .

روش سلوکی عرفان با روش فلسفی اشراقی یک وجه اشتراک دارد و دو وجه‏ اختلاف . وجه اشتراک آن دو ، تکیه بر اصلاح و تهذیب و تصفیه نفس است . اما دو وجه اختلاف ، یکی این است که عارف استدلال را به کلی طرد می‏کند ولی فیلسوف اشراقی آنرا حفظ می‏نماید و فکر و تصفیه را به کمک یکدیگر می‏گیرد . دیگر این که هدف فیلسوف اشراقی مانند هر فیلسوف دیگر کشف‏
حقیقت است اما هدف عارف وصول به حقیقت است .

    4 ـ روش استدلالی کلامی : متکلمین مانند فلاسفه مشاء تکیه‏شان بر استدلالات‏ عقلی است ولی با دو تفاوت : یکی این که اصول و مبادی عقل که متکلمین بحثهای خود را از آنجا آغاز می‏کنند با اصول و مبادی عقلی که فلاسفه بحث خود را از آنجا آغاز می‏کنند متفاوت است .

    این گفته ادامه دارد .




کلمات کلیدی :

من ...

ارسال‌کننده : در : 84/11/22 10:54 صبح

محمد حسین (شنبه 22/11/1384 - 9:1 ص )
سلام بزرگوار. ان شاالله که مولایمان می آیند. اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه. التماس دعا.  
 
پست الکترونیکی raoof_montazer@yahoo.com beyadeoo.blogfa.com نشانی سایت
پاسخ مدیر وبلاگ ( شنبه 22/11/1384 - 10:47 ص )

علیکم السلام ، بله انشاءالله ، ولی از کجا ؟ به کجا ؟ آیا یعنی خودشان را نشان می دهند ؟ به کی ؟ به من ؟ این من شما و بنده می تواند باشد . خب ، من عاقل ، متفکر ووو ؟ یا من عاشق ؟ حالا عاشق مثلا عاقل ؟ یا دیگر ؟ هم بماند . ممنون خواهم شد که این را بفرمایید . مثلا آیا منتظرند که ( جیش ) عاقلی پیدا شود که خود را نشان دهند ؟ یا 313 تا عاشق ؟ حالا عاشق چی و کی هم بماند ، : ( چراکه ) مراد از عاقل اینگونه که برای عاشق گفته شد نیست . ( چراکه ) کافیست که عاقل باشد . راستی 313 تا متفکر پیدا شده که 313 تا عاقل پیدا بشه ؟ یا قضیه طور دیگریست ؟ چراکه شاید عاقل فکر می کند که آقا می آید ؟ وهمینطور دوست هم می دارد که بیاید ؟ شایدم چی ؟ آری برادر ، شایدم عاقل شدن همانا و ... . عاشق شدن هم ؟ ممنون و محتاج دعایتان .




کلمات کلیدی :

من فکر می کنم .

ارسال‌کننده : در : 84/11/20 11:8 صبح

 

بسم الله الرحمن الرحیم .

    اذا وقعت الواقعه ، ... .

سلام علیکم .

    لایوم کیومک را خطاب به امام حسین شنیده  یا خوانده ایم ، دستکم حالا .

خطیب هم آقا امام حسن علیه السلام است و مقصود امام پیش از امام حسین علیه السلام است ، چرا که در میان امامان دیگر  به اسامی علی ، حسن ، حسین ، جعفر و موسی که درود خدا بر آنان باد ، نام امام یازدهم نیز حسن است .

    خب ، چرا برادر بزرگتر امام به ایشان ( می ) فرماید که : نیست روزی مانند روز تو ؟

    آیا خبر از روز جدشان و پدر ومادرشان دارند؟ از روز امامان  از نسل برادرشان چطور ؟

    از روزی مانند روز جهانی قائم ال محمد صلی الله علیه واله چطور؟!

    آیا شما هم مانند من فکر می کنید ؟

    مگر من چه فکر کرد ؟

    والسلام علیکم و رحمه الله و بر کاته .

    

 




کلمات کلیدی :

: ( من ) فکر می کنم .

ارسال‌کننده : در : 84/11/1 10:54 صبح

سلام علیکم .

شنیدیم که ولید بن مغیره فکر کرد  ، آنوقتی که : (همفکرانش درباره قرآن از او داوری خواستند) فکری کرد و اندازه‏ای گرفت (18) .

این را در تفسیری از آیه ی  ( انه فکر و قدر ) دیدیم .

مثل همین کار را هم شنیده ایم که مثلا دکارت فرانسوی هم کرده  ، در قرن شانزدهم میلادی  و بقول شهید مطهری در پاورقی اصول فلسفه و روش رئالیسم مرحوم علامه طبا طبایی  : ( همزمان با ملا صدرای شیرازی ) .  

یعنی  در حالیکه یکی از ایندو در کوههای فنلاند انزوا گزیده بود ـ مثل الآن که شما و بنده به طور و شایدم حرای اندیشه آمده ایم ـ و مثلا وقتی هم از او داوری خواستند که مثلا ( من کیست )  ؟ گفت  : ( من فکر میکنم  ، ... ) ، یکی هم همزمانش ( در قرن یازدهم هجری قمری )  در کوههای کهک قم فکر می کرد و می سنجید یا اندازه گیری می کرد .

امروز بنده کاری به این ندارم که  مثلا گفته شده : ای برادر ـ یا خواهر ـ تو همه اندیشه ای  ، و مابقی هم اگر دارم ( استخوان و ریشه ) است .

فعلا حرف اینست که آیا مثلا همین را که ملای رومی گفته برای بنده و شما و همینطور ، بلکه اول هم برای خود ، چه فرقی دارد با حرف ولید که فکر کرده و گفته گفته های پیامبر چیست ؟ مگر قرآن نگفته بنده یا شما کیسیتم ؟

آیا مثلا دکارت فکر نکرده و نسنجیده ( من ) را ؟ 

یا او هم بعنوان مثال ، مثل ولید فکر کرده و سنجیده ، ولی مثلا آیه شامل حال او نمی شود ؟

ممنون از همفکری شما در این : ( داوری ) هم .

نا گفته نماند که بنده امروز ـ که هوا برفیست ـ سر کار نرفتم و فرصتی داشتم برای نوشتن این  ، ولی همه که مثل من این فرصت را شاید نداشته باشند و از کار و زندگیشان بزنند تا فرصتی برای همفکری داشته باشند .

پس از ایشان بابت اینهم ممنونم و آنچه هزینه می کنند برایش .

امیدوارم ( قدر ) دانش باشم انشاءالله تعالی .  




کلمات کلیدی :

( من ) فکر می کنم .

ارسال‌کننده : در : 84/10/29 11:29 صبح

سلام علیکم .

در اوایل سوره ی مائده در آیه ای آمده : ... الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون ... . یعنی  امروز از ( من ) بترسید .

ضمن عرض تبریک بمناسبت امروز ، ( من ) فکر می کنم که پس از ذکر یا بقول خودمان ( یاد ) آوری تعریفی از فکر که دیگری کرده  هم  می توان رویش فکر کرد .

حتی اگر این تعریف از آن پیامبر باشد و حتی  خاتم پیامبران ، چه رسد به اینکه صاحب تعریف مثلا عالم یا دانشمندی باشد .

: ( چراکه )  اگر قرآن مارا دعوت به تفکر کرده باشد و تعریفی از آن هم بما نداده باشد ، پس ما را دعوت به چه کاری کرده ؟

آیا به اینکه بگردیم و ببینیم که مثلا معلم اول ، یا ثانیش و یا مثلا بوعلی می گوید که فکر یعنی این و ما هم آنگونه فکر می کنیم ؟ و منطقی فکر کردن هم یعنی این ؟

امروزه !؟ هم که مثلا ژرژ کانتور تئوری مجموعه ها را داده و بقول برتراند راسل هم ژرژ بول منطق را وارد ریاضی کرده و منطق ریاضی یا کامپیوتر جا باز کرده و بلکه این تئوری و جبر گزاره ها بجای دو باب معرفت و حجت قدیمی روش  تحقیق را بدست گرفته باشد هم همینطورست  ، خصوصا اگر حرف از تولید علم یا دانش می زنیم که تعبیر تولید فکر هم داریم و مقصود هم بروش جدید هم باشد .

خلاصه اینکه ( من ) فکر می کنم  ؟ یا  ( آنها ) فکر می کنند ؟ بجای من .

شما چه فکر می کنید ؟

چه می کنید ؟

آیا بازهم بریم ببینیم که ( آنها ) چه می گویند ؟

یا شما هم مثل ( من ) فکر می کنید ؟

تبریک عرض می کنم  .

 




کلمات کلیدی :

نگاهی به آیه ی ( همانا اندیشید و سنجید )

ارسال‌کننده : در : 84/10/23 11:13 صبح

سلام علیکم

بااجازه ی عزیزی که در قسمتی از پیام خصوصی خود فرموده اند 

سلام علیکم .

... با اجازه می خواهم بگویم که در ادامه ی ایه ی مذکور نازل شده که : ( فقتل کیف قدر ، ... ) .

خلاصه اینکه آیا چون فکر کرد  : (  پس کشته شود ... ، سپس کشته شود ... ) ؟ که در دو آیه ی بعدی آمده ، که مثلا خطا کار ی در اندیشیدن را نتیجه گرفت ؟

بازهم پوزش می خواهم که بجای پرداختن به پرسش شما ، این پرسش را مطرح می کنم . و ... . 

گفتم که نظر شما را هم داشته باشیم . 

ضمن پوزش مجدد از ایشان ، فعلا خدا نگهدار . 

 




کلمات کلیدی :

   1   2      >