سفارش تبلیغ
صبا
1 2 >

بِوَفتِ سلام :

سلام علیکم ، شب بخیر .

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

اللهم لک ... و علی رزقک ... تقبل منا .

السلام علیک یا خلیفة (الف) الرحمن .

یادآوری :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

گفتم (ب) که استاد شهید شهادتی مثل تشهد نماز رو به معنای :"درک" یا بقول خودمون دریافت گفته اند ، حالا درک کی !؟ خب بله درک کننده یا دریافت کننده ، ولی روشن نفرموده اند ، صرف نظر از انواع و اقسام :"ادراکات" ی که گفته میشه ، مثلا :"حسی" ، "قلبی" و عقلی ، پرسش اینه که اگه بقول ایشون ، که در مثلا اثری از آثار بدون استثناء خوبشون اومده باشه ، البته بعد معلم ثانی یا فارابی ! یه درک :"تصور" ی و یه درک "تصدیق" ی داشته باشیم :"ما" و صرف نظرم از "ما!" ، که :

اگه و فقط اگه یه "تصور" و یه "تصدیق" داشته باشه ، آنگاه ما فقط یکی از ایندو که نمی تونه باشه ! بلکه :"جامع" ایندوس و بقولی :

آندو زیر مجموعه ماست !

و حتی صرف نظرم از اینکه پیامبر صل الله علیه و اله و سلم فرموده باشن که آنگاه :

یکی از این دو :"امام" دیگریس !

ووو ؟ که در حوصله ی این فرصت (پ) نیست ، پس سلام نماز بعد تشهده !

یعنی چی !؟ یعنی پس از درک یا دریافت اینه که خدا یکیست و محمد (ت) بنده و رسول اوست .

بشرح ایضا سلام دهنده هم !

در سلام دادنای روزمره هم همینطوره ، مثلا وقتی یکی رِ می بینیم بهش سلام میدیم ! و میگیم :

سلام علیکم !

یا بجایی وارد میشیمم ، ولو اینکه بفرموده خدا و پیامبرشم ، در اونجا هیشکیم نباشه ! و بچشم نیاد !

همینطور سلامی که در مثلا زیارت داده میشه و زیارتنامه ها اومده هم پس از درک یا دریافتی از سلام دهنده هست ، حالا چه :"قدر" !؟ مونده به :"اندازه" ی درک یا دریافت ما و بقول پیروان مثلا معلم ثانی : معرفت و حجت ما!

یا :

علم یا دانش ما !

چراکه بقول ایشون و پیروان ایشون :

علم یا دانش عبارته از :

تصور و تصدیق !

حالا اگه بقول استاد شهید ، در آثار بدون استثناء خوبشون : این کار همه ی علما و یا دانشمندا در دیگر علوم ، که گویا مراد از دیگر شامل همه ی علوم یا دانشهای دیگر از نه تنها :"فلسفه" ! بلکه :"منطق" م میشه ! منجمله :"منطق جدید"م ! و حتی :"فازی" ی اونم ! باشه ، که :"ابتدا تعریفی دارن و سپس براش دلیل میارن" ، سلام اونا هم بعد نه تنها معرفت یا شناختشونه ! بلکه بعد تصدیقشونم هست !

حالا سلامشون چه سلام آغازین باشه ، و چه پایانی ! البته بعد سلامی که بهشون رسیده باشه ! و گرنه این :"سلام" رِ از کجا آوردن !؟ مثل هر حرف دیگری که بخوان بزنن و روزیشون نشده باشه :"به ! وقت سکوت" ی که شکسته شد و بگوششو رسید ! نه گوش دادن ! ولو بفرمان شنواییم ! چه رسه به :"دل" خواه ! که اگه تو یه کتاب یا نوشته و یا مثلا مقاله ی علمی ازش ، بعنوان فرمانده حواس ! و منجمله شنوایی ، حرفی زده شده باشه سلام منو بهش برسونید !

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا (ث) بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

یاد تعبیری از مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی ایران افتادم ، ولی حرکت بعد :"توقف" ی هست ! بعد "توقف ی در استاد شهید" ، که داشته ام .

حالا بمونه که مقصود از عدم توقف یا حرکت چیه !؟ مثلا ادامه ی راهه !؟ یا ... ؟

شب بخیر .

----------------------

الف : جانشین ، نایب ، ...

ب : در نوشته ی قبلی ، با عنوان :"به وقت شهادت" .

پ : آخه علاوه بر اینکه بعد یه روز کاری خوابم فرصت بده ، فردا چی !؟ که ان شاءالله صورت حساب یه طبقه رو بتونیم تحویل صابکار بدیم و دریافتی داشته باشیم ! # و ...

ت : اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم .

ث : شب قدر ، شب چهارم ! پیش از شب پایانی :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، سَلَامٌ هِی حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ . ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... . 


  

به وقت شهادت :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یجْعَلْ لَهُ عِوَجًا ، ... .

با سلام و وقت بخیر به بچه های گلم .

یادآوری :

یادم میاد قبلا ، در اینجا هم ، گفتم ، به نقل از آثار بدون استثناء خوب استاد شهید مرتضی مطهری ، که شهادتی که پیش از سلام در نماز داده میشه ، فرق داره با شهادتی که برا ثابت کردن چیزی در مثلا دادگاهی داده میشه .

چراکه بقول ایشون ، استاد شهید ، یگانگی خدا که مونده به شهادت ما نیست ، خدا یکیه ، چه ما شهادت بدیم و چه یگانگیشو درک یا دریافت نکرده باشیم ! چراکه بقول ایشون این شهادت داده یعنی درک یا دریافت ، یعنی درک یا دریافت کردیم که خدا یکیست .

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، قُلْ أُوحِی إِلَی أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

اوقات تشهد :

در تشهد نماز چه در نماز دو رکعتی که پیش از سلام داده میشه و نماز تموم میشه ، و چه در نمازای سه و چهار رکعتی که دو بار (پ) داده میشه ، شهادت به رسالت پیامبر صل الله علیه و اله و سلم ، بعد شهادت به یگانگی خداس ، چراکه ایشان بنده و رسول خدا هستن .

فکر می کنم اینم قبلا گفتم ، در اینجا هم ، که نقله از آقا امام علی علیه السلام پرسیده باشن که چرا خدا یکیه ؟ ایشان در پاسخ فرموده باشن که اگه یکی نبود ، خب اون یکی دیگه و بشرح ایضا دیگه ها هم پیامبرشونو می فرستادن دیگه ! ولی پیامبرایی که اومدن گفتن که از طرف خدای واحد اومدن !

پس درک یا دریافت از فرستاده ی خدا ، پس از درک یا دریافت خدا و یگانگی اونه .

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیءٍ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ . ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

حالا بمونه برا فرصت دیگه ان شاء الله ، که خدا نه تنها قابل درک یا دریافت ما نیست ، بلکه :

لا اله الا الله

در اینم یکیه ! یعنی نه تنها بقول مثلا منطق جدید علم یا دانش ! بشری ، که میگه باب معرفت یا شناخت نداریم ! ولی گفتم که ، در اینجا هم ، مثل باب معرفت قدیمیشو داره ! وگرنه باب :"حجت" ش یعنی چی !؟

بقول استاد شهید :

برا چی دلیل میاره !؟

برا :"هیچی" !؟ خب بله برا "هیچیش" چرا ! مثل همون هیچی شامی کبابی که تو :"کتاب" ریاضی سوم ابتدایی به احمد و اکرم رسیده ! که اگه زمان شاه بود فرقش این بود که بجای احمد و اکرم شاید به بچه هایی با نامهای دیگه هم میرسید !

و قابل درک یادریافت بود براشون ! مثل شامی کباب ! و بعبارت دیگه مثل خدا !

البته نه فقط خدا ! بلکه مثل دیگر ناشناخته ها یا بقول اونا :"تعریف نشده ها" ، مثل نقطه ، خط ووو

در حالیکه :

لا اله الا الله

تعریف نشدنی و شناخته نشدنی یکیه ! والحمدلله ، نه یکی دیگه هم ! چه معرفتا و چه تصدیقا ! البته نه بقول ابواب منطق قدیمش ! که در عهد رنسانس یا انقلاب صنعتی در اروپا ، غرب و بشرح ایضا دنیاشم ! منجمله ایران و بعد انقلابم ! گفته شد کنار گذاشته شده و منطق جدیدی سرداده شد که بر :"مشاهده" استواره ! بعبارت دیگه بر شهادت اعضای حسی !

خب قبلتم ! کدوم حس !؟ چراکه :

اگه و فقط اگه دوتا حس داشته باشیم چی آنگاه !؟ یا آنوقت !؟ اونوقت به وقت کدوم یکی از ایندو !؟

آیا بوقت :"یکی" بودن یا شدن ایندو !؟ و مثلا بقولی :"حس ششم" !؟ خب اینم که هنوز : حسه ! # و بقولی شد :

پنج بعلاوه یک !

# و نه حتی پنج پنج یکی !

 ... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، یس (پب) ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

-----------------------------

پاورقی :

پ :

یه بار در رکعت دوم و یه بارم بعد صلاة النبی ، یا نماز پیامبر و پیش از سلام .

پب :

حالا :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ (ب) ، ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

که در نوشته ی قبلی گذشت بمونه ! و اونم # وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ ، که حکمش مثل حکم یکی از :"پنج بعلاوه ی یک" باشه که با رفتنش مذاکره و بقولی :"برجام" والسلام ! 

----------------------------------- 

ادامه ی :"کلیدواژه" : 

پیامرسان یکی!؟+پیامرسان صهیونیست!؟+ یا پیامرسان یکی بنام :"جمهوری اسلامی ایران"!؟ والسلام !؟+وبقول مثلا آقای مهران مدیری در :"مرد هزار چهره" : # و دیگر هیچ!؟


  

به وقت نماز پ :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ (الف) ... .

سلام علیکم

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، وَمَا أَدْرَاکَ ؟ (ب) ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

خب شکر خدا نیمه ی دوم ماه مبارک رمضانم درک کردیم و تا بازم یادم نرفته برا شادی روح اونایی که درک یا دریافتش نکردن و از میون :"ما" رفتن یه حمد و سوره (ث)ای بفرستیم .

خب به کدوم نیمه !؟ نیمه مربیان !؟ مثلا بقول فوتبالیا !

یا بقولی مثلا نیمه ی : ببینم چیکار میکنی !؟ یا میکنین !؟ یا می کنیم !؟ ما !

خب کدوم ما !؟

مثلا چشم ما !؟ یا مثلا گوش ما !؟ و یا ... ما !؟

حالا بقولی :"مابعد طبیعه" ی ما و و اونم :"وسط" یم داشتنش مانند مثلا :"ریاضی" بمونه !

راستی امروز ، اونم نخستین جمعه ی نیمه ی دوم ماه مبارک رمضونو ، داشت یادم میرفت تبریک بگم !

--------------------------

زیرنویس :

الف :

رَبِّ الْعَالَمِینَ ، الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، مَالِکِ یوْمِ الدِّینِ ، ... ؟!

ب :

مَا لَیلَةُ الْقَدْرِ ، ... ، سَلَامٌ هِی حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (پ) .

پ :

علیکم السلام ! (ت)

ت :

ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

ث :

که بقول پیامبر صل الله علیه و اله و سلم نماز بدون :

... ، قُلْ (ج) ... .

م نداریم ! و نقله که یکی اومد نزد ایشون و خبر ! داد که علی طبق سفارش شما عمل نمی کنه و در هردو رکعت نماز یه سوره ی رِ می خونه ! وقتی پیامبر ایشونو خواست و پرسید ، در پاسخ گفته شد که من این سوره رو خیلی دوست دارم ! بعبارت دیگه یعنی میشه در هردو رکعت نمازم خونده بشه !

ج :

هُ(چ)وَ اللَّهُ ... .

بعبارت دیگه یعنی از :"کتاب الله" سوره ی حمد و توحید ، یا اخلاص و یا بنامهای دیگرش ، واجبه ، و از :"قرآن عظیم" م سوره ی توحید و یا ... .

چراکه نماز واجبه و نماز بدون این دو سوره نداریم .

چ :

؟!

آیا : قُلْ ؟ و آیا ... بمونه ! فقط همونطور که در نوشته ی قبلی گفتم آیا بفرمان دل یا قلب !؟ م !؟ یا بفرموده ی منطق علوم ، و گفتم بدون استثناء ، بفرموده ی نهایتش حسی !؟ اونم نه حسی از حواس :"پنجگانه" و حتی یکی از :"دو" حسم ! که گفتم بقول منطق ریاضی :

اگر و فقط اگر دو حس داشته باشیم ، آنگاه (تازه) حسی داریم که آندو حس زیرمجموعه ی آنند !

حالا بمونه که بقول پیامبر صل الله علیه و اله و سلم لازم نیست که سومیشم ! داشت ! چراکه یکی از آن دو مثلا حسم می تونه فرمانده یکی دیگه باشه !

مثلا مانند همون که در نوشته ی قبلی گفته شد ! وقتی که حرف رادیوی اون شرکت واحد ! به گوشم رسید و خواستم ببینم ! چی میگه !؟ البته بعد اینکه مثل رسیدن به گوشم به حسشم رسید ! که در نوشته ی قبلی اینم گذشت !

کدوم حرف !؟ خب مثلا بقول ژاپنیا : ماهی نباشی :"راهش" نیست و ماهیگیری راهشه ! حالا مثلا :"عسل" یشم ! بمونه ! اونم تو این ماه ! و اونم تو هردو نیمه ! نه اینکه بقولی یه نیمه :"ببینم چی میکنی!؟" م داشته باشه !

که دیشب در :"تیکه" های که تلویزیون داشت از فرمایشاتی :"می پاشید" اومده بود ! که نیمه ی دومشم :"پشت پرده" ! بود ! که مثلا :"می خوای ازدواج کنی؟" خب :"پشت پردس" ! و ...

پس : مثلا بقول برنامه ی :"ماه عسل" کافیه یه یه زوج از آمریکا و کانادا بیان برن نقطه ی :"محروم" و مثلا مدرسه دُرس کنن ! یا مثل :"قعله گنجی"ا منتظر مسئولی نمونی که بیان و اونم تو کمتر از :"هفت" سال ناامیدی رو به امید تبدیل کنن ، و ... "پاشی" های دیگه ! مثلا همین دیشب ! که جا برا سوزن انداختن تو محل برنامه اش نبود !

البته برنامه اش یعنی نه فقط برنامه ی مجری برنامه ! که مثلا مانند :"پنج" عضو :"بدن" ما ، که حتی حواس ما رو نمایندگی میکنه ! اونم بقولی یه :"اطاق فرمان" ی داره ! حالا فرمانده اونم بمونه ! تا برسه به اونی که :"یکی" س ! و :"صمد" ه !

یعنی نه تنها بقول :"باب معرفت!" منطق ریاضی ، زیر مجموعه فرماندهی نیست و زیر مجموعه ای فرماندهم نداره ، بلکه در کنار (ح) شم نداره !

ح :

کُفو :

... کُفُوًا أَحَدٌ . 


  

فقط نمازِ ب :

سلام علیکم و شب بخیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ، إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ ... .

با اینکه امروز سرکار بودیم و بنا نبود دست به قلم بشم ، ولی همونطور که دیشبم بمناسبت رحلت امام جمعه ی سابق ولایتم ، آذربایجان غربی ، یادی از ایشان شد ، گفتم شب سوم ایشونم تسلیتی گفته باشم .

خصوصا برا :"اقامه" نماز جمعه به امامتشون در ارومیه ، مرکز استان .

حتی برا :"خواندن" اونم ، که به نقل از ایشون گفتم که حضرت امام (ره) فرموده بودن :

فقط نماز بخونن .

چراکه :"خواندن" م یه کاره ، و امامت فقط در نماز ی مثل جمعه لازم نیست ، بلکه در نماز جماعتم لازمه ، و گفتم که نماز فرادی هم امام داره ، حالا چه امام ، بنا بر نقلی که از آفا امام امیرالمومنین علیه السلام که نقل کردم ، مثلا امام عضوی باشه ، و چه امام حسی که قبلا گفتم حتی در حوزه ، یا بعبارت دیگه :"مدارس ویژه ی علوم دینی" حتی جمهوری اسلامی ایرانم حرفی از اون نیست ! در حالیکه گفتم قبلا ، که قرآن نازل شده بر اونه و بر اونمه همه ساله و در این ماه و شب قدرش !

چه رسه به "مدارس ویژه ی علوم دینی" بقولی :"اهل سنت" و اونم مثلا در عربستان سعودی ! که حرفی ازش زده شده باشه ! خب از مراکز علمی دیگه ، حتی در جمهوری اسلامی ایرانم که انتظار نمیره ! چه رسه به مراکز علمی اونم مثلا آمریکا !

خب ! این رِ فرصتی لازمه که در حوصله امشب و اونم بعد یه روز کاری و خسته و نیازمند خواب ! خارجه ، ان شاءالله که فرصتش دست بده !

پس امشب فقط می خوام اینو بگم که مثل اون "خوندن" که گفتم ، هرکاری که "اقامه" میشه امام داره ! و بدون امام کاری ، حتی حرفشم ! اقامه نمیشه ! نشده هم ، نخواهدم شد !

حالا اگه امامش بقولی :"غایب از نظر" باشه ، خب از نظر غایبه ! خب اونم برا اینکه :"نظر"م یه کاره دیگه !

حالا امامش چیه بمونه ! ولی "نظر" کننده ، یا نظر دهنده چی !؟

مثلا قصد امامت چی رِ داره !؟

چراکه مثل :"گوینده" هست ! که برا :"گوش" ی میگه ! که بحثش گذشت ! حالا گفتش هرچی که باشه ! که بقول درسهایی از قرآن امروز آقای قرائتی : خودشه ! قد مثلا :"علم" یا دانشش !

حالا بمونه که بقول استاد شهید مرتضی مطهری ، در آثار بدون استثناء خوبشون ، بعد معلم :"ثانی" ، یعنی فارابی :"معرفت"م علم یا دانش بحساب اومده !

بعبارت دیگه :"تصور" م مثل :"تصدیق" علم یا دانش بحساب میاد ! و مثلا بقول منطق تفتازانی :

علم اگه همراه با نسبت باشه تصدیقه ، والا تصوره !

والا هم بقول مثلا حاشیه ی ملا عبدالله یعنی :

اگه همراه با نسبت نباشه !

در حالیکه مقوله ی معرفت ، با مقوله ی مثلا حجت ، دوتا مقوله هستن ! و نه فقط برا گوینده اش ، بلکه در "ثانی" برا گوش دهنده به اونم ! چه برا شنیدنش ! یعنی به امامت شنوایی ، و چه برا دونستنش ! و امامت فکر یا اندیشه !

... ، الْحَمْدُ ... ، إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ ، ...  ُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

آیا با شنیده هاش اندازه گرفت !؟ یا با دونستنیاش !؟ بمونه برا فرصتی دیگه ان شاءالله !

... إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ، رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَینَهُمَا ... .

شب بخیر . 


  

پنجره ی چ (الف) :

... ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ ... وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم

به وقت عشا :

ضمن آرزوی اینکه از ایّام فاطمیه بهره ی لازم رو برده باشین ، و ما رو هم بقدر کافی بی نصیب نذارین ، خصوصا :"فی سبیل الله" و و اونم با :"انفاق" در " اون راه" که اونقد عقب نمونیم که دیگه حتی بچشم نیایید ! نه اینکه ادعا میشه ! مثلا (ب) تحت عنوان :"همراهی" ! ولی هیچ "همراهی" از ما حتی بچشم ! که نه ! که دیده بشه ! بلکه قابل لمسم برا :"مدعی" همراهی نباشه ! با عضوی از بدنشم ! نه با مثلا سلطان بدنش که گفته شده چشمه ! و دیگر چون گوش ، بینی و زبونشم ! که :

 ... ، الْحَمْدُ ... .

ی بزبون بیاره براش ! نه ! بلکه بازم بعنوان مثال مانند اونکه مثلا گفته :

انتقاد کنید ! ولی تخریب نکنید !

منتها گفته :

از راهش !

خب راه !؟ هیچی دیگه ! همین راه :"چهار دهه" ی گذشته دیگه ! مثلا !؟ مثلا :"دستگاه قضا" دیگه !

خب بنده ی خدا داره میگه انتقاد ، نه تخریب ! ثالثا (پ) اگه دارید خب بیاد من رسیدگی کنم !

پیش شما بیایم !؟ امر و فرمایش دیگه ای ندارین !؟

به وقت شب :

... ، الْحَمْدُ ... .

لِلَّهِ ... وَلَا الضَّالِّ ... قُلْ هُوَ اللَّهُ ... ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

خب شکر خدا ! خب این کم دستاوردی نیست ، حتی بعد چهل سالم ! البته اگه روشن باشه ! گفته رو میگم !

اینکه : انتقاد بشه ، تخریب نشه و راهش نشون داده بشه !

خب به کجا مراجعه کردم !؟ که روشنه ! مثلا ، بازم بعنوان مثال ! مثلا لازم نیست شال و کلاه کنی ! حالا مردش یا زن و دخترشم ! بمونه ! که اصل بحث من اینه ! که زن کی !؟ دختر کی !؟ آیا من !؟ مثل منی !؟ بقول آقا امام اباعبدالله علیه السلام !؟

حالا ! مثلا مقنعه و چادر به سر و راهی کجا !؟ دستگاه قضای شما !؟ و نزد شما !؟

امر و فرمایش دیگه ای ندارین !؟

فقط لطف بفرمایین حرفی بزنین که برا خودتون روشن باشه ! نه اینکه برا خودتونم تاریک و یا ظلمانی باشه ! چرا !؟ خب وقتی برا خودتون روشن نباشه ! از کجا که ما خدمت شما نرسیدیم !؟ و انتقادم نکردیم !؟

و ! بله ! و تخریب هم کردیم !؟ بقول شما !؟

حرف :"روشن" شما اینه ! حالا بمونه انتقاد ! و مثلا :

سره رو از ناسره جدا کردن

و ... !؟ که اگر و فقط اگر بازم بر فرض مثال ! گفته بشه :

تخریب و انتقاد !

چی !؟ یعنی حرف این باشه که :"تخریب" چی ار منتقد جدا بشه چی !؟ هیچی فرقی ندارن ! ایندو !؟

کدوم دو !؟ ای بابا ! آی کیو ! ناسره و سره دیگه ! کمثل سره و ناسره دیگه ! 


  

آشناترین پیامرسان اسلامی :  

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ ... وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ ... وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم شب (الف) بخیر .

با غروب آفتاب امروز تو فکر (ب) این بودم که اگه تو شهر و حتی روستایی نبودیم (پ) و تو آسمونم ماه و ستاره ای درخششی نداشت ، مثلا هوا ابری یود و مانع تابشی از آسمون میشد ، و جلوی پایمونم بچشم نمی اومد ! چه ارتباطی با دنیا داشتیم !؟

جز مثلا هوایی که نفس می کشیدیم ؟ و زمین زیر پامون ، که روش ایستاده بودیم !؟

خب بله مثلا صدای بادیم که بهمون می خوردم بگوش می رسید ! و دیگر چی !؟ که پیامی برا ما داشته باشه !؟

خب بله ! مثلا آب (ت) دهنم میشه مزه مزه کرد ! و زبون پیامرسونش باشه ، مثل سه پیامرسون قبلی که برا دارنده اش ، که از نعمتش برخورداره ، آشناس ! ولو اینکه تا در اون موقیعیتی که گفتم قرار نگرفته باشه ، ازش خبر نداشته باشه .

در حالیکه لازم نیست آدم در چنین موقیعیتی که گفتم قرار گرفت ، برا آشنایی با آن ها ! اونم با بچشم اومد بدنی که بالای سر آسمون (ث) و زیر پا هم زمینه ! تو روز روشنی که شب شد .

حالا درون (ج) پیامگیر این پیامرسان ها بمونه ! و پیامرسانی ! اونم ! تا کجاشم !

ناگفته نمونه که ساعتی پیش ، پیش از سریال :"امپراتور بادها" ی کره ای که تلویزیون پخش کرد ، اون پیامرسون :"خارجی" رو که تعذیرات ! ی پلم کرده بود ، رفع پلم شد و بقولی بازار پلم شکنا رو از رونق انداختم ، بدون پیامرسونای آشنایی که گفتم پیامرسون نیستن ! بلکه به اسم پیامرسان هم نمیشه ازشون نام برد !

چراکه برا چی !؟ کی !؟ جز برا پیامرسونی بنام مثلا : گوش !؟

یا مکتوب ، یا نوشته شده اش برا : چشم !؟

پیامرسان های :"داخلی" م همینطور ! بعنوان مثال سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران !

روزنامه هاشم ! چه مثلا کیهانش ، و چه مثلا آرمانش ، فرقی نداره ، بتبع هرپیامیم که داشته باشن .

حتی گنبد و گلدسته های بهترین پیامرسان اسلامیم ! در شهر یا مدینه ی اسلامیم ! چه رسه به مساجدی که مثلا برجها ، آسمان خراشها مانع رسیدنشون به پیامرسان چشم باشن ! حتی عمارتی :"دو طبقه" ای که مانع رسیدن مسجد یه طبقه به پیامرسان چشم باشه ! اونم در شهر یا مدینه ی اسلامی ! که در نوشته ی قبلی گفتم در مثلا :"شهروند" و # :"جامعه ی مدنی" ش گفته میشه ! حتی در : جمهوری اسلامی ایران !

شب بخیر .

-------------------------------------------

الف : اول شب هفته ! شنبه شب .

ب : یا اندیشه و یا بهر زبونی که از اون نامبرده بشه ، حالا یعنی چی !؟ فکر یا اندیشه رو میگم !؟ ان شاء الله در بحث بعدی بهش میرسیم ، فقط همینقدز یا بهمین اندازه گفته باشم که مثلا بعد همین غروبی که گفتم ، غروب آفتابی که مثلا صبح امروز ، بعد نماز صبحی که در نوشته ی قبلی گفتم در اومد و غروب کرد ! البته با مثلا در اومدنشم میشد فکر کردن یا اندیشید ! مثلا برا :"کار" ی در نوشته قبلی گفتم ! ولی ! الانم میشه بهش فکر کرد ! یا اندیشید ! حالا اندیشید یعنی چی !؟ یا فکر یعنی چی !؟ ان شاءالله در بحث بعدی بیشتر میگم ، فعلا همون باشه که به نقل از استاد شهید مرتضی مطهری قبلا نقل شده که عبارته از :

یادآوری زاینده

مثلا یادآوری آفتابی که امروز طلوع و غروب کرد ، در مغرب و بعد نمازش و ... بود که گفتم :

با غروب آفتاب امروز ...

پ : نه اینکه نبودیم ! بلکه مثلا بیرون از شهر و حتی روستایی بودیم ، مثلا تو بیابون و مثلا کویری .

ت : سلام برحسین .

ث : ی :"شگفت" بقول کانت آلمانی که در مباحث قبلی به نقل از استاد شهید گفتم نه ! چراکه کانت نگفت شگفت برا چی !؟ فقط گفت : برا من !

خب چی من !؟ درون :"شگفت" من !؟

آخه گفت : دو چیز منو به شگفتی وا داشت ! بیرون # و درون ! یا درون # و بیرون ! خب این :"من" ی گفت کجای این گفته ی اونه !؟ جز یکی از پنج پیامرسانیه که امشب گفتم !؟ که پیامرسونه بیرون به درونن !؟ یا پیامرسون درون به بیرونن !  

اونم نه فقط در شبی مثل امشبی که گفتم ! بلکه در روز گذشته اش هم ! از صبح تا شب ! تا مغرب !

و هنگام نمازش ! که دو رکعت اولش مثل نماز صبحه و رکعتی هم داره که بهش :

صلاة النّبی

گفته میشه ! نماز پیام آور ! از طرف خدا ! و در این رکعت گفته میشه :

سبحان الله # والحمدلله # ولا اله الا الله # والله اکبر

که بهش تسبیحات اربعه یا چهار گانه گفته میشه .

که این رکعت بعد تشهد رکعت دوم که بعد شهادت بخدا دارد :

# و اشهد انّ محمّد عبده # و رسوله

دیگر سلام نماز صبح را نداره ، برپا داشته می شود . 

ج : مراجعه بشه به ث . 


  

آشنایی با بهترین پیامرسان اسلامی :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ ... وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم روز (الف) بخیر .

نماز باران :

بعد نماز صبح و ... .

یه رکعت ؟

... : نماز ؟

یه رکعت نماز کار می خوانم قربت (ب) .

... : یه ... .

ألله اکبر (پ)

... : أ... .

أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم ، بسم الله الرّحمن الرّحیم ، الحمد لله ... ، إیّاک نعبد # و ... غیرالمغضوب علیهم # و ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل ه # و ... یلد # و ... ، # و ... .

أللهم صل علی محمد و ال محمد

... : أللهم صلّ علی فاطمة و ... .

ألله اکبر

... : أ... .

سبحان ... .

... : س... .

... .

... : ... .

إنّ الله # و ملائکة :

أللهم صل علی محمد # و ال محمد

سلام امام سوم

... : س ... .

سلام امام هشتم

... : س ... .

سلام امام .

... : سلام آقا .

---------------------------------------

الف : اول هفته .

ب : نزدیک شدن .

پ : بقول ما ترکا : راه دراز ، باغجه نزدیک ! خودتم بزرگتر از اونی هستی که تا حالا بوده برات ! بخودت نزدیک شو !

ت : به معنی :"شهر" در مثلا گفتمانی چون :"شهروند" .

یا :"مدینه" ، در مثلا  گفتمان :"جامعه ی مدنی" .

----------------------------------------

دسته ها (کلید واژه های موضوعی) :

خاص شهر (ت) اسلامی :

مسجد 


  

به مناسبت روز تولد امام عسکری (ع) :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... ، ألرّحمنِ (الف) ... وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

سلام علیکم

اشاره :

اول یه اشاره ای بشه به نوشته ی قبلی و بعد برم سر بحث از عنوان :

تاریخچه ی منطق

که در بحث از :

آشنایی با علوم اسلامی (ب)

و آشنایی با :  

منطق (پ)

مطرح شد .

-------------------------------------------------

بعد از خبر ساعت 24 شبکه ی خبر (خ) :

ضمن شب بخیر ، و عرض تسلیت بمناسبت شب وفات حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها ، و عرض پوزش که فرصت نکردم بعد از ظهر بحثو پیگیر بشم ، و الانم که وقت خوابه .

در اشاره به نوشته ی قبلی ، که گفته شد آقا امام حسن بن علی بن محمد علیه السلام دوران اماتشان در محلی نظامی تحت حفاطت اطلاعاتی بوده ، پیش از آوردن پدرشان آقا امام علی بن محمد علیه السلام به این محل بدنیا آمده بودن ، یعنی روز تولدشان در آن محل نبوده .

هیجکدام از امامان قبلی هم در محلی مانند آن محل بدنیا نیامده اند ، ولی روز تولد آخرین امام در چنین محل بوده است ، اونم با تمام حفاظت اطلاعاتی که میشده !

اما تاریخجه ی منطق :

جهت اختصار از منطق کامپیوتر و پیش از آن منطق ریاضی فعلا صرف نظر می کنم و ان شاءالله در فرصتی دیگه بقول مقام معظم رهبری :"خدمتشان" می رسم .

امام منطقی که سابقه ی پیش از میلادی هم داره ، که گفته شده برای شاهزاده ی یونانی (د) هم نوشته شده ، توسط استاد خصوصیش ، یعنی ارسطو و :"به تعبیر معروف" معلم اول .

پیش از ایشان به این عنوان ، یعنی به عنوان :"منطق" که از آن نامبرده شده و می شود ، نوشته ای نبوده ، حالا چرا !؟ و با چه روش ، منطق و یا مِتُدی تعلیم و تعلّم صورت می گرفته ؟ بدون شک و تردید همانگونه که پیش از برگردون یا ترجمه منطق ارسطو در زمان عباسیان (ذ) و دیگر آثار علمی یونان باستان ، تعلیم و تعلّم صورت می گرفته ، و اگر علم یا دانش روش ، منطق و یا متدی داشته ، که مسلما دارد ! مسلما ، آنهم خصوصا توسط امام شیعه نوشته ، و بقول منطقیون :"رعایت" اونم الزمامی می شد !

نکته ی دیگر اینکه چرا بهنگام ترجمه ی آثار علمی یونان باستان و منجمله منطق ارسطویی ، علما و دانشمندان و خصوصا شیعه برایشان این پرسش پیش نیامده که چرا منطق علم !؟ یا علم منطق !؟ داشته !؟ و این امر مهم ولی امری نداشته !؟ یا ولی امری آنرا برشته ی تحریر در نیاورده !؟ و یا دستورش نداده !؟ که بقول منطقیون :"بخطا" نرفته یا :"مصون" از خطا باشن !؟

ووو !؟ که فقط می توان بدان امیدوار بود که منطق علم یا علم منطق ، مثل دستور زبان فارسی ما ، یا صرف و نحو عربی ، و یا مثلا گرامری باشه ، که همانطور که مردم در گفتگوی خود و با خود ! دارن ، در علم یا دانشم دارن ! همانگونه که در منطق کامپیوتر گفته می شود که :"ربان" ماشین :"صفریک" ه !

یعنی زبان :"علم" یا دانشم منطق ارسطوییه !

خب ! ادامه ی بحث بمونه برا فرصتی دیگه ان شاءالله تعالی و بحول و قوه اش ، شب بخیر .  

------------------------------------------------------

الف : مراجعه شود به (ب) در نوشته ی قبلی .

ب :

آشنائی با علوم اسلامی جلد اول
منطق - فلسفه
متفکر شهید استاد مرتضی مطهری
چاپ هشتم : پائیز 1369
ناشر : انتشارات صدرا (با کسب اجازه ازشورای نظارت بر نشرآثار
استاد شهید(

پ : علم منطق ؟ یا منطق علم ؟ (ث)

خب منطق بعنوان علم یا دانشی هم ! فرق داره با علم یا دانشی هم ! بعنوان منطق .

خب برا اینکه از نام یا اسم آندو ، یعنی :"علم منطق" و :"منطق علم" پیداس ، مگه اینکه مراد از ایندو یکی باشه !

و نام یا اسم :"علم" م با نام یا اسم :"منطق" م همینطور ! ووو !

تا برسه به استاد و شاگرد ! و ایندو هم یکی !

بقول مثلا مسابقه ای بنام :"ایمان" که تلویزیون مدیتیه راه انداخته ! که فرصت بشه ان شاء الله امروز به اینم اشاره ای بتونم بکنم ! خصوصا به مسابقه ی امروزش ! که از یکی بودن عالم و معلوم ، و عالم بواسطه ی معلوم ! مثلا همون شاگرد استاد ! و بشرط شاگرد ، ولو یکی ! و ... رو به مسابقه گذاشته ! البته برا ولو یکی ! و ... ! نه خودش ! و خودش و بقول خودش :

حضوری !

خب اذانه ظهره به افق ما ! بریم !

التماس دعا ! در گفتگو با ... !؟ در ملاقات ... !؟

حالا  منطق (ج) ؟ و منجمله علم (چ) ؟ و نخستین (ح) ؟ بمونه برا فرصتی دیگه ان شاءالله تعالی .

ج : علم .

چ : دین یا اسلامی .

ح : علم :"علوم اسلامی" .

خ : خب از ظهر ، بجز برنامه ی سمت خدا ، که بیشترش ضبط شده در مشهد بود ، و درسهایی از قرآن ، که زنده نبود ، فقط خبر مختصر ساعت هفت و مجله ی خبری شبکه ی یک سهم من شد و بقیه تحت اشغال دیگران بود و خبر مشروح داخلی و خارجی رو همین ساعت 24 بود که تا آخرشو گوش و چشم دادم ، منجمله خبری از نه دی هشتادو هشت ، هشت سال پیشو ، در ساعت 24 امروز که هفتم دی بود .

د : اسکندر مقدونی .

ذ : همزمان با آقا امام محمد بن علی بن موسی علیه السلام  و پدر بزرگوارشان آقا امام عالم ال محمد علیه السلام .  


  

یه نفر مثل ما .

ارتباطات (الف):

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ ... بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قُل هُ ...  ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، ... .

دختر و مادر : سلام ... سلام ...

مادر و دختر : ...

دختر : زلزله

الف :

قل هوالله احد

الله الصمد

لم یلد

ولم یولد

ولم یکن له کفوا احد

ب :

بسم الله الرحمن الرحیم

قل هوالله احد

الله الصمد

لم یلد و لم یولد

ولم یکن له کفوا احد

دانشجویی یا طلبگی :

بسم الله الرّحمن الرّحیم

آشنایی با ع ... لم (ب) ... .

-------------------------------------

الف - دانشجویی :

سلام علیکم

دیشب شبی مثل شب ... کرمانشاه زلزله زده بود ، بعد اینکه مادر گفت :

اول : یه زنگ بزن قم ، محدثه گفت اونجا زلزله اومده .

بعدشم : بزن شبکه ی خبر ... .

چرا !؟ خب برا اینکه او نشب برا اولین بار ، از وقتی که اینجا اومدیم ، همه ی همسایه ها که نه ! تا چشم کار می کرد ، هم محلی ها هم زیر :"یه سقف" بودن ! زیر یه :"عبا" ، چادر ، خیمه ، ووو بطور موقتم ! حالا ، یه :"کانکس" م بقول امروزیش !

راستی تلویزیون یه مدلشو نشون میداد که میشد دویست تاشم بار یه تریلی کرد ! خب تو انبار ! که شاید قد تهرونشم نیگر داشت دیگه ! دیگه از تهرون بزرگتر ! که نداریم ! داریم !؟

چرا !؟ خب شاید یه روزی ، یه شبی ، اونم زمستونی و خیلی سرد و یخبندون که نه فقط ! شایدم بارانی و طوفانیم ! بدرد بخوره انبار ! شده ! البته خدا کنه که بمونه تو انبار ! و روز بروزم بروز بشه و هیچوقتم بکار نیاد ! ولی بهتر از انبار! خالیه که !

چی !؟ خب بله ، منکه نگفتم دیشب تهرون بودیم ! مادر تهرون بود ! چی میگن !؟ مثل مجازی !؟ ارتباطو که نمیشه منکر بشیم ! اونم تو این عصر ارتباطات !

دختر : اینجا میگن :"یه نفر... . " تلفات داشته !؟

پدر : میگن ، تلویزیون که مشتری نداشت بزنم شبکه ی خبر تا ... م اون چی میگه ؟ 

اینجا که نمیگه ! تا ... م . 

... : چی !؟ 

هیچی بابا ! باز ما اومدیم یه چیزی گفتیما ! گوشا تیز شد ! که ب ... ن ما چی !؟ گفتیم !


  

مدیریت بحران علمی دینی 3 :

... بِسْمِ ... الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... .

سلام علیکم

گشت ب (پ) :

... ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ ... .

فکر می کنم گشت خوبی داشتیم ، شاید گفته بشه :"بال پرواز" رو نداشتیم ! ولی :"مگس" که نبود توی عَلَم ! هرچندم که طیر یا پرنده بحساب بیاد ، و نطقم داشته باشه ، مثل :"مرغ" ا .

خب بد نبود ! بقول آقا باقرالعلوم علم یا دانش کم ، از جهل زیاد بهتره .

تازه فکر می کنین چرا گفته شده و میشه ، منطقیم بحساب میاد :

مجموعه ی جامع نداریم !؟

خب بله نه تنها تو :"باب معرفت" ، عرفان ، اشراق ویا ... ، بلکه تو :"باب حجت" م نداریم ! با اینکه من که ندیدم مثل "باب دوم" علم یا دانش ، یعنی مثل :"سفیه" یا دیوونه (پ3) یا بی عقل ، یا مثل بی فکر یا اندیشه ، تو قرآن عظیم ، بی معرفت یا شناختم اومده باشه ، مثلا گوشی که هیچی نشنوه و بهش گفته بشه : بشنو ، یا براش یه چیزی گفته بشه !

خب ! ضمن اینکه در این گشتی که داشتیم گشت :"جامع" ی نداشتیم ، یه چیزیم که دستگیرمون شده باشه ، ولو قلیل یا کمشم غنیمته و دست :"خالی" یا صفرو تهی برنگشتیم بخونه !

همینم که از خونه راه افتاده باشیم و برگشته باشیمم کفایت می کنه ، ولو اینکه یه چیزم به گوشمون رسیده باشه ، یا بچشمون خورده باشه مثلا ، حالا برا اینکه حرف و نوشته ی اونه که گوش و چشم گفتم ، وگرنه بقیه ی اعضای بدنو که نذاشیتیم تو خونه و زده باشیم بیرون ! ولو اینکه سرکم کشیده باشیم تا مثلا ببینیم چه خبره ؟ و حتی اگه برا خبر گرفتنم باشه که زده باشیم بیرون ، و با مثلا صدایی متوجه شده باشیم گوش داریم ! چشم و اعضای حسی دیگه هم همینطور ، و دستاوردمونم همین باشه ! تو خونه ! حالا خونه ی دومم چه بهتر ! سوم ، چهارم ووو هم که فبها ! بعنوان مثال یادآوریش ، و همینطور بقول استاد شهید مرتضی مطهریم :"زاینده" ی اونم که بقول ایشون بهش فکر یا اندیشه گفته بشه .

البته نه اینکه زاییده ی ذکر یا یاده ! مثل اینکه تو همون خونه ی اولم مثلا شنیدن زاییده ی گوش باشه ! حالا گوشم که گفته بشه زاییده ی صدا یا صدایی هست که بهش رسیده ! بحثش جداس ! و بهش دیگه عرفان ، اشراق و مانند اینا گفته نمیشه ، بهش مثلا گفته شده : "کلام" و مثلا :"کلمه" گوش گفتن همانا و گوشم پیدا شدنه ، و گردشمون بعد این بود که گوشه رفته بود بگرده یه صدایی بهش رسید ! یا با یه صدایی گردشگر با خبر از گوشش شد ! خب بله گوش با خبر پیدا شد ! یعنی گوش شنوا ! حالا بعدش چی پیدا میشه !؟ و تا کجا اسمش معرفت ، عرفان ویا ... ست !؟ و از کجا باب یاد در دیگه باز میشه !؟ و اسمش چیه !؟ بمونه !

بعبارت دیگه خاتمه بخش باب اول که مثلا گوش بازکرد به بیرون اگه شنیدن باشه ، خاتم این چی !؟ و ...  

گشت پ (پ2) :

خب ، حال دارین !؟ که گشت شبانه هم داشته باشیم !؟ یا باز بقول مثلا حافظ قرآنی و شایدم حافظ :"اُمّ الکتاب" م مثلا :

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ، ... !؟

خب ظلماته ، خورشید رفته پشت کوهها و شبه دیگه !

خب بله ! بقول آقای قرائتی در برنامه ی سمت خدای همین دیروز تلویزیون ، خورشید پنهونه ، ولی چراغ چی !؟ میشه همراه ورداشت و رفت گشت ، گشت شبانه !

خب بریم !؟ راستی مادر کو !؟

رفته گشت شبانه !؟ برپا کرده !؟

بمونه برا یه شب دیگه ! ان شاءالله .

 

 

پ – گشت 2 .

پ2 – گشت 3 .

پ3 – نه عاشق ! که عقلم داشته باشه ! 


  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :58
بازدید دیروز :69
کل بازدید : 572918
کل یاداشته ها : 1391


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ