حفظ انقلاب (4) :
بسم الله ... ، إقرأ ... ، ن والقلم و ما یسطرون، ... . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، لَا أُقْسِمُ بِیوْمِ الْقِیامَةِ ، وَ ... .
با سلام و صبح بخیر .
انقلاب دوم (1) :
زیاد فرصت ندارم ، می خوام برم نون بگیریم ، بخوریم و بعدشم که بریم سرکار .
پس فعلا فقط اکتفا می کنم به اینکه ، چش و گوش و اعضای حسی دیگه ، حرفشون فقط این نیست که مثل بعضیا بگن :
من می خوانم ، پس هستم .
بلکه بعدشم میگن :
من می نویسم ، پس هستم .
البته سر جاشه که گفتم بعنوان مثال ملای رومی میگه :
ما رمیت اذا رمیت گفت حق
کارحق بر کارها (2) دارد سبق
... ، لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ ، إِنَّ عَلَینَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ، فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ، ثُمَّ إِنَّ عَلَینَا بَیانَهُ ، ... .
خب ، پاشم برم نون بگیرم تا دیر نشده .
زیر نویس :
1 – مثل همون روزی که صدا کرد و گفتم که فرداش شاه اومد تو تلویزیون و گفت صدای اونو شنیده ، که به اون روزو روز انقلاب دومم گفته میشه .
2 – مثل همین کار چش و گوش و اعضای حسی دیگه که گفتم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ، ... ، فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ .
(سلام علیکم)
مقدمه ای بر خواندن و نوشتن :
خدا رفتگان شما را بیامرزد ، ابوی مرحوم ما یک حرفی از بچگی به ما یاد داده ، آنهم اینکه وقتی وارد یک جا می شویم اول سلام دهیم ، تازه بقول پیامبر ، ولو اینکه در آنجا کسی نباشد .
نخستین پرسش کتاب خدا : أَلَمْ یعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یرَى ؟ (نخستین سوره ی قرآن العظیم ، سوره ی علق)
حالا ما گیریم که مثلا آنهایی که به آرامگاه حجربن عدی اهانت کرده اند بزرگتری مثل ابوی مرحوم ما نداشته و ندارند ، پیامبر را هم قبول که قبول نداشته باشند ! خب جواب خدا را چه می دهند ؟ آیا خدا که مثلا ده سال پیش از بعثت دیوار خانه خودش را شکافت و حضرت فاطمه بنت اسد سلام الله را وارد خانه کرد ، با بتهای سنگی و چوبی ووو دیگران که در خانه اش گذاشته بودند کاری داشت ؟ اهانتی کرد ؟
خب بله مولود کعبه که از کودکی تربیت شده در مکتب وحی ، یک روزی خانه ی خدا را از این سنگ و چوبها ووو جارو کرد و بیرون ریخت ، یک روزی هم بجایی رسید که بیزاری خدا و فرستاده اش را از دو گانه پنداران پیمان شکن برای آنها برد و به آنها ابلاغ کرد .
خب بله اگر اینها جرم است ! حجربن عدی و پسرش بجرم طرفداری از مولود کعبه و پاک کننده ی خانه خدا از آثار شرک و بت پرستی و فرستاده خدا و رسولش برای ابلاغ سوره ی توبه به مشرکین پیمان شکن جای کشته شدن دارد ! ولی آنچه که بعنوان جنازه ی مرده ی بخاک سپرده شده خوانده می شود در کدام حافظه ای نوشته شده که به آن اهانت شود ؟
تاریخچه ی خواندن و نوشتن :
زمان ما یعنی نیم قرن پیشتر از نهضت که نه ، از پیکار با بیسوادی پادشاهی هم خبری نبود ، حالا اگرهم بود ابوی مرحوم ما ما را اول فرستاد مکتب ، ابجد ، هوز ، حطی ، کلمن ، سعفص ، قرشت ، ثخذ ضظغ را و عمه جزء را که جزء سی قرآن نامیده می شود در آنجا یاد گرفیتم .
البته با الفبای فارسی پیش از رفتن به مکتب آشنا شده بودیم ، و فقط به زبان مادریمان که ترکی بود آشنا نبودیم بلکه فارسی هم حرف می زدیم ، ولی به نوشتن فارسی فکر می کنم در پایه ی اول ابتدایی دبستان مشغول شده باشم . یعنی یادم نمی آید پیش از آن بفارسی چیزی نوشته باشم ، چرا در مکتبخانه که علاوه بر سوره هایی از قرآن که می خواندیم ازگلستان و بوستان سعدی و کلیله و دمنه ویکی دو کتاب دیگر فارسی هم می خواندیم ولی نوشتنش یادم نمی آید ، فقط یادم می آید که مثل مثلا آموزه های پدر که از کتاب خدا نخست سوره حمد و بعد هم سوره ی توحید را یادمان داده بود که نماز هم بتوانیم بخوانیم ، و چند سوره کوتاه دیگر ، و داستانها و مطالبی از کتابها که بیشتر قرآنی و روایی بودند برایمان می خواند ، و دیگر حرفهایی که مادر برایمان می گفت ، و آنچه که از خواهر و برادر در خانه و همبازیها در بیرون از خانه می شنیدم و دیگر از دیدنی ، شنیدنی ووو را در جایی می نوشتم ! که الان یادم می آید تا برایتان بگویم .
آن زمان که مثل الان رایانه نبود که در آن نوشته شود و نگهداری شود ، نهایتش اگر کاغذی بدست می آمد روی آن یادداشت برداری می شد ، ولی اگر هم مثل امروز هم بود باز پس از خواندنی از حافظه یعنی یادآوری از آنست که در حافظه ی یارانه نوشته می شود ، مثل همین که بنده دارم از حافظه ی خود مایه می گذارم در این نوشته که پیش روی شماست .
بعبارت دیگر اینکه گفتیم خواندن و نوشتن ، برای اینست که نوشته ای خوانده می شود و بعد آن در حافظه ی ما یا مثلا رایانه مثل این که چشم شماهم بر آن افتاده نوشته می شود ، حالا نخستین نوشته ای که خوانده شده و در حافظه ما نوشته شده چیست ؟ هرچه باشد و هرزمانی که رخداده باشد رخدادی مثل این نوشته است که در این صفحه پیش چشم ماست .
مثل سلامی که وارد این صفحه شد و خیر مقدم چشم آسمانی شما .
تا بعد فعلا خدا نگهدار .
ادامه ی آشنایی با کتاب خدا :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ، وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
... ، ...
فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْیاهَا ، فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَیهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا
وَلَا یخَافُ عُقْبَاهَا
سلام ( علیک ( م
خب باز جمعه و اول عرض تبریک خدمت شما که بنده را همراهی فرمودید تا قسمت پایانی آشنایی ما با کتاب الله ، یا نوشته ی الله و یا نوشته ی خدا بقول خودمان که فرق دارد حتی با نوشته ی رسول الله ، یا فرستاده ی الله و یا فرستاده ی خدا حضرت محمدبن عبدالله صل الله علیه و اله وسلم چه رسد به نوشته های دیگر .
چراکه گفتیم بعنوان مثال در وصیت نامه ی حضرت امام (ره) به نقل از پیامبر نوشته شده که ایشان دو چیز برای بعد خودشان گذاشته اند و ما با نخستین آن که نوشته ی خداست آشنا شدیم ، البته داشتیم آشنا می شدیم که با نوشته ی تازه ای آشنا شدیم که در قسمت پایانی بعرض رسید ، این را برای عزیزانی عرض کردم که تازه به جمع ما پیوسته اند .
حالا کی خبرش را برای ما آورد ؟ بماند ، فعلا همینقدر عرض کرده باشیم آنکه می خواهد ما را هدایت کند ! مثلا در حوزه یا دانشگاه ، که امروزه دیگر بی سوادی را پذیرش نمی کنند ، خصوصا وقتی بقول نهضت سواد آموزی ایران را سراسر مدرسه کرده باشیم و حتی مثل دبستان ، حالا مثل راهنمایی ، دبیرستان ، پیش دانشگاهی مثل دانشگاه دولتی و غیر آن ، و یا حوزه هم ، بماند .
چراکه در این چیه کلاس ( چراکه معادل فارسی آن نه تنها در دبستان ووو ی آن را ندیده ام بکار برده شود ، بلکه در حوزه هم امروزه دیگر باب شده که مثلا گفته شود کلاس درس ... ) اول نهضت سوادآموزی هم به دانش آموز گفته می شود : بفرمایید شام ، شام ریاضی ، وقتی که یک بشقاب صفر ، خالی و یا تهی را پیش چشمش می گذارند .
خب ما داشتیم با نوشته ای آشنا می شدیم که مثل نوشته ی پیامبر برای بعد خودش که دو حرف داشت ، یکی مثل ثقل نخستش که در آن نوشته ی خدا بود ، و یکی هم که اگر بزرگترین آیه را نداشت مثل سوره ی توبه در قرآن العظیمش ، ولی مثل مثلا پیامکهای امروزی نبود که صفر ، خالی و یا تهی هم باشد ، بلکه در آخرین سوره آن هم حرفی برای ما دارد ، ولو اینکه مثل نخستین سوره اش حرفش این نباشد که " اقْرَأْ ( بِ " که الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ، بندگانش را که حرفشان : "إِیاکَ نَعْبُدُ وَإِیاکَ نَسْتَعِینُ" است هدایت کرده به : "بِ (اسْمِ ( " ی آشنا ، و نیاز به ثبت نام در نهضت سواد آموزی را هم که داشته باشند برای آشنایی با نوشته ی آنست ، حالا ثبت نام در دیگر مراکز برای آشنایی بیشتر مثل دبستان ووو ی آموزش و پرورش منتهی به دانشگاه یا حوزه ی امروزی چه بهتر .
خب ، این بود که نیاز به آشنایی با نوشته ی خدا پیش آمد ، آنجا که نوشته ی تازه ای پیدا شده که حتی در این چیه کلاس اول نهضت سواد آموزی هم نه تنها خوانده شده !؟ بلکه پیش چشم سواد آموز هم گذاشته می شود و گفته می شود : بفرما بخور " این" را ! نه با اشاره به آن در ایندو (این) که مثل نونی که در یکی دو بحث قبلی داشتیم دو طرف دارد و در منطق ریاضی نامش یک صفر است ، نه نطق نخستینش که گفته می شود : "صفریک"است ومثل این () که در نوشته ی قبلی گفتیم به آن مجموعه ی تهی گفته می شود و این نوشته در ادامه آن بود .
واین بحث ادامه دارد ان شاءالله تعالی ، فعلا خدا نگهدار